هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 13 مرداد 1399
ساعت 21:42
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 25 مرداد 1387 ساعت 23:26
شنبه 26 مرداد 1387 03:56 ساعت
2008-8-15 23:26:05
شناسه خبر : 241

محمد حسین تفضلی

منطقه قفقاز برای غرب، امريكا و به ويژه رژیم صهیونیستی اهمیت خاصي دارد زیرا علاوه بر آنکه مرزهای روسیه با قفقاز به اروپا و ناتو ختم می شود، این منطقه دارای گروه هایی می باشد که غالباً مسلمان و ضد غرب هستند. اوستیای جنوبی و آبخازیا از جمله اینمناطق می باشند. البته اوستیا برای رژیم صهیونیستی اهمیت خاص دیگری هم دارد که آن محل صدور نفت از کشورهای گرجستان و آذربایجان به اسراییل است. در واقع نفت گرجستان برای اسراییل ارزش حیاتی دارد. اين نوشته به واکاوی حمله گرجستان به اوستیا اختصاص دارد، از این رو، در دو بخش مجزا مجموعه علل این جنگ بررسي خواهد شد.

اوستیا، جمهوری استقلال طلبی است که از سال 1992 با گرجستان پیمان صلح امضا کرده و به صورت خودمختار اداره می شود. پس از درگیری ها و جنگ هایی که میان اوستیای جنوبی و گرجستان رخ داد، روسیه به عنوان میانجی و صلح بان میان مرزهای گرجستان و اوستیا قرار گرفت تا مانع ادامه تشنج در منطقه شود. با این اقدام، روابط این دو کشور رو به آرامی گذاشت تا اینکه رییس جمهور جدید گرجستان با اعلام راهکاریي برای توسعه خود مختاری اوستیای جنوبی، ناگهان در شب 8 اوت 2008 به خاک اوستیا حمله می کند و تسخینوالی را که مرکز اوستیا است، با صدها کشته و هزاران زخمی به اشغال خود در می آورد.
ساکنان اوستیا با ایرانیان رابطه بسیار خوبی دارند. این رابطه حاصل برخی مشترکات میان آن ها است. اولاً بسیاری از مردم اوستیا به زبان فارسی صحبت می کنند و خود را از نژاد ایرانی ها می دانند. ثانیاً تعداد بسیاری از آنها مسلمان هستند و مهمتر آنکه ایران به مردم این منطقه کمک های بشر دوستانه بسیاری کرده است كه همین امر بر نگرانی های دولت های غربی می افزاید زیرا اوستیا و سایر مناطق قفقاز آنها را از رسیدن به مقصود خود بازمی دارد.

یکی از برنامه های امريكا پس از تجزیه شوروی در مشرق زمین، گسترش ناتو تا مرزهای روسیه و صدور دموکراسی امريكایی به جمهوری های تازه استقلال یافته این منطقه بود. این برنامه فراز و فرود های بسیاری داشت تا اینکه ابتدا ناتو توانست وارد کشورهایی از جمله آذربایجان و ترکمنستان شود و از سوی دیگر طرح های انقلاب های مخملین (لاله ای3، نارنجی4، سرخی و...) یکی پس از دیگری به ثمر نشست و طیفی امريكایی با شوق دموکراسی امريكایی به حکومت رسیدند. قابل ذکر است که این انقلاب ها در کشورهای دیگری هم طرح ریزی شدند که تقریباً همگی شکست خوردند. ایران هم در 18 تیر 1378 و پس از آن بارها با تلاش هایی از این دست روبرو شده است.

یکی از این انقلاب های مخملین در سال 2003 در گرجستان رخ داد و طیف امريكایی- صهیونیستی ميخائيل ساكاشويلي با کمک بنیاد سوروس توانستند با ورود به مجلس، "شواردنادزه" را سرنگون و انقلابی را که نماد آن گل سرخ بود، با گرایشات امريكایی به پیروزی برسانند. "ريچارد مايلز" سفیر آن زمان امريكا در تفلیس -مرکز گرجستان- در باره انقلاب های مخملین چنین می گويد:

