هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
جمعه، 3 خرداد 1398
ساعت 01:02
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 9 مرداد 1394 ساعت 15:07 2015-7-31 15:07:30
شناسه خبر : 218383
نگاه توسعه‌گرا تعادل اجتماعی را حول اقتصاد تعریف می‌کند. می‌گویند نظریه‌ی بهبود مستمر حاکم بر فضای کسب و کار نظریه‌ای عُقلایی است که باید براساسش اقتصاد کشور را بازسازی کرد! دوستان توسعه‌گرا می‌گویند قوانین جامعه، نظام آموزشی، سیستم قضائی و سیاست خارجی همه جزئی از فضای کسب و کار هستند و همه باید به محوریت بخش اقتصاد تغییر کنند.
نگاه توسعه‌گرا تعادل اجتماعی را حول اقتصاد تعریف می‌کند. می‌گویند نظریه‌ی بهبود مستمر حاکم بر فضای کسب و کار نظریه‌ای عُقلایی است که باید براساسش اقتصاد کشور را بازسازی کرد! دوستان توسعه‌گرا می‌گویند قوانین جامعه، نظام آموزشی، سیستم قضائی و سیاست خارجی همه جزئی از فضای کسب و کار هستند و همه باید به محوریت بخش اقتصاد تغییر کنند.
گروه اجتماعی - رجانیوز: تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌هایی که از درون نظام کارشناسی خارج شده و در نهایت به شکل سیاست‌گذاری و برنامه‌نویسی رایج ظهور می‌یابد در شکل‌گیری مسائل مختلف اجتماعی نقش موثری دارد. بخش مهم و قابل توجهی از مسائل مرتبط با حوزه‌ی زنان خانه‌دار نیز در‌این حوزه رقم می‌خورد. 
 
 
برای بررسی موضوع تحلیل مسائل زنان خانه دار از «زاویه‌ی نگاه الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت» پایگاه متن زندگی گفت‌وگویی با حجت الاسلام علی کشوری دبیر شورای راهبردی الگوی اسلامی پیشرفت انجام داده است. کشوری با نگاهی متفاوت از سیاست‌های توسعه‌گرا به‌ این موضوع پرداخته و ضمن آسیب‌شناسی روند سیاست‌گذاری کلان در‌این حوزه پیشنهادات جدیدی را مطرح کرده‌ است. متن گفتگوی حجت الاسلام کشوری با پایگاه متن زندگی را در ادامه از نظر می گذارنید:
 
***
 
وضعیت نامناسب فعلی خانواده به خاطر نپرداختن به موضوعات اصلی است
 
برای شروع بحث خوب است جنابعالی مقدمه‌ای را از زاویه‌ی نگاه الگوی اسلامی ‌پیشرفت به مقوله‌ای چون زنان خانه‌دار و مسائل و مشکلات ‌این قشرِ اجتماع بفرمایید تا چارچوبی برای ادامه‌ی گفتگو باشد.
 
بسم الله الرحمن الرحیم. زاویه‌ی دید الگوی پیشرفت اسلامی‌ درباره‌ی بحث زنان خانه‌دار و تربیت فرزند و مسأله بی‌حجابی و مسائل مشابه ‌اینچنینی به ما می‌گوید وضعیت نامناسبی که الان راجع به‌ این مسائل داریم محصول نپرداختن به‌ یکسری موضوعات اصلی است. در واقع برای حل معضلات اجتماعی دو راه حل متصور هست: راه حل اول‌ اینکه بیاییم بصورت اورژانسی برای‌این مسائل -که خودشان نتیجه محسوب می‌شوند-‌ یک پرونده تحقیقاتی باز بکنیم و به سمت راه حل‌های کوتاه مدت برویم؛ ولی وقتی آدم اورژانسی عمل می‌کند چقدر می‌تواند نتیجه بگیرد؟ بنابراین اگر به دنبال راه حل هستیم، ‌یک راه آن پیشنهاد برنامه‌های کوتاه مدت است. بزرگترین عیب این برنامه‌ها، ابهام در میزان کارآمدی ‌این  برنامه‌های حداقلی است.
 
