هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 8 خرداد 1399
ساعت 09:45
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 19 بهمن 1393 ساعت 16:41
يكشنبه 19 بهمن 1393 16:37 ساعت
2015-2-8 16:41:18
شناسه خبر : 198087
اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که از مقام مقایسه خارج شویم و «مزار شریف» را به تنهایی مورد قضاوت و ارزیابی و تحلیل قرار دهیم. از این منظر «مزار شریف» فیلمی است که نه‌تنها از ظرفیت بالقوه‌ی بالایش برای خلق یک فیلم قهرمان‌پردازانه استفاده نمی‌کند بلکه سوژه‌ی جذاب و ملتهبش را به هدر می‌دهد و اثری خنثی و سطحی به مخاطب ارائه می‌کند.
جشنواره سی‌و‌سوم فجر در رجانیوز- 12/ نگاهی به آثار روز هفتم در برج میلاد:

«مزار شریف»؛ فیلم متوسطی که جزو خوب‌های این جشنواره است!/زنگ زوال پیشکسوتان سینما به صدا درآمده است؟

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که از مقام مقایسه خارج شویم و «مزار شریف» را به تنهایی مورد قضاوت و ارزیابی و تحلیل قرار دهیم. از این منظر «مزار شریف» فیلمی است که نه‌تنها از ظرفیت بالقوه‌ی بالایش برای خلق یک فیلم قهرمان‌پردازانه استفاده نمی‌کند بلکه سوژه‌ی جذاب و ملتهبش را به هدر می‌دهد و اثری خنثی و سطحی به مخاطب ارائه می‌کند.
امیر ابیلی- گروه فرهنگی رجانیوز: هفت روز از جشنواره گذشته است و حالا می‌شود درباره‌ی وضعیت سال سینمایی پیش‌رو قطعی‌تر نظر داد و با اطمینان بیشتری بر معضلی که در روزهای گذشته به آن اشاره کرده‌ایم پافشاری کرد. مشکل اصلی سال پیش‌رو همانی است که پیش از این هم گفتیم؛ بحران سینمای داستانگوی مخاطب‌پسند و معضل فیلم‌های ضدمخاطب شبه‌روشنفکرانه. این مسئله‌ایست که اکثر گروه‌ها و جریان‌ها و تفکرات سینمای ایران روی آن اتفاق نظر دارند و احتمالا تنها فرد مخالف در این بین حجت‌اله ایوبی است که ظاهرا نمی‌خواهد مسئولیت مدیریتش را برعهده بگیرد و از سالی پرمخاطب برای سینمای ایران خبر می‌دهد. خبری که البته خیلی زود مورد آزمون واقعی قرار خواهد گرفت و میزان صحت و دقتش مشخص خواهد شد. آن روز بیشتر در مورد مدیریت سینمایی دولت صحبت خواهیم کرد، فعلا بگذریم و برسیم به فیلم‌های روز هفتم:
 
«مزار شریف»؛ فیلم متوسطی که جزو خوب‌های این جشنواره است!
 
در تحلیل و تفسیر قوت و ضعف‌های «مزار شریف» باید ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که آیا فیلم برزیده را قرار است در مقایسه با فیلم‌های دیگر جشنواره امسال بسنجیم یا با فیلم ایده‌الی که می‌شد از این سوژه ساخت. این محل اختلاف اصلی خیلی از کسانی است که موافق یا مخالف فیلم‌اند. «مزار شریف» قطعا یکی از چند فیلم خوب جشنواره سی و سوم است، فیلمی داستانگو که حداقل‌های ساختاری در آن رعایت شده است و می‌شود تا انتها پایش نشست و با داستانش همراه شد و نسبتا راضی از سالن سینما بیرون آمد. بنابراین اگر کل فیلم‌های جشنواره- فیلم‌های سال بعد سینما- را دیده باشید و بخواهید «مزار شریف» را در بین آن‌ها ارزیابی کنید می‌توانید روی معایبش چشم بپوشید و نمره قبولی به آن بدهید.
 
 
اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که از مقام مقایسه خارج شویم و «مزار شریف» را به تنهایی مورد قضاوت و ارزیابی و تحلیل قرار دهیم. از این منظر «مزار شریف» فیلمی است که نه‌تنها از ظرفیت بالقوه‌ی بالایش برای خلق یک فیلم قهرمان‌پردازانه استفاده نمی‌کند بلکه سوژه‌ی جذاب و ملتهبش را به هدر می‌دهد و اثری خنثی و سطحی به مخاطب ارائه می‌کند.
 
