هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 3 مهر 1399
ساعت 05:38
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 30 تير 1392 ساعت 14:03
يكشنبه 30 تير 1392 18:33 ساعت
2013-7-21 14:03:05
شناسه خبر : 145817
در میان تحلیل های متفاوتی که این روزها ارائه می شود جای این احتمال نیز وجود دارد که منازعات اصلاح طلبان با آقای روحانی یک جنگ زرگری برای انتخابات دوازدهم باشد. کسانی که برای پیروزی در انتخابات یازدهم برنامه ریزی کرده اند برای انتخابات دوازدهم یعنی برای یک برنامه هشت ساله برنامه ریزی کرده اند. زیرا روشن است که دولت یازدهم به رغم شعارهای دهن پرکنی که داده است بنابه دلایلی که به آن ها اشاره می کنیم چندان قرین موفقیت نخواهد بود.
حجت‏الاسلام قاسم روانبخش: این روزها با نزدیک شدن 12 مرداد در آستانه تغییر و تحول در سیستم مدیریت اجرایی کشور هستیم با این تفاوت که دولت قبلی با شاخص انقلابی بودن و دولت جدید با شاخص اعتدال شناخته می شوند. درباره رویکرد دولت آینده گمانه زنی های متعددی دیده می شود برخی آن را همان دولت اصلاحات می دانند و عنوان اعتدال را پوششی برای اهداف خاصی تلقی می کنند. برخی نیز بر این باورند که دولت اعتدال غیر از دولت اصلاحات است و نوعی درگیری نیز در میان آن ها تصور می کنند. این تحلیل از آن جا نشات می گیرد که هنوز چهره های سرشناس اصلاح طلب مانند آقایان خاتمی و خویینی ها و ... از تبریک گفتن تا اعلام وفاداری و همکاری با روحانی اکراه دارند.
 
این گروه سخنان آقای خویینی ها مبنی بر این که دولت آقای روحانی چهار ساله خواهد بود را گواه بر مدعای خود می دانند. حضور پر رنگ تیم کارگزاران در اطراف آقای روحانی نیز می تواند نشانه دیگری از این اختلاف و دودستگی باشد. بر اساس این تحلیل، برخی اصول گریان دچار توهم شده، این گونه فکر می کنند که آقای روحانی در جرگه اصول گرایان می گنجد لذا سعی می کنند به اصطلاح ایشان را جذب کنند. اظهارات حزب موتلفه و تحلیل آقای بادامچیان در نشریه «ذکر» مبنی بر « افراطی گری در ایستگاه آخر» و این که سال هاست مشی ایشان و حزبشان اعتدال بوده است، مشیر به این نکته است که گویا آقای روحانی را یک اصولگرا می دانند به ویژه که این گونه دوستان همواره به نحوی به آقای هاشمی رفسنجانی به دیده یک اصول گرا نگریسته اند. ولی حقیقت چیست؟ حکمت این مخالف خوانی ها از سوی جبهه اصلاحات کدام است؟ و آیا دولت اعتدال با اصلاح طلبان هیچ نسبتی ندارد؟
 
به نظر می رسد مسایل سیاسی را باید قدری عمیق تر بررسی کرد؛ از این رو زود به مقام قضاوت نشستن خطاست. یادمان نمی رود که آقای محمد خاتمی نیز در دوم خرداد با شعار «سلام بر سه سید فاطمی- خمینی و خامنه ای خاتمی» پیروز شد و برخی پوسترهای تبلیغاتی او چنین بود که او را در حال گریه بر سیدالشهداء(ع) در کنار تصاویر امام (ره) و مقام معظم رهبری نشان می داد. پس از پیروزی نیز بر همین روال گذشت؛ وی در دیدار با مردم یک روستا برای آن ها نیز حتی با صوت روضه خواند و امید را در دل دوستان جناح راست ایجاد کرد که ایشان فاصله چندانی از مواضع آن ها ندارد. ولی از زمان گرفتن رای اعتماد برای اعضای کابینه که در دفاع از مهاجرانی به تجلیل از سروش پرداخت به تدریج فاصله ها عیان شد و پس از آن، اتفاقاتی افتاد که در آن هشت سال همه شاهد آن بودیم. امروز نیز در تحلیل ها نباید عجله کرد؛ باید صبر کرد و در انتظار مواضع آینده وی در سیاست خارجی و داخلی نشست. 
 
در میان تحلیل های متفاوتی که این روزها ارائه می شود جای این احتمال نیز وجود دارد که منازعات اصلاح طلبان با آقای روحانی یک جنگ زرگری برای انتخابات دوازدهم باشد. کسانی که برای پیروزی در انتخابات یازدهم برنامه ریزی کرده اند برای انتخابات دوازدهم یعنی برای یک برنامه هشت ساله برنامه ریزی کرده اند. زیرا روشن است که دولت یازدهم به رغم شعارهای دهن پرکنی که داده است بنابه دلایلی که در ذیل به آن ها اشاره می کنیم چندان قرین موفقیت نخواهد بود:
 