راه دیگر ‌این است که شما بگویید من می‌آیم‌ این مسئله را بصورت بنیادین تحلیل می‌کنم ولی مجموع پیشنهادات مبتنی بر تحلیلم شامل پیشنهادات کوتاه مدت هم می‌شود. ‌این به نظر من قابل دفاع و منطقی است. پس بنابراین اگر با زاویه دید الگوی پیشرفت اسلامی‌ بخواهیم ‌این دسته از مسائل را تحلیل بکنیم نتیجه‌ی عملیش برای بحث ما‌ این می‌شود که حداقل در مقام تحلیل ما اجازه نداریم مسائل را بصورت بخشی ببینیم. حالا شما در مقام تحلیل بیایید مسئله را در سطح کلان تحلیل کنید و در مقام عمل آنچه که برای شما مقدور هست عمل بکنید و آنچه که مقدور نیست بروید به سمت زمینه سازی؛ که بعدها براساس آن عمل بشود. 
 
خوب بر این اساس مسئله‌ی زنان خانه دار را باید ذیل چه چیزی دید؟ برگردیم به نگاه الگوی پیشرفت و بحث بکنیم. اساسا مسئله‌ی زنان خانه دار برایمان چرا موضوعیت دارد؟ این مسئله از دو حیث موضوعیت دارد:‌یک حیث برمی‌گردد به آرمان گرایی و وضعیت مطلوبی که ما برای خودمان تعریف کرده‌ایم؛ ‌یعنی ما مسئله‌ی زن را‌ یکی از ارکان تربیت می‌دانیم و تربیت اسلامی ‌را هم ‌یکی از زیر ساخت‌های اداره‌ی صحیح جامعه می‌دانیم. بنابراین وضعیت زنان خانه‌دار زیر مجموعه‌ی اداره‌ی جامعه محسوب می‌شود. یک حیث دیگر هم از جنبه‌ی خود زنان خانه دار- وضعیتشان و مسائلی که به آن مبتلابه هستند و باید برای آنها راه حل بدهیم- است. ما تاکید بسیاری بر نهاد خانواده داریم که نهاد خانواده به نوعی اصلی‌ترین و زیرساختی‌ترین نهاد جامعه محسوب می‌شود. الحمدلله در ‌ایران به سمت تشکیل نهاد خانواده رفته‌ایم ولی چون تلاش نکردیم کیفیتش را ارتقاء بدهیم منجر شده به  آفات و آسیب‌هایی از جمله ‌اینکه به نظر من به زنان خانه‌دار ظلم می‌شود. ‌یعنی زنان خانه‌دار‌ یک مقدار احساس ناراحتی می‌کنند حالا در بعضی از مناطق بیشتر و در بعضی از مناطق کمتر. به عنوان مثال پدیده‌ی بداخلاقی و تحمیل در خانه‌ها، عدم رعایت کامل حقوق مالی بانوان در زمینه‌ی ارث و... علاوه بر‌اینها آفت طلاق و آفت عدم آرامش در خانه هم است که در ‌این وضعیت تربیت فرزند هم درست اتفاق نمی‌افتد. اگر برنامه‌های ارتقاء کیفی نهاد خانواده را با نگاه اسلام تنظیم نکنیم نهاد خانواده دچار ‌این آفت‌ها می‌شود.
 
پس دو بحث را باید در نظر داشته باشیم. هم حیث تربیت و هم حیث ارتقاء کیفیت زندگی بانوان خانه‌دار که برای ما موضوعیت پیدا می‌کند، و هر دو موضوع ما را به‌این نتیجه می‌رساند که باید نهاد خانواده را تقویت کنیم. هر دوی ‌اینها محصول تقویت نهاد خانواده هست.
 
