هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 1 ارديبهشت 1398
ساعت 21:36
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 8 ارديبهشت 1394 ساعت 14:51 2015-4-28 14:51:23
شناسه خبر : 209601
به نظر می رسد تاکتیکی که قرار است منتقدین را غافلگیر نماید ارائه مجوز نمایش به چند فیلم حساسیت برانگیز در فاصله کم است تا منتقدین را در موضع ضعف قرار دهد. اینکه مجلس و رسانه‌ها و نهادهای صاحب سالن سینما مثل حوزه هنری در آنِ واحد توانایی برخورد با چند فیلم را ندارند تحلیلی است که این روزها زمزمه آن به گوش می‌رسد.
به گزارش فارس، حوادث دو سه سال اخیر سینمای ایران در حوزه تولید و اکران، اتفاقاتی را رقم زد که هنر هفتم دوباره پس از چندین سال در کشورمان در کانون توجهات قرار گرفت. البته این بار نه برای تولید یک محصول خوب که می توانست مردم را به سالن سینما بکشاند بلکه اولا به جهت تولید برخی فیلم هایی که اعتراضاتی را به دنبال داشت و ثانیا اینکه این فیلم ها در اکران با محدودیت هایی مواجه شدند که تا کنون آن را تجربه نکرده بودند که نمونه آن عدم اکران و توقیف برخی فیلم ها علی رغم عدم مخالفت وزارت ارشاد بود.
 
طبعا این اتفاقات که تا امروز نیز ادامه دارد دو سر داشته است؛ یکی برخی عوامل سینما که طبعا خط قرمز خود را تولید و اکران محصولات سینمایی می دانند و چرخیدن چرخ سینما را مهمترین عامل در این حوزه قلمداد می کنند. طبیعی است اگر در مواردی به محتوای فیلمی هم اعتراضی داشته باشند(جز در موارد استثنا) ترجیح می دهند سکوت کنند تا با هم صنفی ها درگیر نشده و این اتفاق روزی گریبان خودشان را نگیرد.
 
سر دیگر این اتفاقات گروهها و نهادهایی هستند که اگرچه از سلایق نسبتا مختلفی هم برخوردارند اما خط قرمز در سینما را تنها چرخیدن چرخ آن نمی‌دانند و به دلیل تاثیری که برای آن قائلند معتقدند که این هنر نباید محفلی برای تخریب اعتقادات و فرهنگ بخش مهمی از جامعه باشد. کمیسیون فرهنگی مجلس، رسانه‌های اصولگرا و سه ضلع حوزه هنری عمده این جبهه را تشکیل می‌دهند.
 
اما سوال مهم اینجاست که وزارت ارشاد در کجای این وقایع ایستاده است؟
 
چه در دولت گذشته و چه در دولت فعلی به نظر می رسد چرخیدن چرخ سینما اولویت اول وزارت ارشاد بوده است. در دولت گذشته اگرچه به نظر می رسد این مساله ناشی از یک اشتباه در محاسبه جواد شمقدری مسئول سینمایی آن سالها بود اما با این حال در اصل مساله تفاوتی ایجاد نمی کرد. ضمن اینکه این موارد را باید بعلاوه یک سری دعوای های حیدری نعمتی دوستان قدیمی و رقبای آن روز کرد که صحنه آن روزها را تبدیل به چیزی کرد که همه شاهد آن بودند.
 
در دولت فعلی هم علاوه بر این «بازگرداندن آرامش به سینما» شعار اصلی سازمان سینمایی عنوان شد و شکل انتصاب ها در این سازمان نشان داد که دولت در عرصه فرهنگ به دنبال تنش و دردسر نیست و مایل است به اولویت اول خود یعنی سیاست خارجی بپردازد. شاید به همین دلیل بود که سعی شد اختلافات بوجود آمده درباره تولیدات سینمایی مساله دار، به نفع نظر مجلس و گروههای مخالف حل و فصل شود. البته ایوبی بعنوان رییس سازمان سینمایی با ملاقات ها و اظهار نظرها، از بیان منویات اصلی خود ابایی نداشت و برای مقابله با افرادی که قصد از بین بردن سینما را دارند(هیچ گاه مشخص نشد دقیقا چه کسانی قصد از بین بردن سینما را دارند) حتی از اکران و تولید صریح ترین فیلم های مغایر با اعتقادات بخش مهمی از جامعه نیزحمایت کرد.
 