«آقای ساکاشویلی فارغ التحصیل دانشگاه جرج واشینگتن امريكا برنامه ای را که از سال 1999 با ایشان بارها مرور کرده ایم، 4 سال بعد به خوبی اجرا کرد و از این حیث، فرد مورد اعتمادی برای ایالات متحده امريكا محسوب می شود ...البته پیروزی های ما در این مناطق به علت سرمایه گذاری هایی است که امريكا برای توسعه دموکراسی در این مناطق انجام داده است و به ويژه از نیروهای جوان و دانشجو بهره برده است. این فرآیند در گرجستان توسط انجمن دانشجویی کمارا (بس است)، در صربستان توسط اتپور(مقاومت)، در بلاروس جنبش زوبر و در اوکرايين جنبش پورا (لحظه فرا رسيده) سازماندهی شده و آقای ساکاشویلی به عنوان موفق ترین رهبر این انقلاب ها هر هفته جلساتی را با این گروه های دانشجویی داشته و دارد...»

انستیتو ملی دمکراتیک (National Democratic Institute) وابسته به حزب دمکرات، انستیتو بین المللی جمهوریخواهان (International Republican Institute) متعلق به حزب جمهوریخواهان، وزارت امور خارجه و «U.S. Aid»، همچنين «انستيتوی جامعه باز» وابسته به ارتش و يا سازمان غيردولتی «Freedom House» از ستونهای اصلی کمکی اين قسم از جنبش ها هستند.

پس از روشن شدن وضعیت فعلی حاکمیت در گرجستان به خوبی نمودار می شود که ساکاشویلی با تحریک ناتو و رژیم صهیونیستی اقدام به حمله به اوستیا کرده است و در ادامه برنامه حمله به آبخازیا را نیز طراحی نمود. به ويژه آنکه ناتو این کشور را در وضعیت "در حال عضویت" قرار داده و شرط عضویت کامل را حل بحران اوستیا اعلام کرده است. این پیش شرط و حمایت از گرجستان در مقابل جمهوری اوستیای جنوبی، رییس جمهور گرجستان را متقاعد کرد که در صورت حمله به اوستیا، ناتو نیز از او کاملاً حمایت می کند؛ امری که هرگز محقق نشد زیرا روسیه به محض حمله گرجستان به اوستیای جنوبی به بهانه مرگ 15 صلح بان روسی وارد اوستیا شد و ضمن یورش به سمت نیروهای گرجی از هواپیما های جنگنده و بمب افکن برای نابودی پایگاههای نظامی گرجستان در تفلیس و سایر شهر ها بهره برد. تا جایی که در کمتر از دو روز نیروهای گرجی هم اکنون کاملاً شکست خورده از اوستیا خارج شده و رییس جمهور امريكایی گرجستان از روسیه تقاضای آتش بس کرده است.

البته به نظر می رسد روسیه به همین مقدار قناعت نمی کند و ضمن آنکه تلاش های ناتو و غرب در شورای امنیت را برای رهایی گرجستان از این بحران به شکست می کشاند، بسته معین را برای تنبیه گروه حاکم در گرجستان آماده کرده است که سریعاً به اجرا در خواهد آورد. اگرچه بعید نیست رییس جمهور گرجستان را نیز به دلیل جنایت علیه بشریت و قتل و عام های گسترده -طی دو روز دو هزار کشته- تحت پیگرد قرار دهد. از سوی دیگر، روسیه در روابط خود با رژیم صهیونیستی که در این جنگ به گرجستان کمک های اطلاعاتی کرده و موجب سقوط 5 الی 10 فروند از هواپیما های روسی شده است، تجدید نظر خواهد کرد.

جدا از اهدافی که اسراییل در نفت ارسالی به تل آویو و کشتار مسلمانان علاقه مند به ایران در این جنگ دنبال می کرد و نظر به اینکه اسراییل ماه پیش به روسیه در مورد ارسال مجموعه های موشکی "S-300" به ایران تذکر داده و ابراز کرده بود که به زودی این عمل روس ها را جبران خواهد کرد؛ نفوذ موذیانه این رژیم در منطقه قفقاز، نگرانی هایی را برای روس ها ایجاد کرده و به همین دلیل باید منتظر واکنش های گسترده ای در برابر رژیم صهیونیستی از سوی روس ها بود.