هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 11 شهريور 1398
ساعت 18:55
به روز شده در :
شنبه 7 ارديبهشت 1392 ساعت 10:15 2013-4-27 10:15:23
شناسه خبر : 138759
البته قطعا پروژه بیت کوین نقاط ضعف فراوان دیگری نیز چه از لحاظ فنی و چه غیر فنی دارد که با ایجاد اتحادی عمومی و فراگیر می توان روی پیدا کردن و استفاده از آن ها در راه مبارزه و نابودی بیت کوین بهره جست. در نهایت ذکر این نکته لازم است که پیش بینی سرنوشت بیت کوین بسیار دشوار است. برای این که به این دشواری پی ببرید می توانید از خود بپرسید که آیا شما بیت کوین می خرید!؟ این سوالی است که جمعیت جهان از خود خواهند پرسید.

مهدی مجاهد - گروه اقتصادی: کسانی که اندک آشنایی با تاریخچه پول دارند می دانند که در گذشته ای نه چندان دور بسیاری از مردم از طلا و نقره ای که حکومت آن ها را ضرب می کرد به عنوان پول استفاده می کردند. اما پس از ایجاد ساختاری به نام بانک توسط یهودیان، تبادل رسیدهایی که مردم به ازای سکه های خود از بانک ها دریافت می کردند، به تدریج به جای خود سکه ها رواج یافت. به تدریج دولت ها نیز تصمیم گرفتند، به جای ضرب سکه های طلا و نقره، در بانک ها شمش های طلا نگهداری کنند و هم ارزش آن پول کاغذی چاپ کرده و در بین مردم توزیع کنند. ایجاد پول بدون پشتوانه در خلال جنگ جهانی اول توسط بسیاری از اقتصادهای درگیر به منظور تامین مالی هزینه های جنگ، باعث شد تورم لجام گسیخته ای در اقتصاد دنیا پس از جنگ به وجود آید. بسیاری از کشورها پس از جنگ جهانی اول به این موضوع که آیا پولی که از کشور دیگر به ازای صادرات کالا تحویل می گیرند، پشتوانه کافی دارد، به دیده تردید می نگریستند.

این موضوع باعث به وجود  تردید در کارآمد بودن سیستم پشتوانه طلا و از طرف دیگر افت شدید تجارت و به وجود آمدن بزرگترین بحران اقتصاد جهانی معروف به بحران بزرگ در سال ۱۹۳۳ شد. پس از جنگ جهانی دوم آمریکا موفق شد صفحه بازی استفاده از پشتوانه طلا را به هم بریزد، و جامعه جهانی را متقاعد کند که به صورت دیگری بازی کنند. کشورهای پیروز در جنگ که یکی از علل اصلی وقوع رکود بزرگ پس از جنگ جهانی اول را ناکارآمدی سیستم پشتوانه طلا می پنداشتند، پس از جنگ جهانی دوم در کنفرانسی که با طراحی آمریکا در برترون وودز تشکیل شد، پذیرفتند که به جای استفاده از سیستم پشتوانه طلا به صورت مجزا، از یک سیستم جدید متمرکز پشتوانه طلا استفاده کنند . بدین صورت که دلار را به عنوان پشتوانه پول خود بپذیرند، و آمریکا به ازای دلارها در خزانه خود طلا نگه داری کرده و هر گاه کشوری خواست بتواند به میزانی که می خواهد دلارهای خود را تحویل داده و به ازای هر ۳۵ دلار ۱ اونس طلا تحویل بگیرد. این امر باعث تسهیل تجارت و رونق اقتصادی بعد از جنگ شد. اما آمریکا از اعتماد جامعه بین المللی سوء استفاده کرد و پس از مدتی اقدام به چاپ دلار بدون پشتوانه نمود.

این امر به آمریکا اجازه می داد که به ازای تحویل کاغذی به نام دلار به کشورهای دنیا، منابع و دسترنج مردم دنیا را به رایگان به دست آورد. پس از جنگ ویتنام به تدریج کشورهای دنیا اعتماد خود به پشتوانه دار بودن دلار آمریکا را از دست دادند و از آمریکا خواستند که دلارهای آن ها را تحویل گرفته و بنا به قرارداد به آن ها طلا تحویل دهد. اما زمانی که این تقاضاها به اوج رسید، دولت آمریکا در اقدامی غیر قابل باور، اعلام کرد که دیگر حاضر نیست دلارهای کشورها را به طلا تبدیل کند! 

ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۱ در زمانی که دولت آمریکا می بایست به علت سوء استفاده از اعتماد بین المللی در واگذاری نقش ذخیره سازی طلای به عنوان پشتوانه پول به آمریکا، از طرف جامعه جهانی مجازات می شد، در نطقی تلویزیونی به مردم آمریکا چنین گفت:
 
بگذارید من لولوی بی ارزش شدن دلار را یک بار برای همیشه دفن کنم، شما اگر بخواهید ماشین خارجی بخرید، یا به خارج سفر کنید، شرایط اقتصادی به گونه ای پیش خواهد رفت که دلار بی ارزش تر شود، اما اگر شما هم مانند اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها بخواهید کالای ساخت آمریکا را خرید کنید، دلار فردا هم همان ارزشی را که امروز دارد، خواهد داشت. 
 
بدین صورت آمریکا بار دیگر صفحه بازی با پول را به هم ریخت و به جامعه جهانی پیشنهاد داد که بازی جدیدی را آغاز کنند که در آن پشتوانه ارزش پول میزان تقاضا برای آن است. هر چند بر هم زدن بازی برای آمریکا گران تمام شد و تقاضای کشورهای دنیا برای خرید از بازارهای آمریکا به وسیله دلارهایی که اکنون کاربرد دیگری نداشتند، افزایش یافت، و در نتیجه یک دهه تورم بر اقتصاد آمریکا تحمیل شد، اما بالاخره آمریکا توانست با ابزارهایی مانند توافق با عربستان سعودی به منظور فروش نفت به دلار و چند برابر کردن قیمت نفت، دوباره تقاضای جهانی برای دلار را افزایش داده و جلوی سرازیر شدن سیل دلارهای بدون پشتوانه به بازارهای آمریکا را سد کند. بدین ترتیب آمریکا توانست استعمار پولی خود به معنای غارت ثروت کشورها با تحویل کاغذی به نام دلار به آن ها را با این توجیه که برای دلار تقاضا وجود دارد، ادامه دهد.
 
