هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 14 بهمن 1398
ساعت 19:13
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 11 مرداد 1393 ساعت 17:29
شنبه 11 مرداد 1393 21:59 ساعت
2014-8-2 17:29:57
شناسه خبر : 180932
.فاجعه اي که گفته مي شود تعداد دچار شدگانش به 100 نفر مي رسد وبه زودي نام هاي جديد و بزرگي از اين دست اعلام خواهند شد و در آن ليست نام هايي چون کريم انصاري فرد ، سروش سعيدي و رضا مرادي ( کاپيتان فولادنوين ) حضور دارند.

گروه ورزش : بعد از دستگيري يک باند جعل کارتهاي معافيت و اعتراف آن ها مبني بر صدور اين کارتها براي 4 بازيکن فولاد خوزستان قصه يک سونامي ديگر در فوتبال ايران آغاز شد.

در همان زمان که اين خبر دهان به دهان مي چرخيد بختيار رحماني اولين کسي بود که به اين موضوع واکنش نشان داد و آن را بي اساس خواند و ساسان انصاري هم گفت که کارت پايان خدمتش را به دليل فوت پدرش گرفته و کارهاي خود را نورآباد انجام داده است و اصلا در اهواز اقدامي نکرده است .همچنين ا.ا و ف .د دو بازيکن ديگري بودند که باند جعل کارت اعتراف کرده بود برايشان کارت صادر کرده است.

در هياهوي جام جهاني اين داستان گويي به سمت اتمام و فراموش شدن گام بر مي داشت اما بعد از خوابيدن تب جام جهاني و چند روز مانده به شروع ليگ برتر فدراسيون نام 21 بازيکن را اعلام کرد که بايد به سربازي بروند و نمي توانند در تيم هايشان بازي کنند.عليرضا حقيقي ، علي حمودي ، حسين ماهيني و بختيار رحماني چهره هاي خاص اين ليست بودند.اما داستان از چه قرار بوده است و آيا اين يک سو مديريت است و يا يک اشتباه و خيال باطل ؟ سواليست که ما در اين گزارش مي خواهيم به آن پاسخ دهيم.
 
1- بنا بر اخبار اعلام شده مراحل صدور کارت پايان خدمت بختيار رحماني در کرمانشاه انجام شده وتقريبا ارتباطي با باشگاه فولاد خوزستان ندارد !
 
2- داستان کارت هاي علي حمودي و حسين ماهيني از زماني که در استقلال اهواز بوده اند کليد خورده است نمي تواند بي ارتباط با اين داستان باشد.
 
اما گره ي کور اين داستان نام غريب و نا آشناي علي کعبي است. بازيکني که در تيم هاي نوجوانان و بزرگسالان فولاد بازي مي کرده است ، سپس به مدت 5 سال از فوتبال دور مي شود و بعد از اين 5 سال به عنوان بازيکن راهي فولاد نوين مي شود.علي کاه کش سرپرست آن زمان فولاد نوين که اکنون هم در آن باشگاه مشغول به فعاليت است، کعبي را به تيم فولاد نوين مي آورد و مسئول اين انتقال بوده است.يکي از دلايل حضور کعبي در فولاد نوين به دليل روابط با بعضي ارگان ها بوده که کاه کش نيز از اين ارتباطات خبر داشته و اينگونه قصه ي پر رمز و راز جعل کارت پايان خدمت کليد مي خورد.
 
کعبي درعوض انجام صدور کارتهاي پايان خدمت از دوستانش در باشگاه فولاد نوين قول بازگشت به تيم اصلي فولاد در ليگ برتر را مي گيرد و به نظر مي رسد اين تضمين از سوي کاه کش به وي داده شده است.شروع اين فعاليت ها و همکاري هاي دوطرفه ما بين کعبي و درخواست دهندگان از سال 90 آغازمي شود و مبلغ دريافتي از هر بازيکن بين 15 تا 20 ميليون بوده و جالب اينجاست که فرزند مدير عامل فولاد – دهکردي-که در سال 90 براي باشگاه فولاد نوين بازي مي کرده و گفته مي شود وي نيز جز کساني است که کارت پايان خدمت خود را از اين راه دريافت کرده است.
 
البته مسئولان فولاد اعلام کرده اند وي به دليل حضور پدرش در جنگ تحميلي توانسته کارت پايان خدمت بگيرد و اما در قبال اين ادعا سوال اينجاست که چرا فرزند اول و دوم دهکردي به دنبال معافيت از اين طريق نرفته اند ؟
 
بايد ديد صيادنژاد رييس هيئت مديره فولاد که يکي از آشنايان نزديک او در فولاد نوين مقام و منسب دارد چه اطلاعاتي در اين زمينه داشته است و يا از سوي ديگر دهکردي که جو سنگين و خشکي در باشگاه فولاد به وجود اورده و منتقدو نقد را برنمي تابد چه پاسخي در قبال اين واقعيت تلخ دارد.
 
ع. س که از طرف همين افراد تحت فشار بوده است ، پرده از اين راز برداشته وداستان سوء مديريت و فاجعه اي به نام کارت پايان خدمت را براي ارگانهاي مربوطه روايت کرده است.فاجعه اي که گفته مي شود تعداد دچار شدگانش به 100 نفر مي رسد وبه زودي نام هاي جديد و بزرگي از اين دست اعلام خواهند شد و در آن ليست نام هايي چون کريم انصاري فرد ، سروش سعيدي و رضا مرادي ( کاپيتان فولادنوين ) حضور دارند.
 
سوال ديگري نيز مطرح است که چگونه اسماعيل شريفات 7 سال دانشجو مي باشد و درعين حال در تيم هايي چون استقلال اهواز ، استقلال تهران و فولاد خوزستان بازي کرده است.شنيده شده شريفات آخرين نفري است که قرار بوده اين چنين کارت پايان خدمت بگيرد و بعد از تلتش مسئولان نيروي انتظامي و دستگيري مجرمان او از اين کار چشم پوشي مي کند.
 
در هر صورت تيم هاي فولاد خوزستان ، استقلال خوزستان و نفت مسجد سليمان بازيکناني را بههمراه دارند که در اين فساد مالي نقش داشته اند و بايد براي اين معزل جديد فوتبال و به وجود آورندگانش فکري اساسي کرد.
 
همچنين بايد از نيروي انتظامي به خاطر برخورد با اين فساد بزرگ تقدير کرد که توانسته با موشکافي راز اين فاجعه را کشف کنند و اگر دقت و تلاش اين عزيزان نبود شايد هيچ وقت اين سو مديريت وفاجعه در فوتبال ايران رسوا نمي شد و همچنان عده اي نان اين فساد مالي را مي خوردند.
 
اما سوال اينجاست که فوتبال ايران چرا و چطور پاي در اين راه نهاده چه شده که هر سال بايد پاي يک فساد بزرگ و فاجعه ايي در فوتبال باز شود و با تساهل و تسامح و ناديده گرفتن بزرگ و بزرگ تر شود؟
 
وزرارت ورزش به عنوان نهاد ناظر بر عملکرد زير مجموعه هايش که همان فدراسيونها هستند چه نقشي دارد و چرا يک بار براي هميشه با برخوردي که نشان از اقتدار اين وزارت خانه است ريشه هاي اين فساد را از فوتبال ايران قطع نمي کند.
 
تخفيف در جرمي که بازيکنان مرتکب شده اند جز تاييد کار آنها نيست و فدراسيون فوتبال با اجازه چه نهادي چشم خود را بسته و در حکم اين بازيکنان و مسئولان که تعدادشان کم نيست تخفيف قائل شده؟!
 
به نظر مي رسد رئيس هميشه خندان فدراسيون فوتبال باز هم به اين فاجعه مي خندد و به جاي تصحيح اشتباهات به دنبال رايزني با هيئت هاي فوتبال است تا آرائ خود در مجمع آينده را تضمين کند و اين فساد بزرگ را هم مثل هميشه به فراموشي خواهد سپرد.