هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 23 تير 1399
ساعت 02:02
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 1 آذر 1393 ساعت 14:18
شنبه 1 آذر 1393 17:48 ساعت
2014-11-22 14:18:55
شناسه خبر : 194109

حجت‎الاسلام محمد طهماسبی

کسی که خود را برتر از دیگران می‌داند و می‌خواهد که دیگران از او تبعیت کنند و به دلخواه یا به زور! به خواسته‌های ناحقش تن دهند، در منطق قرآنی مستکبر نام دارد.

او برای این‌که برتری خود را جا بیاندازد، قدرت و ثروت خود را (حتی بیشتر از آنچه هست) به رخ دیگران می‌کشد و با تحقیر و کوچک شمردن دیگران، آن‌ها را وادار می‌کند تا بزرگی او را بپذیرند. (دقت به تبلیغات رسانه‌ای و فیلم‌های هالیوودی، این مطلب را به خوبی نشان ‌می‌دهد)

قرآن در مورد شیوه کار فرعون می‌فرماید:

 فَاسْتَخَفَّ‏ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقينَ (54 زخرف)

[فرعون] قوم خود را تحقیر کرد و خوار شمرد، پس آن‌ها از او اطاعت کردند، همانا آن‌ها مردمی فاسق بودند.

 فاسقین و اهل گناه، این حقارت خود و برتر بودن مستکبر را می‌پذیرند و البته آن‌را گزیرناپذیر می‌دانند؛ ایشان با خودکم‌بینی و تحقیر دستاوردهای ملی و بزرگ نشان دادن توانمندی‌های قدرت‌های زورگو، خواسته یا ناخواسته به سیطره استکبار کمک می‌کنند.

مستکبر همیشه در تاریخ بوده و هست، در زمانی فرعونیان بوده‌اند، و در زمانی کشورهایی همچون اسپانیا و فرانسه و انگلیس، زمانی دیگر شوروی و آمریکا؛ و اکنون نیز آمریکاست که مصداق بارز استکبار است، اوست که خواسته‌های نا حق خود را به دیگران تحمیل می‌کند، و اگر نپذیرند با تهدید و تحریم آنان را تحت فشار قرار ‌می‌دهد، و حتی در مواردی که به پیروزی مطمئن باشد به اشغال نظامی اقدام کرده و آن‌را به چماقی برای تهدید بیشتر سایرین تبدیل می‌کند.

البته بیشتر کشورهای دنیا این برتری آمریکا را پذیرفته‌اند؛ اما ایران اسلامی، پرچمدار مبارزه با این رویه غلط و ظالمانه در جهان شده است و این مقاومت، در بین بسیاری از ملت‌های دنیا اثر گذاشته است؛ و دقیقاً به این خاطر است که مقابله با جمهوری اسلامی از طرف دشمنان بسیار جدی‌تر شده است.

تحقق ظلم مستکبر نیاز دارد به این‌که عده‌ای ظلم را بپذیرند، و سایرین هم نسبت به رابطه میان ظالم و مظلوم بی‌تفاوت باشند، اما اسلام، ما را از هرسه این‌ها، یعنی «ظلم کردن»، «پذیرفتن ظلم»، و «سکوت در مقابل ظلم به دیگران» منع کرده است.

از اینجا معلوم می‌شود که چرا نحوه برخورد جمهوری اسلامی با آمریکا، متفاوت از سایر دولت‌هاست؛ البته اگر روزی آمریکا از این رویه استکباری دست بردارد، می‌شود دولتی مانند سایر دولت‌ها، همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند:

«آن روزی که آمریکا دست از استکبار بردارد، آن روزی که از دخالت‌های بیجا در امور ملت‌ها دست بردارد، یک دولتی مثل بقیه‌ی دولت‌هاست، برای ما هم دولتی مثل بقیه‌ی دولت‌ها خواهد بود.» 1388/8/12 

آیا امکان رسیدن به توافق عادلانه در مذاکرات هست؟

وَ لَن تَرْضىَ‏ عَنكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصَارَى‏ حَتّىَ‏ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، تا این‌که تابع آيين آنان شوی. (به طور كامل تسليم خواسته‏هاى آنها شوى)

قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى‏

بگو: همانا هدايت خدا، هدايت است. [نه آنچه شما می‌گویید]

وَ لَئنِ‏ِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِيرٍ(120بقره)

و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شده‏اى، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.

 

اين آيه می‌فرماید كه هرگز يهود و نصارى از شما راضى نخواهند شد، مگر آنكه تسليم بى‏ چون و چراى آنان شويد و از اصول و ارزشهاى الهى كناره بگيريد؛ یعنی دشمن، به كم راضى نيست. فقط با سقوط كامل و محو مكتب و متلاشى شدن اهداف اسلامی راضى می‏شود (علنی می‌گویند که عدم توافق بهتر از توافق بد است)، یعنی امکان ندارد حق ما را با زبان خوش بدهند!