امروز پس از نزدیک به چهل سال احتمال روز افزون سقوط دلار بر اثر روی گردانی اقتصادهای دنیا از دلارهای بدون پشتوانه آمریکایی، بار دیگر به چالشی مهم برای اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. سیاست چین در چند ساله اخیر نشان می دهد این کشور به سرعت در حال حذف دلار از تبادلات تجاری خود از طریق بستن قرار دادهای بانکی دو طرفه و جایگزینی روش های مبادلات پایاپای بانکی به جای استفاده از دلار در تبادلات تجاری خود است . اقتصادهای نوظهور یعنی چین، روسیه، هند، برزیل و آفریقای جنوبی در حال برنامه ریزی برای ایجاد بانکی مشترک هستند تا بتوانند وابستگی اقتصادی خود به دلار را کاهش دهند .
 
تصمیم این کشورها مبنی بر کنترل میزان ذخایر دلاری خود باعث شده است، رشد اقتصاد آمریکا به شدت دچار مشکل شود. آمریکا در گذشته می توانست به سادگی با در پیش گرفتن سیاست های انبساطی رشد اقتصادی خود را تضمین کند و از طرفی دیگر به علت جذب دلارهای بدون پشتوانه اش توسط دیگر اقتصادهای دنیا، هیچ گاه لازم نبود نگران تورم ناشی از این سیاست ها باشد. اما اقتصاد آمریکا که بعد از بحران ۲۰۰۸ با در پیش گرفتن سیاست های انبساطی در سال ۲۰۱۲ تنها توانست رشدی ۲.۲ درصدی را تجربه کند، از ابتدای سال ۲۰۱۳ مجبور شد که سیاست های انقباضی را در دستور کار قرار دهد که قطعا باعث کاهش رشد اقتصادی آمریکا خواهد شد. در پیش گرفتن سیاست های ریاضتی مثل کاهش بودجه بسیاری از نهادهای دولتی و افزایش ۲ درصدی مالیات ۷۷ درصد خانوارهای آمریکایی ، نشان می دهد که دولت آمریکا خود نیز به این نتیجه رسیده است که اقتصادهای دنیا مصمم به کنترل ذخایر دلاری خود هستند و در پیش گرفتن سیاست های انبساطی و افزایش سقف بدهی ها باعث افزایش تورم در اقتصاد آمریکا خواهد شد. قطعا هیچ چیز برای اقتصاد آمریکا خطرناک تر از افزایش تورم نیست.
 
افزایش تورم در اقتصاد آمریکا باعث خواهد شد که سرمایه داران جهانی که ثروت های خود را به دلار نگه داری و در اقتصاد آمریکا سرمایه گذاری کرده اند، برای حفظ ارزش سرمایه های خود، تصمیم به تبدیل سرمایه های خود به ارزهای دیگر بگیرند و این مساله باعث کاهش بیشتر ارزش دلار خواهد شد. تشدید این روال به علت حجم بسیار بالای دلارهای بدون پشتوانه ای که در صورت کاهش امید به بهبود شرایط اقتصادی آمریکا سرازیر بازارهای آمریکا خواهند شد، در نهایت باعث سقوط دلار خواهد شد.
 
البته در پیش گرفتن سیاست های ریاضتی و افزایش مالیات و کاهش هزینه های دولتی نیز نمی تواند راه حلی برای حل بحران اقتصاد آمریکا باشد. از طرفی در پیش گرفتن سیاست های انقباضی مانند افزایش مالیات ها و کاهش هزینه ها باعث افزایش نارضایتی جامعه آمریکا و ایجاد دوباره بحران هایی مانند جنبش وال استریت و یا وضعیتی شبیه وضعیت کشورهای بحران زده اروپایی خواهد شد. از طرف دیگر به عقیده بسیاری از کارشناسان در پیش گرفتن سیاست های انقباضی باعث کاهش رشد اقتصادی خواهد شد و حتی ممکن است اقتصاد آمریکا را بار دیگر مانند سال ۲۰۰۸ دچار رکود یعنی کاهش تولید ناخالص داخلی کند. حاکم شدن رکورد بر اقتصاد آمریکا  باعث کاهش سودآوری و حتی زیان دهی سرمایه گذاری در اقتصاد آمریکا خواهد شد و این مساله باعث کاهش تمایل سرمایه داران بین المللی به سرمایه گذاری در این کشور می شود. فرار سرمایه ها از اقتصاد آمریکا به معنای تبدیل دلارهای سرمایه داران جهانی به ارزهای دیگر و یا طلا و سرازیر شدن دلارهای بدون پشتوانه آمریکایی به جایگاه اصلی خود یعنی بازارهای آمریکا و در نهایت سقوط دلار خواهد بود.
 
البته در این شرایط، وجود بحران در دیگر اقتصادهای دنیا به فرصتی برای دلار تبدیل شده است. شرایط دشوار حوزه یورو باعث می شود که سرمایه گذاران از ترس فروپاشی اتحادیه اروپا و سقوط یورو تمایلی به تبدیل دلارهای خود به یورو نداشته باشند. از طرف دیگر اقتصادهای نوظهوری مانند چین نه ظرفیت پذیریش حجم عظیم سرمایه های بازارهای مالی آمریکا را دارند و نه وابستگی شدید رشد آن ها به صادرات اجازه در امان ماندن آن ها از بحران های مالی اقتصادهای توسعه یافته آمریکا و اروپا را می دهد. بحران سال ۲۰۰۸ نشان داد که هر گونه رکود در اقتصاد آمریکا و اروپا باعث کاهش  شدید صادرات و رشد اقتصادی چین خواهد شد. در نتیجه اقتصاد چین نیز از دید بسیاری از سرمایه گذاران محل امنی برای سرمایه گذاری نیست.
 
