هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 7 مهر 1398
ساعت 16:04
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 17 خرداد 1394 ساعت 18:24 2015-6-7 18:24:11
شناسه خبر : 214085
از طرفی مسئولان کشو تأکید می کنند که مشکل کم آبی و بحران قحطی آب و خشکسالی در راه است و یکی از راه حل های کنترل این بحران مهار جمعیت مصرف کننده آب است، از طرف دیگر کارشناسان گزارش می دهند نرخ رشد جمعیت کشور به مرحله هشدار رسیده است و برای جلوگیری از آسیب های احتمالی از چنین خطری همین امروز باید برنامه ریزی و سیاست گذاری شود که فردا خیلی دیر خواهد بود.
از طرفی مسئولان کشو تأکید می کنند که مشکل کم آبی و بحران قحطی آب و خشکسالی در راه است و یکی از راه حل های کنترل این بحران مهار جمعیت مصرف کننده آب است، از طرف دیگر کارشناسان گزارش می دهند نرخ رشد جمعیت کشور به مرحله هشدار رسیده است و برای جلوگیری از آسیب های احتمالی از چنین خطری همین امروز باید برنامه ریزی و سیاست گذاری شود که فردا خیلی دیر خواهد بود.

گروه اقتصادی - رجانیوز: در پی کاهش بارندگی ها و البته استفاده نادرست از منابع موجود در سال های گذشته، بحران آب به یکی از مهمترین نگرانی های  امروز جامعه تبدیل شده است به طوری که در همایش اخیری که در همین باره تشکیل شده بود اعلام شد: بر اساس آمارها تا سال 1420 در بحران آب به سر خواهیم برد و با گذشت زمان نیز وضعیت بحران آب شدیدتر می‌شود.

به گزارش رجانیوز، بر همین مبنا تا کنون از طرف سازمان های مربوطه همایش ها و نشست های مختلفی برگزار شده است که برای این معضل مهم و حیاتی چاره اندیشی شود. در همین بحث ها و گفتگوها، دلایل و عوامل بسیاری برای ایجاد چنین بحرانی شمارش شده است که مطمئنا اولین اقدام جهت حل و رفع کم آبی، بر طرف کردن و یا بی اثر کردن این عوامل خواهد بود.

اما نکته مهم آنکه یکی از دلایلی که برخی مسئولان مصرانه برای بحران کم آبی بر آن تکیه می کنند بحث افزایش جمعیت و اثرات آن بر مصرف بیشتر آب و تشدید بحران آب است. این  در حالی است که در چند سال اخیر از طرف کارشناسان حوزه جمعیت به کررات مطرح شده است که یکی از ضروریات امروز جمهوری اسلامی اجرایی شدن سیاست افزایش جمعیت است. به این معنی که از طرفی مسئولان کشو تأکید می کنند که مشکل کم آبی و بحران قحطی آب و خشکسالی در راه است و یکی از راه حل های کنترل این بحران مهار جمعیت مصرف کننده آب است، از طرف دیگر کارشناسان گزارش می دهند نرخ رشد جمعیت کشور به مرحله هشدار رسیده است و برای جلوگیری از آسیب های احتمالی از چنین خطری همین امروز باید برنامه ریزی و سیاست گذاری شود که فردا خیلی دیر خواهد بود. نوشته پیش رو سعی دارد برای تجزیه و تحلیل و بررسی دقیق تر  این تناقض و دوگانگی ایجاد شده در جامعه چند نکته مهم را بیان کند:

اولین نکته ای که در این تقابل ذهن هر فردی را به خود مشغول می سازد درجه اهمیت هر یک از این دو موضوع است. در رابطه با اهمیت موضوع آب، یادآوری این جمله معروف که "آب مای حیات است " کار را راحت می کند و خود گویای همه چیز هست. به این معنی که تا زمانی که آب وجود نداشته باشد زندگی بشر نیز غیر ممکن خواهد بود.

 اما راجع به اهمیت بحث جمعیت کشور باید گفت، جمعیت جوان و فعال یک کشور پتانسیل و ظرفیت لازم و ضروری یک کشور برای پیمودن مسیر پیشرفت و توسعه در همه حوزه ها چون حوزه اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... است. پس به همان نسبت کاهش جمعیت در تک تک حوزه های مذکور می تواند آسیب زا و مشکل آفرین باشد. به چند نمونه از این مشکلات و مسائل اشاره می گردد تا ضرورت این بحث بیشتر مشخص گردد.