چند راه حل برای تقویت نهاد خانواده با تأکید بر حفظ نقش زنان در بیرون از خانه
 
از‌ اینجا پای الگوی پیشرفت اسلامی‌ جدی‌تر به بحث باز می‌شود. الگوی پیشرفت اسلامی ‌برای مسئله نهاد خانواده چه پیشنهادی دارد؟ آن مقدار که من دیدم مجموعه نخبگانی که الان دارند برای نهاد خانواده صحبت می‌کنند عمده‌ی توصیه‌ها و تحلیل‌هایشان برای بهبود وضعیت نهاد خانواده صرفا با محوریت عملکرد زن و مرد ‌یا فرزندان است.‌  یعنی درون نهاد خانواده را موضوع تحلیل قرار داده‌اند. درحالی‌که ‌یک دسته‌ی دیگر از عوامل هستند -که من اسمشان را عوامل بیرونی موثر بر نهاد خانواده می‌گذارم- که‌ این عوامل بیرونی بر خانواده اثر دارند ولی اصلاح آنها به دست اعضای خانواده نیست. پس نتیجه‌ی بحث ‌این می‌شود که آن عوامل بیرونی خانواده را تضعیف می‌کنند و ما نمی‌توانیم با توصیه به اعضای خانواده اثر آن عوامل بیرونی را مرتفع کنیم.
 
مثلا شما ‌یک سیستم آموزشی دارید که حدود بیست سال افراد را آموزش می‌دهد.‌ این آموزش‌ یک ذهنیت و جهان‌بینی برای افراد درست می‌کند و‌ یک افق برای آنها می‌سازد؛ که متاسفانه در‌ این ذهنیت و افق جایگاه و تصویر درستی از نهاد خانواده وجود ندارد. حالا افراد به سن ازدواج می‌رسند و خانواده را تشکیل می‌دهند؛ چون تصویر اجمالی از نهاد خانواده در ذهنشان هست، با مسائل زندگی مشترک آشنا نیستند و زندگی‌های مشترک‌شان پر از اصطکاک می‌شود و همه می‌دانیم اصطکاک روحی همه چیز را نابود می‌کند. اگر با استراتژی تحول بنیادین در نظام آموزشی ‌این تاثیر را به نفع نهاد خانواده هدایت و کنترل نکنید خانواده‌هایی که تشکیل می‌شود همه بصورت پیش فرض دچار ‌یک معضلاتی هستند.
 
مثال دیگری می‌زنم. ‌یکی از اتفاقاتی که افتاده ‌این است که تصویر بانوان از وضعیت مطلوب خودشان تغییر کرده است. بسیاری از بانوان ما می‌پسندند که اشتغال بیرونی هم داشته باشند. خوب‌این بالاخره در بخشی از بانوان به پسند اجتماعی تبدیل شده است. حالا اگر ما به عنوان ‌یک راهبرد ‌این مسئله‌ی اشتغال بانوان را در جامعه بپذیریم به صورت طبیعی نتیجه‌اش تضعیف نهاد خانواده می‌شود.‌ یعنی شما تصور کنید که فرزندان و مرد خانه اگر احساس کنند کانون خانواده کانون گرمی ‌نیست گرایششان به محیط خانواده تضعیف می‌شود.  با‌ یک تحلیل ساده به‌ این نکته می‌رسیم که محور ‌ایجاد جاذبه در خانه برای فرزندان و برای همه اعضای خانواده بانوی منزل و خانم خانه هست. پس اگر شما آمدید اشتغال را به عنوان‌ یک ارزش پذیرفتید خوب خانم‌ها که دو توان ندارند؛ طبیعتا بخش مهمی ‌از توان آنها به اشتغال بیرونی اختصاص پیدا می‌کند و بخشی از آن به درون خانه اختصاص پیدا می‌کند و اتفاقا بخش غیر مفیدش به خانه اختصاص می‌یابد. ‌یعنی وقتی که خانم خانه خسته است و توانش نصف شده در محیط خانه می‌آید و طبیعی است محیط خانه از آن آرامش مطلوب خارج می‌شود.
 
قوانین اشتغال بانوان در وضعیت فعلی‌ یکی از عوامل بیرونی موثر بر نهاد خانواده 
 
پس پدیده‌ی اشتغال بانوان از‌ یکسو تبدیل شده به پسند اجتماعی و وقتی به پسند اجتماعی تبدیل شد نمی‌شود با تحکم با آن برخورد کرد و از سوی دیگر می‌بینیم وضعیت فعلی نتیجه‌اش تضعیف نهاد خانواده است. راه حل چیست؟ ما در نقشه راه الگوی پیشرفت اسلامی ‌پیشنهاد دادیم با اتخاذ تدابیری و در‌یک بازه زمانیِ منطقی قوانین مرتبط با اشتغالِ بانوان در کشور به تدریج اصلاح شود. مثلا با کاهش سن بازنشستگی برای بانوان، میزان ساعات کار بانوان، تعریف بسته فعالیت‌ها با مدل دورکاری و... می‌توان هم آسایش بیشتری برای بانوان فراهم آورد و هم حضور بانوان را در خانواده تقویت نمود. بنابراین قوانین اشتغال بانوان در وضعیت فعلی‌ یکی از عوامل بیرونی موثر بر نهاد خانواده هست؛ که بدون اصلاح آن نمی‌توان نهاد خانواده را تقویت کرد.
 
در جمع بندی بحث می‌توان گفت که از نگاه الگوی پیشرفت اسلامی‌عوامل بیرونی موثر بر نهاد خانواده باید به نفع نهاد خانواده اصلاح شوند. اگر در مجموعه نظریات اولین نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی ‌دقّت کنیم آنجا‌ یک نظریه‌ای به اسم «نظریه بهبود مستمر فضای حاکم بر نهادهای متکفل تربیت» وجود دارد؛ در واقع ‌این نظریه می‌گوید که اگر شما فضای حاکم (یعنی همان عوامل بیرونی) بر نهادهای متکفل تربیت را تقویت نکنید تربیت با آسیب روبرو می‌شود و همه افراد خانواده به صورت جدی آسیب روحی و جسمی ‌می‌بینند.
 
در واقع نقشه‌ی راه ما مسئله‌ی تربیت را با‌ این نظریه وارد ادبیات برنامه‌ریزی کشور کرده است.  نوع ادبیات و تحلیل به شکلی است که جریان توسعه‌گرا دیگر نمی‌تواند از نفی برنامه‌ریزی برای تربیت دفاع کند.
 
بنابراین خلاصه‌ی عرض بنده‌این است که برای مسائل و معضلات اجتماعی‌این چنینی باید با تغییر در برنامه ریزی کشور نهاد خانواده را تقویت کرد و اقدامات اورژانسی خیلی جوابگو نیست. این کلیت جواب نقشه راه ما به سؤال شما است.
 
تأکید شما بر‌این است که اگر ما بخواهیم مسائل و مشکلات زنان خانه‌دار را حل بکنیم باید در بستری به عنوان تقویت نهاد خانواده و از مسیر برنامه‌ریزی کلان ‌این کار را کنیم. اگر بخواهید روند برنامه‌ریزی کشور در‌این زمینه در طول سی و چند سال اخیر را آسیب شناسی کنید به چه نکاتی اشاره می‌کنید؟
 
به نظر من به دلیل بی توجهی ما، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با کمک معاونت‌های طرح و برنامه‌ی وزارتخانه‌ها و با همراهی کمیسیون‌هائی مانند کمیسیون تلفیق و... به اسم توسعه و به تدریج، فضای حاکم بر نهادهای متکفل تربیت را تخریب کرده است. نهاد خانواده – به عنوان سلول اولیه جامعه و زیر ساختی ترین نهاد جامعه - اگر از ناحیه ده‌ها نهاد دیگر پشتیبانی نشود نمی‌تواند به حیات با کیفیت خودش ادامه بدهد. اگر فضای حاکم بر نهادهای متکفل تربیت تخریب شد- خانواده مهمترین نهاد متکفل تربیت است- این نهاد نمی‌تواند به حیات خودش ادامه بدهد.
 
