هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 22 اسفند 1398
ساعت 10:15
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 7 دى 1394 ساعت 16:53
چهارشنبه 9 دى 1394 16:49 ساعت
2015-12-28 16:53:58
شناسه خبر : 230586
امیرحسین ثابتی

افسانه Fundamental Shift

اگرچه دو سال مذاکرات هسته ای با آمریکا در دولت یازدهم به بهانه رفع تحریم ها آغاز شد، اما از همان ابتدا نیز نشانه های آشکاری از هدف اصلی دولت از تلاش برای انعقاد توافق هسته ای وجود داشت، هدفی که در خلاصه ترین حالت می توان آن را «عادی سازی رابطه با آمریکا و گسترش مذاکرات در حداکثر موضوعات» توصیف کرد.
 
این مساله تا جایی پیش رفت که هاشمی رفسنجانی به فاصله چند روز بعد از توافق ژنو در آذرماه 92 در گفتگو با فایننشال تایمزاعلام کرد «مذاکره با آمریکا یک تابو بود و این تابو آسان نمی‌شکست و بدون آمریکا هم نمی‌شد این کار پیش برود» و  حسن روحانی نیز در چندین نوبت از 18 مهر 94 در همایش صنعت و تجارت اعلام کرد:
 
«اساساً مذاکرات هسته‌ای ما بخاطر این بود که شرایط جدیدی را در روابط بین‌الملل و منطقه بوجود بیاوریم. توافق هسته‌ای یکی از فرازهای بزرگ در سیاست خارجی و دیپلماسی جهان است... ما دنبال توافق هسته‌ای نبودیم که مشکل هسته‌ای را حل کنیم، البته می‌خواستیم که مشکل هسته‌ای هم حل شود. دنبال مذاکره بودیم برای ایجاد فضای جدید در منطقه و جهان. این فضا است که برای ما اهمیت دارد.»
 
لذا در نهایت این موضوع، یعنی ایجاد یک فضای جدید بین ایران و آمریکا و بوجود آمدن یک تغییر بنیادین در روابط طرفین در دو بخش از متن برجام و هم چنین بخشی از قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل صراحتا مورد تاکید قرار گرفت و بر لزوم اجرای برجام برای ایجاد یک «تغییر بنیادین» در روابط ایران و غرب تاکید شد و کلید واژه  Fundamental Shift چندین بار در این رابطه به کار رفت. 
 
 
به عنوان نمونه در نخستین پاراگراف از مقدمه متن برجام، آمده است:
 
The E3/EU+3 and the Islamic Republic of Iran welcome this historic Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA), which will ensure that Iran’s nuclear programme will be exclusively peaceful, and mark a fundamental shift in their approach to this issue.
 
گروه 1+5 (چین، فرانسه، آلمان، روسیه، انگلستان و آمریکا با نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی و سیاست هاي امنیتی) و جمهوري اسلامی ایران از این برنامه جامع اقدام مشترك (برجام) تاریخی که تضمین خواهد نمود برنامه هسته اي ایران منحصرا صلح آمیز است، و یک تغییر بنیادین در نگرش هاي این کشورها به این موضوع رقم می زند، استقبال می نمایند.
 
در ادامه متن برجام نیز ضمن تاکید مجدد بر اینکه اجرای این توافق منجر به ایجاد یک تغییر بنیادین Fundamental Shift  در روابط ایران و غرب خواهد شد، آمده است:
 
۳+۳ will submit a draft resolution to the UN Security Council endorsing this JCPOA affirming that conclusion of this JCPOA marks a fundamental shift in its consideration of this issue and expressing its desire to build a new relationship with Iran
 
« گروه ۵+۱ پیش نویس قطعنامه اي تاییدکننده ي این برجام را براي تصویب به شوراي امنیت ارائه خواهد کرد که تاکید می‌نماید که انعقاد این برجام نشانگر یک دگرگونی بنیادین در بررسی این موضوع توسط شوراي امنیت بوده و تمایل شورا براي برقراري یک رابطه جدید با ایران را اعلام می نماید.»
 
این مساله حتی در مقدمه قطعنامه 2231 نیز صراحتا مورد تاکید قرار گرفته است:
 
Affirming that conclusion of the JCPOA marks a fundamental shift in its consideration of this issue, and expressing its desire to build a new relationship with  Iran strengthened by the implementation of the JCPOA and to bring to a satisfactory conclusion its consideration of this matter
 
« با تایید اینکه انعقاد برجام نشان‌دهنده‌ي یک تغییر بنیادین در بررسی این موضوع توسط شوراي امنیت است، و با ابراز تمایل خود نسبت به ایجاد یک رابطه جدید با ایران که با اجراي برجام تقویت خواهد شد و موجبات پایان رضایت بخش رسیدگی به این موضوع خواهد گردید.»
 
 علیرغم همه این موارد و تصریحات مکرر به ایجاد یک «تغییر بنیادین» در روابط ایران و غرب بواسطه انعقاد و اجرای برجام،آنچه که طی یک ماه گذشته از سوی آمریکا و دیگر کشورهای غربی اتفاق افتاده است نه تنها در مواردی نقض مستقیم متن برجام محسوب می شود بلکه از اساس در تعارض مستقیم با «تغییر بنیادین» مورد اشاره در متون قطعنامه 2231 و برجام است که بر اساس آن وعده داده شد بود تا در ازای به ثمر نشستن برجام،  علاوه بر حل و فصل پرونده هسته ای ایران  فصل جدیدی از روابط ایران و غرب رقم بخورد.
 
در همین  راستا و در اولین اقدام، اواخر آبان ماه سال جاری کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل بر مبنای گزارش احمد شهید و به پیشنهاد کانادا قطعنامه ای ضد ایرانی با ادعای نقض حقوق بشر در ایران تصویب کرد و طی آن اعلام کرد که با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، وضعیت حقوق بشر در ایران «بد‌تر» شده است. جالب اینکه جز چین و روسیه دیگر کشورهای 1+5 از جمله آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان و حتی تعداد دیگری از کشورهای اروپایی به این قطعنامه رای مثبت دادند و این امر منجر شد تا حتی وزیر خارجه کشورمان نیز ادعای غرب مبنی بر نقض حقوق بشر در ایران را «طنز تاریخ» توصیف کند.
 
اما به فاصله کمتر از یک ماه از قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت علیه کشورمان  پیرامون حقوق بشر، در دومین مورد این بار کنگره آمریکا به میدان آمد و با تصویب قانونی مبنی بر ممنوعیت سفر مردم 38 کشور جهان به ایران، در عمل علاوه بر نقض آشکار برجام، روح آن را نیز به استهزاء گرفت و نشان داد هیچ خبری از تغییر بنیادین یا همان Fundamental Shift  نیست.
 
بر این اساس، در بند ۲۰۳ از لایحه بودجه آمریکا تحت عنوان «محدودیت استفاده از برنامه لغو روادید برای خارجی‌هایی که به کشورهایی خاص سفر کرده‌اند»، چهار کشور ایران، عراق، سوریه و سودان به عنوان کشورهایی معرفی شده‌اند که اتباع کشورهایی که با آمریکا تفاهمنامه لغو روادید امضا کرده‌اند، در صورت حضور در این 4 کشور  برای سفر به آمریکا باید روادید دریافت کنند لذا از این پس شهروندان ۳۸ کشوری که تاکنون می‌توانستند برای تجارت یا توریسم، مدت ۹۰ روز بدون اخذ ویزا در خاک ایالات‌متحده اقامت داشته باشند، حالا اگر در ۵ سال گذشته به سوریه، عراق، سودان و ایران سفر کرده باشند، دیگر نمی‌توانند مثل قبل بدون ویزا وارد آمریکا شوند و طبیعتا این قانون بیش از هرچیز به ضرر 4 کشور یاد شده از جمله ایران خواهد بود که با کاهش توریست از 38 کشور جهان مواجه خواهند شد.
 
نکته مهم اینکه این بند جنجالی از بودجه سال آینده آمریکا، گریبان ایرانی‌های مقیم خارج و دارای تابعیت آمریکا را هم خواهد گرفت زیرا آن دسته از ایرانیان نیز از این پس برای رفت و آمد به ایران و آمریکا دچار مشکلات جدید خواهند شد.
 
همه اینها در حالی است که  در بند 28 , ۲۹ برجام تاکید شده است: 
 
 
The E3/EU+3 and Iran commit to implement this JCPOA in good faith and in a constructive atmosphere, based on mutual respect, and to refrain from any action inconsistent with the letter, spirit and intent of this JCPOA that would undermine its successful implementation. Senior Government officials of the E3/EU+3 and Iran will make every effort to support the successful implementation of this JCPOA including in their public statements[2]. The E3/EU+3 will take all measures required to lift sanctions and will refrain from imposing exceptional or discriminatory regulatory and procedural requirements in lieu of the sanctions and restrictive measures covered by the JCPOA
 
The EU and its Member States and the United States, consistent with their respective laws, will refrain from any policy specifically intended to directly and adversely affect the normalisation of trade and economic relations with Iran inconsistent with their commitments not to undermine the successful implementation of this JCPOA
 
گروه ۱+۵ و ایران متعهد هستند که این برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، برمبنای احترام متقابل اجرا نمایند و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و نیت این برجام که اجرای موفقیت آمیز آن را مختل سازد، خودداری کنند. مقامات ارشد دولتی در گروه ۱+۵ و ایران تمام تلاش خود را برای اجرای موفقیت آمیز این برجام، از جمله در بیانات عمومی خود، به کار خواهند بست. گروه ۱+۵ کلیه اقدامات لازم را برای لغو تحریم‌ها به نحو مقتضی به عمل خواهند آورد، و از تحمیل مقررات آئین نامه‌ای استثنائی یا تبعیض آمیز و الزامات شکلی به جای تحریم‌ها و اقدامات محدودیت‏ساز تحت پوشش این برجام، خودداری می‌ورزند.
 
اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز این برجام، خودداری خواهند کرد.
 
اما در سومین مورد از اقدامات ضد ایرانی آمریکا در دوران پسا برجام، هفته گذشته  مجلس نمایندگان آمریکا در اقدامی لایحه غرامت به شهروندان آمریکایی از دارایی های مسدود شده ایران را تصویب کرد.
 
بر اساس این طرح، تا زمانیکه ایران ۴۶ میلیارد دلار به قربانیان ناشی از اقدامات تروریستی مورد ادعای آمریکا پرداخت نکند، تحریم های این کشور علیه ایران ادامه خواهد داشت.
 
همه این موارد در حالی صورت گرفته است که رهبر معظم انقلاب در نامه تاریخی خود خطاب به رییس جمهور در تاریخ 29 مهرماه 94 ضمن «پر ابهام» توصیف کردن برجام و تاکید بر «ضعف های ساختاری آن» تاکید کردند: «وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ی تروریسم و حقوق بشر) توسّط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظّف است طبق بند ۳ مصوّبه‌ی مجلس، اقدامهای لازم را انجام دهد و فعّالیّتهای برجام را متوقّف کند.»
 
لذا علاوه بر آنکه تا کنون صراحتا در چندین نوبت آمریکایی ها برجام را نقض کرده اند و دولت موظف به توقف اجرای برجام است، آنچه که بدیهی است پایان افسانه «تغییر بنیادین» غرب در صورت اجرای برجام است که با کلید واژه Fundamental Shift در متن قطعنامه 2231 و برجام مورد تاکید قرار گرفته بود.
 
این مساله به خوبی نشان می دهد سراب خوش بینی به غرب در ازای اجرای یک توافق هسته ای خیلی زود خود را نشان داده و ماهیت متضاد جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده آمریکا مساله ای نیست که صرفا با اجرای یک توافق هسته ای و یا هر نوع اقدام مشابه دیگر حل و فصل شود، بلکه اگر واقعا قرار به ایجاد یک تغییر بنیادین در روابط غرب با ایران است، شروع آن نمی تواند با یک توافق هسته ای باشد بلکه باید پیشتر یک تغییر بنیادین در ماهیت ایالات متحده آمریکا از یک رژیم مستکبر به یک نظام غیر مستکبر و یا در جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام مستقل به یک رژیم وابسته صورت بگیرد.

 



دیدگاه کاربران

این روزها جریانهای معلوم الحالی و برخی نشریات که سالهاست تشنه رابطه با آمریکا هستند به شدت مشغول تطهیر و بزک کردن چهره آمریکا هستند و مسابقه ای در خوب نشان دادن آمریکا و توجیه تحرکات و خصومت آمریکا حتی بعد از برجام گذاشتند . داستان زیر شرح حال آنهاست :
نقل است که روزی طلا فروشی مشاهده میکند که یک نفر نقابدار چند روز مراقب رفت آمدهای او به مغازه میباشد کمی با خود فکر کرد و گفت بگذار ببینم منظورش چیست ، بعد از چند روز نقابدار وارد مغازه میشود و درب را میبندد مغازه دار میگوید بگذار ببینم منظورش چیه ، نقابدار اسلحه میکشه و داد میزنه که بی حرکت دست ها بالا ، طلا فروش باز هم میگوید بگذار ببینم منظورش چیه ، نقابدار با تبری شیشه ویترین رو میشکنه و همچنان عربده میکشه طلافروش باز هم میگه بگذار ببینم منظورش چیه ، نقابدار یک گونی بزرگ به طلا فروش میدهد و میگوید تمام طلاها را داخل گونی بریز طلا فروش در حالی که طلاها را داخل گونی میریخت میگفت بگذار ببینم منظورش چیه پس از اینکه نقابدار تمام پول و طلاهای مرد طلافروش را برداشت رفت طلا فروش به خودش گفت این بابا هرچه دلش خواست گفت و هر کاری کرد همه چی هم برد ولی هرچه فکر میکنم باز هم نفهمیدم که منظورش چی بود !!

عجيب است اين ليبرالهاي غربزده ده بار هم كه امتحان كنند .بازهم متوجه دشمني امريكا نميشوند6