هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 6 آذر 1395 ساعت 13:29 2016-11-26 13:29:52
شناسه خبر : 260511
اصول‌گرایی تمام نشده، مشروط به این‌که اصول‌گرایان به «اصول» بازگردند و به «بازخوانی ارزش‌ها» بپردازند و «روش‌های تازه»‌ای را به کار گیرند. اگر چنین نکنند، اصول‌گرایی چه به مثابه یک تفکر و چه به مثابه یک جریان اجتماعی، رقیق و بی‌رمق خواهد شد و جز در صفحات تاریخ، اثری از آن نخواهد ماند. و این کار مهم و سترگ، حاجت به «مغز اندیشنده» و «عقل راهبر»ی دارد که بیش از دیگران، اصول اسلامی و انقلابی را بشناسد و به آنها پایبند باشد.
اصول‌گرایی تمام نشده، مشروط به این‌که اصول‌گرایان به «اصول» بازگردند و به «بازخوانی ارزش‌ها» بپردازند و «روش‌های تازه»‌ای را به کار گیرند. اگر چنین نکنند، اصول‌گرایی چه به مثابه یک تفکر و چه به مثابه یک جریان اجتماعی، رقیق و بی‌رمق خواهد شد و جز در صفحات تاریخ، اثری از آن نخواهد ماند. و این کار مهم و سترگ، حاجت به «مغز اندیشنده» و «عقل راهبر»ی دارد که بیش از دیگران، اصول اسلامی و انقلابی را بشناسد و به آنها پایبند باشد.

مهدی جمشیدی- رجانیوز: [یکم]. موقعیت کانونی مصباح، «ساخته نشده» است

این گونه نیست که همه‌ی تحوّلات در جهان اجتماعی، «سازمان‌دهی شده» و «هدایت شده» باشد؛ بلکه برخی از روندها، «غیرارادی» و «طبیعی» هستند، به طوری‌که یک اندیشه و طرح انسانی، سلسله‌ای از شرایط و رویدادها را پدید نمی‌آورد و در کنار یکدیگر نمی‌نشاند تا یک وضع و موقعیت خاص به وجود آید. از این رو، آنچه که حاصل شده، «خود به خود» و فارغ از «تصرّفات و دست‌کاری‌های ارادی و آگاهانه» بوده است؛ یعنی از ابتدا، «نقشه»‌ای ترسیم نشده که باید چنین و چنان کرد تا به نقطه‌ای خاص رسید و یا یک امر مطلوب را محقق ساخت؛ بلکه مجموعه‌ای از «کنش‌ها و فاعلیّت‌گری‌های غیرنیّتمند» – البته نسبت به آن وضع نهایی – به شکل‌یابی ساخت و بافتی انجامیده‌اند که امروز محاط بر ما است. موقعیت کنونی آیت‌الله استاد محمدتقی مصباح‌یزدی، محصول چنین فرایندی است. وضع و منزلت کنونی ایشان، از ابتدا «طراحی» و «تعریف» نشده بود؛ یعنی کسی اندیشه‌ورزی نکرد که باید این سلسله و زنجیره از علل و شرایط از پی یکدیگر و در طول سال‌های طولانی ظاهر شوند، تا آن شود که اکنون شده است. به این ترتیب، منزلت و مکانت کنونی ایشان، معلول زمینه‌های «ناخواسته» و «غیرارادی‌»ای است که «اتفاق افتاده‌اند» و ساخته نشده‌اند. حاصل سخن این‌که اهمیت و قدرت تعیین‌کنندگی و تأثیرگذاری ایشان، واقعیتی است که به صورت «طبیعی» و «خودجوش» پدید آمده است.

 

[دوم]. اقتدار موقعیتی مصباح، «درون‌زا» و «خودبنیاد» است

خصوصیت دیگری که باید به موقعیت آیت‌الله مصباح نسبت داد، «شخصی» و «فردی» بودن عناصر سازنده‌ی آن است؛ یعنی اجزایی که در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا ایشان واجد منزلت خاص و اثرگذار شود، «بیرونی» و «تصنعی» و «القائی» نیستند؛ بلکه از درون کنش‌ها و تلاش‌های خود وی برخاسته‌اند. به عبارت دیگر، مصباح به این دلیل اهمیت ندارد که شاگرد فلان استاد حوزوی بوده است، یا با فلان شخصیت سیاسی در ارتباط است، یا در یک منصب سیاسی برجسته قرار دارد، یا رئیس یک مؤسسه معرفتی و علمی است، یا عهده‌دار هدایت یک تشکّل سیاسی است. دیگرانی هستند که از همه‌ی خصایص و اوصاف یاد شده – و حتی بیش از اینها - برخوردارند، اما منزلتی که مصباح از آنِ خود کرده است را ندارند. عناصری که به وی چنین موقیعتی بخشیده، اموری غیر از آنچه است که برشمرده شد. نگاه خاصی که نسبت به ایشان شکل گرفته و ایشان را در جهان اجتماعی ما، واجد موقعیت مهمی کرده است، معلول عناصری از این دست است:

