هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 6 ارديبهشت 1396
ساعت 22:16
به روز شده در :

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت 15:47 2016-12-20 15:47:16
شناسه خبر : 262300
جناب شیخ حسن روحانی
ریاست محترم جمهور
 
با عرض سلامٌ علیکم خدمت شما
 
در اخبار آمده است که متن منشور حقوق شهروندی را منتشر کرده اید، آن هم نه به یک زبان زنده دنیا، نه حتی به دو زبان زنده دنیا، بلکه به سه زبان زنده  دنیا! این خبر مسرت بخش اینجانب را که از دوران طفولیت علاقه  خاصی به حق شهروندی ام داشتم، وادار کرد، به مطالعه منشور مزبور بپردازم. مداقه در متن فوق العاده منشور، بنده را حقیقتا ذوق زده کرد، تا آنجا که تا حوالی ذوق‌مرگ شدن هم پیش رفتم، که البته خدا را شکر به خیر گذشت. به هر حال در همین احوالات تصمیم گرفتم طی مرقومه ای نقاط قوت منشور را برای شما احصا کرده و بابت این تحفه، مراتب سپاس و تبریک خویش را به استحضار شما برسانم. 
 
برای این که سخن به درازا نکشد به سراغ 10 نقطه از نقاط قوت بی شمار منشور می رویم:
 
1- نخستین نقطه ی قوت منشور در همان سطرهای ابتدایی متن کاملا عیان بود و علنا داد می زد که من نقطه ی قوت هستم؛ مرا دریاب! همانجا که گفته می شود ملت ایران... به موجب اصول 113 و 121، مسئولیت اجرا و پاسداری از قانون اساسی را بر عهده رئیس‌جمهور نهاده است. با خواندن این سطر، از آنجا که کشور عزیزم ایران، رئیس جمهوری حقوقدان و قانونمدار دارد، به خودم بالیدم، چنان که برای لحظاتی در پوست خود نگنجیدم تا آن که ناخواسته فکری به ذهنم خطور کرد، که سبب شد نه تنها در پوست خود بگنجم، بلکه پوست اضافی برای گنجاندن چند نفر دیگر هم داشته باشم. به خاطرم آمد که بر اساس اصل 142 قانون اساسی وزرا باید لیست اموال خود را به قوه قضائیه اعلام کنند، در حالی که دو تن از وزرا با وجود گذشت سه سال و نیم از عمر مبارک دولت تدبیر و امید به این امر مبادرت نکرده اند. نعوذ بالله این سوال برایم ایجاد شد که چرا رئیس جمهور که پاسدار قانون است، وزرایش را مجبور نمی کند تا لیست اموالشان را تکمیل کنند؟ در همین حین ندایی به گوشم رسید که: 
 
«وقتی وزیری از دار دنیا، جز قوت لایموت در بساط ندارد و با فقر و بدبختی و به خصوص با "قناعت" ایام را می گذراند، چرا باید لیست اموالش را به قوه ی قضائیه بدهد؟! آیا کار درستی است که لیست اموال این دو وزیر را به قوه ی قضائیه بدهیم تا مسئولین این قوه با دیدن لیست (لااقل) دلشان بسوزد و بنشینند و به حال این دو فقیر، های های گریه کنند؟! اگر نبود نگرانی ما بر جان عزیزانمان در قوه ی قضائیه که مبادا از غصه دق کنند، بی شک لیست را تکمیل می کردیم. به قول لسان الغیب، ما آبروی فقر و قناعت (به خصوص قناعت) نمی بریم...» 
 
پس از شنیدن این ندا، بسیار گریستم، چنان که از اشک هایم لباس زیرم نیز خیس شد. گریسته، موی خود آشفته ساختم و از این که وزرایی چنین ساده زیست و مردمی داریم، مجدد در پوست خود نگنجیدم.  
 
2- نقطه قوت بعدی که زار می زد نقطه ی قوت است آنجا بود که منشور می گوید: شهروندان از حق... شرایط محیط زیستی سالم و مطلوب برای ادامه زندگی برخوردارند. از آنجا که بنده از طفولیت علاقه ی خاصی به محیط زیست داشتم از خواندن این بند بسیار مشعوف گشته، خرسند شدم که قرار است این امر مهم به دست مسئولی شایسته مانند خانم دکتر ابتکار عملی گردد. در همین فکر بودم که چشمتان روز بد نبیند، شروع به سرفه ی ممتد و جانگدازی نمودم که دقایقی به طول انجامید. با خودم گفتم من که سرما نخورده ام، پس چرا سرفه می کنم؟ آنگاه بود که به یادم آمد هوای امروز تهران برای همه ی گروه ها اعم از حساس و غیر حساس و نیمه حساس خطرناک اعلام شده است! با عصبانیت به خودم گفتم چرا باید بنزینی را وارد کنیم که استاندارد یورو چهار که هیچ، استاندارد یورو دو هم ندارد؟! گذشتن این فکر از ذهنم همان و به گوش رسیدن ندایی آشنا همان: «ای بدبخت! این چه فکری است که می کنی؟! آیا جز این است که یورو چهار و یورو دو معیارهایی غربی هستند؟ آیا بنزینمان هم باید طبق استانداردهای غربی باشد؟ با همین طرز تفکر می خواهی تمدن اسلامی ایجاد کنی؟ تا این حد خودباختگی و غربزدگی و بی شخصیتی؟!»
 