البته سناریوی خروج سرمایه ها از بازارهای مالی آمریکا به علت ضرر ده بودن این بازارها، تنها سناریوی سرازیر شدن دلارهای بدون پشتوانه آمریکایی به بازار آمریکا و سقوط دلار نیست. قطعا از بین رفتن تسلط دولت آمریکا بر روی منطقه خاورمیانه به عنوان مهمترین محل ورود دلارهای نفتی به بازارهای جهانی نیز، چالش دیگری برای امپراطوری دلار محسوب شده و می تواند سناریویی دیگر برای سقوط دلار به شمار رود. آمریکا دو بار برای حفظ امپراطوری دلار در منطقه خاورمیانه دست به عملیات نظامی زده است. بار اول در جریان جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱، زمانی که صدام با حمله به کویت گامی مهم در جهت ایجاد امپراطوری رویایی عربی خود با تسلط بر مناطق نفت خیز خاورمیانه برداشت، آمریکا با دخالت مستقیم نظامی از ایجاد قدرتی غیر قابل کنترل در منطقه جلوگیری کرد. بار دوم هنگامی که صدام قصد خود مبنی بر فروش نفت عراق به یورو را اعلام و علنا به جنگ امپراطوری دلار رفت، آمریکا در سال ۲۰۰۳ با اشغال عراق و ساقط کردن رژیم بعث از قدرت نظامی خود برای حفظ امپراطوری دلار بهره برد. اما هم اکنون با رسیدن امواج بیداری اسلامی به کشورهای حاشیه خلیج فارس، شرایط سیاسی این کشورها در آستانه تحولات مهمی قرار گرفته است.
 
اما دولت آمریکا به علت مشکلات شدید اقتصادی و بودجه ای توان دخالت مستقیم در بسیاری از تحولات را از دست داده است. سیاستی که آمریکا در جنگ لیبی در پیش گرفت و پیش انداختن ناتو در این جنگ و همچنین سیاست این کشور در برابر دولت سوریه نشان از آن دارد که دولت مردان کاخ سفید بر خلاف گذشته به علت مشکلات شدید اقتصادی هیچ تمایلی به درگیری های نظامی نداشته و می دانند که هزینه های جنگ می تواند بحران اقتصادی آن ها را دو چندان کند.
 
در چنین شرایطی قطعا اگر کنترل مناطق شیعه نشین شرق عربستان که اصلی ترین میدان های نفتی دنیا را در خود جای داده است، از دست دولت سعودی که با حمایت آمریکا به عنوان اصلی ترین حامی حفظ امپراطوری دلار در منطقه شناخته می شود، خارج شود، فروش نفت عربستان به دلار و حفظ این امپراطوری با چالش هایی جدی مواجه خواهد شد. فروش نفت به ارزی غیر از دلار باعث می شود، حجم بسیار بالای دلارهای ذخیره شده در کشورهای دنیا که مهمترین کاربرد آن واردات نفت است، بلااستفاده باقی مانده و کشورهای دنیا تصمیم بگیرند این ذخایر را به ارزهای دیگر و یا فلزات گرانبها تبدیل کنند. این مساله نیز به نوبه خود می تواند باعث سرازیر شدن دلارهای بدون پشتوانه آمریکا به بازارهای این کشور و همانند سناریوی اول باعث سقوط دلار شود.
 
در واقع فروش نفت به دلار همواره این فرصت را برای آمریکا فراهم می ساخته که هنگام کاهش اعتماد جهانی به دلار و افزایش بازگشت دلارهای بدون پشتوانه به بازار آمریکا، با در پیش گرفتن روش هایی برای افزایش قیمت جهانی نفت، تمایل کشورهای دنیا به ذخیره دلار را افزایش دهد. آمریکا که یک بار در دهه ۱۹۷۰ با توافق با آل سعود و استفاده از این روش توانست با افزایش پنج برابری قیمت نفت از جاری شدن سیل دلارهای بدون پشتوانه به آمریکا جلوگیری کند، در سال های اخیر نیز تمایل دارد از افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی به عنوان آرام بخشی کوتاه مدت برای کنترل سیلی به مراتب عظیم تر از دلارهای بدون پشتوانه استفاده کند.
 
اما آمریکا خود نیز دریافته است که با توجه به کاهش تسلط سیاسی این کشور بر منطقه خاورمیانه، دیگر نمی تواند روی فروش نفت به دلار حساب زیادی باز کند. اهمیت فروش نفت به دلار باعث شده است که دولت آمریکا حساسیت بسیار زیادی روی مدیریت نحوه انتقال قدرت در عربستان داشته باشد، تا شاید بتواند تسلط خود بر این منطقه را پس از سقوط دولت سعودی تداوم بخشد. از طرف دیگر دولت سعودی با اطلاع از نقطه ضعف آمریکا و گروکشی از این کشور، جلوی حمایت دولت آمریکا از مخالفین سعودی را گرفته و باعث شده است که سیاست های دولت آمریکا در حمایت از حرکت های انقلابی به وجود آمده در منطقه دچار دوگانگی شود.
 
در چنین شرایطی قطعا افزایش آگاهی اعراب منطقه نسبت به نحوه خوش خدمتی آل سعود به آمریکا در به غارت بردن نفت این کشورها و منابع و دسترنج دیگر مردم دنیا، و احتمال بی ارزش شدن ذخایر عظیم ارزی این کشورها در صورت سقوط دلار، می تواند باعث افزایش نفرت جنبش های منطقه از آمریکا و ایجاد خواسته عمومی در این کشورها برای مبارزه با آمریکا به وسیله حربه تغییر ارز فروش نفت شود. البته خطر افزایش آگاهی عمومی ملت ها برای امپراطوری دلار محدود به مردم خاورمیانه نمی شود. چین به عنوان پر جمعیت ترین کشور دنیا در حالی که ۱۵ درصد از جمعیت ۱۳۴۷ میلیونی اش در فقر مطلق به سر می برند و درآمدی کمتر از ۱ دلار در روز دارند ،‌ معادل ۳۲۸۵ میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد  که بنا به برآورد دو سوم آن به دلار است. هر چند سیاست مداران چین از ترس بی ارزش شدن این ذخایر خود، سعی دارند سیاست های محتاطانه ای در برابر بحران دلارهای بدون پشتوانه آمریکا در پیش گیرند، اما افزایش آگاهی عموم مردم این کشور به احتمال نابود شدن ثروت های آن ها در اثر سقوط دلار می تواند دولت چین را با شرایط بسیار دشواری در مدیریت این بحران روبرو سازد.
 
