هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 7 مهر 1398
ساعت 20:23
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 31 تير 1392 ساعت 11:44 2013-7-22 11:44:16
شناسه خبر : 145899
چرا در این مسیر، باید بر روی رنج و سختی تاکید کرد؟ چون انسان از بس خوشی و راحتی و آسایش و شادمانی را دوست دارد، فکر می‌کند که آن را در همین دنیا به دست خواهد آورد. به این ترتیب خودش، خودش را به اشتباه می‌اندازد. برای اینکه انسان به چنین اشتباهی نیافتد، باید رنج را به اندیشۀ خودش وارد کند. ما نه تنها باید از فواید توجه به رنج و تسلیم شدن به رنج و پذیرش رنج با هم صحبت کنیم، بلکه باید ضررهای عدم توجه به رنج را هم در نظر بگیریم.

رجانیوز - گروه اندیشه: حجت الاسلام و المسلمین پناهیان، شبهای ماه مبارک رمضان در اولین ساعات بامداد(حدود ساعت24) در مسجد امام صادق(ع)-جنب میدان فلسطین، به مدت 30 شب و با موضوع «تنها مسیر(راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی)» سخنرانی می‌کند و پایان‌بخش برنامه شبهای این مسجد، دقایقی مداحی و سپس مناجات حجت الاسلام علیرضا پناهیان از ساعت 1تا 1:30بامداد است.

به گزارش رجانیوز، در ادامه گزیده‌ای از مباحث مطرح شده در دهمین جلسه را می‌خوانید:

 

خلاصه‌اي از مباحث گذشته/ از ابتدا باید قربانی کردن را یاد بگیریم

·         در جلسات قبل تلاش کردیم بر اساس «واقعيت‌هاي وجود انسان» یعنی چگونگي وجود انسان و اینکه براي چه چيزي آفريده شده و همچنین بر اساس «واقعيت‌های حیات دنیا» و اینکه چگونه طراحی شده، به برنامه‌ای برای رشد خود دست پیدا کنیم. گفتیم که محور اصلی حرکت در وجود انسان، «مبارزه با نفس» است. انسان از ابتدا لازم است قربانی کردن را یاد بگیرد. در وجود انسان چند نوع علاقه وجود دارد که نمی‌تواند به همۀ آنها برسد. دنیای ما هم دنیایی است که سرشار از درد و رنج است و به اصطلاح حال انسان را زیاد می‌گیرد. و در مواردی هم که او را تحویل می‌گیرد، برای این است که بعد از آن دوباره حالش را بگیرد.

·         علت اینکه در دنیا چنین شرایطی طراحی شده، این نیست که اساساً تلخی از شیرینی ارزشمندتر است. خداوند متعال هم که از اذیت شدن ما لذتی نمی‌برد؛ بلکه این سختی‌ها و رنج‌ها برای تولید ارزش افزوده و ایجاد تغییر است. چون اصولاً برای ایجاد ارزش افزوده و تغییر باید از چیزی که دوست داری، بگذریم و الّا اگر چیزی را دوست داشته باشیم و به سمت آن برویم، تغییر و ارزش افزوده‌ای تولید نکرده‌ایم.

چرا در این مسیر باید بر رنج تاکید کرد؟/ انسان از بس لذت را دوست دارد، فکر می‌کند در دنیا به آن می‌رسد/ برای جلوگیری از  این اشتباه، باید به رنج توجه کرد

·         اگر می‌خواهیم قیمت پیدا کنیم و حرکت ما ارزش پیدا کند، و مثل حرکت نباتات و حیوانات و ملائکه نباشد، باید از یک طرف علاقه‌ای در جهت خلاف خدا ما را بکشاند و از طرف دیگر علاقۀ دیگری ما را به سوی خدا بکشاند.

·         هر موقع ما خلاف امیال سطحی خود عمل می‌کنیم، یک قدم به سوی خدا برداشته‌ایم؛ قدمی که به ما قیمت می‌دهد. چون این صحنه(اقدام برخلاف امیال سطحی) هموارده اتفاق می‌افتد، پس ما با رنج به سمت خدا حرکت می‌کنیم.

