هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 9 مهر 1392 ساعت 12:30
سه شنبه 9 مهر 1392 16:00 ساعت
2013-10-1 12:30:43
شناسه خبر : 152315
توصيف البرادعي از اين بسته خواندني‌ست. نتیجه از دیدگاه او یک فاجعه بود. او می نویسد پیشنهاد مزبور نه تنها ناچیز و کم محتوا بلکه متکبرانه و تحقیر آمیز بود و این برداشت را ایجاد می کرد که اروپائی ها با بی میلی و از سر لطف آن را مطرح کرده اند.

 گروه سياسي- رجانيوز: چرا نمي‌توان به آمريكا اعتماد كرد؟ اين سوالي‌است كه براي پاسخ دادن به آن مي‌توان از راه‌هاي مختلف وارد شد. شايد مسيري كه براي مردم ايران ملموس‌تر بوده و آنها را زودتر به نتيجه برساند، استناد به تجربه عمومي اين ملت است. اما براي استناد به همين تجربه هم شايد بد نباشد دور غور كردن در خاطرات و اتفاقات سال‌هاي نسبتا دور را خط بكشيم و حتي براي فهم نوع طينت و باطن آمريكا سراغ روايت شخصيت‌هاي داخلي و حتي همسو با ايران هم نرويم. شايد از ميان خاطرات افرادي خارج از مليت ايراني كه چنان عاشق چشم و ابروي ما ايراني‌ها هم نيستند، بتوان شناخت خوبي از روحيات سياستمداران آمريكايي بدست آورد. شناختي كه در دو كلمه قابل تلخيص است: نامردي و قلدري!

به گزارش رجانيوز، براي همين منظور سراغ كتاب خاطرات محمد البرادعي مدیر کل پیشین آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای رفته و برخي توصيفات او از نحوه تعامل سياستمداران آمريكايي(و با نيم نگاهي به روحيه هم‌تايان اروپايي آنها) با ايران را انتخاب كرديم. نكته قابل توجه آن است كه اين خاطرات بيشتر براي وقتي‌ست كه ايران انواع و اقسام همكاري را با آژانس انجام مي‌داد و حتي تمام فعاليتهاي خود را بصورت داوطلبابه تعليق كرده بود.

کتاب البرادعی فراز و نشیب های پرونده ایران را از ابتدای سال ۲۰۰۳ که فعالیت هسته ای ایران تبدیل به یک مو ضوع بین المللی شد تا نوامبر سال ۲۰۰۹ که ماموریت وی به عنوان مدیر کل پایان یافت در بر می گیرد.

 

اظهار نظر جالب سفير پاكستان

يكي از بخش‌هاي كتاب خاطرات البرادعي مربوط به سال 2004 است كه مقداري آلودگي درصد بالا از ذرات اورانيوم غني شده در تاسيسات ايران پيدا شد. ايران اعلام كرد كه اين تاسيسات در پاكستان آلوده شده است. البرادعی می نویسد که شورای حکام از همه کشورهای عضو خواسته بود در این مورد با آژانس همکاری کنند. ولی بنا به اظهار سفیر پاکستان در آژانس، آمریکائی‌ها به پاکستان گفته بودند که ایالات متحده کمک لازم به آژانس کرده و دیگر ضرورتی ندارد که پاکستان اقدامی بکند!

نتیجه گیری البرادعی این است که ظاهرا پاره ای افراد در واشنگتن علاقه ای نداشتند که مسئله قطعات آلوده به اورانیوم با غلظت بالا حل نشود (ص ۱۳۹). نتیجه آزمایش های آژانس در اوت ۲۰۰۴ نشان داد که منشا آلودگی پاکستان و ادعای ایران صحیح بوده است.

 

يشنهاد اروپايي‌ها متکبرانه و تحقیرآمیز بود

بخش ديگر كتاب خاطرات البرادعي مربوط به تعليق داوطلبانه فعاليتهاي هسته‌اي ايران در سال 2004 و بعد از توافقنامه پاريس است. در قبال اين اقدام اروپايي‌ها نهايتا در اوت 2005 بسته پيشنهادي خود را اعلام كردند. توصيف البرادعي از اين بسته خواندني‌ست. نتیجه از دیدگاه او یک فاجعه بود. او می نویسد پیشنهاد مزبور نه تنها ناچیز و کم محتوا بلکه متکبرانه و تحقیر آمیز بود و این برداشت را ایجاد می کرد که اروپائی ها با بی میلی و از سر لطف آن را مطرح کرده اند.

