هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 14 شهريور 1398
ساعت 10:39
به روز شده در :
شنبه 21 تير 1393 ساعت 16:43 2014-7-12 16:43:14
شناسه خبر : 178421
یک بار که من به همراه مادرم به بازار رفته بودیم، در ابتدای بازار به ما دستور دادند روسری‌هایمان را برداریم و حتی پیراهن‌های لختی بپوشیم. مادر من با این درخواست مخالفت کرد اما آنها اصرار کردند که با عصبانیت مادرم مواجه شدند و خواستند وی را کتک بزنند که من خودم را مقابل آنها قرار دادم و آنها مرا زدند و باعث شکسته شدن دستم شدند.» «اصلاح خانم» در پایان با نشان دادن مچ دست چپش می‌گوید: «این سند دفاع من از حجاب در آن دوره است.

گروه تاریخ-رجانیوز: بیستم و بیست و یکم تیر ماه هر سال، سالروز قیام مسجد گوهرشاد و سرکوب رضاخانی مردم است. واقعه‌ای که امسال نیز با چند یادآوری کوتاه رسانه‌ای، یکی دو گزارش خبری سردستی، چند تجمع با موضوع حجاب و عفاف در سطح شهرهای بزرگ و ... در حال سپری شدن است. در حالی که به نظر می‌رسد این مقطع حساس از تاریخِ مظلومیت، جانبازی، شهادت و البته سربلندی زنان همه شهرها و روستاهای کشور حتی به اندازه نیمکت نشینی بازیکنان میلیاردی فوتبال یا خوشگذرانی های یک هنرپیشه، در رسانه‌ها سهم ندارد.

به گزارش رجانیوز، قریب به هشتاد سال از سیاست ضد دینی رضاخان در حوزه حجاب و پوشش و دستور اجباری شدن کشف حجاب می‌گذرد. رضا شاه در تنها سفر خارجی اش با مشاهده زنان بی‌حجاب ترکیه‌ای، چنان خود را باخت که پس از ورود به کشور قانونی برای ممنوعیت حجاب و اجبار کشف حجاب و یکنواختی پوشش‌ها صادر کرد. او در سال 1313 عازم ترکيه شد و با مشاهد‌ي تغييراتي که رژيم لائيک ترکيه به رهبري مصطفي‌‌كمال‌آتاتورک در جهت غربي کردن جامعه‌ي مسلمان ترکيه اجرا کرده بود، تحت تأثير قرار گرفت و شديدتر از گذشته، در راستاي اسلام‌زدائي و به‌ويژه حجاب‌زدائي گام برداشت.

از همین رو، در بهمن 1313، در افتتاح دانشگاه تهران، به دختران دستور دادند که بدون حجاب به تحصيل مشغول شوند. اقدامات رضاخان در اين جهت، واکنش و مخالفت‌هاي مردمي را به رهبري روحانيت باعث شد که از مهم‌ترين آن‌ها، مي‌توان به سرکوب قيام مسجد گوهرشاد و کشتار مردم مظلوم اشاره کرد. حدود شش ماه پس از فاجعه‌ي مسجد گوهرشاد، رضا‌خان با بي‌اعتنائي به علما و مردم، در روز 17م دي 1314 در جشن فارغ التحصيلي دانش‌سراي مقدماتي دختران در تهران، مقررات کشف حجاب زنان را به طور آشکار و رسمي اعلام کرد و خود به اتفاق همسر و دخترانش- که بدون حجاب بودند- در اين جشن که به ابتکار علي‌اصغر حکمت، وزير معارف و فراموسونر معروف تشکيل شد، شرکت و سخنراني کرد و دوره‌اي سياه براي زنان ايران در تاريخ آغاز گرديد.

اما حرکات رضاخان قلدر برای مبارزه با حجاب البته به دانشگاهها و شهرهای بزرگ محدود نشد. رضاخان دستور داد تا مأمورانش حتی در شهرهای کوچک و روستاها نیز با حجاب مبارزه کنند. به نحوی که اگر زنان محجبه در انظار عمومی ظاهر می‌شدند، خود را با شدیدترین برخوردهای عمال رژیم مواجه می‌دیدند.