·         چرا در این مسیر، باید بر روی رنج و سختی تاکید کرد؟ چون انسان از بس خوشی و راحتی و آسایش و شادمانی را دوست دارد، فکر می‌کند که آن را در همین دنیا به دست خواهد آورد. به این ترتیب خودش، خودش را به اشتباه می‌اندازد. برای اینکه انسان به چنین اشتباهی نیافتد، باید رنج را به اندیشۀ خودش وارد کند. ما نه تنها باید از فواید توجه به رنج و تسلیم شدن به رنج و پذیرش رنج با هم صحبت کنیم، بلکه باید ضررهای عدم توجه به رنج را هم در نظر بگیریم.

چرا مسأله رنج را بايد حل كرد؟ / 1. كسي که تكليف خود را با رنج مشخص نكرده‌ باشد، در مراحل نهايی رنج، دوام نمی‌آورد

·         اگر کسی مسألۀ رنج کشیدن در دنیا را برای خود حل نکرده و مسیر خود را با موضوع رنج شروع نکند و با آن همراه نباشد، حتی اگر آدم خوبی بشود، احتمالاً خوبی‌هایش ظاهری بوده و حتی ممکن است آدم خطرناکی بشود. بعضی‌ها هستند که در دینداری و مذهبی‌گری رنج می‌کشند، ولی اصل رنج را نپذيرفته‌اند و منتظر هستند به واسطۀ دينداري هم كه شده، يك زماني به آسايش برسند.

·         چرا خوارج در مقابل حضرت علي(ع) ايستادند؟ آنها كه عمري را در رنج زهد و عبادت به سر برده بودند! اما وقتي يك ذرّه رنج به رنج‌هايشان از طرف حضرت علي(ع) اضافه شد، بُريدند و به روي حضرت علي(ع) شمشير كشيدند. اگر كسي تكليف خودش را با رنج مشخص نكرده‌ باشد، در مراحل نهايي رنج، کم می‌آورد.

·         در زندگي حضرت ابراهيم(ع) هم داستان رنج مشخص است. حضرت ابراهيم(ع) رنج‌های زیادی كشيده است تا به پيغمبري رسيده و در مسير پيغمبري هم رنج كشيده است. بعد هم رنج كشيده است تا خدا به او فرزندی عنایت کرده و در مسير بزرگ كردن پسرش و بنا کردن خانۀ کعبه با پسرش هم رنج كشيده؛ حالا که ابراهیم(ع) همۀ این رنج‌ها را پذيرفته است، خداوند به او می‌گوید باید پسرت را هم قرباني كنی! واقعاً چقدر مي‌توان رنج‌ها را پذيرفت؟ كسي كه «اصل رنج کشیدن» در دنیا را برای خودش حل نكرده باشد، در مراحل نهايي مي‌بُرد و نمي‌تواند داوم بياورد.

بعضی‌ها از يك زماني به بعد از رنج كشيدن براي خدا خسته مي‌شوند/باید بدانیم که رنج تا آخر ادامه دارد

·         چرا اين‌قدر به عاقبت به خيري توجه داده شده است؟ چون هر كسي براي دين و عبادت، زحمت بيشتري بكشد، بيشتر در معرض سقوط است. كسي كه يك عمر خودداري كرده است، اگر مسأله رنج را حل نكرده باشد، بيشتر در خطر است و مدعي یا طلبکار مي‌شود و اگر خدا يك رنج ديگر اضافه كند، ديگر نمی‌تواند تحمل کند و خواهد بُريد. و خيلي‌ها بوده‌اند كه بُريده‌اند.

·         برخی انسان‌ها از يك زماني به بعد از رنج كشيدن براي خدا خسته مي‌شوند. لذا يكی از علت‌های لزوم توجه به رنج، اين است كه اگر رنج تو ادامه پيدا كند، از يك جايي به بعد ممکن است دوام نیاوری، مگر اینکه بدانی که اين رنج ادامه پيدا خواهد كرد و اصل استمرار رنج در دنیا را پذیرفته باشی.

