هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 9 مهر 1392 ساعت 22:52 2013-10-1 22:52:45
شناسه خبر : 152390

محمد مهدی تهرانی

این صحنه، صحنه‏ی ساده‏ای نیست؛ نه حسن روحانی بازیگر اصلی آن است و نه ظریف. پیکاری است که یک سوی آن پدری زیرک نشسته است و سوی دیگر رئیس‏جمهوری متکی به حمایت لابی‏های صهیونیستی. آنچه دلالت بر جبهه انقلاب دارد هم فقط عبارت «فاستقم کما امرت» در سوره هود نیست. «و من تاب معک» نیز در این نبرد موضوعیت دارد. حکایت این نبرد و کنش‏های هوشمندانه رهبرانقلاب در آن شنیدنی است.

تحریم‏هایی که فلج‏کننده لقب گرفتند از یک سو و دعوت‏های گاه‏و‏بیگاه آمریکا از ایران برای مذاکره که طی سال‏های اخیر در قالب نامه‏نگاری‏هایی با رهبرانقلاب صورت پذیرفت، همه و همه شکستن ایران را پیگیری می‏کردند. باید مردم ایران، هم طعم تحریم‏ها را می‏چشیدند و هم از ارسال نامه‏ها خبردار می‏شدند. مشخص بود که مسئله اصلی، بحث هسته‏ای نیست. مشخص بود که اینها بهانه است برای اینکه ایران در موقعیت ضعف قرار بگیرد و از موضع راسخ خود در قبال مسائل جهانی و فراخوان‏زدن‏هایش برای تغییر نظم ظالمانه جهان کوتاه بیاید. قرار بود ایران سر گرم خودش و مسائل خودش شود. قرار بود تحریم‏ها فلج‏کننده باشد.

تفسیر رهبرانقلاب از این شرایط و راهکار برون‏رفت از آن چه بود؟

کسی نیست که فرمایشات یکی، دو سال گذشته رهبرانقلاب را خوانده باشد و درنیافته باشد که ایشان کشور را در وضعیت بدر و خیبر می‏بینند و مشکلات کنونی را نیز چون گذرگاهی برآورد می‏کنند که تنها با مقاومت می‏توان و باید از آن عبور کرد.

رهبرانقلاب در دیدار مهمی با کارگزاران نظام در سال گذشته این صحنه را به طور کامل تبیین کردند. ایشان به انعطاف‏های گذشته اشاره کردند و توضیح دادند که آن انعطاف‏ها هیچ‏گاه کاری از پیش نبرده. ایشان فرمودند:«در هر برهه‌اى كه ما در مقابل جبهه‌ى دشمن انعطاف نشان دادیم و با توجیه‌هائى عقب‌نشینى كردیم - مثلاً یك وقت گفتیم بگذارید بهانه را از دست دشمن بگیریم، یك وقت گفتیم بگذارید سوءظن دشمن را از خودمان زائل كنیم - دشمن مواضع گستاخانه‌ترى علیه ما گرفته. در آن روزى كه ادبیات مسئولین ما آلوده شد به حرفها و تعبیرات تملق‌آمیز نسبت به غرب و فرهنگ غربى، در آن روز اینها ما را "محور شرارت" معرفى كردند! چه كسى؟ آن كسى كه خودش مجسمه‌ى شرارت بود. رئیس‏جمهور قبلى آمریكا - مجسمه‌ى شرارت - ایران اسلامى را "محور شرارت" معرفى كرد! این كِى بود؟ آن وقتى كه ما در ادبیات خودمان، در اظهارات خودمان، حرفهاى تملق‌آمیز نسبت به غرب و نسبت به آمریكا و اینها را تكرار می‏كردیم. اینها اینجورى‌اند. در همین قضیه‌ى هسته‌اى، آن وقتى كه ما با اینها همراهى كردیم و عقب‌نشینى كردیم - البته براى ما تجربه‌اى بود، اما این واقعیت است - اینها جلو آمدند؛ اینقدر جلو آمدند كه من در همین حسینیه گفتم اگر بنا باشد كه این روال از سوى آنها ادامه پیدا كند، من خودم وارد قضیه خواهم شد؛ و وارد قضیه شدم.»