کاهش جمعیت به نفع رژیم کنونی ایران نیست!

در حوزه سياسي و امنيتی نکته حائز اهميت در خصوص کاهش جمعيت، می توان به برنامه ای اشاره کرد که سياستمداران و استراتژيستهاي امريکايي و اروپايي براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران در نظر گرفته اند. برژينسکي، سياستمدار کهنه کار امريکايي و مشاور سابق امنيت ملي امريکا، در مصاحبهاي با روزنامه وال استريت ژورنال در مارس 2009، درباره تغيير جمعيت ايران نکته اي را بيان کرد که ابعاد بسيار گسترده اي دارد. وي در آن مصاحبه گفته بود: "از فکر کردن به حمله پيشدستانه عليه تاسيسات هسته اي ايران بپرهيزيد و گفت وگوها با تهران را حفظ کنيد، بالاتر از همه بازي طولاني مدتي را انجام دهيد؛ چون زمان و آمارهاي جمعيتي و تغيير نسل در ايران به نفع رژيم کنوني نيست." آنچه را که برژينسکي در يک جمله کوتاه بيان کرده، ميتوان با تفصيل بيشتري اينگونه بيان کرد:

در حال حاضر طبق اخبار و آمارهای منتشر شده در برخی شهرهای کشور نرخ زاد و ولد  قوميتها و مذاهب مختلف به شدت افزایش یافته است. به طوری که بر اساس همین افزایش جمعیت، نمایندگان و سران برخی از مذاهب غیر رسمی کشور برخورداری از حقوق بیشتر از جمله ساخت مساجد مستقل و یا حتی درخواست کاندید در انتخابات ریاست جمهوری را مطرح کرده اند. با این اوصاف با به هم ريختن تعادل جمعيتي دور از انتظار نخواهد بود که در 50 سال آينده بر اثر چالشهاي سياسي، مذهب رسمي که در قانون اساسي مذهب جعفري اثني عشري آمده است مورد سؤال واقع شود و خداي ناکرده همان پيشبيني برژينسکي تحقق يابد .تأمل در این آمار و اخبار زمانی پر اهمیت تر می شود که همین آمارها و  شاخص ها با کشور های دیگر مقایسه شوند.مثلاً در گزارشی مطبوعات رژيم اشغالگر فلسطين نوشتند جمعيت رژيم صهيونيستي يعني دشمن اصلي ايران اسلامي، به 28/5 ميليون نفر رسيده است. بر اساس آخرين آمار بانک جهاني، جمعيت اين رژيم هر ساله به طور متوسط 8/2 درصد رشد داشته که بالاترين ميزان رشد در جهان است.

افراد سالخورده درصد بیشتر جمعیت آینده کشور

از آسیب های کاهش جمعیت در حوزه اقتصادی می توان گفت به موازات پير شدن جمعيت و کاهش ميزان رشد جمعيت، یکی از مهمترین آثار مخرب آن متوجه میزان توليد کشور خواهد شد. به این دلیل که کشور از نظر نيروي کار به عنوان مهمترین مؤلفه تولید، با مشکل جدي مواجه خواهد شد؛چرا که در آینده ای نزدیک اکثر جمعيت ايران را افراد سالخورده تشکيل ميدهند. بنابراين براي جلوگيري از تعطيلي کارخانه ها بايد از کارگران و نيروهاي وارداتي خارجي استفاده کرد و براي ديگر کارها و پستهاي مهم نيز بايد از نيروهاي خارجي بهره گرفت. فراموش نميکنيم که در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب و حتي در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب، بهداشت و سلامت کشور توسط نيروهاي وارداتي مثل پزشکان هندي و پاکستاني اداره ميشد که نه درد مردم را درست تشخيص ميدادند و نه زبان آنها را. واردات نيرو از خارج، علاوه بر اينکه موجب خروج ارز و تشدید بحران های  اقتصادي میشود، حامل آثار مخرب فرهنگي و اجتماعي است که ميتواند جامعه ايراني را به سرعت متلاشي کند. در بعد آسیب های اقتصادی نکته دیگر آنکه با کاهش رشد جمعيت و پير شدن جمعيت کشور، هزينه هاي سنگين بيمه و طرحهاي حمايتي دولت براي بازنشستگان کمرشکن خواهد شد. چرا که جمعیت امروز دهه 60 در سال های آینده جز قشر سالمند جامعه هستند که می بایست از محل فعالیت قشر جوان نسل های بعدی تأمین گردند که متأسفانه با کاهش جمعیت فعال آینده این مهم مقدور نخواهد بود و مشکلات عدیده ای را ایجاد خواهد کرد.