شرایط اقتصاد آمریکا در حال حاضر مانند سد ترک خورده ای است که هر چند هم اکنون تنها باریکه ای آب از شکاف آن در حال عبور است، اما روز به روز بر شکافش افزوده و دیر یا زود شکسته خواهد شد. اما آیا استعمار به وسیله شعبده بازی با مفهوم پول پس از دلار از بین خواهد رفت؟ آیا دیگر کسی نخواهد نتوانست به وسیله شعبده بازی با پول دست رنج و منابع مردم دنیا را غارت کند؟ متاسفانه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد نظام سرمایه داری در حال طراحی برای بر هم زدن دوباره صفحه بازی و در انداختن طرحی جدید برای استعماری نوین به وسیله پول الکترونیک است. اخیراً  خبری به صورت گسترده توسط خبرگزاری های اقتصادی جهان مخابره شد، که حتی در بزرگترین سایت های خبری ایران نیز انعکاس یافت و دقت در آن نشان می دهد که استعمار همیشه شعبده هایی جدید برای ادامه حیات خود در چنته دارد. تیتر این خبر در جای خود قابل توجه است:«  بیت کوین جایگزین دلار شد!» اما بیت کوین چیست؟
 
بیت کوین پول الکترونیکی است که در سال ۲۰۰۹ توسط فردی ژاپنی به نام ساتوشی ناکاماتو اختراع شد. بیت کوین به جای این که در انتشار خود مانند دیگر پول های دنیا وابسته به اعتبار بانک مرکزی یک کشور باشد، به الگوریتم های رمزنگاری رایانه ای وابسته است. به عنوان مثال اسکناس ۱۰۰ دلاری به اندازه محدودی توسط بانک مرکزی آمریکا چاپ و توسط دولت این کشور حمایت می شود. بانک مرکزی آمریکا موظف است با استفاده از تکنولوژی چاپ دلار تقلبی را بسیار دشوار نموده و دولت آمریکا موظف است که با معدود  کسانی که اقدام به این کار می کنند، برخورد قضایی کند. این مساله باعث می شود که اعتبار دلار آمریکا به حکومت آمریکا وابسته باشد. اما بیت کوین به هیچ نهاد متمرکزی وابسته نیست. هر بیت کوین در واقع جوابی برای حل یک مساله پیچیده ریاضی است که تعداد زیادی کامپیوتر با هم برای پیدا کردن جواب آن رقابت می کنند. اولین کسی که بتواند جواب مساله را پیدا کند، صاحب آن بیت کوین خواهد بود.
 
این مساله پیچیده ریاضی با تکیه بر مفهوم Hash ایجاد می شود. Hash ها توابعی یک طرفه هستند که ورودی خود را با انجام چند عملیات متوالی به یک خروجی تبدیل می کند که با نگاه به آن خروجی نمی توان متوجه شد که ورودی اولیه چه چیزی بوده، اما با داشتن ورودی و تابع به سادگی می توان به خروجی رسید. به عنوان مثالی ساده فرض کنید تابعی که یک عدد را دریافت و رقم های غیر صفر آن را در هم ضرب کرده و باقیمانده مجموع رقم های حاصل ضرب را بر۱۰ به عنوان خروجی برگرداند. واضح است که خروجی این تابع برای عدد ۹۸۷۶۵۴۳۲۱۰ عدد ۷ می شود. نکته مهم در این توابع این است برگشت ناپذیرند یعنی کسی نمی تواند با داشتن عدد ۷ و تابع اقدام به محاسبه عددی کند که در صورت قرار گرفتن به عنوان ورودی تابع خروجی را برابر ۷ کند و تنها راه پیدا کردن عددی که خروجی تابع را برابر ۷ کند آزمودن تعداد زیادی ورودی است. البته ممکن است تابعی که به عنوان مثال مطرح شد یک Hash نبوده و این خاصیت را نداشته باشد. اما علم ریاضی توابعی را ارائه می دهد که اثبات می شود که کاملا غیر قابل برگشت هستند.
 
هر بیت کوین به جای این که توسط بانک مرکزی یک کشور ایجاد شود، توسط عده ای miner یا معدن چی ایجاد می شود که در یک شبکه غیر متمرکز بر سر یافتن جواب یک مساله یا در واقع یک Hash پیچیده با هم رقابت می کنند. یکی از ورودی های این مساله وابسته به حل مساله قبلی است. اولین کسی که بتواند هر مساله را حل کند، مالک آن مساله و حل آن، به عنوان یک بیت کوین می شود.   حل هر مساله و اعلام عمومی آن، به معنای اعلام عمومی مساله بعد است و کامپیوترهایی که حل مساله را دریافت کرده اند می توانند شروع به حل مساله بعدی و تصاحب بیت کوین جدید کنند.
 
ممکن است در نگاه اول این گونه به نظر برسد که در این روش هر چه کامپیوترهای بیشتری مشغول mining یا حل مسائل شوند، مسائل سریع تر حل شده و در نتیجه بیت کوین های بیشتری ایجاد می شوند و این افزایش باعث افزایش پایه پولی بیت کوین و از بین رفتن ارزش آن می شود. اما شبکه بیت کوین به گونه ای طراحی شده است که  اگر تعداد کامپیوترهایی که برای حل این مسائل استفاده می شوند افزایش یابد، مساله با استفاده از فرمول های ریاضی کمی پیچیده تر می شود. به عنوان مثالی ساده فرض کنید که تابع بالا را به این صورت تغییر دهیم که به جای محاسبه باقیمانده بر ۱۰ در مرحله آخر، باقیمانده را بر ۲۰ محاسبه کند. حال اگر برای پیدا کردن عددی که در حالت اول خروجی تابع را ۷ کند، شما باید تقریبا ۱۰ عدد را آزمایش می کردید، حال باید ۲۰ عدد را مورد آزمایش قرار دهید.
 
بیت کوین به گونه ای طراحی شده است که مشکل چاپ بدون پشتوانه پول توسط دولت ها را حل کند. پیچیدگی مسائل به صورتی تغییر می کند  که میزان بیت کوین ها به طور مستمر به گونه ای کاهش یابد که هر چهار سال یک بار میزان بیت کوین های جدید نصف شود. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۳ هر ۱۰ دقیقه ۲۵ مساله جدید در شبکه مطرح می شود که حل هر یک معادل یک بیت کوین است. شبکه بیت کوین به گونه ای است که بدون دخالت هیچ نهاد متمرکزی، تعداد این مسائل به صورت خودکار در سال ۲۰۱۷ به ۱۲.۵ مساله در هر ۱۰ دقیقه کاهش می یابد. بدین معنا که اگر امسال هر ۱۰ دقیقه ۲۵ بیت کوین جدید ایجاد می شود، در چهار سال آینده در هر ۱۰ دقیقه ۱۲.۵ بیت کوین ایجاد می شود. بدین صورت تعداد بیت کوین ها تا سال ۲۱۴۰ در مرز ۲۱ میلیون ثابت خواهد شد.
 
پایه پولی بیت کوین از زمان پیدایش تا ۲۰۳۳  
 
 
البته از نظر فنی هر گاه حل یک مساله پایان یابد، حل مساله جدید در شبکه آغاز می شود. اما به عنوان مثال هم اکنون که قرار است در هر ۱۰ دقیقه ۲۵ مساله به وجود یابد، کامپیوترهایی که در mining یا همان حل مسائل اشتراک دارند به گونه ای افزایش یابند، که در هر ۱۰ دقیقه بیشتر از ۲۵ مساله حل شود، شبکه به صورت خودکار پیچیدگی مساله را به گونه ای افزایش می دهد که به عنوان مثال در سال ۲۰۱۳ سرعت حل مسائل به ۲۵ مساله در ۱۰ دقیقه برسد. از طرف دیگر اگر تعداد کامپیوترها کاهش یابند، و تعداد مساله ای که حل می شود از این تعداد کمتر شود، پیچیدگی مساله به گونه ای کاهش می یابد که تعداد مساله های حل شده در ۱۰ دقیقه به ۲۵ مساله افزایش یابد. افزایش پیچیدگی مساله همانطور که در بالا توضیح داده شد به هیچ نهاد متمرکزی وابسته نیست و بخشی از قانون بیت کوین است. مسائل جدید در شبکه مطرح نمی شوند، بلکه صورت مساله ثابت و وابسته به حل مساله قبلی است.
 
هر گاه که یک مساله حل شد و پاسخ آن به صورت عمومی در شبکه منتشر شد، ورودی های جدید مساله که یکی از آن ها بخشی از پاسخ قبلی است کامل می شود و کامپیوترها می توانند در پیدا کردن جواب جدید مساله رقابت خود را شروع کنند. مدت زمان قبلی حل مساله و تاریخ کنونی دو ورودی دیگر این مساله ثابت هستند. پیچیده این مساله ثابت وابسته به این دو ورودی و به گونه ای است که زمان حل مساله را با سرعت رشد برنامه ریزی شده برای پایه پولی بیت کوین تنظیم کند. بدین صورت تنظیم رشد پایه پولی بیت کوین بر اساس نمودار بالا بر خلاف دیگر پول های رایج به هیچ نهاد متمرکزی وابسته نمی شود که بتواند اقدام به ایجاد بدون پشتوانه این نوع پول جدید کند.
 
اطلاعات مربوط به بیت کوین ها به جای این که به صورت متمرکز مانند سپرده های امروزی در سرورهای مرکزی نگهداری شوند، به صورت شبکه ای نگه داری می شوند. هر کس به راحتی می تواند یک کیف پول الکترونیک بیت کوینی روی کامپیوتر خود ایجاد کند، و بدون نیاز مراجعه به بانک و احراز هویت، به سادگی ساختن یک کاربر ایمیل حسابی برای خود افتتاح کند. البته افراد به جای نام کاربری و کلمه عبور که در سرورهای متمرکز ذخیره و توسط آن ها کنترل می شود از امضاهای الکترونیک برای تایید هویت خود استفاده می کنند که هیچ نیازی به ذخیره شدن و تایید توسط سروری مرکزی ندارد.
 
امضاهای الکترونیک روشی ریاضی است که شما می توانید به وسیله آن صدور یک پیام توسط فردی خاص را بررسی کنید. برای این کار شما در ابتدا باید توسط یک روش ریاضی یک جفت رشته به نام های کلید خصوصی و عمومی برای خود ایجاد کنید. سپس دو تابع وجود دارد که وظیفه یکی دریافت پیام شما و کلید خصوصی شما و تولید یک خروجی است. این خروجی را می توان به همراه متن اصلی و کلید عمومی شما به تابعی دیگر داد و بررسی کرد که آیا خروجی داده شده توسط کلید خصوصی شما ایجاد شده است یا خیر؟ روش امضاهای الکترونیک هم اکنون به صورت گسترده در دنیای فناوری اطلاعات برای تایید صدرو یک متن توسط یک فرد خاص مورد استفاده قرار می گیرد.
در واقع هر آدرس بیت کوینی که معادل شماره حساب در روش های امروزی است به جای این که اعتبار خود را از بانک اختصاص دهنده پیدا کند، Hash ای است از کلید عمومی ای که شما برای خود ساخته و کلید خصوصی مربوط به آن را در اختیار دارید.
 
به عنوان مثال 175tWpb8K1S7NmH4Zx6rewF9WQrcZv245W یک آدرس محسوب می شود که بیت کوینی که شما مالک آن هستید با کلید خصوصی معادل آن امضا شده است. هر کس می تواند به سادگی با در اختیار داشتن کلید عمومی شما بررسی کند که آیا امضایی که در انتهای بیت کوین وجود دارد مربوط به شما است یا خیر؟ هنگامی که شما می خواهید بیت کوین متعلق به خود را به فردی دیگر انتقال دهید یا به عبارت دیگر با بیت کوین خریدی انجام دهید، بیت کوین خود را به همراه آدرس حساب فرد متقاضی امضا می کنید و آن را به تمام شبکه اطلاع رسانی می کنید. شبکه به علت وجود کلید عمومی شما روی بیت کوین به راحتی می تواند از واگذاری بیت کوین توسط شما مطمئن شود. اما چون کس دیگری غیر از شما کلید خصوصی شما را در اختیار ندارد، هیچ کس نمی تواند ادعا کند که این بیت کوین به آدرسی دیگر منتقل شده است. از طرف دیگر مالک جدید بیت کوین نیز می تواند به نوبه خود این کار را با بیت کوینی که در اختیار دارد، انجام داده و آن را به کسی دیگر واگذار کند. بدین صورت سلسله مالکیت های هر بیت کوین به همراه آن در تمام شبکه نگهداری می شود و لازم نیست هیچ مرکزیتی مالکیت بیت کوین را نگهداری و یا تایید نماید.
 