ایشان ادامه دادند:«عقب‌نشینى‌ها آنها را گستاخ‌تر كرد، طلبگارتر كرد. یك روزى بود كه مسئولین ما قانع بودند كه اجازه بدهند ما ۲۵ سانتریفیوژ در كشور داشته باشیم؛ آنها گفتند نمی‏شود! اینها قانع شدند كه ۵ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمی‏شود! مسئولین ما قانع شدند كه ۳ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمی‏شود! امروز گزارش را شنیدید، یازده هزار سانتریفیوژ داریم! اگر ما آن عقب‌نشینى‌ها را، آن انعطافها را ادامه می‏دادیم، امروز از پیشرفت هسته‌اى كه هیچ خبرى نبود، به این نشاط علمى هم كه در چند سال اخیر در كشور وجود پیدا كرده - این حركت علمى، این جوانها، این ابتكارات، اختراعات، پیشرفت‏هاى گوناگون در بخشهاى مختلف - قطعاً لطمه میخورد؛ چون اولاً نسبت به هر یك از آنها ممكن بود یك بهانه‌اى بیاورند؛ ثانیاً حركت هسته‌اى و صنعت هسته‌اى، نماد پیشرفت یك كشور است.»

رهبرانقلاب در مقام ارائه راهبرد، شرایط کنونی را به یک گذرگاه تشبیه کردند. ایشان فرمودند:«اگر كشور در مقابل فشارهاى دشمن - از جمله در مقابل همین تحریمها و از این چیزها - مقاومت مدبرانه بكند، نه فقط این حربه كُند خواهد شد، بلكه در آینده هم امكان تكرار چنین چیزهائى دیگر وجود نخواهد داشت؛ چون این یك گذرگاه است، این یك برهه است؛ كشور از این برهه عبور خواهد كرد. این چیزهائى كه الان آنها تهدید می‏كنند، تحریم می‏كنند، جز آمریكا و جز رژیم صهیونیستى، هیچ كس ذى‌نفع از این تحریم‏ها نیست. دیگران را با زور و با فشار و با رودربایستى و با این چیزها وارد میدان كردند. خب، پیداست كه زور و فشار و رودربایستى نمی‏تواند خیلى ادامه پیدا كند - یك مدتى است - شاهدش هم این است كه مجبور شدند بیست تا كشور را از همین تحریمهاى نفتى و امثال اینها استثناء كنند! دیگرانى هم كه استثناء نشدند، خودشان مایل نیستند، و بیش از آنچه كه ما بخواهیم یا همان اندازه كه ما می‏خواهیم، آنها دنبال راه‌حل می‏گردند. بنابراین بایستى مقاومت كرد. خب، اینها واقعیتهاى ملموس است. اینهائى كه عرض كردم، هیچكدامش تحلیل نبود، ذهنى نبود؛ چیزهائى است كه مشاهده می‏كنیم.»(دیدار با کارگزاران نظام 3/5/91)

رهبرانقلاب فروردین ماه امسال نیز در صحن جامع رضوی با اشاره به پیشنهادات آمریکا برای مذاکره تصریح کردند:«اگر آمریكائی‌ها صادقانه می‏خواهند كار تمام شود، بنده راه‏حل را ارائه می‏دهم. راه‏حل این است: آمریكائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ایران دست بردارند. پیشنهاد مذاكره، حرف منطقی و متین و مستدلی نیست؛ حرف درست این است. اگر می‏خواهند مشكلات فی‌ما‌‌بین وجود نداشته باشد ــ كه می‏گویند ما می‏خواهیم بین ایران و آمریكا مشكلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند.»(بیانات در حرم مطهر رضوی 1/1/92)

تدبیر تربیتی رهبرانقلاب در نسبت با فضای داخلی کشور

با این همه اما جریان انقلابی از تبیین درست مسائل برای متن جامعه بازماند و کمی بعد رهبر‏انقلاب با روی کار آمدن آقای روحانی بحث نرمش قهرمانانه را پیش کشیدند؛ عنوانی که خواه‏نا‏خواه ترجمه ایشان از کتابی درخصوص امام حسن(ع) را یادآوری می‏کرد و برای بسیاری از اصحاب سیاسی غیرمنتظره می‏نمود.

قصه، قصه‏ی همان سوره‏ی هود بود و عبارت «واستقم کما امرت» که رسول مکرم اسلام(ص) اشک می‏ریخت و می‏فرمود این آیه مرا پیر کرد. قصه، قصه کودکی بود که علی‏رغم دلسوزی‏های پدر، دلش هوای غذایی را کرده بود که مشخص بود مسموم است و او را مریض خواهد کرد. پدرِ پیر ناگزیر به کودک اجازه داد تا به همان غذاخوری معهود برود و فعلا فقط طعم چند لقمه را بچشد. پدر می‏خواست کودک خودش به این باور برسد که این غذا مسموم است. امروز چند لقمه‏ای بچشد اما برای همیشه بیمه شود و جایگاه ارشادات پدرش را نیز دریابد. کودک البته در خوردن کمی زیاده‏روی نیز کرد ولی...