تحقیر ایران در این پیشنهاد تا آنجا پیش رفته بود که سه کشور قول داده بودند در صورت "توقف" غنی سازی، از دانشمندان بیکار شده ایرانی نگهداری خواهند کرد (ص ۱۴۴ و 199).

قطعنامه شوراي امنيت در قبال درخواست قانوني ايران

در اين شرايط كه كار دولت خاتمي به انتها رسيده بود، ايران يك هفته بعد از روي كار آمدن احمدي‌نژاد تعليق غني‌سازي را ملغي كرد. در ژانويه 2006 ایران به آژانس اطلاع داد که در نظر دارد فعالیت تحقیقاتی غنی سازی را در نطنز از سر بگیرد و بنابراین از آژانس خواست که مهر و موم تاسیسات نطنز را بردارد. با توجه به این که ایران درخواست خود را محدود به تعداد کمی سانتریفيوژ منحصرا به منظور فعالیت های تحقیقی کرده بود، و این امر بی تردید در چارچوب ان پی تی حق یک کشور عضو است، انتظار واکنش نامطلوب نداشت. ولی شورای حکام در فوریه ۲۰۰۶ طی قطعنامه ای پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع داد.

البرادعي اين تصميم غرب را هم غير قابل قبول مي‌داند. او تصیم شورای حکام به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را مورد انتقاد قرار می دهد و اظهار می دارد که هیچ امر تازه ای درمسئله نقض موافقتنامه پادمان های این کشور، که ازبیش از دوسال قبل افشا شده بود، پیش نیامده بود. بر عکس همکاری ایران و تحولات پرونده تا زمان ارجاع آن به شورای امنیت مثبت ارزیابی می شد (ص 192).

 

برداشت آمريكايي‌ها ساده‌لوحانه بود

ايران در واكنش به ارجاع غير قانوني پرونده‌اش به شوراي امنيت اجراي داوطلبانه پروتكل الحاقي را متوقف مي‌كند. البرداعي به آمريكا مي‌رود و نگاه مقامات آمريكايي را اينچنين توصيف مي‌كند. مذاکرات او با مقام های امریکائی در مه ۲۰۰۶ دو برداشت به قول وی ساده لوحانه آنان را آشکار کرد. اولا آن ها حاضر نبودند که ایران حتا یک سانتریفوژ داشته باشد. ثانیا معتقد بودند ایران ناچار به مصالحه خواهد شد (ص 195).

 بسته پيشنهادي اروپايي‌ها كه به چماق و هويج معروف شده بود، در اين شرايط به ايران داده مي‌شود. البرادعي اين بسته را هم نادرست مي‌داند: تفکر غرب در مورد نحوه مذاکره با ایران شبیه به این است که در بازار قیمت مناسبی برای خرید کالائی مطلوب به فروشنده پیشنهاد شود ولی هم زمان فروشنده تهدید شود که اگر کالا را نفروشد، مغازه اش به آتش کشیده خواهد شد.

به نظر وی، چنین نحوه رفتاری ممکن است در فیلم های کلینت ایستوود موفقیت آمیز باشد، ولی در تهران محکوم به شکست است (ص 196).

 

آمريكايي‌ها خواستار حل مسئله نبودند

ايران براي پاسخ به بسته پيشنهادي مذكور وقت خواست. اما ناگهان دوباره قطعنامه‌اي عليه ايران در شوراي امنيت تصويب شد. البرادعي به اين قطعنامه سه ايراد وارد كرده و در خلال آن درباره نيت آمريكايي‌ها نتيجه‌گيري مي‌كند.

اولا، تصویب آن را کاری بی‌معنا و تفرقه انگیز می‌داند. می نویسد در آن زمان کار تحقیق در باره برنامه هسته ای ایران بیش از چهار سال بود که ادامه داشت و سه هفته دیگر صبر کردن برای پاسخ ایران ممکن بود از اتلاف وقت وبه هدر رفتن نیروی زیاد در آینده جلوگیری کند. احساس او این بود که سیاست مداران واشنگتن واقعا خواستار حل مسئله هسته ای و صحبت با ایران نبودند (ص 199).