چتر حمایتی خانوار تنها اختصاص بسته‌ی غذایی و مسائل اقتصادی نیست/ برخی به اسم ایجاد اشتغال و رفاه خانوار مشغول تخریب نهاد خانواده هستند
 
می‌گویید چه اتفاقی افتاده است؟ می‌گویم خانواده تک و تنها مانده! یعنی انگار همه‌ی مشکلات را باید زن و مرد که می‌خواهند تشکیل خانواده بدهند حل کنند! چتر حمایتی برای نهاد خانواده باید گسترش یابد. چتر حمایتی خانوار تنها اختصاص بسته‌ی غذایی و مسائل اقتصادی نیست. برخی به اسم ایجاد اشتغال و رفاه خانوار مشغول تخریب نهاد خانواده هستند. مفهوم چتر حمایت از خانوار باید متحول بشود. ‌یعنی ما حمایت‌های آموزشی، تقنینی و... را باید در دستور کار برنامه‌ریزی کشور قرار دهیم. ما به ترمیم فضای تخریب شده بر نهاد خانواده نیاز داریم.
 
وقتی جریان توسعه محور اداره جامعه را اقتصاد قرار داد حمایت از خانواده تضعیف می شود
 
چه عاملی باعث شده که ما چتر حمایتمان از خانواده تضعیف شود؟ پاسخ ‌این است که ریشه‌ی اصلیش برمی‌گردد به برنامه ریزی توسعه‌گرا که اقتصاد را محور اداره‌ی جامعه قرار می‌دهد. نگاه توسعه‌گرا تعادل اجتماعی را حول اقتصاد تعریف می‌کند. می‌گویند نظریه‌ی بهبود مستمر حاکم بر فضای کسب و کار نظریه‌ای عُقلایی است که باید براساسش اقتصاد کشور را بازسازی کرد! دوستان توسعه‌گرا می‌گویند قوانین جامعه، نظام آموزشی، سیستم قضائی و سیاست خارجی همه جزئی از فضای کسب و کار هستند و همه باید به محوریت بخش اقتصاد تغییر کنند.
 
مسلّم است که‌ این خلاف اسلام است. اسلام هدفش رشد انسانها است که‌ اینها را به مقام درک از امام عصر برساند تا بتوانند دنیا و آخرت خوبی داشته باشند؛ نه اینکه به آنها وعده رفاه بدهی و بعد با کوپن غذا زندگی آنها را اداره کنی!
 
نباید اجازه دهیم برنامه‌ی ششم با نگاه توسعه‌گرایانه بسته شود
 
تا‌ اینجای بحث آسیب‌شناسی و راهکارها را از نگاه الگوی اسلامی ‌پیشرفت اشاره کردید.‌ یک مقدار می‌خواهم از بحث محتوایی الگو خارج شده و صبغه‌ی اجتماعی بحث را طرح کنیم. شما الان به عنوان ‌یک فعال انقلابی در حوزه الگوی اسلامی ‌ایرانی پیشرفت در همین بحث خانواده و مسائل زنان پیشنهادات‌تان به فعالین فرهنگی و اجتماعی برای پیگیری مسائل در عرصه‌‌ی سیاستگذاری و برنامه‌ریزی چیست؟
 
سریع‌ترین کاری که می‌شود انجام داد‌ اینکه اجازه ندهیم برنامه‌ی ششم با نگاه توسعه‌گرایانه بسته بشود. اگر برنامه‌ی ششم با نگاه توسعه گرایانه بسته شود فضای حاکم بر نهاد خانواده بیش از آن چیزی که الان تخریب شده، تخریب می‌شود. باید به برنامه ششم پیوست الگوی پیشرفت الحاق بشود. البته باید توجه کنید که پیوست الگوی پیشرفت باید ذیل نظریاتی مشخص پیشنهاد شود.
 
چرایی عدم موفقیت برنامه پنجم در اجرای احکام فرهنگی
 
چرا احکام فرهنگی در برنامه پنجم اجرایی نشد؟ به دلیل‌اینکه احکام فرهنگی مندرج در برنامه پنجم ذیل ‌یک نظریه اسلامی ‌پیشنهاد نشده بود. اجرای ‌یک معروف علاوه بر‌اینکه نیازمند زمینه حقوقی و مالی است به‌یک نظریه مُبَیِّن هم نیاز دارد  نظریه‌ی مُبَیِّن چه کار می‌کند؟ چگونگی تحقق آن معروف را تبیین می‌کند که حالا در‌اینجا معروف تقویت نهاد خانواده است. تا الان چون ما نظریه نداشتیم نتوانستیم در طول احکام دوره‌ی پنجم نظریه‌ی فرهنگی را پیش ببریم.
 
تکالیف دستگاههای مختلف باید ذیل ‌این نظریه تبیین بشود. می‌توان در همین برنامه‌ی ششم پیشنهاد داد آموزش و پرورش مطالعات مربوط به تقویت آگاهی‌ها نسبت به نهاد خانواده را انجام بدهد. در همین دوران برنامه‌ی ششم می‌توان به صورت آزمایشی در بعضی از پایه‌ها آموزش‌های مربوط به نهاد خانواده را در دستور کار قرار داد و بعد در برنامه‌ی هفتم آن را به همه‌ی پایه‌ها تعمیم داد. پس همین الان می‌شود آموزش و پرورش را مکلف کرد ذیل ‌این نظریه به سمت تحوّل در متون آموزشی برود به شکلی که ما مطمئن بشویم که وقتی دانش‌آموز از سیستم آموزشی خارج می‌شود آگاهی‌هایش نسبت به خانواده افزایش پیدا کرده است.
 
دوستان می‌توانند بیایند مسیر را هدایت کنند به سمت ‌اینکه ما مثلا بیست تا حکم برنامه راجع به نهاد خانواده را در برنامه‌ی ششم داشته باشیم آن وقت کار خیلی آسان‌تر می‌شود چون وقتی تکلیفِ حقوقی شد دیگر کارشناسان هم نمی‌توانند به بهانه‌ی تحلیل غلط از مسئله غفلت ‌ایجاد کنند.


دیدگاه کاربران

سلام دوستان
به نظر من هر دو پیشنهاد هم قابلیت عملیاتی دارد و هم لازم است که آنها را اجرائی کنیم
البته پیشنهاد تغییر مجموعه قوانین مرتبط با اشتغال بانوان را زودتر از پیشنهاد تغییر متون آموزشی آموزش و پرورش به محوریت تقویت آموزشهای مربوط به نهاد خانواده باید عملیاتی کرد.

اينكه مي گوئيد خانواده تك و تنها مانده و زن وشوهر به تنهائي و بدون كمك حكومت مشكلات را حل بكنند طنز تلخ دوران ما است.

بخش مهم و بنیادی خانواده مرد است که دین اسلام به او اجازه تعدد زوجات داده ولی در کنار آن تمام مسئولیت های خانواده را نیز بر دوش او گذاشته است. زن هیچ مسئولیت تعریف شده در قبال خانواده ندارد. اگر می خواهید خانواده تحکیم شود باید ابتدا مسئولیت های قانونی برای زن تعریف شود و مشکلات سر راه مردان برای تشکیل زندگی و خانواده برداشته شود. به عنوان نمونه، چرا باید به زنی که شاغل است و بخش عمده ای از وقت خود را بیرون خانه سپری می کند و عملا کاربری برای شوهر خویش ندارد نفقه داد؟ و چرا این زن که درآمد مستقل دارد هیچ مسئولیت تعریف شده قانونی در قبال شوهر و فرزندانش و خانه اش ندارد؟
امروز ثابت شده که بسیاری از زندگی ها به خاطر ارزش دهی بیش از حد به زنان به طلاق منجر می شود و بسیاری از مردان به خاطر بیکاری و عدم آینده روشن اقتصادی رو به اعتیاد می آورند.

امروز ثابت شده که بسیاری از زندگی ها به خاطر ارزش دهی بیش از حد به زنان به طلاق منجر می شود و بسیاری از مردان به خاطر بیکاری و عدم آینده روشن اقتصادی رو به اعتیاد می آورند.

یواش یواش این بحث الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی داره جالب میشه....

سازمان مدیریت و برنامه ریزی این حرف ها را می فهمد؟