تغییر تاکتیک رهبرانقلاب در مواجهه با آمریکا

این سکه روی دیگری نیز داشت. رهبرانقلاب با طرح عنوان نرمش قهرمانانه بار دیگر در وضعیتی فعال ظاهر شدند و اوباما در دوراهی‏ای قرار گرفت که هر دو سویش او را به شکست رهنمون می‏شد.

اگر اوباما واقعا به استقبال کاهش تحریم‏ها می‏رفت و روحانی را جدی می‏گرفت، خواه‏نا‏خواه به نفع ایران عمل کرده بود. چند و چون‏هایی که رهبرانقلاب برای نرمش قهرمانه ترسیم کردند و نیز فضای عمومی کشور جایی برای عقب‏نشینی خائنانه باقی نمی‏گذاشت. اگر اوباما واقعا با پذیرش حقوق ایران و پیش‏شرط‏های هسته‏ای به کاهش و یا حذف تحریم‏ها روی می‏آورد طبیعی بود که شکست خورده به حساب می‏آمد. اکنون دولت مستظهر به حمایت رهبری است و موضع رهبرانقلاب هم پس از طرح عنوان نرمش قهرمانانه موضعی فعال است و نه منفعل. اگر دولت بُرد کند، بُرد کشور و رهبری به شمار می‏رود.

در مقابل اگر اوباما استقبال خوبی نشان ندهد و مثل اکنون به یکباره بعد از گفتگوی غیرمنتظره تلفنی با روحانی، از روی میز بودن گزینه جنگ سخن بگوید، طبیعی است که خوش‏بینی‏های موجود در ایران نسبت به آمریکا از بین خواهد رفت و این همان هدف پدری است که اجازه چشیدن چند لقمه از آن غذای مسموم را به فرزندش می‏دهد. اوباما در این شرایط نیز شکست‏خورده به شمار می‏آید.

در این بازی دو سر باخت که برای اوباما ایجاد شد، طبیعی بوده و هست که او راه دوم را برگزیند؛ راهی که برای بار دیگر ملت را نسبت به ماهیت آمریکا و غیرقابل اطمینان بودن آن هشیار خواهد کرد؛ راهی که ملت را در مقابل زیاده‏خواهی‏های بعدی غرب و فشارهای دیگر او نیز واکسینه خواهد کرد.

سرزنش‏های ناگزیر

پرخوری کودک برای او آسیب‏ها به همراه داشت. روحانی با اشتباه استراتژیک مکالمه تلفنی با اوباما حتی عرف دیپلماتیک را نیز شکست. طبیعی است که کودک را هم به خاطر پرخوری‏اش و هم به خاطر غذای مسموم خوردنش، اطرافیانش سرزنش کنند. طبیعی است که مردم و دانشجویان اعتراض کنند. چون راهی که دولت پی گرفت و از آغاز در صدد آن بود راهی نبود که رهبری بدان امر کرده باشند. راهی بود که در اثر اصرار کودک و عجز و لابه او پذیرفته شد آن هم در حد چند لقمه تا مسمومیت غذا به اثبات برسد. راهی بود که در اثر ساده‏انگاری نسبت به آمریکا و غرب دولتمردان فراروی خود دیدند.

وظیفه جریان انقلابی

جریان انقلابی موظف است ضمن هوشیاری تمام و با در نظر گرفتن اینکه نباید بهانه به دست دیگران داد، روشنگری کند. مخالفت‏هایش را کم‏کم به گونه‏ای منطقی و عقلایی بیان کند و به بیدار شدن فرد فرد مردم یاری رساند. نباید اجازه داد آمریکا و غرب در مسیر کنونی گستاخ شوند. این ایران است که باید مطالبه کند و این آنها هستند که باید اعتمادسازی کنند. اینها را باید فضای عمومی کشور در کنار مرگ بر آمریکا فریاد کند.

این مسیر باید به ریل خود بازگردد و ایران باید راه‏حل مشکلات خودش را در درون خودش جستجو کند نه با گدایی از خارج کشور. باید افق‏ها و اهداف را اصلاح کرد. ایران باید به محوریت خود در نسبت با مستضعفین جهان، کشورهای غیرمتعهد و... بازگردد و در مسیر تغییر نظم غیرعادلانه حاکم بر جهان گام‏هایی عملیاتی‏تر بردارد. ان شاء الله.



 

 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms