هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 27 اسفند 1395 ساعت 00:51 2017-3-17 00:51:03
شناسه خبر : 267930
استقبالی که در دهه فجر از سوی اقشار مختلف مردم و نخبگان صورت گرفت، موجب شد که مرحله‌ی دوم نمایشگاه مشهد دوست‌داشتنی طراحی بشود.عنوانش را گذاشته‌ایم «شهرک تاریخی» مشهد دوست‌داشتنی.از علم و هنر. تا سبک زندگی. تا کار و پیشه و حرفه. تا زیارت و معنویت. تا جهاد و حماسه و شهادت؛  فضای تاریخی و کهن خراسان و مشهد در این محورها بازآفرینی شده است و بازدید‌کننده با حضور در شهرک حس زندگی در این مقاطع تاریخی را به شکل بدیعی تجربه می‌کند.
استقبالی که در دهه فجر از سوی اقشار مختلف مردم و نخبگان صورت گرفت، موجب شد که مرحله‌ی دوم نمایشگاه مشهد دوست‌داشتنی طراحی بشود.عنوانش را گذاشته‌ایم «شهرک تاریخی» مشهد دوست‌داشتنی.از علم و هنر. تا سبک زندگی. تا کار و پیشه و حرفه. تا زیارت و معنویت. تا جهاد و حماسه و شهادت؛ فضای تاریخی و کهن خراسان و مشهد در این محورها بازآفرینی شده است و بازدید‌کننده با حضور در شهرک حس زندگی در این مقاطع تاریخی را به شکل بدیعی تجربه می‌کند.

گروه فرهنگی-رجانیوز:  وحید جلیلی در یک نشست خبری در مجتمع فرهنگی کوثر مشهد خبر افتتاح «شهرک تاریخی» مشهد دوست‌داشتنی را اعلام کرد.

به گزارش رجانیوز، روز گذشته او با حضور در شورای شهر مشهد در معرفی برخی ابتکارات این نمایشگاهِ متفاوت، لحظاتی کلاه و دستار مشهور حکیم ابوالقاسم  فردوسی را بر سر گذاشت که بازتاب زیادی در فضاهای رسانه‌ای و مجازی داشت.

جلیلی در این نشست خبری به تفصیل برنامه‌ها و راهبردهای  شهرک تاریخی یا به تعبیر او «این فناوری فرهنگی» را  تشریح کرد.

 

«شهرک تاریخی» مشهد دوست‌داشتنی

استقبالی که در دهه فجر از سوی اقشار مختلف مردم و نخبگان صورت گرفت، موجب شد که مرحله‌ی دوم نمایشگاه مشهد دوست‌داشتنی طراحی بشود.

عنوانش را گذاشته‌ایم «شهرک تاریخی» مشهد دوست‌داشتنی.

از علم و هنر. تا سبک زندگی. تا کار و پیشه و حرفه. تا زیارت و معنویت. تا جهاد و حماسه و شهادت؛  فضای تاریخی و کهن خراسان و مشهد در این محورها بازآفرینی شده است و بازدید‌کننده با حضور در شهرک حس زندگی در این مقاطع تاریخی را به شکل بدیعی تجربه می‌کند.

 

نقطه آغازی برای ارایه یک مدل توسعه توامان اقتصادی و فرهنگی

ما همچنان به غارت فرهنگی که در مشهد صورت گرفته معترضیم و به مدل‌های توسعه‌ای که در مشهد پیاده شده است. ولی در کنارش باید پیشنهاد جایگزین هم داشته باشیم. بالاخره اگر شما وقت فراغت زائر امام رضا علیه‌السلام، را پر نکنید ممکن است وقت او در پرسه‌زدن در مال‌ها و برج‌هایی که مصرف‌زدگی را ترویج و تبلیغ می‌کنند سپری بشود.

مجموعه‌ی آن چیزی که در شهرک تاریخی ِمشهد دوست‌داشتنی هزینه شده است، کمتر از 3درصد بودجه معاونت فرهنگی اجتماعی است.

اگر بین اقتصاد و فرهنگ ارتباط متقابل و پیوند ارگانیک برقرار نشود هم اقتصاد ضرر می‌کند و هم فرهنگ. این افتخار نیست که ما به فرهنگ صرفا سوبسید بدهیم.

یک هدف ما از ایجاد شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی، جدی‌کردن مساله اقتصاد فرهنگ است.

 

آیا واقعا مشهد نمی‌تواند یک لوور داشته باشد؟ لوور جهان اسلام نمی‌شود در مشهد شکل بگیرد؟ یک موزه عظیم تاریخی و تمدنی.

آن زمانی که مشهد یک شهر تمدنی بوده و خراسان مرکز تمدن بوده است، پاریس کجا بوده است؟ الان شده است پاریس و شده است مرکز فرهنگی و راوی تاریخ و تمدن وفرهنگ جهان!

 مشهد واقعا این قابلیت را در تراز بالاتر دارد.

امیدواریم شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی یک نقطه آغازی برای ارایه یک مدل توسعه توامان اقتصادی و فرهنگی در مشهد باشد.