·         خداوند در قرآن کریم مي‌فرمايد: «از ميان مؤمنين برخي مردان هستند كه صادقانه پاي عهدشان تا آخر مي‌ايستند و بعضي از ‌ايشان شهيد شده‌اند و برخي منتظر شهادتند؛ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»(احزاب/23). يعني منتظران شهادت، هم‌سطح شهدا هستند. چون تا آخر ايستاده‌اند. چيزي كه مهم است تا آخر ايستادن است. ارزشی که خدا در این ایه به گروهی از مؤمنین می‌دهد، مربوط به شهید بودنشان نیست، مربوط به تا آخر ایستادن است؛ بعضی‌هاشون شهید شدند، و برخی منتظر مانده‌اند.

·         چرا خدا گروهی از مؤمنین را جدا می‌کند؟ چون همۀ مؤمنين اهل تا آخر ایستادن نیستند؛ نمی‌کشند. اکثر رزمندگان صدر اسلام بعد از آن همه جهاد در رکاب رسول خدا(ص)، کم آوردند و نابود شدند.  آدم از یک زمانی به بعد خسته می‌شود از رنج کشیدن در راه خدا، کم کم از خدا طلبکار هم می‌شود. می‌گوید: «چقدر رنج بکشیم؟ بد کردیم تقوا پیشه کردیم؟ بد کردیم دیندار شدیم؟ بد کردیم جهاد کردیم؟ حالا باز هم باید رنج بکشیم؟»

·         همين كه انسان به يك رنج عادت كرد، بايد رنج را در سطح بالاتري تجربه كند. کمی شبیه فیزیوتراپی است. در فیزیوتراپی، در ابتدا درد چندانی ندارد، دردهایش قسمتهای آخرش است. در دینداری هم همینطور است. معمولا در ابتدای راه انسان زیاد زجر نمی‌کشد.

·         خدای اسلام، وقتی می‌خواهد ببیند کسی تسلیم است، نگاه نمی‌کند ببیند چه کسی تسلیم شده. مدام امتحان می‌گیرد، ببینید آیا تسلیم است؟ مدام سختی می‌دهد، ببیند آیا واقعاً تسلیم است؟ به حدی که امام حسين(ع) در مناجات خود در گودي قتلگاه مي‌گويد: «خدايا من هنوز تسليم هستم!» بعد شما ببینید آیا رنجی بوده که خدا به امام حسين(ع) نداده باشد؟

چرا مسأله رنج را بايد حل كرد؟ / 2. اگر كسي تكليفش را با رنج مشخص نكند، به جای پریدن از روی موانع، عافیت‌طلبانه از كنار آنها رد مي‌شود

·         دليل دوم برای اینکه چرا مسأله رنج را بايد حل كرد، اين است كه اگر كسي تكليف خود را با رنج مشخص نكرده‌ باشد، به جای پریدن از روی موانع، عافیت‌طلبانه از كنار آنها رد مي‌شود. یعنی در این صورت مسلماني ما با عبور كردن از كنار موانع و سختی‌های مقابل ما خواهد بود نه با درگیری با آنها. به عبارت دیگر به جای «پریدن از روی مانع»، از کنار آن عبور کرده‌ایم.

·         بعضي‌ها يك عمر مسلماني مي‌كنند در حاليكه با زرنگي مسلماني كرده‌اند؛ يعني اگر رنج پيش بيايد، به جاي اينكه به خاطر خدا آن را بپذيرند، از كنار آن فرار مي‌كنند. یعنی جاهايي كه راه‌دستشان بوده و برايشان آسان بوده است، مسلماني كرده‌اند اما جاهايي كه خدا خواسته است که مبارزه با نفس كنند تا رنج بکشند، از كنار آن موانع عبور كرده‌‌اند. وقتی ما به جای پریدن از روی مانع، از کنار آن عبور می‌کنیم و خود را از رنج مبارزه با نفس رها می‌کنیم، فرصت رشد خود را از بین برده‌ایم.

بعضي‌ها خيلي عافيت‌طلبانه دينداري مي‌كنند/ عافيت‌طلبي باعث می‌شود انسان هيچگاه مورد توهين و شماتت قرار نگیرد

·         بعضي‌ها خيلي عافيت‌طلبانه دينداري مي‌كنند؛ عافيت‌طلبي چنين مسلماناني باعث شده است كه مورد توهين و شماتت قرار نگیرند و حالشان گرفته نشود. یعنی خيلي مواظب خودشان بوده‌اند که یک موقع سختی و رنجی نکشند. البته باید توجه داشته باشيم كه رنج‌هايي كه خدا مي‌دهد، متناسب با ظرفيت و استعداد افراد است. اگر انسان مشكل رنج را براي خودش حل كرده باشد، از اینگونه خوب بودن‌ها و دینداری‌های عافیت‌طلبانه در امان خواهد بود.

امام باقر(ع) به محمدبن مسلم فرمود: تواضع کن! و او فهمید که دینداری‌اش اشکال دارد

·         محمدبن مسلم آدم محترم و ثروتمندي بود. امام باقر(ع) به او يك كلمه فرمودند كه تواضع كن. و او اين تذكر را پذيرفت. شاید به فكر فرو رفت كه «مشكل من چه بود و دینداری من چه اشکالی داشت كه آقا فرمود تواضع كن؟ انگار عمري است دينداري كرده‌ام ولي تكبرم برطرف نشده است. لابد يك مانعی داشته‌ام و الا نماز بايد همه چيز را درست مي‌كرد.» به كوفه برگشت. يك سبد خرما و يك ترازو برداشت و كنار درب مسجد جامع شهر نشست و شروع كرد با صداي بلند خرما فروختن. قوم و قبيله او آمدند و گفتند: «ما را مفتضح کردی و آبروي ما را بردي! اين چه كاري است مي‌كني؟!» محمدبن مسلم گفت: «مولاي من دستوري داده است و من با آن مخالفت نمي‌كنم.» یعنی: من بايد حال نفس خودم را بگيرم. من، خراب كرده‌ام و آقايم گفته است برو تواضعت را زياد كن. من بايد اين‌طوري حال خودم را بگيرم. اگر من خوب شده‌ام، پس چرا هنوز اين نقطه ضعف‌ها را دارم؟ اقوام او وقتی موفق نشدند، براي اينكه آبروی خودشان حفظ کنند، او را به بيابان بردند و گفتند: اگر اصرار داری که مشغول خرید و فروش باشی، (كار پست و سطح پائين انجام دهي) به آسيابانى بپرداز. محمّد بن مسلم هم آسياب و شترى خريد و به كار آسيابانى پرداخت. (عن أبي النَّصرِ: سَألتُ عبدَ اللّه ِ بنَ محمّدِ بنِ خالدٍ عَن محمّدِ بنِ مُسلمٍ فقالَ : كانَ رجُلاً شَريفا مُوسِرا ، فقالَ لَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام : تَواضَعْ يا مُحمّدُ، فلَمّا انصَرَفَ إلَى الكوفَةِ أخَذَ قَوصَرَةً مِن تَمرٍ مَع المِيزانِ ، و جَلَسَ على بابِ مَسجِدِ الجامِعِ و صارَ يُنادي علَيهِ، فأتاهُ قَومُهُ فقالوا لَهُ : فَضَحتَنا! فقالَ : إنّ مَولاي أمَرَني بأمرٍ فلَن اُخالِفَهُ ، و لَن أبرَحَ حتّى أفرَغَ مِن بَيعِ ما في هذهِ القَوصَرةِ . فقالَ لَهُ قَومُهُ : إذا أبَيتَ إلاّ أن تَشتَغِلَ بِبَيعٍ و شِراءٍ فاقعُدْ في الطَّحّانِينَ ، فهَيّأَ رَحىً و جَمَلاً و جَعلَ يَطحَنُ؛ الإختصاص/51)

اگر انسان مسأله رنج را برای خودش حل نكند، دينداري مي‌كند ولي دینداری‌اش خاصیت رشددهندگی چندانی ندارد

·         اگر مسأله رنج را برای خودت حل نكني، دينداري مي‌كني ولي دینداری‌ات خاصیت رشددهندگی چندانی ندارد! اگر ما به جاي محمدبن مسلم بوديم، چه مي‌كرديم؟ مي‌گفتيم خب: بله! بايد تواضع كنم. همين لبخندي كه من به ديگران مي‌زنم، تواضع من است. اين يعني از كنار مانع رد شدن و از روي آن نپريدن.

·         البته همیشه راه این نیست كه براي بدست آوردن تواضع كارهاي پست انجام دهيد؛ چون درد و دوای هرکس ممکن است متفاوت باشد. ولي امتحان‌ها و آزمايش‌هايي كه خداوند برای شما پيش مي‌آ‌ورد را درست انجام دهید و به هر سازي كه خدا زد، برقصید. خدا هر كسي را يك جوري با رنج آزمايش ميک‌ند و تو بايد مسأله رنج را براي خودت حل كرده باشي. رنجي كه ناشي از پا گذاشتن روي هواي نفس است را بايد برای خودت حل كرده باشي.

يكي از رنج‌هايي كه خدا به رخ ما مي‌كشد، مرگ است/انسان نبايد از مرگ كه تلخ‌ترين واقعه زندگي اوست، غافل شود

·         يكي از رنج‌هايي كه خدا به رخ ما مي‌كشد، مرگ است. چرا خداوند مرگ را اين‌قدر سخت، وحشت انگيز و هولناك قرار داده است که یاد آن لذت‌ها را از بین می‌برد؟ چون مي‌خواهد تو از روز اول با مرگ زندگي كني. لذا مي‌فرمايد: «مرگ و زندگي را آفريد ؛ الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ»(ملک/2) در این آیه می‌بینید که خدا ابتدا مرگ را بیان می‌کند؛ گویا خدا مرگ را قبل از زندگي آفريده است! رسول خدا(ص) می‌فرماید: «اگر مرگ انسان را موعظه كند، كافي است؛ كَفَى‏ بِالْمَوْتِ‏ وَاعِظا»(کافی/2/275)

·         مرگ را فراموش نكنيد. ما با تلخي و رنج بايد خودمان را تربيت كنيم. مرگ واقعاً آدم را آدم مي‌كند؛ و مرگ، تلخ و رنج‌آور است. انسان نبايد از مرگ كه تلخ‌ترين واقعه زندگي انسان است، غافل شود.

·         امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «ياد كردن مرگ شهوات و تمايلات نفسانى را در قلب انسان نابود كرده و ريشه‏هاى غفلت را از دل می‌کَند، و قلب را به وعده‏هاى الهى تقويت نموده و طبيعت و فطرت انسانى را لطيف و نرم می‌کند و نشانه‏هاى هوى و هوس را مى‏شكند، و آتش حرص و طمع را خاموش می‌کند، و دنيا و زندگى دنيوى را در نظر انسان كوچك و خوار مى‏كند.... و اگر كسى از جريان مرگ عبرت نگرفته، و در مورد بيچارگى و حالت ضعف، عجز و ذلت خود تفکر نکرده باشد و از مدت طولانی اقامت در قبر، و حالت تحيّر و وحشت خود در قيامت و محشر تفكر نكند، در چنين كسى خير و اميد سعادتى نخواهد بود. (‏ذِكْرُ الْمَوْتِ‏ يُمِيتُ‏ الشَّهَوَاتِ فِي النَّفْسِ وَ يَقْطَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ وَ يُقَوِّي الْقَلْبَ بِمَوَاعِدِ اللَّهِ تَعَالَى وَ يُرِقُّ الطَّبْعَ وَ يَكْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَى وَ يُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ وَ يُحَقِّرُ الدُّنْيَا وَ هُوَ مَعْنَى مَا قَالَ النَّبِيُّ ص فِكْرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ وَ ذَلِكَ عِنْدَ مَا تَحُلُّ أَطْنَابَ خِيَامِ الدُّنْيَا وَ تَشُدُّهَا بِالْآخِرَةِ وَ لَا يَسْكُنُ نُزُولُ الرَّحْمَةِ عِنْدَ ذِكْرِ الْمَوْتِ بِهَذِهِ الصِّفَةِ وَ مَنْ لَا يَعْتَبِرُ بِالْمَوْتِ وَ قِلَّةِ حِيلَتِهِ وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ وَ طُولِ مُقَامِهِ فِي الْقَبْرِ وَ تَحَيُّرِهِ فِي الْقِيَامَةِ فَلَا خَيْرَ فِيهِ؛ مصباح الشریعه/171)

