هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 28 خرداد 1397
ساعت 14:16
به روز شده در :

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 30 مرداد 1388 ساعت 19:08 2009-8-21 19:08:52
شناسه خبر : 19408

رشيد قانعي

پس از پیروزی قاطع دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات 22 خرداد و پدید آمدن حد نصاب‌های جدید در مشارکت عمومی و رأی کاندیدای پیروز در کشور و حتی در جهان، قهراً مسائل بعد از پیروزی در انتخابات به‌وجود آمد که اهم آن انتخاب کابینه‌ای ذی‌صلاح برای پیشبرد اهداف وآرمان های دولت عدالت محور کنونی بود.

پس از ماجراي انتصاب مشایی به عنوان معاونت اول رییس‌جمهور و همچنین تأخیر یک هفته ای در عزل وی پس از پیام مقام معظم رهبری خطاب به رییس‌جمهور، موجی از ناراحتی و دلسردی در میان برخی از حامیان دولت، که به حق، حمایت خود از این دولت را ناشی از پیروی و اطاعت پذیری آن از ولایت می دانستند، به راه افتاد.

اگرچه به نظر می رسد که در این اتفاقات، برخی از مسایل پشت پرده به طور کامل مطرح نشد و دست فتنه انگیزان که هنوز آرزوی یک پیروزی در آزمون ولایت پذیری را از آنها داریم، به طور کامل برملا نگردید، اما هیچ یک از اینها نمی تواند دلیل و یا توجیهی برای سرپوش گذاشتن بر خطای دکتر احمدی‌نژاد شود که انشاء الله دیگر شاهد این قسم از خطاها نباشیم.

اما آنچه که در این نوشته قصد بررسی آن را داریم، نه آن است که به توجیه کردن و یا پاسخ دادن به آنها بر آییم ( که اگرچه نگارنده نیز بسیاری از آنها را وارد می داند)، بلکه می خواهیم به این موضوع بپردازیم که اهمیت این حوادث تاچه حد می باشد و حوزه نفوذ وتاثیرگذاری آن تا چه مقدار است.

برای تحلیل این موضوع به مرجع همیشگی ما که راهنمای حقیقی راه پر فراز و فرود انقلاب اسلامی است، باز می گردیم و با نگاهی کوتاه به نگرش سیاسی امام خمینی(ره) به جنگ تحمیلی مقایسه ای را میان وضع موجود و میزان بررسی این وقایع، یعنی نگرش سیاسی آن حضرت می پردازیم.

امام خمینی (ره) با نگاه فلسفه تاریخی که از تقابل حق و باطل در جهان داشتند، این عصر را عصر احیای مجدد معنویت می دانست، لذا ایشان برای خود یک چنین مأموریتی که همان پرچمداری احیای مجدد معنویت است، قائل بودند و احیای مجدد معنویت طبیعتاً به تقابل اسلام و کفر ختم می شود. از همین روی جبهه کفر و اسلاف آن پس از آنکه متوجه پیشرفت و توسعه روزافزون اسلام در میان ملل جهان گردیدند و دریافتند که اگر مانع این رشد نشوند، موجبات سقوط امپراطوری آنها بوجود خواهد آمد، به رویارویی همه جانبه با اسلام پرداختند، و در واقع حمله عراق به ایران قطعه ای از پازل دشمن برای شکست اسلام بود که البته تاکنون هرکدام از اقدام های آنها همچون میخی به تابوت خودشان بوده است.

در این طرف نزاع نیز، امام خمینی که مأموریت خود را مبارزه با بت جهانی کفر واحیای بیداری اسلامی و به تبع آن تمدن اسلامی می دانستند، هرگز طرف مقابل خودشان را یک اردوگاه محدود با انگیزه های مادی محدود نمی دیدند، زیرا ایشان دارای یک نگرش تاریخی و مقیاس نگاهشان بین المللی بود. لذا ایشان هیچ گاه دفاع مقدس را تعبیر به جنگ ویرانگر نکردند و همواره آن را یک موهبت الهی می دانستند. زیرا اگرچه در این پیروزی بزرگ شاید برخی خسارات مادی همچون از بین رفتن شهرها و تأسیسات بزرگ بوجود آید، اما در پس این جنگ، دستاوردهایی نهفته است که هزینه های مادی هرچند هم بزرگ قابل مقایسه با آن نیست. دستاوردهایی که البته درضمن خود پیشرفت های مادی وسیعی را دارد، اما حوزه نفوذ و تاثیر آن بین المللی و تاریخی است. چنانکه در پایان دفاع مقدس، پرچم عدالتخواهی از کشورهای سوسیالیستی به دست جمهوری اسلامی افتاد و کمونیسم به زباله دانی تاریخ پیوست، افسانه شکست ناپذیری آمریکا، صهیونیست و همپیمانانش که باتمام امکانات به کمک عراق آمده بودند، شکست خورد، موج بیداری و عدالت طلبی در اقصی نقاط جهان اسلام به‌وجود آمد که رویش های آن، امروز در حزب الله لبنان و حماس فلسطین قابل مشاهده است، جبهه ها همچون یک کارخانه انسان پروری شده بود که می تواند تا مدت مدیدی منابع و نیروی انسانی متعهد جمهوری اسلامی را تأمین کند و بسیاری از دستاورد های دیگر که در بیان هرکدام کتاب ها نوشته شده است.

اما غرض از بیان این نگرش امام، به ویژه در دوران دفاع مقدس آن بود که اگر ما نیز نگاه بین المللی و تاریخی داشته باشیم، می توانیم بهتر ماجراهای اخیر را تحلیل کنیم. زیرا برخي از اشتباهات را (و البته نه همه آنها) مي‌توان از جنس همان خسارت های مادی دانست که در جنگ تحمیلی متحمل شدیم و به جان خریدیم تا به پیروزی های بزرگ‌تری دست یابیم.

امروز نیز باید با تذکر دادن و عتاب کردن دولت در خطاهایش او را مورد بازخواست قرار داد، اما این نباید موجب آن شود که دستاوردهای بزرگ و معنوی کلانی را که با ظهور این دولت بوجود آمده است، از خاطر ببریم و در ایفای نقش تاریخی خود که بخشی از آن کمک و همیاری دولت و رییس‌جمهور است، باز بمانیم. دستاوردهایی که جنس آنها متفاوت از بروشورهای تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری و اعداد، ارقام و آمارهاست و ماهیت آنها شبیه دفاع مقدس می باشد که تأثیرات تاریخی و بین المللی دارد.

اکنون ایجاد جبهه جهانی مستضعفین که با محوریت نظام جمهوری اسلامی و دکتر احمدی‌نژاد در میان کشورهای اسلامی، آفریقایی و حتی آمریکای لاتین بوجود آمده است، جنبشی است که موجبات افول روزافزون جبهه استکبار و در رأس آن صهیونیزم را به‌وجود آورده است.

نگاه معنوی به سیاست، که در نطق‌های جهانی رییس‌جمهور، از جمله در سازمان ملل دیده‌ایم، در واقع گام برداشتن در راستای همان احیای مجدد معنویت است. رشد فزاینده بیداری اسلامی در میان ملت های کشورهای اسلامی و فریاد آنها در فجایع غزه، جریان‌هایی است که روزبه‌روز بر آتش آنها افزوده می شود و موجبات یک پیروزی بزرگ را که نابودی اسراییل است، به‌وجود می آورد.

در داخل کشور نیز احیای مجدد آرمان های انقلاب و بازگشت به گفتمان انقلاب و برافراشتن پرچم عدالتخواهی، مبارزه با اشرافی‌گری و ساده زیستی که همگی در حکم تنفیذ مقام معظم رهبری بر آنها تاکید شده بود، مواردی نیست که بتوان آنها را با برخی از اشتباهات موضعی مقایسه کرد، زیرا موارد یاد شده در سطور قبلی از جنس نگاه تاریخی امام خمینی به مدیریت جبهه حق است.

این وقایع به نوعی رخدادهای مقطعی است و اگرچه اشتباهات و قصورات موجبات آزردگی خاطر حامیان دولت اسلامی را به‌وجود آورد، اما نباید موجب آن شود که نقش تاریخی خود و دولت عدالتخواه که به تعبیر مقام معظم رهبری ناشی از همان جنبش های عدالتخواهی دانشجویی و مردمی است که خودشان در شكل‌گيري آن نقش اصلي را ايفا كردند، فراموش شود.



x