به گزارش سایت گوهرشاد، «سیده محترم خانم» بانویی از خانواده قاضی در شهر کاشان یکی از این زنان بی‌شماری است که هیچ گاه به ما معرفی نشده است. حماسه دلاورانه اما تلخ سیده محترم خانم زمانی اتفاق افتاد که او به همراه خانواده به قصد زیارت مراد خود، علی بن موسی الرضا (ع) عازم خراسان می‌شود، خانواده سیده محترم البته نمی‌دانستند که سیده محترم در انتظار چیست و چه کسی در انتظار اوست. در این سفر زیارتی سیده محترم همچون بسیاری دیگر از زائران حرم یار، در حلقه مأموران حکومتی گرفتار می‌شود، اما او با مقاومت جانانه‌ای مقابل خواسته مأموران می‌ایستد، کتک می خورد، ضربات سنگین مأموران را تحمل می‌کند، مجروح می‌شود و سرانجام سلامتی‌اش را می‌دهد اما حجابش را نه.

بعد از پایان غائله، خانواده سید محترم پیکر بی‌رمق و خسته او را از زمین بلند می‌کنند و با خود به کاشان برمی‌گردانند. مردم کاشان هم سنگ تمام می‌گذارند و به عیادت این بانوی بزرگ می‌آیند، چند روز بعد اما خداوندی که مجاهدت این شیرزن را به رخ ملائکش کشیده است او را نزد خود می‌خواند و به او حیات ابدی می‌بخشد.

 

Get the Flash Player to see this player.

البته سیده محترم، تنها یکی از این شیرزنان دلاور ایرانی است. به گزارش ماسال نیوز، «اصلاح خانم دولتخواهی سیاهمرد» متولد سال 1287 شمسی در روستای سیاهمرد شاندرمن از توابع شهرستان ماسال، سند زنده‌ای از جنایات رضاخان میرپنج است که برگ دیگری از واقعه کشف حجاب را روایت می‌کند.

خانم دولتخواهی که در روستای چاله‌سرا ازدواج کرده و در همان جا ساکن شده است، در همین رابطه می‌گوید: «در آن سالها بیشتر از بیست سال داشتم و مبارزه با حجاب را به چشم دیده‌ام. وضعیت حجاب زنان در آن زمان بسیار متفاوت از امروز بود و زنان بسیار مقید به رعایت حجاب بودند. اما زمانی شد که ما را مجبور به برداشتن روسری‌ها کردند. یادم هست که یک بار زنها را مجبور به رژه در بازار کردند و در آنجا چند نفر از خانم‌ها غش کردند و کسانی هم که مخالفت می‌کردند، کتک می‌خوردند.»

وی اضافه می‌کند: «یک بار که من به همراه مادرم به بازار رفته بودیم، در ابتدای بازار به ما دستور دادند روسری‌هایمان را برداریم و حتی پیراهن‌های لختی بپوشیم. مادر من با این درخواست مخالفت کرد اما آنها اصرار کردند که با عصبانیت مادرم مواجه شدند و خواستند وی را کتک بزنند که من خودم را مقابل آنها قرار دادم و آنها مرا زدند و باعث شکسته شدن دستم شدند.» «اصلاح خانم» در پایان با نشان دادن مچ دست چپش می‌گوید: «این سند دفاع من از حجاب در آن دوره است.»

امثال «اصلاح خانم» زینب‌وار ایستادند و حتی زنان قهرمانی همچون «سیده حترم خانم» فاطمه‌گون پرکشیدند، اما سؤال اینجاست که چرا باید یک مقطع چندین ساله از تاریخِ مظلومیت، جانبازی، شهادت و البته سربلندی زنان همه شهرها و روستاهای کشور حتی به اندازه نیمکت نشینی بازیکنان میلیاردی فوتبال یا خوشگذرانی هنرپیشه های شمال تهران، در رسانه ها سهم نداشته باشد و چرا هر ساله کلی بودجه و امکانات صرف تولید فیلم برای عمومی کردن آروغ های روشنفکری و داد زدن های از سر خوشی یک عده می شود اما در طی هشتاد سال، حتی به تعداد انگشتان یک دست نشود اثر هنری فاخر درباره کشف حجاب پیدا کرد؟ چرا حق اطلاع از تاریخ معاصر کشور، خیانتهای حاکمان مستبد و نقش استکبار در این طرح های ضد حقوق بشری از نسلهای جدید سلب می‌شود و هزاران چرای دیگر. آیا کسی حاضر می شود به خاطر این سانسور تاریخی از ملّت عذرخواهی کند؟