رنج، رقّت طبع و لطافت می‌آورد/ یاد مرگ در رزمندگان دفاع مقدس لطافت‌های عجیبی ایجاد کرده بود

·         گویا کسی که از مرگ عبرت نگیرد، دیگر آدم شدنی نیست. رنج، رقت طبع می‌آورد و اگر انسان به رنج مرگ توجه کند، روحش رقیق و لطیف می‌شود. «یاد مرگ» بین رزمندگان دفاع مقدس، لطافت‌های عجیبی ایجاد کرده بود. ولی راه تلخ و سخت ایجاد لطافت روحی با یاد مرگ، یک راه شیرین و میان‌بُر هم دارد؛ لطیف شدن با یاد کربلا و امام حسین(ع) ...

    جلسه اول// پناهیان: یکی از دلایل بی‌دینی، احساس آشفتگی در معارف دینی است/ جهاد با نفس، نخ تسبیح تمام فضایل است

جلسه دوم// پناهیان: «مبارزه با دوست‌داشتنی‌ها» مبنای تعریف انسان است/ «جهاد اکبر» یعنی عبور از علاقه‌های آشکار به علاقه‌های پنهان

جلسه سوم// پناهیان: «افزایش علم» و «عمل تن‌ها»، ارزش افزوده تولید نمی‌کند/ ارزش افزوده با عمل برخلاف «دوست‌داشتنی‌ها» تولید می‌شود/ ما برای یک مبارزۀ دائمی با دوست‌داشتنی‌ها خلق شده‌ایم

جلسه چهارم// پناهیان: مبارزه با هوای نفس، محور اصلی همه دستورات دین است/ باید فرزندان خود را طوری تربیت کنیم که پذیرای دردها و رنج‌ها باشند

جلسه پنجم// پناهیان: مبارزه با هوای نفس مانند نخ تسبیح، تمام معارف دینی و توصیه‌ها را به هم پیوند می‌دهد

جلسه ششم// پناهیان: درک واقعیت‌ها ما را آماده دینداری می‌کند/ واقعیت دنیا، همراهی زندگی با رنج و سختی است/ بدون رنج نشان دادن زندگی غربی، دروغ فیلم‌های هالیوودی

جلسه هفتم// پناهیان: بهترین راه برخورد با رنج‌ها، انکار و غفلت نیست؛ بلکه علاقه پیدا کردن به زجر کشیدن در راه خداست/مرحله اول و دوم خداشناسی و ارتباط با خدا چیست؟

 

جلسه هشتم// پناهیان: کسانی که مبارزه با نفس می‌کنند از افراد هرزه بیشتر لذت می‌برند/ برای کشف علائق عمیق و میل خداپرستی، باید امیال سطحی را قربانی کنیم

جلسه نهم// پناهیان: «تنها مسیر»، چشم‌پوشی از علائق ظاهری برای رسیدن به علائق عمیق است/ مبارزه با تمایلات سطحی نیاز به «برنامه» دارد