 

 فناوری نوین فرهنگی

یکی از اهداف ما در شهرک تاریخی  مشهد دوست‌داشتنی این است که شهروندان نباید فقط در «جغرافیا»ی مشهد زندگی کنند. بلکه  باید در «تاریخ» خودمان هم زندگی کنیم. ما دوست داریم کسی که از شهرک تاریخی بیرون می‌رود، حاصل آن گشت‌و‌گذاری که در این شهرک می‌کند خودآگاهی او نسبت به تاریخ سترگ و شکوهمندی که ایران و خراسان داشته است؛ باشد.

یک تعبیری آقا در جمع بچه‌های راهیان نور به کار بردند. به نظرم تعبیر بسیار مهمی است. فعالان و مدیران فرهنگی باید به این تعبیر توجه کنند. آقا فرمودند که ما معادن و منابع فرهنگی عظیمی داریم که اگر نتوانیم فن‌آوری‌های متناسب برای استحصال این معادن و منابع،  ابداع کنیم مثل این است که اینها را نداریم!

شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی هم به نظر می‌رسد که به کشور یک چنین فن‌آوری  فرهنگی را ارایه می‌کند، که فن‌آوری بدیعی حداقل در ایران است که امیدواریم که به سرعت هم تکثیر بشود. ما فکر می‌کنیم که این نوروز که بگذرد در بسیاری از شهرهای دیگر هم این علاقه‌مندی و این شوق ایجاد خواهد شد که شهرک‌های تاریخی خودشان را بسازند.

 

بدون درک تاریخ؛ عبور از پیچ تاریخی ممکن نیست

اگر رهبری از پیچ تاریخی صحبت می‌کنند یعنی وقتی می‌خواهیم به سمت آینده برویم، باید جایگاه تاریخی‌مان را بدانیم. اگر کسی درکی از تاریخ نداشته باشد مفهوم این پیچ تاریخی را هم نمی‌فهمد و برای رفتن به سمت آینده هم دچار سردرگمی می‌شود. یک وقت کسی در یک جغرافیا گم می‌شود باید بگردد آدرس بپرسد. ما نباید بگذاریم مردم ما، به خصوص نسل جوان ما در تاریخ گم بشوند. ندانند در کجای تاریخ ایستاده‌اند. شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی یک چنین هدفی دارد.

 

چقدر فردوسی‌وار  عمل کرده‌ایم؟

مشهدی‌ها به نظرم در نگاه فردوسی‌وار و در دنبال‌کردن مرام و مشرب فردوسی شاید ضعیف‌تر از بقیه کشور عمل کردند.

فردوسی کیست؟‌ فردوسی یک شخصیت خراسانی است که دغدغه‌اش این بود که قهرمانان این ملت، حماسه‌های این ملت، ماجراهای بزرگ این ملت، فراموش نشوند، در میان گذاشته بشوند. و واقعا ما فرهنگی‌های مشهد، چقدر فردوسی‌وار در این سی چهل سال کار کردیم؟ ماجرای گوهرشاد را اگر روایت می‌کنیم، یک کار فردوسی‌وار است. یک حماسه عظیم ملی، تا 80سال بعد از واقعه، بایکوت می‌شود، سانسور می‌شود، زنده به گور می‌شود. فردوسی کسی بود که نمی‌گذاشت حماسه‌ها زنده به گور بشوند.

بسیاری از سرداران دفاع مقدس خراسان در کشور ناشناخته‌اند. یک دهم کسانی که در کشور مثلا شهید همت، شهید خرازی، شهید باکری که همه افتخارات و بزرگان ما هستند،‌ یک دهم کسانی که اینها را می‌شناسند شاید کاوه را نمی‌شناسند، چراغچی را، علیمرادنی را نمی‌شناسند. ما به یک حرکت فردوسی‌وار در خراسان امروز نیاز داریم.

 

فردوسی می‌گشت در فلکلور مردم هم اگر یک قهرمانی پیدا می‌شد، با هنر خودش آن را بر می‌کشید، حتی برجسته و بزرگنمایی می‌کرد، چون می‌دانست که این ملت برای حیات، برای ماندگاری، برای امید نیاز به قهرمان و حماسه دارد.

دوستان دارند ابتکاراتی به خرج می‌دهند که هر چه بیشتر مردم را درگیر فضاهای نمایشگاه کنند که از جمله این کلاه است که برگرفته از همان دستاری است که فردوسی در آن مجسمه‌های مشهورش بر سر داردکه کودکانه‌اش هم دارد آماده می‌شود. که بنده دیروز هنگام گزارش پیشرفت شهرک تاریخی،  لحظاتی این را بر سر گذاشتم که دوربین‌ها بگیرند. پیشنهاد این است که هر کسی که وارد شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی می‌شود، این کلاه در اختیارش قرار بگیرد، و وقتی که می‌خواهد برود می‌تواند آن را بخرد، یا تحویل بدهد.

 

ابتکارات دیگری هم هست که در حال طراحی است برای این که آن حس حضور در فضای تاریخی برای مخاطب جدی‌تر بشود و بهتر و دلنشین‌تر برایش جا بیفتد.

ما نگاه توریستی به تاریخ خودمان نداریم. این نکته مهمی است. بعضی از روشنفکران بدون این که به حاق و به ماهیت تاریخ، شخصیت‌های تاریخی و آئین‌های تاریخی نگاه بکنند، صرفا با یک نگاه لذت سطحی نمایشی به آن نگاه می‌کنند. نه! ما نگاهمان به تاریخ باید نگاه عمیق‌تری باشد.

 

یک عده که نه آنچه که روی سرشان دارند به فردوسی شباهت دارد و نه آنچه توی سرشان هست به فردوسی شباهت دارد، صرفا به خاطر بازی‌های سیاسی می‌گویند ما طرفدار فردوسی هستیم! تو کجایت طرفدار فردوسی است؟ تو که افتخارت این است که برای دویست هزار شهید و قهرمان این مملکت حتی یک بیت شعر نگفتی! یک داستان کوتاه ننوشتی! یک تابلوی نقاشی نکشیدی! تو می‌توانی دم از فردوسی بزنی؟ البته نگاه ما به تاریخ به این معنا نیست که ما نگاه به آینده نداریم. به نظر من «میل رادکان» و «برج اخنگان»  که در اینجا بازنمایی‌شده و نمادش ساخته شده، نسبت جدی با ماهواره بر سیمرغ دارد.

نشان می‌دهد که تاریخ علم در این کشور خودش پیش آمده و پیش آمده به یک چنین دستاوردهای بزرگی در دوره پس از انقلاب اسلامی رسیده است.

 

کوکلس‌کلان‌های مست در «حاشیه شهر» مدرنِ  مشهد

بسیاری از معضلات فرهنگی و اجتماعی که ما داریم به خاطر این است که آدم‌ها بی‌ریشه و حقیر می‌شوند. همین اتفاق تلخی که دیشب در یکی از مناطق مدرن مشهد افتاد! آیا این زیبنده خراسان بزرگ و مشهد دوست‌داشتنی است که یک عده از آتش زدن دیگران لذت ببرند؟! خیلی جالب است! اینها آدم‌هایی هستند که همه را به بی‌فرهنگی متهم می‌کنند و ادعا دارند که ما خیلی مدرن هستیم و  ... . دیشب دو تا از بچه‌های نیروی انتظامی را آتش زدند برای این که لذت ببرند! فیلمش در فضای مجازی دارد دست به دست می‌چرخد! آدم یاد کوکلس‌کلان‌های آمریکا می‌افتد! واقعا یک چنین جریانات افسارگسیخته‌ی مستی در مشهد شکل گرفته‌اند. حاشیه‌ی شهر فرهنگی مشهد اینجاست! شکل‌گیری جریان‌های کوکلس‌کلانی در شمال شهر مشهد! شمال شهر اقتصادی. اینها را اگر بخواهیم برایشان فکری بکنیم. این آدم بی‌هویتِ ِافسارگسیخته ؛ اگر پشتوانه خودش را این تاریخ عظیم را و تمدن فاخر را ببیند هیچ‌وقت یک چنین کار سخیف وحشیانه ای از او سر نمی‌زند.

 

معضلات اجتماعی را با نگاه فرهنگی-تمدنی  رفع کنیم نه تکنیک شماره 17

منظومه حاکم بر بعضی از مسایل باید تغییر کند. قرار گرفتن فرد در یک سپهر تاریخی به نظر ما خیلی کمک می‌کند. در احادیث هم داریم: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» (حکمت 449 نهج‌البلاغه) یعنی اگر کسی کرامت نفس خود را دریافت، فهمید در چه تمدنی زندگی می‌کند، چه پشتوانه تاریخی فاخر و عظیم و جذابی دارد، توقع‌اش از خودش بالا می‌رود.

نگاه ما حتما به معضلات اجتماعی هم هست. ولی راهکار قصه‌ی طلاق ما این نیست که ما صبح تا شب تلویزیون را پر کنیم از روانشناسانی که دارند تکنیک یاد مردم می‌دهند! یک دوست مشاوری داریم که می‌گفت طرف آمده پیش من می‌گوید به همسرم یک جمله عاطفی گفتم. با پرخاش برگشته به من گفته تکنیک 17 را روی من پیاده نکن! چه جوری باید حل‌اش کرد؟ طرف باید بیاید تجربه انسانی را که در تمدن خودش، در فرهنگ خودش وجود داشته این را دریافت کند و از گنجینه‌های زندگی در شهر خودش در فرهنگ خودش بهره‌مند بشود. آن موقع اصلا نگاهش تغییر می‌کند و خیلی از مسایل برایش پیش نمی‌آید که بخواهد با تکنیک 17 یا 18 رفعش بکند یا نکند. باید تلاش بکنیم آن منظومه معرفتی- آرمانی تمدن اسلامی ایرانی را بازسازی بکنیم، ذیل او خیلی از مشکلات حل خواهد شد.

 

 

 

 

آلبوم تصاویر



 

 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms