هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 15 مرداد 1399
ساعت 21:00
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 22 تير 1392 ساعت 13:37
شنبه 22 تير 1392 18:07 ساعت
2013-7-13 13:37:40
شناسه خبر : 145160
بعد از شهادت شهید بهشتی هم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در گفت‌وگویی با روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص رابطه شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح بیان کردند: «ایشان (شهید بهشتی) خیلی از آقای مصباح خوشش می آمد و تصریح می کرد که من از این آقای مصباح و امثال او خوشم می آید. از آدم های آرام و ملایم و تودار خوشش می آمد.»

گروه سیاسی: رسانه‎های حامی شهردار تهران، در ادامه روند تخریب شخصیت آیت الله مصباح یزدی، پس از مشخص شدن ناکامی قالیباف در این انتخابات، این بار به استفاده از شیوه حامیان هاشمی رفسنجانی برای تخریب این عالم بزرگوار روی آورده و به صورت هماهنگ و همزمان اقدام به انتشار سخنانی تقطیع شده از شهید بهشتی درباره آیت الله مصباح یزدی کردند.

به گزارش رجانیوز، این در حالی است که در قسمت های حذف شده همین سخنرانی، شهید آیت‌الله بهشتی از دوستی نزدیک خود با آیت‌الله مصباح یزدی سخن می گوید و بعد از آن نیز از کسانی که می‌خواهند اختلاف برداشت های جزیی را به عنوان شکاف و اختلاف عمیق این دو بزرگوار تبلیغ کنند، به شدت انتقاد می‌نماید.

اما آنچه بیش از محتوای موجود در این متن جالب توجه است، روی آوردن رسانه های حامی شهردار تهران به شیوه هایی برای تخریب آیت الله مصباح یزدی است که پیش از این بارها از سوی رسانه ها و سایت های نزدیک به هاشمی رفسنجانی برای تخریب این بزرگوار به کار گرفته شده است.

این ماجرا زمانی جالب تر می شود که بدانیم علاوه بر جریان رسانه‏ای شهرداری تهران، هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان، برخی از وابستگان به جریان انحرافی نیز دقیقا با پرداختن به ماجرای نحوه تعامل علامه مصباح یزدی و دکتر شریعتی در مقام تخریب و تخطئه این عالم بزرگورا برآمده بودند. این در حالی است که این رسانه ها از تعابیر کاملا مشابهی که بیشتر ساخته و پرداخته جریان رسانه ای هاشمی رفسنجانی است برای خطاب قرار دادن جریانات اصلی انقلابی استفاده می کنند.

نکته جالب توجه در این میان، ائتلاف نانوشته این جریانات به ظاهر متضاد در عرصه سیاسی برای تقابل با جریان فکری، سیاسی و اعتقادی متاثر از علامه مصباح یزدی است که موضوعی قابل بحث و تدقیق است

با وجود اینکه رجانیوز پیش از این و در جریان حمله جریان انحرافی از همین محمل به علامه مصباح یزدی در سلسله مطالبی مفصل به بررسی نحوه تعامل این بزرگوار با جریان فکری مرحوم شریعتی پرداخته بود، اما به نظر می رسد در شرایط کنونی بازنشر این مطالب خالی از لطف نباشد. چنانکه در این گزارشات با استناد به اقوال و نظرات بزرگان حوزه درباره دکتر شریعتی، نحوه تعامل علامه بزرگوار مصباح یزدی با این جریان فکری، تعاملی معقول، عالمانه دوراندیشانه و البته محکم ارزیابی شده است.

هر چند گذر زمان و ظهور نتایج ترویج جریان فکری مذکور در میان بخشی از بدنه دانشجویی دهه پنجاه نیز خود را در دهه هشتاد نشان داده و جهت گیری صحیح علامه مصباح یزدی در تقابل با این جریان فکری را تایید کرد، به نحوی که از دل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان یکی از محمل‏های اصلی ترویج این خط فکری، نظریاتی صادر شد که از یک سو منجر به صدور حکم ارتداد برای دبیر کل این سازمان به اتهام تمسخر تقلید در فقه شیعه و از سوی دیگر صدور حکم عدم مشروعیت کل سازمان مذکور از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شده بود. و این نتایج با صرف نظر از ترورهای گروه فرقان از جمله ترور شهید مطهری و ترورهای سازمان مجاهدین خلق از جمله ترور شهید بزرگوار آیت الله بهشتی و 72 یار مظلوم ایشان بر همین محمل بوده است.

ماجرای انتقاد علامه مصباح یزدی از شریعتی چه بود!؟

همانگونه که رجانیوز در سلسله گزارشات مذکور اشاره کرده بود، ماجرا به انتقادات گسترده ای که حول محور سخنرانی های شریعتی شکل گرفت، مربوط می شود. آن زمان دامنه انتقادات به شریعتی و نیز حمایت ها از او به مدرسه حقانی هم کشیده شد. مدرسه حقانی با پیشنهاد شهید بهشتی و زیر نظر آیت‌الله گلپایگانی تأسیس شده بود و آیت‌الله مصباح یزدی هم از اساتید بنام این مدرسه و از اعضای هیئت مدیره آن به‌شمار می رفت.

در فضای آن روز، اظهارنظرهای موافقان و مخالفان شریعتی کوچه و بازار شهر را هم پر کرده بود و در میان چهره های مطرح و شخصیت ها هم واکنش هایی جدی وجود داشت. علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید بهشتی، امام موسی صدر، شهید مفتح و آیت‌الله مصباح از منتقدین شریعتی و اندیشه او به شمار می آمدند. آنها معتقد بودند آنچه شریعتی با عنوان اسلام شناسی معرفی می کند، بازشناسی خامی است که ضررهایی را برای مشی درست دینی به همراه دارد.

البته در این میان، بعضا اختلاف نظرهایی هم میان منتقدان شریعتی به وجود می آمد. برخی، انتقاداتِ برخی دیگر را نمی پذیرفتند و بعضاً مباحثه ای علمی درمی گرفت. در این فضا بود که افرادی با جار و جنجال و برخورد متعصبانه کوشیدند تا اختلاف نظرهای اینگونه را به شکافی عمیق میان بزرگان تعبیر و از آن تصویر یک دعوای تمام عیار ارائه کنند. این فضا در مدرسه حقانی هم وجود داشت. طلاب مدرسه گاهی با عنوان حمایت و یا انتقاد از شریعتی و گاهی با عنوان حمایت از شهید بهشتی یا آیت‌الله مصباح به بحث می‌پرداختند.

این فضای مدرسه حقانی بود که آیت‌الله بهشتی را به واکنش واداشت تا ضمن تأکید بر همان بحث علمی، برخورد برخی طلاب مدرسه را به نقد بکشد. شهید بهشتی ضمن طرح این سوال که "چرا باید مسئله ای كه لااقل میان من و جناب آقای مصباح به صورت دو برداشت قابل طرح است، به این شكل درآید؟" از کسانی که در دو سویه میدان حاضر نبودند، حقیقت را بپذیرند و نیز کسانی که می کوشیدند تا از کاه، کوه بسازند، انتقاد کرد و آنان را یک مشت لجوج، پرخاشگر بی جا، متعصب و ولنگار توصیف کرد.

شهید بهشتی برای آنکه برخی مغرضانه یا ناخواسته در فهم سخنان او دچار اشتباه نشوند، تأکید کرد: «بحث من در اینجا، بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است.» او همچنین از بحث های دوستانه خود با آیت‌الله مصباح سخن گفت: «چون ما با ایشان دوستی هستیم که با هم صریح حرف می زنیم. همین حالا هم همین طور است. همین حالا هستم. دارم حرف می زنم، حرفی است که دوست با دوست می زند

دوستی شهید آیت‌الله بهشتی و آیت‌الله مصباح و همکاری های این دو سابقه ای دیرینه دارد. متن نامه های شهید بهشتی به آیت‌الله مصباح از هامبورگ و نیز تأکیدات مکرر او طی آن سال ها از این رابطه حکایت دارد. شهید بهشتی گاهی در نامه‌ها از آیت‌الله مصباح یزدی با عنوان "دانشمند" یاد می کند و گاهی او را "دوست عزیز" لقب می دهد. در یکی از نامه ها آمده است: «دوست عزیز! سلام بر شما و بر دوستان و رفقای یک‌دل... خیلی زودتر از این می خواستم برای شما نامه بنویسم، ولی در پی ساعت دِنجی بودم که بتوانم با آقای مصباح که "مصباحِ دوستان" است، با فکری فارغ گفتگو کنم و از اینگونه ساعت ها در این مدت کم بهره برده ام

علامه مصباح خود در این باره می گوید :

بنده بیش از چهل سال با مرحوم شهید آیت الله بهشتی ارتباط دوستانه خیلی بالاتر از حد دوستی متعارف داشتم و زمانیکه ایشان به هامبورگ رفتند باز مکاتبات و مراسلات ما ادامه داشت. دستخط های شهید بهشتی از هامبورگ الان محفوظ است این روابط گرم تا شهادت ایشان باقی ماند. همان سال های اول انقلاب هم در روزنامه ها آمد که مرحوم دکتر بهشتی می فرماید: من فلانی را دوست دارم و از اینطور آدم ها خوشم می آید.

آیت الله مصباح همچنین درباره اختلاف علمی با شهیدبهشتی درباره دکتر شریعتی می گوید:

... در طول این مدت، کمتر مسئله ای بود که ما اختلاف نظر داشته باشیم. شاید مثلا بر سر یک مسئله فلسفی یک وقت عرض کردم اختلاف نظری داشتیم که به حل نهایی نرسید و عیبی هم ندارد چون طبع مسائل فلسفی و نظری همین است. منتهی آقایانی که امروز پاسخی برای عرایض ما ندارند و مرحوم بهشتی را هم معلوم نیست خیلی قبول داشته باشند روی یک مسئله ای مانور می دهند مربوط به اختلاف برداشت بنده و ایشان از یک نوشته ای که به نظر من می رسید که لازمه آن نوشته انکار خاتمیت است و چند نفر از شاگران مشترک من و شهید بهشتی خدمت ایشان رفته و نظر خواسته بودند. ایشان فرموده بود که من یقین ندارم که نیت آن نویسنده چنین مطلبی باشد. آیا مرادتان از اختلاف نظر بنده و ایشان همین است؟ کسانی که ایشان و بنده را از نزدیک می شناسند می دانند یکی از صمیمانه ترین دوستی ها را ما دو نفر داشتیم.

بعد از شهادت شهید بهشتی هم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در گفت‌وگویی با روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص رابطه شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح بیان کردند: «ایشان (شهید بهشتی) خیلی از آقای مصباح خوشش می آمد و تصریح می کرد که من از این آقای مصباح و امثال او خوشم می آید. از آدم های آرام و ملایم و تودار خوشش می آمد

در واقع اين سایت خبری در اقدامی غیر حرفه ای کوشیده است تا با تحریف معنایی سخنان شهید بهشتی، شخصیتی متعصب، لجوج و پرخاشگر معرفی کند، از نگاه این بزرگوار دوستی نزدیک و شخصیتی آرام ، ملایم و تودار بوده است. سوالی که وجود دارد این است که آیا فضاسازی هایی از این دست مصداق واقعی همان انتقادات شهید بهشتی نیست؟

شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح یزدی در دبیرستان دین و دانش، هیئت های مؤتلفه، کارگروه تحقیقی درباره حکومت اسلامی و نیز در مدرسه حقانی همکاری نزدیکی با هم داشتند. در خصوص شریعتی البته بعضا اختلاف برداشت های میان شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید صدر از یک سو و علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح یزدی از سوی دیگر وجود داشت. به طور کاملا طبیعی برخی انتقادات شهید مطهری و آیت‌الله مصباح از شریعتی را شهید بهشتی قبول نداشت و بعضاً درصدد پاسخ به آنها برمی آمد و بحثی علمی در می گرفت.

شهید بهشتی در عین حال به کسانی که در مقابل انتقادات منطقی آیت‌الله مصباح موضع می گرفتند هم واکنش نشان می داد و می گفت: «مگر همین شما دوستان نبودید که من در اولین یا دومین دیدار به شما انتقاد کردم و گفتم چرا در برابر انتقاد منطقی جناب آقای مصباح از کارهای دکتر شریعتی، حساسیت بی‌جا نشان می دهید؟ مگر یادتان رفته؟»

شهید بهشتی البته چون برخی دیگران، منتقد شریعتی بود. او تأکید می کرد: «من مکرر گفته ام دکتر شریعتی بیش از آنکه یک اندیشمند باشد، شاعر است؛ روی قریحه حرف می زند، روی سینه حرف می زند، و این بزرگ‌ترین انحراف و خطای اوست.» آیت‌الله بهشتی با اشاره به سخنان شریعتی تصریح می کرد: «در این بازشناسی خامی های فراوانی دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحه‌ای و ذوقی اش بسیار کمتر است. من می دانم که او در این برداشت های سلیقه ای و ذوقی که می تواند با خطاها و اشتباهات و انحرافات همراه باشد، ضررها هم زده و یا می زند

شهید بهشتی البته معتقد بود شریعتی سودهایی هم برای انقلاب و اسلام داشته است و نباید او را کاملاً نفی کرد. علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح یزدی اما معتقد بودند آسیبی که شریعتی در آن برهه به اسلام می زند، قابل جبران نیست. عباراتی که شهید مطهری برای شریعتی در آن برهه تاریخی به کار می برد، گاه به تندی می گراید، در حالی که آیت‌الله مصباح حاضر به مناظره با شریعتی می شود، علامه طباطبایی حتی شریعتی را به حضور هم نمی پذیرد.

این همه در حالی بود که امام هم موضعی منفی نسبت به شریعتی داشت. وقتی سید حمید روحانی از امام درخصوص علت عدم استفاده از واژه "مرحوم" برای دکتر شریعتی در یکی از نامه هایشان سوال کرد و خطاب به امام گفت: "خوب بود اقلا یک کلمه مرحومی شما می نوشتید، اینکه تأییدی نمی شود"، امام فرمودند: «اگر او را مُسلِم می دانستم، می نوشتم

علی مطهری هم با ذکر خاطره ای این موضع امام در مورد شریعتی را تأیید می کند. او می گوید: «پدرم در منزل درباره مسائل اجتماعی و سیاسی و گروه ها و افراد مخالف خود صحبت نمی کردند، مگر اینکه سوال می کردیم. در این صورت هم به‌طور مختصر جواب می دادند. مثلا در باب مسئله دکتر شریعتی یک روز از ایشان در منزل سوال کردم نظر امام درباره دکتر شریعتی چیست؟ فرمودند نظر امام از نظر من تندتر است

در واقع علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح در آن دوره زمانی، قضاوتی مشترک درخصوص شریعتی داشتند. قضاوتی که با نگاه امام هم نزدیکی زیادی داشت. البته اختلاف نظرهایی هم بین برخی انقلابیون درخصوص نحوه مواجهه با شریعتی وجود داشت که شهید بهشتی همان زمان نسبت به سوء استفاده از این اختلاف نظرها هشدار می‌داد.

با این حال، وقتی عرصه رسانه به جای انعکاس حقایق به سیاسی کاری آلوده می شود و به بهانه تخریب آیت‌الله مصباح، سخنان شهید آیت‌الله بهشتی تحریف می شود و دستاوردهای علمی و عملی و شاگردان استاد انکار می شود، آن گاه دیگر انتظار صداقت از آن رسانه بیهوده است.

شاید مرور دوباره سخنان رهبر انقلاب در مورد آیت‌الله مصباح یزدی برای آنکه دریابیم در کدام جبهه قرار گرفته ایم، خالی از لطف نباشد: «این هجوم تبلیغاتی را که به شخصیت های برجسته، به انسان های والا و با اخلاق برجسته می کنند، اینها همه اش نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتا این شخصیت عزیز جزو شخصیت هایی است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند... حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است. دشمن آنجا را خوب می شناسد و به مقابله اش می آید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جوری برخورد کردند.»

رهبر معظم انقلاب در جریان سفر سال 89 به شهر قم نیز جملات قابل تاملی درباره موسسه پژوهشی امام خمینی که تحت نظر علامه مصباح و با شیوه تربیتی وی اداره می شود بیان کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با ابراز خرسندی فراوان از تلاشهای عمیق مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی افزودند: این مؤسسه خوب، جامع و كامل می تواند از لحاظ تلاش پیگیر، خستگی ناپذیر، خالصانه و عالمانه الگویی برای حوزه باشد.

ایشان با تجلیل از فضل و اخلاص و تقوای آیت الله مصباح یزدی وجود این كمالات را در مدیریت یك موسسه موجب افزایش بركات الهی خواندند و افزودند: خدمات و تلاشهای این مؤسسه، به شكل صحیح اطلاع رسانی شود.

هر چند پاسخ های جدلی و تاریخی به اینگونه حملات رسانه ای و سیاسی، قطعا در شرایط کنونی لازم به نظر می رسد، اما مهمتر از این پاسخ ها، توجه به این نکته مهم، یعنی اشتراک نظر جریانات به ظاهر متضادی همچون هاشمی رفسنجانی، انحرافی و جریان حامی شهردار تهران، با توسل به شیوه ای مشترک برای تقابل با علامه مصباح یزدی است، نکته ای که اهمیت و میزان تاثیر و جایگاه این جریان فکری، اعتقادی و سیاسی و گلوگاه مهمی که این جریان بر آن ایستاده است را بیش از پیش تبیین کرده و ناخواسته از این حقیقت پرده بر می دارد که این جریان سیاسی - اعتقادی، یکی از مهمترین و موثرترین جریانات سیاسی در آینده کشور خواهد بود.

مطالب مرتبط: 

بخش اول:شهید مطهری در اوج انقلاب چگونه از شريعتي انتقاد کرد/ اسلام‌شناسان بزرگ در آثار دکتر چه می‌دیدند؟

بخش دوم: هماهنگی عمقی و اصولی نظرات شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح درباره اشتباهات فکری دکتر شریعتی

بخش سوم: علامه مصباح چطور توانست هم عقاید انحرافی را نقد کند و هم دقیقا در راستای مشی امام برای حفظ وحدت حرکت کند؟

بخش چهارم:  دلیلی واضح در اثبات تبعیت محض علامه از امام خمینی(ره) در قضیه دکتر شریعتی/ خاطراتی ناب از علاقه دوطرفه شهید بهشتی وآیت الله مصباح