وقتی نگهداری از سگ و گربه جایگرین فرزندآوری شود

از خطرهاي کاهش جمعیت در حوزه فرهنگي و اجتماعي می توان یاآور شد از زماني که تفکر کنترل جمعيت و تک فرزندي در کشور به گفتمان رايج تبديل شد، آثار و تبعات فرهنگي خاصي در پي داشت. وقتی گذران درس تنظیم خانواده برای همه دانشجویان الزامی می شود و مهمترین آموزه آن کنترل موالید و فرهنگ سازی برای تعداد فرزند کمتر است در حدی که فرزند چهارم به بعد را در حد جرم تلقي ميشود، طبيعي است در اين فرهنگ، برخي خانواده ها که از تنهايي رنج ميبرند خلأ انس با فرزند را با انس با حيوانات به ويژه سگ پر کنند؛ واقعيت تلخي که امروزه در بسياري از شهرهاي بزرگ به ويژه مناطق اشرافی نشين به چشم ميخورد. شغل هاي جديد و مغازه هايي با عنوان غذاي سگ و شست و شوي سگ و درمانگاه سگ و... از پديده هايي است که هر روز بر تعداد آنها افزوده ميشود. روشن است خانوادهاي که فرزند نمي آورد يا تک فرزند است و فرزندش به دانشگاه رفته و يا ازدواج کرده است، چنين خلايي را در زندگي احساس ميکند و براي جبران آن چنين راهکارهايي مي انديشد که غربيها انديشيده اند.

در بندهای قبل با مرور اجمالی برخی آسیب های کاهش جمعیت برای کشور، این نتیجه حاصل شد که هر دو موضوع مطرح شده یعنی بحران آب و بحث افزایش جمعیت از موضوعات مهم و اولویت دار امروز کشور است. به طوری که نمی توان و نباید گفت که یکی بر دیگری اهمیت و اولویت دارد. پس با این حال تناقض ایحاد شده را چگونه باید حل کرد؟

دامن زدن به تناقضات برای شانه خالی کردن از مسئولیت

برای حل این مسأله اولاً باید توجه شود که تناقض به وجود آمده به هیچ عنوان درست و منطقی نسیت و بیشتر جنبه تناقض سازی دارد. به این معنی که کسانی که این دو موضوع را اینچنین به هم گره می زنند آگاهانه یا از سر بی تدبیری برای رسیدن به مقاصد دیگری به این تاقضات دامن می زنند. پس با در نظر گرفتن این نکته مهم برای حل این دو مشکل، دو اقدام بسیار مهم می بایست انجام گیرد: اولاً به جای آنکه برخی مسئولان بین این دو حوزه رابطه علت و معلولی واهی درست کنند و کم کاری های خود در این دو حوزه مهم و استراتژیک را اینگونه توجیه کنند و البته شاید به این طریق از زیر بار هر دو مسئولیت شانه خالی کنند که چون هر دو موضوع مهم است و یکی را نمی توان قربانی دیگری کرد، باید به دلیل بی تدبیری ها و قصوری که تاکنون در هردو حوزه مذکور داشته اند از مردم عذرخواهی کنند. عذرخواهی به این دلیل که با نگاهی اجمالی به سیاست ها و تصمیمات اتخاذ شده در حوزه افزایش جمعیت و حفظ و نگهداری منابع آبی روشن می گرددکه کارنامه عملکرد  مسئولان مربوطه به هیچ عنوان قابل دفاع و پذیرش نیست.

جمعیت 31 میلیونی ایران در هشتاد سال آینده

افزايش و رشد نرخ جمعيت در دهه ۶۰ سياست گذاران و برنامه ريزان کشور را به سمت تصويب و اجراي برنامه هاي کنترل جمعيت سوق داد. در سال ۶۴ با تصويب قانون در مجلس شوراي اسلامي، کشور در مسير تنظيم و کاهش جمعيت حرکت کرد. شتاب اين حرکت تا اندازه اي بود که اين سياست ها که قرار بود طي ۲۵ سال جمعيت کشور را کنترل کند طي ۶ سال اجرا شد و متوسط ميزان باروري اکنون به جاي 2.7 به 1.79 رسيد.

واحد آمار و اطلاعات سازمان مرکزي اطلاعات آمريکا (سيا) در آخرين آمار خود که چندين سال پيش منتشر کرده، رشد جمعيت ايران را در سال 2005 کمتر از يک درصد يعني 86/0 درصد تخمين زده بود که بر اساس آن گزارش، جمعيت ايران تا پايان ماه ژوئن سال 2005 به 68 ميليون و 17 هزار و 860 نفر ميرسيد. بر اساس اين گزارش، نرخ رشد جمعيت ايران در سال 2005، کمتر از يک درصد و معادل 86/0 درصد ميشد و نرخ رشد جمعيت ايران نسبت به ساير کشورهاي خاورميانه پايينتر و به نرخ رشد کشورهاي پيشرفته نزديک ميگرديد.

بر اين اساس، نرخ رشد جمعيت آمريکا 92/0 درصد، استراليا 87/0 درصد، آلمان صفر درصد، فرانسه 37/0 درصد، انگلستان 28/0 درصد، روسيه منفي 37/0 درصد، چين 58/0 درصد، و ژاپن 05/0 درصد ميباشد. بر اساس اين گزارش، تعداد فرزندان در يک خانواده ايراني، کمتر از تعداد فرزندان در خانوادههاي انگليسي، آمريکايي، فرانسوي وحتييک خانواده اسرائيلي است.

البته گزارش سازمان آمار ايران در سال 90 نيز چندان فاصلهاي با اين آمار ندارد. رشد جمعيت ايران براساس نتايج سرشماري سال 1390 به 1.3 درصد رسيده که به ميانگين رشد جمعيت جهان در سال 2011 ميلادي به ميزان 1.2 درصد، نزديک شده است. مرکز آمار ايران در نتايج سرشماري سال 90 جمعيت کشور را حدود 75 ميليون نفر اعلام کرده است. در صورتي که رشد جمعيت به ميزان 1.3 درصد طي پنج سال آينده باقي بماند، جمعيت کشور در سال 1395 به اندکي بيش از 80 ميليون نفر ميرسد. به عبارتي، به جمعيت کشور سالانه حدود يک ميليون نفر افزوده ميشود.

جالب است بدانيد بر اساس سناريوي رشد پايين جمعيتي که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است، اگر ايران به همين صورت به ادامه جايگزيني جمعيتي بپردازد و برنامهاي براي تعادل آن نداشته باشد، در 80 سال آينده جمعيت 31 ميليوني را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالاي 60 سال در برميگيرد؛ اين درحالي است که در خاورميانه، کشورهاي عربستان و قطر داراي بيشترين رشد جمعيتي در ميان ساير کشورهاي منطقه هستند. ايران در حال حاضر نيز جزو 10 کشوري است که به سرعت به سمت کهنسالي در حال حرکت هستند و در جايگاه ششمين کشور جهان قرار دارد که افراد آن به سن پيري ميرسند و در بيست سال آينده وارد فاز اول سالمندي جمعيتي خواهد شد و در ده سال آتي نيز فاز دوم سالمندي را تجربه خواهد کرد.

وقتی رهبری به جای مسئولان از مردم عدذرخواهی می کنند

این در حالی بود که رهبر معظم انقلاب نيز بارها در سخنان خود لزوم برنامه ريزي مناسب براي حل اين مسئله و پيشگيري از بحران سالمندي و پيري کشور را يادآور شدند و توجه مسئولان را به طور جدي به اين امر جلب کردند.

ایشان در سال 90، در دیدار مسئولان نظام جمهوری اسلامی فرمودند: جمعیت كشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بكنم؛ من معتقدم كه كشور ما با امكاناتی كه داریم، میتواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به كثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیری كه میخواهد برای متوقف كردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!

یا در سال 91 در جمع کارگزاران نظام خاطر نشان کردند: ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر كنیم. سیاست تحدید نسل در یك برهه‌ای از زمان درست بود؛ یك اهدافی هم برایش معین كردند. آنطوری كه افراد متخصص و عالم و كارشناسان علمیِ این قسمت تحقیق و بررسی كردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی كه از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا كردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران كنیم. كشور باید نگذارد كه غلبه‌ی نسل جوان و نمای زیبای جوانی در كشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطوری كه كارشناسها بررسی علمی و دقیق كردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها كارهای علمی و دقیقِ كارشناسی‌شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما كم خواهد شد - كه امروز قاعده‌ی جمعیتی ما جوان است - و بتدریج دچار پیری خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت كشور هم كاهش پیدا خواهد كرد؛ چون پیری جمعیت با كاهش زاد و ولد همراه است. یك زمانی را مشخص كردند و به من نشان دادند، كه در آن زمان، ما از جمعیت فعلی‌مان كمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهای خطرناكی است؛ اینها را بایستی مسئولین كشور بجد نگاه كنند و دنبال كنند. در این سیاست تحدید نسل حتماً بایستی تجدیدنظر شود و كار درستی باید انجام بگیرد. این مسئله‌ی افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمی است كه واقعاً همه‌ی مسئولین كشور - نه فقط مسئولین اداری - روحانیون، كسانی كه منبرهای تبلیغی دارند، باید در جامعه درباره‌ی آن فرهنگ‌سازی كنند؛ از این حالتی كه امروز وجود دارد - یك بچه، دو بچه - باید كشور را خارج كنند. رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند - و درست هم هست - ما باید به آن رقمها برسیم.

و مهمتر از همه اینها در در سال 91 در سفری که به خراسان شمالی داشتند ضمن گلايه از مسؤلان گذشته و با تواضع و فروتني اظهار داشتند که همه از جمله رهبري بايد در پيشگاه خداوند به واسطه اين موضوع طلب عفو کنند.

این عذر خواهی از جانب ایشان در حالی بود که سخنان و مواضع قبلی ایشان به روشنی مشخص می کند که  در دهه 70 و اوایل دهه 80، در شرايطي که دولتهاي کارگزاران و اصلاحات، سياستهاي کاهش رشد جمعيت را به عنوان يک استراتژي مهم در پيش گرفته بودند و با تبليغات سنگين و هزينه هاي زياد آن را اجرا ميکردند، ايشان هيچ گاه از اين سياستها حمايتي نداشتند بلکه بعضا درباره کاهش رشد هشدار نيز داده اند. این تواضع رهبری علاوه بر اینکه بر اهمیت فراوان این موضوع صحه می گذارد این توقع را نیز ایجاد می کند که مسئولان و کسانی که در این امر مقصر بوده اند و به دلیل قصور و کوتاهی که در گذشته انجام شده و امروز و حتما فردا شاهد آثار زیانبار آن هستیم از ملت عذرخواهی کنند.

دیگر زمان انجام وظیفه است

بعد از عذرخواهی مسئولان، نوبت اقدامات اساسی ایشان در این دو حوزه ضروری است. تصمیمات و اقداماتی که علاوه بر اینکه کم کاری های گذشته را جبران می کند برای بهبود اوضاع در آینده نیز مفید و مؤثر باشد.  به عنوان نمونه در بحث افزایش جمعیت دولت علاوه بر اینکه وظیفه دارد تناقضات و ابهامات در این زمینه را از بین ببرد می بایست با راهنمایی از متخصصان و کارشناسان طرح های مسکوت مانده و یا ناقص اجرا شده را یا جدیت به سرانجام برساند.

در حوزه بحران کم آبی نیز دولت و مسئولان وظیفه دارند مانع بهره برداری های سیاسی عده ای از این مشکل، شوند و همه امکانات را در جهت کاهش پیامدهای این مسأله و جلوگیری از بحران پیش رو، بسیج کنند. به عنوان نمونه به کررات اعلام شده است که بخش زیادی از منابع آبی در بخش کشاورزی مصرف می شوند. به طوری که به همین نسبت در این حوزه اتلاف و هدر رفت منابع آبی را شاهد هستیم. با اینکه بارها بر این مسأله پافشاری شده است  اما مسئولان در سخنرانی ها و جلسات فقط بر بحران آب و جیره بندی و ...  تأکید کرده اند بدون اینکه از هیچ راهکار عملی و اجرایی برای حل این معضل پیشنهاد و یا اجرا کرده باشند. حقیقتاً وقتی مسئولان اینقدر از بحران پیش رو سخن می گویند و ابراز نگرانی می کنند چرا هیچ اقدام مفیدی در این زمینه انجام نمی دهند؟ مثلا چرا نسبت به حجم عظیم محصولات کشاورزی که  به دلیل واردات زیاد و یا هزینه های دلالی روی زمین می ماند چون برای کشاورزان صرف نمی کند مصولات خود را برداشت و به بازار عرضه کنند، در حالی که به ثمر نشستن این محصول مساوی با صرف چندین هزار لیتر آب بوده است، چاره ای اندیشیده نمی شود؟