فایده مذاکره

مذاکره با کشوری که خوی استکباری و برتری جویی دارد، برای احقاق حق بی فایده است، اما این فایده را می‌تواند داشته باشد که حقانیت خود را در افکار عمومی جهان ثابت نموده و منطق ناروای او را رسوا کنیم.

مسئولین کشور اگر با این هدف در مذاکرات شرکت می‌کنند، باید به ایشان دست مریزاد گفت و تشکر نمود، البته باید یادآوری نمود که این هدف با علنی کردن متن مذاکرات و بیان منطق درست ما و خواسته‌های ناحق آن‌ها در افکار عمومی جهان میسر خواهد شد و محرمانه ماندن متن مذاکرات، این حربه را از ما می‌گیرد؛ بلکه با توجه به امپراطوری رسانه‌ای حریفان، افکار عمومی دنیا به‌دست آن‌ها می‌افتد و با تضعیف موضع ایران، اینجور وانمود می‌کنند که ایستادگی در مقابل آمریکا بی‌فایده است و کسی این قدرت را ندارد، حتی ایران هم بعد از مدت‌ها ایستادگی مجبور شد کوتاه بیاید! همچنان که الان هم می‌گویند به‌خاطر تحریم‌ها مجبور شد بیاید پای میز مذاکره.

اما اگر تیم مذاکره کننده واقعاً امید دارند که بتوانند از دولتی مانند آمریکا، سر میز مذاکره حق کشور را بگیرند و به توافق جامع و منصفانه برسند، باید گفت که دنبال کار محالی هستند و قطعاً به خطا رفته‌اند؛ زیرا با این امید، ممکن است فریب خدعه‌های آن‌ها را خورده و به وعده های توخالی آن‌ها امیدوار شوند.

اگر دشمن را درست نشناسیم، گمان می‌کنیم که ادعای او در این‌که فقط می‌خواهد از عدم انحراف در برنامه هسته‌ای ایران مطمئن شود، واقعی است و لذا فکر می‌کنیم که اگر تلاش کنیم ابهام و اشکالات مطرح شده توسط آن‌ها را مرتفع کنیم و با اظهار محبت از ایشان تعریف و تمجید کنیم، قلب آن‌ها را جلب کرده و به توافق می‌رسیم؛ اما اگر باور کنیم که او تا همه چیز ما را نگیرد به رضایت نمی‌رسد، رفتار ما نیز با دقت و شیوه متفاوتی صورت خواهد گرفت. خواهیم دانست که حتی اگر به‌صورت تاکتیکی و در کوتاه‌مدت، برخی وعده‌ها را بدهند، به‌زودی بهانه بعدی را مطرح می‌کنند؛ مشخص می‌شود که موضوع هسته‌ای، بهانه‌ای برای این مرحله است نه موضوع واقعی اختلافات.

امام خمینی (ره) با فهم عمیق قرآنی فرمودند:

«مستضعفین همه بلاد، همه ممالک باید حق خودشان را با مشت محکم بگیرند. منتظر نباشند که آن‌ها حق آن‌ها را بدهند. مستکبرین نخواهند حق کسی را داد.»

19 بهمن 1358- صحیفه امام، ج12، ص: 143

«آری، اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام را با دست‌های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به‌عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آن‌ها آقا باشند ما نوکر، آن‌ها ابرقدرت باشند ما ضعیف؛ آن‌ها ولیّ و قیّم باشند ما جیره‌خوار و حافظ منافع آن‌ها؛ نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی؛ بلکه ایرانی که شناسنامه‌اش را امریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که ارابه سیاست امریکا یا شوروی را بکشد و امروز همه مصیبت و عزای امریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت‌الحمایگی آنان خارج شده است، که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می‌کند.»

پیام قبول قطعنامه 598 - 29 تیر 1367- صحیفه امام، ج21، ص: 74

اگر از مواضع اصولی خود کوتاه بیاییم

بعد از آنكه در پرتو وحى الهى حقايق براى ما روشن شده، و حقیقت دشمنان بیان شده، اگر تسليم خواسته‌های ناحق آنها شویم، هيچ سرپرست و ياورى از ناحيه خدا براى ما نخواهد بود. (وَ لَئنِ‏ِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِى جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِيرٍ)

یعنی با کوتاه آمدن از اصول و تعلل در پی‌گیری اهداف الهی، خداوند ما را رها کرده و ما را از همراهی و یاری خود محروم خواهد کرد، که مساوی با شکست است. اما اگر نصرت خدا را به‌دست آوریم (با تبعیت از فرمان او)، شکست ناپذیر خواهیم بود:

 

إِنْ يَنْصُرْكُمُ‏ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذي يَنْصُرُكُمْ‏ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (160 آل عمران)

اگر خداوند شما را يارى كند، هيچ كس بر شما پيروز نخواهد شد! و اگر دست از يارى شما بردارد، كيست كه بعد از او، شما را يارى كند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند بايد توكل كنند!

تنها راه علاج

وَ أَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ...(60) وَ إِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَكَّلَ‏ْ عَلىَ اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(61 انفال)

و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان داريد از نيرو و اسبان ورزيده آماده كنيد تا به وسيله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان‏­ را بترسانید... و اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درآى؛ و بر خدا توكّل كن، كه او شنوا و داناست.

 آری تنها راه این است که خود را قوی کنیم و قدرت خود را به رخ دشمن بکشیم، در این شرایط ممکن است از در صلح وارد شود، و آن زمان موقع پذیرش صلح است. یعنی هرچه ما قوی‌تر شویم و از موضع قدرتمندتری وارد شویم، امکان رسیدن به توافق عزتمندانه بیشتر است. اما در زمانی که دشمن دم از حمله و گزینه‌های روی میز می‌زند، اگر ما بگوییم فقط صلح و توافق، پیام اشتباه به او داده‌ایم و از این خواسته دور شده‌ایم.

مانورهای نظامی و نشان دادن شجاعت و آمادگی مبارزه با دشمن و به‌رخ کشیدن قدرت کشور و امکانات فراهم شده برای دفاع، دشمن را از حمله منصرف می‌کند، اما اگر قدرت دفاعی کشور را ضعیف نشان دهیم یا در تریبون‌های عمومی، وضعیت کشور را وخیم توصیف کنیم، مخالف دستور این آیه عمل کرده‌ایم و در اصل توان کشور در مقابل دشمن را کاهش داده و دشمن را به حمله تشویق نموده‌ایم.

«عده‏‍اى میگويند دشمن‏تراشى نكنيد. اصل وجود و هويت جمهورى اسلامى دشمن‏تراشى می‏كند؛ اصلِ اينكه پرچمى به نام اسلام بلند شود و ملتى با شعار معنويت در دنيا اعلام موجوديت كند، جلب دشمنى می‏‏كند. ما بيش از اين، دشمن‏تراشى نكرديم. مبارزه و كارشكنى و موذی‏گرى عليه نظام اسلامى را هميشه آن‏ها عليه ما شروع كرده‏اند؛ ما دفاع كرده‏ايم؛ منتها دفاع جانانه. دفاعى كرده‏ايم كه طرف مقابل فهميده است ما اقتدار دفاع از خود را داريم و بحمد اللّه موفق هم شده‏ايم. دنياى استكبار با وجود چنين نظامى مخالف است.

اين مخالفت‏ها و موذی‏گری‏ها ادامه هم خواهد داشت؛ ولى تنها راه‏ علاج عبارت است از قوى شدنِ با ايمان، قوى شدنِ با علم، قوى شدنِ با فناورى، قوى شدنِ با ارتباطات اجتماعى، پيوندهاى ملى و همبستگىِ حقيقىِ آحاد ملت با يكديگر. وقتى در شما احساس قدرت كردند، حملات هم كاهش خواهد يافت؛ موذیگری‏ها هم به‏طور طبيعى كم خواهد شد.»

بيانات رهبر معظم انقلاب 1384/2/11‏

تجربه‌ای ارزنده

مسئله این است که مشخص کنیم می‌خواهیم مؤمنانه زندگی کنیم یا مادی‌گرایانه؛ با پاسخ دادن به این سؤال است که نحوه اقدامات ما مشخص می‌شود.

 خداوند متعال در قرآن کریم، راه مؤمنانه زندگی کردن و رسیدن به سعادت را معرفی کرده است، برخی افراد به آن ایمان کامل دارند و طبق آن عمل می‌کنند، بعضی تا آن را تجربه نکنند قبول نمی‌کنند، و عده‌ای حتی بعد از تجربه هم باور نمی‌کنند!

اگر آن‌طور که خداوند خواسته است حرکت کنیم، نه تنها به حیات طیبه و زندگی مؤمنانه می‌رسیم، بلکه از بسیاری از هزینه‌های بی‌جهت و بی‌ثمر خلاص خواهیم شد؛ البته این مذاکرات می‌تواند تجربه‌ای ارزنده باشد برای کسانی که هنوز آیات قرآن را باور نکرده‌اند.

مواظب باشیم که تجربه‌ها فراموش نشوند.

«عده‌ای این‌جور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم این‌جور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.»

رهبر انقلاب در دیدار با وزیر امور خارجه و مسئولان نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور 1393/5/22

وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ (126 آل عمران)

و نصرت جز از جانب خداى تواناى شكست‏ناپذير و حكيم نيست‏.