 

[الف]. درگیر بودن با مسأله‌ها و معضله‌های انقلاب و اهتمام نسبت به رفع و حلّ‌شان (عدم انتزاعی‌اندیشی و واقعیت‌گریزی)؛

[ب]. بصیرت و عمق‌نگری و بضاعت در تشخیص و فهم قوی و صائب(عدم سطحی‌اندیشی و قشری‌گری)؛

[ج]. قدرت نظریه‌پردازی عالمانه و منطقی و تولید توضیح معقول و معرفتی و تبیین علمی و فاخر (عدم عامیانه‌اندیشی و بی‌روشی)؛

[د]. صراحت و شفافیت و قاطعیّت در بیان و اظهارنظر (عدم عمل‌گرایی و سیاسی‌کاری)؛

[هـ]. موضع‌گیری‌های تهاجمی و افشاءکننده و ساختارشکنانه (عدم محافظه‌کاری و انفعال)؛

[و]. معنویّت و اخلاص و تقوا (عدم منفعت‌اندیشی و خودمرکزبینی).

 

به سبب وجود چنین عناصری است که باور و اعتقاد به مصباح، هم «ریشه‌دار» و «متقن» است، هم «ایمانی» و «ایدئولوژیک»، و او، «جاذبه» و «گیرایی» خاصی دارد. اصول‌گرایان، سخت به مصباح محتاج هستند، از جمله به این دلیل که ایشان، بدنه‌ی اجتماعی ماندگار و اثرگذار و اعتقادی دارد و چنین نیست که موقعیتش، متزلزل و بی‌ثبات و سیّال باشد.

 

[سوم]. تجربه‌های عینی، «مؤیّد» و «حامی» نظریات مصباح بوده‌اند

نگاه او به جهان اجتماعی، از سرِ تعمّق و از جنس غور حِکمی و عالمانه است. تجربه‌های متعدّد نشان داده که او فریب بازی رقبای فرصت‌طلب و معارضان حلیه‌گر را نمی‌خورد و تصمیم‌گیری‌هایش، دقیق و موشکافانه است. درک برخی از تحلیل‌ها و سخنان وی، شاید امروز دشوار باشد، اما تجربه‌های متوالی روشن کرد که انتخاب‌های او، صحیح بوده است. برخلاف فضاسازی‌های دروغین رسانه‌های دگراندیش، تئوری‌های وی ابطال نشده است، و واقعیت، در جهت عکس تحلیل‌های او حرکت نکرده است. پیش‌بینی‌های او درباره‌ی ماهیّت و غایات جریان‌های تکنوکرات و لیبرال، به وقوع پیوستند و دیگر امروز کسی نمی‌تواند آن را ناشی از بدبینی و تنگ‌نظری وی بداند. تفاوت او با دیگرانی که هم‌رتبه‌اش هستند این بود که وی بسیار زودتر از آنها، حقیقت را دریافت و پرده از چهره‌ی نفاق کنار زد، و همین خصوصیت پیش بودن نسبت به زمان، عرصه را بر او تنگ و دشوار کرد و سیل ملامت‌ها و اهانت‌ها را به سویش روانه نمود. افق دید و کرانه‌های تحلیل او، بسی وسیع‌تر و گستره‌تر از کسانی بود که مدعی سیاست‌ورزی و دوراندیشی و عقلانیّت بودند. تنها گذشت زمان و روشن شدن واقعیت‌های نهفته و پنهان می‌توانست نشان دهد که حقّ با مصباح بوده و تذکّرات و انذارهای او، نابجا و ناروا نبوده است. اما سپری شدن زمان، فرصت‌های تاریخی را نیز با خود می‌برد و از قدرت ما می‌کاهد، حال آن‌که اگر حقیقت، بهنگام فهم می‌شد، مبتلا خسارت و پسرفت نمی‌شدیم.