ثانیا، به نظر البرادعی در قانونی بودن قطعنامه تردید است (همان جا) آژانس هنوز هیچ دلیلی برای این که برنامه هسته ای ایران شامل تسلیحات نیز می شد، نیافته بود. او تاکید دارد در جائی که بر طبق ان پی تی غنی سازی اورانیوم برای مقاصد صلح آمیز برای همه کشور های عضو امری قانونی است، ادعای این که تعداد محدودی سانتریفوژ در یک آزمایشگاه کوچک موجب "تهدید صلح و امنیت بین المللی" بشود گزافه گوئی است (ص 200).

ثالثا، قطعنامه از دیدگاه البرادعی غیر منطقی است. اگر غرب واقعا نگران تولید سلاح ها هسته ای توسط ایران بود باید به جای اصرار به توقف یک تاسیسات تحقیقاتی اعلام شده، فشار خود را بر روی ادامه بازرسی های آژانس و جستجو برای یافتن تاسیسات اعلام نشده غنی سازی و فعالیت های سلاح های سری می گذاشت (همان جا).

همزمان با اين اتفاق جنگ 33 روزه رژيم صهيونيستي با لبنان هم آغاز مي‌شود. البرادعي از قول كوفي عنان جمله‌اي نقل مي‌كند كه خيلي جالب است: "جنگ در لبنان را تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی نمی دانند، ولی فعالیت هسته ای ایران در سطح آزمایشگاهی را یک تهدید می بینند." (ص 201).

 

آمريكا دوست نداشت ايران با آژانس همكاري كند

سومين قطعنامه در مارس 2007 عليه ايران تصويب مي‌شود. آزانس از ايران مي‌خواهد كه تمام سوال‌هاي موجود درباره برنامه ‌هسته‌اي خود را پاسخ دهد. ايران برنامه‌اي كاري و سه ماهه براي حل تمام مسائل و ابهامات آژانس اعلام مي‌كند. البرادعي درباره واكنش آمريكا به همكاري ايران مي‌نويسد:

آمریکائی ها بلافاصله این برنامه کاری را بهانه ای برای خریدن وقت اعلام کردند. البرادعی می گوید که برنامه مزبور، آمریکائی ها را نگران کرد زیرا افزایش همکاری ایران با آژانس شانس پشتیبانی چین و روسیه از تحریم های بیشتر را کم می کرد (ص 258).

به ادعای البرادعی، شدت ناراحتی آمریکا از توافق ایران با آژانس برای حل همه مسائل باقی مانده به حدی بود که در نظر داشتنند از شورای حکام بخواهند به دلیل این که او از حدود وظایف خود به عنوان مدیر کل خارج شده بود رای عدم اعتماد داده شود. او اضافه می کند "خواسته آمریکائی ها این بود که ایران فقط به عنوان کشوری یاغی و نا سازگار که وظایف بین المللی اش را نقض کرده و بنابراین مستحق تنبیهات بیشتربود وانمود شود، در حالی که گزارش های من مانعی در راه خواسته های امریکا شده بودند" (ص ۲۵۹ – 260).

تعليق در برابر باد هوا!

البرادعي در جاي ديگري از كتابش به ماجرا ملاقات خود با ساركوزي رييس جمهور وقت فرانسه اشاره مي‌كند. ساركوزي در اين ديدار از آژانس بخاطر مسامحه با ايران انتقاد مي‌كند و البرادعي پاسخ مي‌دهد:وقتی ایران برنامه غنی سازی خود را تعلیق کرد، تنها چیزی که در عوض به دست آورد باد هوا بود. این امر عمدتا به دلیل سیاست فرانسوی ها بود. فرانسوی ها از مخالفت امریکا به حدی می ترسیدند که جرات نکردند به ایران قول فن آوری غربی انرژی هسته ای بدهند. آن زمان بود که ایرانی ها احساس کردند طرف مقابل با صداقت با آن ها رفتار نمی کند (ص 277).

در مورد پیشرفت برنامه کار در پایان ۲۰۰۷ و آغاز ۲۰۰۸ البرادعی می نویسد ایران همانطور که توافق شده بود تقریبا به همه سوالات باقیمانده پاسخ داد و آژانس از این نظر پیشرفتی چشمگیر کرد.

 

تصميمات شوراي امنيت بر اساس واقعيات نبود

دو قطعنامه ديگر عليه ايران تصويب مي‌شود. اولي در فوريه و دومي در سپتامبر 2008 كه البرادعي توصيب قطعنامه اول تنها دو روز پيش از اينكه شوراي حكام آژانس گزارش البرادعي درباره ايران را بررسي كند را به اين معني مي‌داند كه نه تنها قصوری در رعایت روش جاری کار در این موارد بود بلکه این برداشت را القا می کرد که شورای امنیت تصمیمش را به جای این که بر اساس واقعیات قرار دهد، بر پایه اهداف سیاست های از پیش تعیین شده اتخاذ می کند(ص 280). به روایت البرادعی، اسرائیل و غرب اصرار داشتند که آژانس ادعا ها را به عنوان واقعیات بپذیرد.

 

شاگرد گردن کلفت حیاط مدرسه

در سال 2009 ماجراي درخواست ايران براي در اختيار گرفتن سوخت 20 درصد براي راكتور تهران به آژانس ارسال مي‌شود و در همين زمان قضيه تاسيسات فردو پيش مي‌آيد. البرادعي از ماجراهاي پيش آمده حول فردو چنين نتيجه گيزي مي‌كند:

کشور های غربی در گیر در این ماجرا همواره سعی داشتند این احساس را القا کنند که این آن ها بودند که تصمیم می گرفتند – اصرار می کردند، فشار می آوردند، تعیین ضرب العجل می کردند، به کسی مهلت اظهار نظر نمی‌دادند، تنبیهات وضع می کردند – کارهائی که طبعا وجهه یک شاگرد گردن کلفت حیاط مدرسه را به آنها می داد و نیل به اهداف مورد نظرشان را مشکل می کرد" (ص 301).

نوع رفتار طرفهاي خارجي باعث مي‌شود كه ايران قيد تهيه سوخت 20 درصد در خارج را بزند و در همين دوران، رياست البرادعي بر آژانس پايان مي‌يابد.

 

نمونه‌هايي از رفتار دوگانه غرب

البرادعي در جاي جاي كتاب تعبيرات ديگري هم درباره آمريكايي‌ها دارد. مثلا: هر زمان که شرایط برای حل مسئله به نظر می رسید دردسترس باشد، امریکائی ها راهی برای سد کردن پیشرفت می یافتند (ص241).

البرادعي براي اينكه نشان دهد مشكل پرونده ايران رفتار دوگانه غرب است يك فصل از كتاب خود را به مثال‌هايي در اينباره اختصاص مي‌دهد. مثلا اينكه در اوائل سال ۲۰۰۴ دولت برزیل که مشغول ساختن تاسیسات غنی سازی عمده ای در شهر رسنده بود از دسترسی کامل بازرسان آژانس به این تاسیسات ممانعت کرد. در اوت همان سال دولت کره جنوبی از غنی سازی پنهانی و غیر مجاز اورانیوم با غلظت ۷۷ در صد خبرداد. در هر دواین موارد و همچنین مورد عدم پایداری رومانی (۱۹۹۲)، شورای حکام در صورت جلسه خود تنها تایید کرد که از این موارد مطلع شده(!) بدون آن که اقدامی تنبیهی در مورد آن ها اعمال کند.

آنچه در بالا آورده شد تنها بخشهايي از كتاب خاطرات البرادعي بود كه خواندن آن مي‌توان با تمام وجود درك كرد نوع مواجهه آمريكا و ساير كشورهاي غربي با ايران از چه موضعي بوده است و اين كشورها در قبال همكاري‌هاي صادقانه ايران چه واكنش‌هايي نشان داده‌اند. مرور اين بديهيات شايد اين روزها بد نباشد، مخصوصا براي كساني كه مست خنده‌هاي ديپيماتيك مقامات آمريكايي شده‌اند.