هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 7 تير 1396
ساعت 16:45
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت 10:21 2017-5-16 10:21:58
شناسه خبر : 270907
رئيس‌جمهور فعلي ايران كه حقوقدان‌بودن خود را به‌منزلة يك برتري در جريان مبارزات انتخاباتي پيشين به‌رخ رقبا مي‌كشيده و به‌علاوه به‌كرات دولت خود را دولت راستگويي و تدبير معرفي مي‌كرده، حالا آشكار شده كه نه تنها دعاوي عمده و بزرگش دربارة برچيده‌شدن تحريم‌ها ، به‌رسميت‌ شناخته‌شدن حق غني‌سازي، و رفع ساية شوم جنگ از سر ملت ايران ، هر سه دروغ بيّن و آشكار است كه ايشان سال‌هاي سال پيش از اخذ دكتري از دانشگاهي بسيار ناشناخته و غريب و جديدالتأسيس، خود را از ابتداي انقلاب به دروغ دكتر معرفي مي‌كرده است
رئيس‌جمهور فعلي ايران كه حقوقدان‌بودن خود را به‌منزلة يك برتري در جريان مبارزات انتخاباتي پيشين به‌رخ رقبا مي‌كشيده و به‌علاوه به‌كرات دولت خود را دولت راستگويي و تدبير معرفي مي‌كرده، حالا آشكار شده كه نه تنها دعاوي عمده و بزرگش دربارة برچيده‌شدن تحريم‌ها ، به‌رسميت‌ شناخته‌شدن حق غني‌سازي، و رفع ساية شوم جنگ از سر ملت ايران ، هر سه دروغ بيّن و آشكار است كه ايشان سال‌هاي سال پيش از اخذ دكتري از دانشگاهي بسيار ناشناخته و غريب و جديدالتأسيس، خود را از ابتداي انقلاب به دروغ دكتر معرفي مي‌كرده است
 
پرده اول: صورت مسئله
 
ــ ظرف چند هفتة گذشته به‌كرات از اين بنده سؤال شده كه: به‌نظر شما در رسالة دكتري آقاي شيخ حسن روحاني تقلب‌ها و سرقت‌هاي بسيار زيادي صورت گرفته است؟ و نظر به اينكه بنده به سبب چند صباحي(بيش از چهارده سال) درس و مشق‌خواندن و نوشتن در ديار بريتانيا، آشنايي‌هايي نه چندان اجمالي از دانشگاههاي آن ديار و سختگيري‌هاي رسالة دكتري در آن كشور دارم به‌نظرم مي‌آمد كه بسياربسيار بعيد است كه فردي حتي با داشتن شغل سادة كارمندي بتواند رسالة دكتري خود را آن هم در رشتة حقوق و آن هم در آن ديار بنويسد.
 
مي‌دانيم كه رئيس‌جمهور محترم ما سال‌هايي كه گفته مي‌شود دوره‌هاي كارشناسي ارشد و دكتري خود را مي‌گذرانده، هم‌زمان مشغول مشاغلي بوده كه به زحمت مي‌توانسته براي دو سه روز از تهران خارج شود، پيشكش كه به بريتانيا برود و سر خود را در كتب و مقالات پژوهشي عديده فرو كند: مشاغلي نظير دبير شورايعالي امنيت ملي و نايب رياست مجلس شورا و هكذا، خواه هم‌زمان و خواه يكي پس از ديگري. با اين اوصاف و نيز تجربة رسالة دكتري خودم، مانده بودم كه آقاي روحاني چگونه توانسته امور را تدبير كند و رسالة دكتري‌اش را ضمن عهده‌داري آن نوع مشاغل بسيار درگيركننده بنويسد. تا اينكه ماجراي كتاب دكتر هاشم كماليِ افغاني‌تبار آفتابي شد و در كنار رسالة آقاي روحاني قرار گرفت.
 
و به دنبال آن اظهارات آية‌الله كلانتري دائر بر اينكه 80 درصد فصل 4 رساله مذكور عيناً كپي‌شده از كتاب وي و سرقت است. علاوه بر اين موارد، چند گروه از دانشگاهياني كه مجهز به انواع نرم‌افزارهاي تطبيقي بوده‌اند توانسته‌اند موارد بسيار زيادي از انواع نقل قول‌هاي بدون ارجاع را نيز شناسايي كنند. بنده بنوبه خود چكيدة رساله آقاي روحاني را با چكيدة كتاب پرفسور هاشم كمالي مقايسه كردم. و لابد خواننده هوشمند متوجه است كه چكيدة يك كتاب يا رساله، ‌چه معنا و مدلولي دارد؟ شباهت‌ها و در مواردي طابق‌النعل ‌بالنعل‌بودن بسياري از عبارات جاي هيچ ترديدي براي هيچ فردِ منصفِ صادقي نمي‌گذارد كه با عطف نظر به اين چكيده، جان كلام رسالة آقاي روحاني از كتاب هاشم كمالي سرقت شده است.
 
پرده دوم: مصيبت 
 
ــ تا اينجاي كار، فاجعه‌آميز است كه گفته شود رئيس‌جمهور فعلي ايران كه حقوقدان‌بودن خود را به‌منزلة يك برتري در جريان مبارزات انتخاباتي پيشين به‌رخ رقبا مي‌كشيده و به‌علاوه به‌كرات دولت خود را دولت راستگويي و تدبير معرفي مي‌كرده، حالا آشكار شده كه نه تنها دعاوي عمده و بزرگش دربارة برچيده‌شدن تحريم‌ها ، به‌رسميت‌ شناخته‌شدن حق غني‌سازي، و رفع ساية شوم جنگ از سر ملت ايران ، هر سه دروغ بيّن و آشكار است كه ايشان سال‌هاي سال پيش از اخذ دكتري از دانشگاهي بسيار ناشناخته و غريب و جديدالتأسيس، خود را از ابتداي انقلاب به دروغ دكتر معرفي مي‌كرده است و از مزاياي آن هم بهره‌مند ميشده است. قوز بالاقوز جديد اينكه اينك آشكارشده كه بخش‌هاي قابل توجه همين رسالة دكتريِ بعدها اخذشده هم با تدابير ظريف، و بعضاً نه چندان پيچيده و پوشيده، از چندين كتاب ديگر سرقت شده است.
 
پرده سوم: مصيبت عظيم
 
ــ مصيبت عظيم اينك اين است كه شخصي با سوابقي از جعل عنوان  و برخورداري از مزاياي آن، دروغ‌هاي سياسي بزرگ دربارة نتايج مذاكراتي اين چنين سهمگين و پردلالت با مصمم‌ترين و پرقدرت‌ترين دشمن استقلال و حاكميت و عزت و اقتدار ملي ما، اينك توسط شورايي كه اصلي‌ترين كارويژه‌اش نگهباني از تأثيرگزارترين نهادهاي حكومتي است از طريق ممانعت از ورود افراد جاعل و عوام‌فريب و دروغ‌گو به آن نهادها، چنين شخصي را واجد صلاحيت رياست جمهوري دانسته است. شخصي كه متواتراً گفته مي‌شود علاوه بر ريخت‌و‌پاش‌هاي بي‌سابقه در نهاد رياست جمهوري، بازگذاردن دست برخي از خويشان و دوستان در غارت بيت‌المال، اساساً رسالة دكتري‌اش مخدوش و حاوي بسياري از عبارات مسروقه از آثار ديگران است.
 
 
پرده چهارم: مصيبت اعظم
 
ــ اين مصيبت از همه بزرگ‌تر و در عين‌حال دردناك‌تر و فجيع‌تر است: هيچيك از نهادهاي حكومتي نظارتي و غير نظارتي، از جمله همان شوراي مقتدر و بسيار مهم كه كار اصلي‌اش نگهباني از نهادهاي بالادستيِ حكومت است، حاضر نيستند با وجود شواهد عديدة موجود، موضوع را حتي در دستوركار بررسي، اعلام نظر، و اقدام مقتضي قرار دهند.
 
ــ در كمال درد و رنج بايد اذعان كنم كه در بسياري از همان كشورهايي كه ما به حق آنها را مستكبر و استيلاطلب و غارتگر و ناقض حريم و حقوق ساير ملت‌هاي ضعيف‌تر مي‌دانيم، محال است رجلي با سوابق بيّن و درخشاني از تزوير و تبهكاري و دروغ بتواند بگريزد و مورد عزل و بي‌حيثيتي و محاكمه قرار نگيرد.
 
ــ به همين ميزان مصيبت‌بارتر اينكه، هيچيك از جناح‌هاي سياسي قدرتمند درون حاكميت هم هيچ موضعگيري يا مطالبه‌اي جهت تجديد نظر در صلاحيت چنين رجلي را نمي‌كنند. 
 
ــ به‌راستي همة جناح‌هاي سياسي مجاز، با همراهي و سكوت در قبال چنين رجلي چه پيامي به ملت ايران مي‌دهند و به‌ويژه به جواناني كه در آستانة ورود به عرصة سياست هستند چه درسي مي‌دهند؟ آيا آنها مي‌خواهند بگويند در عرصة سياست ايران هيچ ميزان و هدفي بالاتر از كسب قدرت و حفظ قدرت، آن هم به هر قيمتي، وجود ندارد؟
 
ــ آيا جناح‌هاي سياسي با سكوت خود در قبال چنين تزوير‌ها و تبهكاري‌ها مي‌خواهند با زبان بي‌زباني بگويند ”سياست نه فقط پدر و مادر ندارد كه جدّ و آبائش هم يك عده تبهكارِ عوام‌فريب و گانگستر هستند“؟ و بلكه بيش‌تر: ”سياست حرامزاده‌ يا عروس هزار دامادي است كه ما رجال سياسي هر روزه با آن نرد عشق مي‌بازيم تا قدري بر قدرت و ثروت خود بيفزاييم“، به‌رغم توسل لاينقطع به بهترينِ فضايل، و به بهترين اسوه‌هاي ايمان و هدايت و تقوي؟
 
ــ آيا روشن است كه شوراي نگهبان روي‌هم‌رفته با اين قبيل تشخيص صلاحيت‌ها به‌عموم مردم و خصوصاً به جوانان غيورِ شفيقِ آزادة غير جناحيِ بلاكشِ انقلاب چه درسي مي‌دهد؟
 
ــ آيا نهادهاي حكومتي مي‌خواهند به اين جوانان شفيق بصير بگويند: مهم نيست چه كسي با چه ميزان ”زر و زور و تزوير“ و دست‌هاي آلوده و سوابق جعل و سرقت و دروغ و رانت‌خواري و چپاولگري به وكالت يا وزارت يا رياست و حتي نيز رهبري  برسد؛ مهم اما اين است كه همة اينها به‌آرامي و بي‌سروصدا و بي‌تلاطم صورت گيرد تا ملت كماكان صلوات بفرستد و تكبير بگويد و در راهپيمايي‌هاي سالانه شركت كند و پاي صندوق‌هاي رأي هم بيايد تا مبادا مستكبران متجاوز بپندارند كه مردم با آنها نيستند؟ آيا اين است منطق تصميم‌گيري‌هاي كلان حكومتي در قبال بي‌عدالتي‌ها و چپاول بيت‌المال، و منطق تشخيص صلاحيت‌ها و صالحان و اصلحان؟
 
ــ واي بر ما! واي بر ما! شرم بر ما! شرم بر ما! ما داريم كجا مي‌رويم؟
 
ــ آيا نبايد از خود سؤال كنيم كه: ما به‌راستي براي چنين رويه‌ها و چنين منطقي انقلاب كرده‌ايم؟
 
ــ آيا به‌راستي مي‌توانيم در كتاب‌الله ‌الحكيم، و سيرة امامانِ ايمان و هدي و فرقان قرائن و شواهدي بر چنين رويه‌ها و چنين منطقي بيابيم؟
 
ــ آيا روشن نيست كه چند صباح ديگر، از اعتقاد عموم مردم به كتاب‌الله و عترت رسول‌الله چه مي‌ماند؟
 
ــ به فرض كه در جايي منصور نظري را بيرحمانه ضرب و شتم كنيم و به زندان بيفكنيم و در جاي ديگري هم سيد ميثم صفائيان را و در جاهاي ديگر هم امثال اين ظلوم جهول كفور را با تدابيري از اين آرمان‌طلبي‌ها و عدالت‌خواهي‌ها دهان‌دوخته و دل‌سرد و بل دل‌مرده كنيم، آيا نبايد از خود سؤال كنيم كه: كاروان حكمراني با اين شيوه‌ها و با اين قبيل مصلحت‌انديشي‌ها و رويه‌ها چند صباح ديگر پايدار خواهد ماند؟
 
ــ به‌فرض كه كاروان حكمراني‌ ما تا صبح قيامت هم پايدار بماند و كمترين تموّجي در آب آرام و سرشار از امنيت حوض‌هاي دنيوي ما ايجاد نكند! آيا در اين صورت ما نسبتي با شيوة حكمراني اميرالمؤمنين داريم؟ و آيا در حاق قلوب خود، مي‌توانيم با اين حجم از حق‌كشي و بي‌عدالتي و تعدي به حق‌الناسْ مواجهة با آن ”حقيقتي بر گونة اساطير“ را در ”يوم يقوم الحساب“ تصور كنيم؟ و لاحول و لاقوه الا بالله العلي العظيم.
 
ــ ”ولتكن منكم امه يدعون الي‌الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن‌المنكر و اولئك هم المفلحون“.
 
حسبنا الله و نعم الوكيل، نعم المولي و نعم النصير


 

 

 

 

 

دروپال طراحی سایت