 

[چهارم]. «قوه‌ی عاقله‌»ی نیروهای انقلابی را دریابید

نیروهای انقلابی چنانچه بخواهد انقلابی‌گری را بیاموزند و برنامه‌ها و اقدامات خود را با معیارهای اصیل اسلامی مطابقت دهند، چه شخصیتی مناسب‌تر و پُر مایه‌تر از مصباح در اختیارشان است؟! اگر اصول‌گرایان، راه خود را از مصباح جدا کنند و به سازوکارهای ناصواب و شکست خورده‌ی پیشین بازگردند، هیچ اتفاق خوشایندی رخ نخواهد داد، بلکه بیشتر دچار انسداد و سردرگمی می‌شوند. اصول‌گرایان نیاز مبرم و فوری به «بازاندیشی» و «تجدیدنظر» و «خودانتقادی» دارند؛ آنها باید به «خودسازی انقلابی» روآورند و خود را با محک همان «اصول» و «ارزش‌ها»یی که مدعی‌شان هستند، بسنجند و ارزیابی کنند تا دریابند که در کجا، از اصول فاصله گرفتند و از انقلابی‌گری غفلت کردند. اصول‌گرایی تمام نشده، مشروط به این‌که اصول‌گرایان به «اصول» بازگردند و به «بازخوانی ارزش‌ها» بپردازند و «روش‌های تازه»‌ای را به کار گیرند. اگر چنین نکنند، اصول‌گرایی چه به مثابه یک تفکر و چه به مثابه یک جریان اجتماعی، رقیق و بی‌رمق خواهد شد و جز در صفحات تاریخ، اثری از آن نخواهد ماند. و این کار مهم و سترگ، حاجت به «مغز اندیشنده» و «عقل راهبر»ی دارد که بیش از دیگران، اصول اسلامی و انقلابی را بشناسد و به آنها پایبند باشد. او کسی نیست جز مصباح. و البته هم‌اکنون نیز بی‌آن‌که اسم و رسمی در میان باشد، مصباح نقش «قوه‌ی عاقله‌ی نیروهای انقلابی» را بازی می‌کند، با این ملاحظه که در حُکم «عقل منفصل» آنهاست.

 

[پنجم]. بپاییم «زبان بیمار»، مصباح را حاشیه‌نشین نکند

 این‌که برخی از نیروهای اصول‌گرا چنین نظری ندارند و همواره مخالف‌خوانی می‌کنند و زبان به کنایه و عتاب می‌گشایند، واقعیت را تغییر نمی‌دهد و بهره‌ای نصیب اصول‌گرایی نمی‌کند. و این عدّه خوب می‌دانند که به دلیل «اغتشاش فکری» و «هرج و مرج هویتی» حاکم بر جریان اصول‌گرایی، اکنون در سایه‌ی این جریان به سر می‌برند و رجز می‌خوانند، در حالی‌که مواضع و رفتارهای‌شان، همخوان با «عمل‌گرایی» باشد و نه «اصول‌گرایی». مصیبت بزرگ و فلج کننده نیز همین «در هم‌ریختگی اعتقادی» و «بی‌نظمی ایدئولوژیک» است که مجال تخریب و تضعیف را در اختیار اینان نهاده است. برخلاف تصوّر رایج، اصول‌گرایان هر چه که از هویت اصیل و اولیه خویش فاصله گرفتند و عمل‌گرایی را برگزیدند، بیشتر دچار ریزش بدنه‌ی اجتماعی شدند؛ آنان آگاهانه یا ناآگاهانه، دست تعدّی به سوی مقوّمات و ممیّزات اصول‌گرایی دراز کردند و آن را به طرف درّه‌ی استحاله سوق دادند. البته این حُکم، عام نیست، چون در درون جریان اصول‌گرایی، بودند شخصیت‌هایی که طریق «استقامت» و «پایداری» در پیش گرفتند و در برابر فرسایش تدریجی ارزش‌ها، فریاد بر‌آورند، اما این عدّه چه از درون جریان اصول‌گرایی و چه از بیرون آن، متهم به «تندروی» و «افراطی‌گری» شدند و به حاشیه رفتند. به این ترتیب، نیروهای اصول‌گرای «حقیقی» و «انقلابی» و «ارزش‌گرا»، «تندرو» و «افراطی» خوانده شدند، و نیروهای «عمل‌گرا» و «محافظه‌کار»، اصول‌گرایان «میانه‌رو» و «معتدل». حساسیت و دغدغه‌ی مصباح که در موضع‌گیری‌های سیاسی‌اش آشکار می‌شود، ناظر به همین بحران و چالش درونی بوده و است. چاره‌ای باید اندیشید؛ زمان برای علاج این درد ویرانگر، اندک نیست.

 



 

 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms

 

 

 

 

تبلیغات متنی در رجانیوز 09197136882
صرافی ستاره سهیل
۵۴۵۰۶ - ۰۲۱

 

 

x