تصور کنید شخصیتی را که از یک کشتار تروریستی جان سالم به در برده و بعد از کلی ماجرا و فرار خودش را به ایران رسانده تا پیام مهمی را به پایتخت برساند. این یعنی مناسب‌ترین دستمایه به خلق قهرمان و ورایت داستانی جذاب، اما برزیده برای ما-مخاطب- شخصیت منفعلی را تصویر می‌کند که در زنده ماندنش هیچ نقشی نداشته، در به ایران رسیدنش هیچ عمل خاصی انجام نمی‌دهد و بیهوش و روی یک گاری به مرز می‌رسد و در نهایت در ایران هم متوجه می‌شویم که دانسته‌های ماموارن اطلاعات بیشتر و دقیق‌تر از اوست و قهرمان ما حتی خبر به درد بخوری هم برای کشورش ندارد. بگذریم از اینکه فیلم در تصویری هم که از طالبان و شرایط افغانستان ارائه می‌دهد کاملا در سطح حرکت می‌کند و هیچ تحلیلی از شرایط به مخاطب ارائه نمی‌دهد و در نهایت فیلم واجد هیچ «مضمونی» نیست و حتی قهرمانی را هم به مخاطب معرفی نکرده. با این‌همه اما باز باید نکته اول را یادآور شد، وضعیت سینمای ایران آنقدر خراب هست که «مزار شریف» جزو خوب‌هایش باشد.
 
«ازادی مشروط»؛ فیلمنامه‌نویسی که نقط ضعف فیلمش شد!
 
فیلم اول حسین مهکام ضربه اصلی را دقیقا از همانجایی می‌خورد که سازنده‌اش پیش از این در آن حوزه فعال بود و به آن شناخته می‌شد؛ «فیلمنامه‌نویسی». مشکل این است که «آزادی مشروط» در خلق شخصیت‌ و چیدمان منطقی اتفاقات الکن است و ناتوان. فیلم اساسا معلوم نیست درباره چه کسی است. یک روانشناس که خواهرزاده‌اش در کانون اصلاح و تربیت است یا یک نوجوان که به دلایل خانوادگی به بزهکاری کشیده شده.
 
 
جز این هم فیلم پر است از شخصیت‌هایی که معلوم نیست چرا در فیلم هستند و نقشش‌شان چیست، شخصیت‌های سردرگمی که احتمالا فقط به کار اضافه کردن تایم فیلم می‌آیند نه روایت درست‌تر قصه. بنابراین فیلم اول مهکام یک فیلم از دست رفته است، فیلمی که اتفاقا ضربه اش را نه از کارگردان فیلم‌اولی‌ش بلکه از فیلمنامه‌نویس باسابقه‌اش می‌خورد.
 
«شیفت شب»؛ موش‌کشی چقدر درآمد دارد؟!
 
مردی که 12-13 سال است حسابدار یک شرکت بزرگ است و وضع نسبتا خوبی دارد و خانواده‌ی نسبتا پولداری نیز، به دلیل یک اختلاف حساب از شرکت اخراج می‌شود و باید 500 میلیون به شرکت بدهد. با گذشت روند قصه و دیدن چند دعوای زن و شوهری و مثلا بحران خانوادگی ناشی از اخراج، می‌فهمیم مرد-که ظاهرا هیچ شغلی برای او وجود ندارد- شبها با تفگ ساچمه‌ای در خیابان موش می‌کشد و جنازه موش را به شهرداری تحویل می‌دهد تا مثلا از این راه بدهی 500 میلیونی‌ش را پس بدهد! در حالیکه همسرش با فهمیدن ماجرا با گرفتن پول رهن خانه و یک قرض از برادر شوهر در عرض یک روز کل 500 میلیون را با شرکت تسویه می‌کند. این منطق حاکم بر فیلم جدید نیکی کریمی است. مردِ- ظاهرا کند ذهن و ابله ماجرا- می‌خواهد با موش‌کشی 500 میلیون پول جور کند در حالیکه همسرش در یک روز کل بدهی را می‌دهد و ماجرا حل می‌شود. درباره‌ی فیلم که چنین منطقی بر آن حاکم است باید حرف جدی زد؟ باید نقد و تحلیلش کرد؟
 
 
«شرفناز»؛ زحمت فراوانی که نتیجه مطلوب نداشت
 
«شرفناز» فیلمی است که سوژه‌ی مهم و ملتهبی دارد. از پلان به پلانش مشخص است که با زحمت ساخته شده است و در حالیکه با 4 بازیگر مشهور می‌شود در یک آپارتمان فیلم مثلا اجتماعی ساخت حسن نجفی بدون کمک دولتی رفته است به مناطق مرزی و فیلمی راجع به تکفیری‌ها، عملیات تروریستی، قاچاق‌های لب مرز و ... ساخته است و این یعنی از سر دغدغه و- برخلاف خیلی‌های دیگر- بدون نیت کاسبی سراغ چنین سوژه و چنین نگاهی رفته است. پس بابت همه‌ی این‌ها باید به حسن نجفی دست‌مریزاد گفت.
 