با این حال ورود جدی تر مشاور عالی رییس سازمان سینمایی به امور، منجر به تاکتیک هایی برای تلطیف فضای هنرمندان به نفع سازمان سینمایی شد. رضاداد که به گفته کاهانی، یکی از وظایف خود را «داشتن هوای وزیر ارشاد» می داند، حالا باید علاوه بر وزیر، هوای سازمان سینمایی را هم داشته باشد تا امید برخی از سینماگرانی که به قول خودشان در همه سالها با سانسور جنگیده بودند، ناامید نشود.
 
یکی از این تاکتیک ها، کنار گذاشتن برخی فیلم‌ها از جشنواره برای دیده نشدن آن توسط منتقدین و طبعا عدم ایجاد حسایت در مورد آنها بود. به نظر نگارنده فیلم «خانه دختر» به این دلیل امسال در جشنواره نمایش داده شد که گمان حساسیت بر آن نمی رفت وگرنه این فیلم هم مانند چند نمونه دیگر یا بصورت خودجوش و یا با توفیق اجباری در جشنواره اکران نمی شد.
 
احیانا تحلیل اتاق فکر سازمان سینمایی این بوده که در صورت اکران فیلم، کسی به فیلم اعتراض نخواهد کرد تا فروش آن بیشتر نشود. با نگاهی به برخی اتفاقات گذشته در توقیف یک فیلم پس از اکران و البته غلط بودن این تحلیل که اعتراض به هر فیلمی در زمان اکران منجر به فروش آن خواهد شد به نظر می رسد این تاکتیک نمی تواند درد چندانی از مساله سازمان دوا نماید. ضمن اینکه قبلا هم برخی گروههای معترض به فیلم های ساختارشکن عنوان کرده اند اکران یک فیلم نمی تواند مانع اعتراض آن ها شود.
 
به نظر می رسد تاکتیک دیگری که این روزها قرار است تا منتقدین را غافلگیر نماید ارائه مجوز به چند فیلم حساسیت برانگیز و نمایش آنها در فاصله کم است تا به این ترتیب منتقدین را در موضع ضعف قرار دهد. اینکه مجلس و رسانه ها و نهادهای صاحب سالن‌های سینما مثل حوزه هنری در آنِ واحد توانایی برخورد با چند فیلم را ندارند تحلیلی است که این روزها زمزمه آن به گوش می رسد. تحلیلی که باز با رجوع به گذشته نزدیک ناقص می نماید. کمیسیون فرهنگی مجلس نشان داده در موارد متعددی که احساس وظیفه کرده وارد عرصه شده و حتی در یک مورد لیستی از فیلم‌های مورد اعتراض خود را اعلام کرده است. رسانه‌های اصولگرا و حوزه هنری نیز نشان داده اند در مواردی که پای اخلاق و فرهنگ مردم درمیان باشد تعداد فیلم‌ها برایشان مطرح نبوده است.
 
امروز هم زمزمه نمایش فیلم‌هایی به گوش می‌رسد که حتی برخی تهیه کنندگان هم به جهت محتوای آن حاضر به ساخت آن نشدند و در جشنواره سال گذشته نیز به نمایش درنیامدند تا حساسیت ها برانگیخته نشود و احیانا قرار است مصادیق آزمایش تاکتیک‌های جدید برای بدست آوردن دل سینماگرانی شود که روی سازمان سینمایی حساب باز کرده اند.
 
نگارنده، مشاور عالی محترم رییس سازمان سینمایی را فرد متدینی می‌داند که طبعا نیت اصلاح دارد اما همان نقدی که به رییس سابق سازمان سینمایی وارد است به مشاور گرامی او هم می‌تواند وارد باشد. شمقدری هم طبعا نیت اصلاح داشت اما گاهی برخی مصلحت اندیشی ها و برخی میان برهایی که در آن فرع به جای اصل می‌نشیند، می‌تواند خسارت بار باشد.
 
مشاور عالی محترم طبعا می‌داند منتقدان امروز که با نیت مصلحانه برای مقابله با برخی جریانهای مخرب فرهنگی تلاش می‌کنند و البته تهمت های ناروایی را نیز تحمل می کنند با رصد سی سال مدیریت فرهنگی و فراز و نشیب های آن تجربه گرانسنگی اندوخته اند که به سادگی نمی توان آنها را از وظیفه ای که برای خود فرض می دانند دور کرد.