1.  دولت اعتدال، پس ازدولتی تشکیل می شود که در ویژگی پرکاری در تاریخ ایران بی نظیر است. بعید است این روحیه پرکاری در دولت جدید مشاهده شود. از این رو نمی تواند خواسته های مردم را به سرعت عملی سازد (نشانه های آن هم اکنون کما بیش آشکار شده است؛ دولتی که قرار بود در 100 روز اول نشانه های امید را بر دل مردم بنشاند و در تبلیغات انتخاباتی اش مکرر اظهار می کرد «می‌توان در یک زمان کوتاه تحول اقتصادی در کشور به وجود آورد و در آن تحول اقتصادی با ایجاد یک دوره تنفس به کارخانه‌ها و مراکز تولیدی که امروز مشکل دارند، مشکلاتشان را حل و فصل کرد و با یک تفاهم بین بانک مرکزی و بانک‌های کارگشا، اجناسی که در گمرکات انبار شده است به سرعت به بازار برگرداند» (هفتم خرداد 92 در مصاحبه با سیما) چند روز پیش در ضیافت  نمایندگان مجلس شورای اسلامی اظهار داشت» دولت با شروع کارش در 100 روز اول، تلاش می‌کند واقعیات کشور را به مردم و رهبری و نمایندگان ملت بگوید. دولت آینده خواهد گفت که چه چیزی را تحویل گرفته و با چه مشکلاتی مواجه است و راه‌حل را چگونه می‌بیند».
 
2. دولت اعتدال در شرایط تحریمی شکل گرفته است و تا حل معضل تحریم ها بر فرض که بتواند آن را برطرف کند راهی سخت و طولانی در پیش دارد. بنابر این نمی تواند به وعده های داده شده جامه عمل بپوشاند و در این راستا با چالش های جدی مواجه خواهد بود.
 
3. سنگینی سایه تفکر تیم اقتصادی کارگزاران و شخص آقای هاشمی رفسنجانی بر این دولت که یادآور سیاست های تعدیل اقتصادی و تورم 50 درصد و افزایش 10 برابری نرخ دلار است امکان بازگشت به آن سیاست ها را تقویت می کند. این نوع نگرش ممکن است نارضایتی هایی نیز در پی داشته باشد. البته همین تیم اقتصادی در دولت آقای خاتمی نیز که زمام اقتصاد کشور را از وزارت اقتصاد تا بانک مرکزی و وزارت نفت و ... در اختیار داشت، منشا رویگردانی مردم از دولت اصلاحات به اصول گرایان گردید. توجه به این واقعیت، باعث شده که آقای خویینی ها عمر این دولت را چهار ساله پیش بینی کند. 
 
4. روحیه اشرافی گری که در این نوع تفکر وجود دارد مزید بر علت خواهد شد و سفرهای استانی و ارتباط مستقیم با مردم و نظارت بر عملکرد  مجموعه ای تحت امر را به شدت کاهش خواهد داد. این امور موجب آن خواهد شد که دولت اعتدال بیشتر از چهار سال دوام نداشته باشد. 
 
از این رو مدعیان اصلاحات و طراحان اتاق فکر این جریان سعی می کنند خود را هزینه چنین دولتی نکنند بلکه در سایه حرکت کنند و حتی در مواردی نقش اپوزسیون را ایفا نمایند. زیرا چهار جریان سیاسی می توانند نقش آلترناتیو را در انتخابات دوازدهم ایفا کنند؛ اصول گرایان سنتی، جریان احمدی‌نژاد، جریان مقاومت و پایداری انقلاب اسلامی و جبهه اصلاحات. در این تحلیل، اصول گرایان سنتی با نزدیک شدن به دولت اعتدال هزینه خواهند شد چنان که در سال 76 نیز هزینه دولت آقای هاشمی شدند و میدان را به رقیبی واگذار کردند که نسبت به دولت آقای هاشمی نقش اپوزسیون ایفا می کرد. آقای احمدی نژاد نیز در این چهار سال پیش رو در هجمه سنگین رسانه ای که توسط دولت اعتدال و اصول گرایان  سنتی انجام می شود، لطمه خواهد دید.
 
از نظر این اتاق فکر رقابت اصلی میان جریان جبهه پایداری انقلاب اسلامی و همه ظرفیت گفتمان سوم تیری و مقاومت از یک طرف و جبهه اصلاحات از سوی دیگر است. جریان اصلاحات امیدوار است که جبهه پایداری و گفتمان سوم تیر توسط جریانات مخالف و حتی خودی ها مضمحل می شوند و در نهایت، این جریان اصلاحات است که منحصرا می تواند نقش آلترناتیو برای دولت اعتدال را ایفا کند و عملا دولت اعتدال و اصلاحات که دو روی یک سکه اند، هشت ساله شوند و به اهداف از پیش تعیین شده ای که قبلا دست نیافته اند برسند.  دراین راستا سخن آقای ابطحی را می توان گواه بر این مدعا گرفت « من معتقدم آقای روحانی بستر بسیار خوبی برای اصلاح‌طلبان است. نظر شخصی من این است که شاید بهتر باشد اصلاح‌طلبان درون حاکمیت نباشند تا بتوانند خود را احیاء کنند. بهتر است وارد مسائل اجرایی نشوند »
 
سخن آخر: این تحلیل در حد یک احتمال است ولی می توان برای آن در آینده کدهایی جمع آوری کرد که این نظریه را تایید کند. اظهارات نویسنده روزنامه جمهوری اسلامی( 26/4/92) را می توان شاهدی بر این مدعا دانست وی در بخش جهت اطلاع آورده است « اظهارات و اشارات و تحلیل های سران جناح اصلاح طلب این روزها نشان می دهد آن ها دولت حسن روحانی را به منزله پلی برای عبور از شرایط کنونی جهت رسیدن به قدرت می دانند. به نظر می رسد با توجه به شرایط دشوار اقتصادی کشور، اصلاح طلبان ترجیح می دهند خود را با مشکلات این مرحله درگیر نکنند و با این تحلیل که دولت روحانی نمی تواند توفیق چندانی به دست آورد، خود را برای در دست گرفتن قدرت در انتخابات ریاست جمهوری سال 1396 آماده کنند.»