 
اما با این همه کاش نیت و دغدغه‌ی خیر تنها شرط لازم برای ساخت فیلم خوب بود تا «شرفناز» به یکی از بهترین آثار سینمای ایران تبدیل می‌شد. اما چه می‌شود کرد که متاسفانه اینطور نیست و در سینما به جز نیت خیر و زحمت فراوان بابت رفتن به مناطق مرزی باید تکنیک بلد بود و باید داستانگویی سینمایی دانست و در نهایت باید فرم سینمایی داشت.
 
«شرفناز» اما مجموعه پلانهای بسیار زیبایی است که تنها نشاندهنده‌ی فیلمبردار کاربلدش است. مجموعه تصاویری که بی‌هیچ ارتباطی به هم کات می‌خورند و پشت سر هم نمایش داده می‌شوند. نه از داستان محکم و دقیقی خبری هست نه از شخصیت‌پردازی ویژه. فیلم حتی سعی نمی‌کند مناطق مرزی، مناسبات حاکم بر آنجا، قاچاقچیان و تروریست‌های حاضر در منطقه و... را به درستی به ما بشناساند و به همین دلیل با فیلم چندپاره‌ای طرفیم که احتمالا مخاطب زیادی را راضی نخواهد کرد، گرچه همین ساخته‌ی پر ایراد هم می‌ارزد به بیش از نیمی از فیلم‌های جشنواره.
 
«پدر آن دیگری»؛ یک فیلم بدِ دهه شصتی!
 
استاندارهای ساخت فیلم جدید یداله صمدی استاندار فیلم‌های دهه شصت و اوایل دهه هفتاد است. استاندارد فیلم‌هایی مثل «آپارتمان شماره13» که خودش آن زمان می‌ساخت. از قضا در فیلمی که وقایعش ظاهرا در زمان حال می‌گذرد نشانه‌هایی از همان سال‌ها هم هست. از جایی از فیلم پسری به دوست دخترش می‌خواهد فیلمی بدهد و فیلم وی‌اچ‌اس است، یا باجه‌های تلفن عمومی خیابان از باجه‌های زردرنگی است که سال‌هاست در خیابان‌ها حضور ندارند، با این وجود اما پلاک ماشین‌ها مربوط به دهه هشتاد است و ظاهرا خیابان‌ها و مغازه‌ها نشاندهنده‌ی دهه نود!
 
«پدر آن دیگری» ظاهرا یک فیلم کودک است اما در آن به صریح‌ترین حالت ممکن شاهد یک عمل غیرشرعی پیش از ازدواج بین یک دختر و پسر هستیم و در فیلمِ ظاهرا رئال صمدی، وقتی مادر می‌فهمد که دخترش دست به رابطه‌ی جنسی پیش از ازدواج زده نهایت واکنشش این است که به دختر بگوید «این چه کاری بود کردی. دیگه از این کارا نکن!» و تمام.
 
 
«پدر آن دیگری» ظاهرا یک فیلم کودک است. داستان پسر شش ساله‌ای که به اختیار و انتخاب خود در این شش سال حرف نزده و همه فکر میکنند مشکل ذهنی دارد اما متوجه می‌شویم که او در اعتراض به برخوردهای پدرش تصمیم گرفته حرف نزند، پدری که مشخص نیست چرا انقدر بیخودی و بی‌دلیل عوضی است و بی‌منطق. چرا مدام پسرش را دیوانه و خنگ خطاب می‌کند و ایا این رفتار او بعد از لال بازی پسر آغاز شده یا لال‌بازی پسر بعد از رفتار او! این فیلمی است که در آن دنبال هیچ منطقی نمی‌گردیم. یکی دیگر از فیلم‌هایی که دولت بودجه‌شان را به پیشکسوت‌های سینما داد تا بیکار نباشند.


کلیدواژه ها »