در حالی که از شدت شرم به خود می پیچیدم، از این خطورات استغفار کردم و به مطالعه ی منشور ادامه دادم. 
 
3- "اوهوووی بی سواد بزدل، کجا میری؟ اصلاً برو. برو به جهنم" بند نهم از منشور با این صدا من را متوجه خود کرد و بنده ناچار متوجه شدم که این بند هم از نقاط قوتی است که نباید از آن گذشت. در این بند آمده است: هیچ شخص، مقام یا رسانه‌ای ... نباید با رفتار یا بیان اهانت‌آمیز نظیر هجو و افترا، حتی از طریق نقل‌قول، به اعتبار و حیثیت دیگران لطمه وارد کند. چیزی نمانده بود که از خواندن این متن زیبا بال دربیاورم که از قضای بد روزگار به یادم آمد که شخص رئیس محترم جمهور، فعلا و تا این لحظه لااقل 49 توهین و ناسزا حواله ی مخالفانش کرده است. ناگهان از زبانم جست که: چرا رئیس جمهور منشوری را منتشر کرده که خود به آن عمل نمی کند؟ در همین لحظه بود که نه تنها ندا آمد، ایضا یک پشت دست هم آمد و با خشونت تمام خودش را به دهانم کوبید. گفتم: ای صاحب ندا چرا می زنی؟ گفت: «نزدم، بلکه آنچه به لبت خورد لب ما بود که برای بوسیدن لب مخالفین سر از پا نمی شناسد!» در حالی که از لبان ماچ آلودم خون جاری بود، متوجه اشتباه خودم شدم و به سراغ بندهای دیگر منشور رفتم. 
 
4- ماده هفدهم از منشور با جلوه گری خاصی مدعی بود که نقطه ی قوت است، من هم که حوصله ی دردسر نداشتم، از او پذیرفتم. در این ماده آمده: تصمیمات، اقدامات یا اظهارات مقامات و مسئولان دولتی، عوامل اجرایی و نظارتی و مأمورین نظامی، انتظامی و امنیتی پیش از انتخابات، در جریان بررسی شرایط نامزدهای انتخاباتی و پس از انتخابات باید کاملا شفاف، بی‌طرفانه و قانونمند باشد به‌گونه‌ای که حتی شائبه تقلب یا تخلف، یا حمایت از نامزد یا نامزدهای خاص به وجود نیاید. 
 
مفتون و دیگر هیچ! شیفته ی این بند شدم، چرا که بنده لااقل از حدود دوسالگی که به دروغ به من گفته شد آن ممه را لولو برده است از تقلب و تخلف بیزار بوده ام. به هر حال در همین گیرودار شیفتگی، از خاطرم گذشت که وزیر کشور تدبیر و امید در شهریور سال گذشته گفته بود: آقای روحانی قرار است 8 سال رئیس جمهور باشند! این حرف عجیب آن هم از کسی که قرار است مجری انتخابات سال آینده باشد، پذیرفتنی به نظر نمی آمد و این حس را به من منتقل کرد که حق شهروندیم را نیز خورده اند. همانگونه که انتظارش را می کشیدم، ندا آمد: «این که گفته ایم قرار است آقای روحانی 8 سال رئیس جمهور باشد به دلیل بررسی شواهد موجود و ناشی از مطالعات و بررسی ها گسترده بوده است. به عنوان نمونه استقبال های عظیم مردم از رئیس جمهور که در سفرهای استانی (آن هم به صورت کاملا خودجوش) صورت می گیرد، ادامه ی ریاست جمهوری آقای روحانی را به امری اظهر من الشمس بدل نموده است که دیگر هر وزیری این را می فهمد»
 
این سخن را از ندا پذیرفتم ولی باز از باب این که «حسن می جمله چو گفتی عیب را نیز بگو» انتقادی را با ندا در میان گذاشتم که: چرا در متن آمده است "پیش از انتخابات، در جریان بررسی شرایط نامزدهای انتخاباتی و پس از انتخابات" و چرا اشاره ای به "هنگام برگزاری انتخابات" نشده است؟ ندا گفت: «چرا باید به این مسئله اشاره می شد؟» گفتم: برای این که خدای ناکرده نامزدی هنگام برگزاری انتخابات و قبل از آغاز شمارش آراء، ادعای پیروزی در انتخابات را مطرح نکند. جمله ام تمام نشده بود که یکی از دندان هایم که از قرار معلوم اضافه بود، در دهانم خورد شد و به انتهای حلقومم وارد گشت و با مقادیر معتنابهی خون از مری بنده، رهسپار معده ام شد. با گذشت این مراحل که در کسری از ثانیه رخ داد متوجه شدم که باز طی مراسمی لب یک منتقد مورد اصابت بوسه قرار گرفته است. بسیار سریعتر از آنچه فکرش را بکنید توجیه شدم و برای کشف نقطه ی قوتی دیگر راهی سیر و سیاحت در منشور حسن شدم. 
 
5- ماده ی بیستم از منشور چنان که از نامش مشخص است، نمره اش بیست بود! در این بخش از منشور می خوانیم: حق شهروندان است که امور اداری آن‌ها با رعایت قانون، بی‌طرفانه و به ‌دور از هرگونه منفعت‌جویی یا غرض‌ورزی شخصی، رابطه خویشاوندی، گرایش‌های سیاسی و پیش‌داوری، در زمان معین و متناسب رسیدگی و انجام شود. 
 
این بند حقیقتا من را مدهوش خود کرد تا جایی که با خود گفتم به لطف منشور حسن، فامیل بازی منسوخ و فامیل بازها منقرض خواهند شد. در همین حین تلویزیون خانه روشن بود و چشمم به حسین فریدون افتاد که روی پنجه ی پا ایستاده بود تا در کادر دوربین قرار بگیرد. یادم آمد که با فشار ایشان رئیس بانک رفاه منصوب شده بود و توانسته بود رکورد حقوق بیش از دویست میلیون را به نام خودش ثبت کند. با خودم گفتم قبل از این که ندا بیاید خودم مثل بچه ی آدم بنشینم و مسئله را با خودم حل کنم. گفتم: هر فردی به اندازه ی توانایی هایش باید حقوق بگیرد. یک رئیس بانک که این توانایی را دارد از مردم بدبخت بیش از بیست درصد سود بگیرد، آیا باید اندازه ی مردم پخمه ای که تنها می توانند بیش از بیست درصد سود بدهند، حقوق بگیرد؟! آیا این عادلانه است؟ حال اگر یک نفر که خیلی اتفاقی برادر رئیس جمهور هم هست این نخبه را بشناسد، آیا مکلف نخواهد بود که به هر زور و زحمتی شده شایسته سالاری را حاکم کرده، او را بر مسند ریاست بانک بنشاند؟ آیا واقعا این فامیل بازی و رفیق بازی است؟! ناگاه ندا آمد: «احسنت. عالی بود! عجب ماله ای کشیدی! دمت گرم!» خرسند از «خویش ماله کشی ذهنی» بار دیگر به سراغ منشور حسن رفتم.
 
6- نمی شود کسی بند 24 از منشور حسن را بخواند و کف و خون قاطی نکند. در این بند آمده: حق شهروندان است که از دولتی برخوردار باشند که متعهد به... حفظ بیت المال ... نصب و عزل بر مبنای شایستگی و توانایی افراد باشد. حقیقتا دولت تدبیر و امید مرزهای حفظ بیت المال را جابجا کرده است و اگر هم مسائل اندکی مانند اختلاس هشت هزار میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان مطرح شده به قول آن مادر فرهیخته، ناشی از برخی پدرسوختگی هاست که می خواهند معوقات را رنگ بزنند و به جای اختلاس به مردم بیندازند. در مورد شایسته سالاری در عزل و نصب هم شاید بهتر بود که در میان شایسته های کابینه، به افراد جوانتر (زیر 65 سال) هم میدان داده می شد. البته چنان که می دانیم چرت زدن مکرر یک پیرمرد در جلسات مهم نیست، باید دل آدم جوان باشد! اصلا غلط کرده اند که به ژنرال های ما فسیل می گویند! ای کاش آن نماینده ی فرهیخته بود و به اینها می گفت: بتمرگ پف...
 
ندا آمد! 
 
پرسیدم: دیگر چه شده؟ حرف بدی زدم؟! گفت: «نه. دیگر نیازی به حضور من نیست. می روم بخوابم!»
 
7- اما شاید به جرئت بتوان گفت که نقطه ی قوت ترین بند منشور حسن، ماده ی 26 است. در این ماده می خوانیم: دولت باید آزادی بیان را به‌طور خاص در عرصه‌های ارتباطات گروهی و اجتماعی و فضای مجازی ازجمله روزنامه، مجله، کتاب، سینما، رادیو، تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی و مانند این‌ها طبق قوانین تضمین کند. شاید به اذهان خراب یک تعداد "بی عقل عصر حجری" خطور کند که اگر معتقد به آزادی بیان هستید چرا هفته نامه ی نه دی را چهار بار در این دولت توقیف کرده اید؟! در پاسخ باید گفت آقا یا خانم بی سواد، یک بار دیگر متن این بند را مطالعه کن! در این بند از روزنامه و مجله اسم برده شده است ولی اسمی از هفته نامه به میان نیامده است. پس اگر ده بار دیگر هم هفته نامه ی نه دی را توقیف کنیم حق شهروندی تو را نخورده ایم! افتاد؟!! 
 
8- اما بند 53 مانند نگینی در میانه ی منشور می درخشد. بندی که نشانگر اهمیت خانواده از منظر دولت است. در این ماده آمده است: حق شهروندان است که از تدابیر و حمایت‌های لازم برای تشکیل، تحکیم، تعالی و ایمن‌سازی خانواده، تسهیل ازدواج مبتنی بر ارزش‌ها و سنت‌های دینی و ملی برخوردار شوند. حالا باز ممکن است یک "بی شناسنامه" پیدا شود و بگوید که اگر خانواده برایشان مهم بود، بابت وام ازدواج پدر مه داماد و نوعروس را در نمی آوردند و اینقدر معطلشان نمی کردند. در پاسخ باید برای این فرد مادی گرا که به هیچ چیزی جز پول فکر نمی کند، تاسف خورد. آیا در ورای مادیات چیزی به نام معنویات وجود ندارد؟ آیا دعای رئیس جمهور محترم و اعضای کابینه برای خوشبختی جوانان، 20 میلیون هم نمی ارزد؟ فاین تذهبون؟! 
 
9- یکی از حقوق شهروندی که عمراً کسی از آن خبر داشته باشد، حق مسکن است که در ماده ی 73 به آن اشاره شده: حق شهروندان است که از مسکن ایمن و متناسب با نیاز خود و خانواده‌شان بهره‌مند شوند. 
 
باز ممکن است یک "اقلیت تندرو" بگویند مسکن مهر چه شد؟ چرا حق شهروندی ما را می خورید؟ یا ممکن است بگویند: حق شهروندی مستضعفین خوردن ندارد! در پاسخ به این افراد باید گفت: کسانی که نه پولدار هستند و نه پدرزن پولدار و صاحب منصبی دارند، افرادی بی عرضه به شمار می آیند که نه خودشان در زندگی موفق بوده اند و نه لااقل ازدواج موفقی داشته اند. با این توصیف چنین افرادی اصلا شهروند به شمار نمی آیند که حالا بخواهند حقوق شهروندی هم داشته باشند. به قول یک مجری فرهیخته زرررشک!
 
10- اما در پایان منشور حسن و در ماده 116 می خوانیم که: حق شهروندان است که از سیاست خارجی شفاف و صلح طلبانه در چارچوب منافع و امنیت ملی، برخوردار باشند. واقعا آیا می شود جگر یک انسان سالم با خواندن این بند از منشور جلا نیابد؟! آنهایی که می گویند برجام و تمدید تحریم ها و نابودی هسته ای و ضمیمه های سرّی و شاخ شدن جیبوتی و بسیاری از این دست با این ماده همخوانی ندارد، باید بدانند که منشور زمانی که برجام تصویب شد، اصلا وجود نداشت که حالا بخواهد رعایت بشود یا نشود! ضمنا برجام به آقای روحانی، ظریف و یا لاریجانی ربطی نداشت، بلکه صرفا حاصل دعای سحرخیزان بود. بروید به آنها بگویید که چرا سحر بلند شدند و دعا کردند؟! اگر کپه ی مرگشان را گذاشته بودند، مملکت به این بلا دچار نمی شد!
 
نهایتاً ای رئیس جمهور عزیزتر از جان! اینجانب از عمق جان معتقدم که زین پس با منشور حسن دیگر منشور کوروش هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت. مطمئن باشید روز کوروش در پاسارگاد جایش را به روز حسن در سرخه خواهد داد و این شهر در این روز مورد اقبال میلیون ها توریست قرار خواهد گرفت و به قول حافظ زیارتگه رندان جهان خواهد شد. در پایان بیت شعری را خطاب به کوروش تقدیم می دارم تا با وجود شما و منشورتان برود و آسوده بخوابد:
 
گر اسب عرب داری، بوئینگ خفن داریم
منشور تو مالی نیست، منشور حسن داریم
 


 

 

 

 

 

دروپال طراحی سایت