هر چند توضیحات فنی آورده شده از نحوه کارکرد بیت کوین، توضیحاتی کامل نیست، اما می تواند شمایی کلی از مفهوم بیت کوین برای کسانی که با مفاهیم پیچیده ریاضی و رایانه ای آشنایی ندارند، را ترسیم کند. با نگاهی به طراحی بیت کوین می توان به چند مورد مهم از کارکردهای بیت کوین پی برد.
 
همانطور که گفته شد بیت کوین به گونه ای طراحی شده است که بر خلاف پول های امروزی امکان ایجاد بدون پشتوانه ندارد  و حجم آن به علت نیاز روز افزون در ابتدا افزایشی است اما به تدریج به سمت ثبات پیش می رود. میزان کاهشی بیت کوین های جدیدی که در هر سال استخراج می شوند باعث می شود که دقیقا مثل طلا عمل کند. این امر باعث می شود که بسیاری از کسانی که از تورم پول های بدون پشتوانه آسیب دیده اند و یا در آینده آسیب خواهند دید، به بیت کوین به عنوان یک فرصت استثنایی و جایگزینی برای طلا بنگرند.
 
از طرف دیگر عدم تمرکز بیت کوین و وابستگی آن به شبکه ی غیر متمرکز باعث می شود که هیچ دولت، بانک یا قدرتی قدرت فشردن دکمه ای و خاموش کردن آن را نداشته باشد. به عبارت دیگر بیت کوین به عقیده بسیاری از هواداران آن قابل نابود شدن توسط مخالفان نیست و این موضوع می تواند قابلیت اطمینان این پول را برای کسانی که می خواهند از آن استفاده کنند به شدت بالا ببرد. به علاوه مجازی بودن و عدم تمرکز در این روش باعث می شود، هیچ کس نتواند اطلاعات مربوط به دارایی شما را در اختیار داشته باشد. شما می توانید به سادگی به کیف پول بیت کوینی که روی رایانه خود دارید، صدها حساب متصل کنید. با بیت کوین شما می توانید برای هر مبادله از حساب جدیدی استفاده کنید و به سادگی دارایی خود را به صورتی کاملا پراکنده نگهداری کنید. این امر باعث می شود که بیت کوین جذابیت فراوانی برای سرمایه دارانی داشته باشد که تمایل دارند از دست مالیات های سنگینی که این روزها، به صورت مداوم بر فشار آن ها افزوده می شود بگریزند.
 
و مهم تر از همه بیت کوین در حال رشد است. قیمت بیت کوین به دلار طی سه ماه گذشته تقریبا ۱۰ برابر شده است و این روال افزایشی با سرعت هر چه بیشتر ادامه دارد! قابلیت های بیت کوین و بحران های اقتصادی حاکم باعث شده است که اقبال به سمت این پول نوین به شدت در حال افزایش بوده و قیمت بیت کوین به شدتی بسیار بیشتر از طلا در حال رشد باشد. این مساله علاوه بر این که بالاخره سفته بازانی که هنوز به بیت کوین اعتماد نکرده اند را رام خود خواهد ساخت، می تواند باعث هجوم افراد عادی برای تبدیل سرمایه های اضافی خود به بیت کوین به امید کسب سود و جلوگیری از افت ارزش شود.
 
نمودار سه ماهه قیمت بیت کوین به دلار از ابتدای اکتبر تا انتهای مارس ۲۰۱۳ 
 
 
 
 
اما آیا بیت کوین تنها اختراعی نوین برای حل مشکلاتی قدیمی است، که توسط نابغه ای ژاپنی ایجاد شده و به سرعت گسترش یافته است؟ متاسفانه باز هم شواهد زیادی خلاف این موضوع را نشان می دهند.
 
ساتوشی ناکاموتو نامی ژاپنی و مستعار برای فردی ناشناس است که به عنوان مخترع بیت کوین شناخته می شود. در سال ۲۰۰۸ فردی با این نام مقاله ای در mailing list رمزنگاری سایت www.metzdowd.com منتشر می کند، که بیت کوین را به عنوان پولی نوین مبتنی بر روش های رمزنگاری معرفی می کند. پیش از این تاریخ هیچ فعالیتی از چنین فردی ثبت نشده است. ساتوشی ناماکوتو پس از شکل گیری کامل شبکه بیت کوین و رفع معایب آن در آوریل ۲۰۱۱ وی در پستی که برای یکی از افرادی که در سایت این پروژه مشارکت داشته اند، ادعا می کند که به دنبال کار بر روی طرحی دیگر می رود، و از آن پس هیچ ردی از وی در این پروژه و یا جای دیگر دیده نمی شود!  وی در سال ۲۰۰۹ اولین نسخه نرم افزار بیت کوین را منتشر می کند، که حجم بسیار بالای کار انجام شده روی آن، باعث شده است که بسیاری ادعا کنند که ساتوشی ناکاموتو نامی مستعار برای یک گروه به جای یک فرد است. از طرفی دیگر بر خلاف ادعای وی در پروفایل کاربری اش که خود را مردی ژاپنی و ۳۷ ساله معرفی می کند، مهارت استفاده وی از زبان انگلیسی و همچنین فرمت انگلیسی مورد استفاده در مقاله نشان می دهد که وی فردی ژاپنی نیست. از طرفی دیگر استفاده از spell آمریکایی در برخی عبارت ها نشان از گروهی بودن نوشتن مقاله دارد.  پست های این فرد در mailing list سایتی که برای اولین بار وی مقاله خود را در آن منتشر کرد، نشان از آن دارد که انگیزه های انجام این پروژه کاملا سیاسی بوده اند. به عنوان مثال وی در پاسخ به این موضوع که ما پاسخ سوال های سیاسی را در رمزنگاری پیدا نخواهیم کرد.
 
می نویسد:
 
بله، اما ما می توانیم پیروز یک میدان مهم جنگی در مسابقات تسلیحاتی باشیم و سرزمینی جدید از آزادی را برای سال ها فتح کنیم. حکومت ها می توانند شبکه هایی مانند Napster که به صورت متمرکز مدیریت می شوند را گردن بزنند، اما باید در برابر شبکه های P2P مانند Gnutella و Tor خود را کنترل کنند. 
 
یا در جایی دیگر در همین شبکه می گوید:
 
بیت کوین از منظر لیبرالیست ها بسیار جذاب است، اگر ما بتوانیم به درستی آن را تبیین کنیم. هر چند که من منظورم را در کدنویسی بهتر از کلمه ها بیان می کنم. 
 
یا به عنوان مثالی دیگر در پایگاه داده مبادلات بیت کوین اولین رکورد حاوی یادداشتی ای از ناکاموتو بدین شرح است:
زمان ۳ ژانویه ۲۰۰۹، صدراعظم آغاز دومین طرح نجات مالی بانک ها 
 
 
جالب این جاست که سایت ویکی پدیا اخیرا  اقدام به حذف صفحه ای کرد که مطالب آورده شده درباره شخصیت و انگیزه های ساتوشی ناکاموتو را در صفحه ای به نام این شخص منتشر کرده بود! 
 
اما مهم تر از بحث درباره رموز نحوه پیدایش بیت کوین پاسخ دادن به این سوال است، که بیت کوین در عمل چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت؟
 
از سال ۲۰۰۰ بسیاری از کشورها و سرمایه داران بین المللی به علت بی اعتمادی به دلارهای بدون پشتوانه و از ترس سقوط ارزش دلار در حال تبدیل دلارهای بدون پشتوانه خود به طلا هستند که این امر باعث افزایش شدید قیمت طلا در جهان شده است.
 
نمودار قیمت طلا به دلار از ۱۹۶۰ تاکنون 
 
 
اما بیت کوین ظاهرا قرار است، به عنوان کارکرد اول خود جایگزینی برای طلا در انتقال ثروت ها هنگام روی گردانی اقتصادهای جهانی از دلار و یورو باشد. این امر باعث می شود که به جای این که طلای کشورهایی مانند چین، هند، روسیه و ایران که با تقاصای بالا برای طلا اقتصاد آمریکا را به چالش و خود را برای سقوط دلار آماده می کردند، در هنگام سقوط دلار با ارزش شده و اقتصاد این کشورها را تقویت کند، حجم اصلی دلارهای جمع آوری شده توسط سرمایه داران صرف خرید بیش از ۱۰ میلیون بیت کوینی شود که تا کنون استخراج شده اند!
 
حال سوال اساسی این جاست که این بیت کوین ها متعلق به کیست؟ متاسفانه بیت کوین به گونه ای طراحی شده که هیچ پاسخی برای این سوال وجود ندارد!
 
البته برای حدس زدن پاسخ این سوال می توان نگاهی دوباره به جمله معروف ناکاموتو داشت.
 
زمان ۳ ژانویه ۲۰۰۹، صدراعظم آغاز دومین طرح نجات مالی بانک ها
 
کسانی که اخبار بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا را پیگیری می کردند می دانند که طرح نجات مالی بانک ها، به طرح کمک ۷۰۰ میلیارد دلاری دولت آمریکا به بانک ها که توسط هنری پاولسون، وزیر لیبرال مسلک دارایی آمریکا به کنگره تقدیم و در خلال بحران مالی ۲۰۰۸ به تصویب رسید اطلاق می شود. در این طرح برای جلوگیری از ورشکستگی بانک ها و ایجاد توانایی پاسخ گویی به سیل متقاضیانی که از ترس برشکستگی به آن ها هجوم آورده بودند، دولت ۷۰۰ میلیارد دلار به بانک ها کمک کرد. با توجه به این موضوع می توان فهمید طرحی به نام بیت کوین که به گفته ناکاموتو جذابیت بسیاری برای لیبرالیست های اقتصادی دارد و دومین طرح نجات مالی بانک هاست توسط چه کسانی راه اندازی شده و ۱۰ میلیون بیت کوینی که تاکنون استخراج شده اند، در دست چه کسانی است.
 
ممکن است این ادعای نگارنده که بیت کوین یک طرح نوین استعماری است که توسط دولت آمریکا به منظور ادامه چپاول ثروت ملت ها طراحی شده است، به نظر برخی به توهم توطئه وی مربوط شود. ممکن است این افراد ادعا کنند که بیت کوین پولی است که هر فردی با هر ملیتی ممکن است، اقدام به استخراج آن و یا خرید آن کند و دلیلی ندارد که این پروژه را یک پروژه آمریکایی دانست. شاید نسبت دادن طراحی پروژه بیت کوین به آمریکا توهمی بیش نباشد، اما واضح است که تا چند ماه پیش قریب به اتفاق مردم دنیا حتی یک بار نیز نام بیت کوین را نشنیده بودند و هر بیت کوینی که هم اکنون با پوشش رسانه ای اندک به قیمت ۱۴۰ دلار خرید و فروش می شود، یک دلار نیز قیمت نداشت! 
 
تاکنون ۱۰ میلیون بیت کوین یعنی نیمی از تمام بیت کوین های موجود در جهان استخراج و تقریبا به رایگان در اختیار کسانی قرار گرفته است که زودتر از این موضوع اطلاع یافته و به آن اعتماد کرده اند. حال ظاهرا این فرصت برای این افراد فراهم شده است که در صورت اقبال عمومی مردم دنیا به این پول میلیاردها برابر هزینه ای که برای به دست آوردن این پول کرده اند، سود به دست آورند. بیایید هر چند در توهم توطئه فرض کنیم که مالکیت ۹ میلیون بیت کوین از ۱۰ میلیون بیت کوین استخراج شده در دست گروهی باشد که به سفارش دولت آمریکا آن را طراحی کرده اند و قصد عرضه آن را در بازارهای تبادل پولی ندارند. ساختن یک اقبال عمومی به این پول در رسانه های دنیا می تواند ارزش یک میلیون بیت کوین در گردش عمومی را به شدت بالا ببرد.
 
در محاسبه ای ساده، برای این که قیمت هر بیت کوین به ۱ میلیون دلار برسد، کافی است که ۱ تریلیون دلار سرمایه بخواهد اقدام به خرید ۱ میلیون بیت کوین در گردش کند. با این حساب صاحبان فرضی ۹ میلیون بیت کوین، بدون صرف هیچ هزینه ای مالک ۹ تریلوین دلار ثروت خواهند شد! این موضوع که چنین فرضی یک توهم است یا یک واقعیت مشخص نیست، اما در صورت واقعیت، هم اکنون که بار دیگر زمان مواخذه دولت مردان آمریکا به علت چپاول ثروت های دیگر جوامع فرا رسیده است، ظاهرا بیت کوین  این فرصت را برای دولت آمریکا فراهم ساخته که یک بار دیگر بدهی های جهانی خود را صاف کرده و از طرف دیگر بازی جدید و استعماری نوین را با پول را آغاز کند.
 
کافی است که دولت آمریکا بتواند بازی را به گونه ای هدایت کند که تورمی نزدیک به ۱۰ درصد برای دلار در چند سال متوالی اتفاق بیافتد. در چنین شرایطی سرمایه داران و کشورهایی که حجم عظیمی از ثروت های خود را به دلار نگه داری می کنند تصمیم خواهند گرفت که دلارهای خود را به پول مناسب تر و یا چیز با ارزشی تبدیل کنند. در چنین شرایطی چه چیز بهتر از بیت کوین که سرعت رشد قیمت آن نوید سود فراوانی به سرمایه داران در صورت سرمایه گذاری در آن خواهد داد؟ در این صورت صاحبان ۱۰ میلیون بیت کوین فعلی خواهند توانست در قیمت هایی نزدیک به ۱ میلیون دلار به ازای هر بیت کوین، نزدیک به ۱۰ تریلیون دلاری که دولت آمریکا بدون هیچ پشتوانه ای در اقتصاد دنیا تزریق کرده است را جمع آوری کنند.
 
جالب این جاست که بیت کوین به گونه ای طراحی شده است که هر واحد آن به ۱۰۰ میلیون واحد کوچک تر به نام ساتوشی طراح بیت کوین، قابل تقسیم است، که در قیمت ۱ میلیون دلار برای هر بیت کوین به معنای ۱ سنت است! این امر نشان از دقت بالای طراحان بیت کوین برای تسویه حساب با دنیا دارد. با این حساب حجم عظیمی از بدهی های آمریکا به سادگی و بدون هجوم دلارهای بدون پشتوانه به بازارهای آمریکا برای خرید، توسط مالکان بیت کوین جمع آوری و با تورمی جزئی در چند سال، هیچ نیازی به سقوط دلار نخواهد بود. البته تنها کاربرد این پروژه جمع آوری دلارهای بدون پشتوانه آمریکایی و تسویه حساب آمریکا با ملت های دنیا نیست.
 
این پروژه این امکان را برای آمریکا به عنوان فراهم می سازد، که در دنیای آینده که بیت کوین به صورت گسترده به عنوان پولی جدید مورد استفاده قرار می گیرد، و ارزش بیت کوین به ارقامی به مراتب بالاتر از قیمت های فعلی می رسد، و عملیات mining یا همان یافتن بیت کوین های جدید به شدت به صرفه می شود، به عنوان برترین دارنده تکنولوژی های به اصطلاح High Tech، اقدام به فروش رایانه هایی جدید برای استخراج بیت کوین کرده و اقتصاد خود را از این طریق سر و سامانی بخشد. از طرف دیگر وابسته بودن شدید این تکنولوژی به اینترنت و حاکمیت بلامنازع آمریکا بر حجم زیادی از تکنولوژی ها و سخت افزارهای مربوط به اینترنت مانند سرورها، بار دیگر تکنولوژی و در نتیجه اقتصاد آمریکا را در صدر دنیا قرار خواهد داد. در چنین شرایطی با توجه به اهمیت روز افزونی که شبکه اینترنت برای هر کشور پیدا خواهد کرد، آمریکا می تواند با تسلطی که بر اینترنت دارد، با در پیش گرفتن سیاست هایی مانند تحریم بانکی ایران، به راحتی دولت های مخالف خود در دنیا را از نظر سیاسی تحت فشار قرار داده و تحریم هایی به مراتب سخت تر علیه آن ها وضع کند.
 
اما آیا واقعا به هیچ صورت نمی توان با این استعمار نوین مقابله و آن را شکست داد؟ تجربه انقلاب اسلامی بارها و بارها به ما نشان داده که کامل ترین الگو در مواجه با شرایط دشوار، تکیه بر آگاهی و عملکرد آحاد افراد امت است. قطعا اولین و مهمترین گام برای مواجه با این بحران نیز تکیه حکومت ها بر آگاه سازی مردم به استضعاف کشیده شده دنیا، با استفاده از حداقل امکانات رسانه ای ایشان، که خارج از امپراطوری رسانه ای جهان عمل می کند، و استفاده از پتانسیل عظیم جوامع در شناسایی ابعاد شوم این طرح و روش های مقابله با آن است. خوشبختانه بیت کوین آن چنان که در امپراطوری رسانه ای تبلیغ می شود، غیر قابل شکست نیست. به نظر نگارنده به عنوان فردی که مدتی روی ابعاد این طرح مطالعه کرده است، یکی از راه های مقابله با  این طرح آگاه سازی دولت مردان حکومت هایی مانند چین، روسیه، هند، برزیل و دیگر اقتصادهای پر جمعیت و بزرگی است که سال هاست خود را برای پشت سر گذاشتن آمریکا به عنوان یک رقیب آماده می کنند. البته باید توجه داشت که معایب بیت کوین به استعماری بودن آن محدود نمی شود. پل کروگمن اقتصاددان برجسته نو کینزی و برنده جایزه نوبل اقتصاد که بر خلاف اقتصاد دان های لیبرال افراطی از مداخله دولت برای جلوگیری از انحراف در بازار آزاد حمایت می کنند، در اظهار نظری درباره بیت کوین در سال ۲۰۱۱ می گوید:
 
بیت کوین هر چه نوسانات شدیدی را پشت سر گذاشته اما به طور کلی به شدت افزایش ارزش داشته است. پس خرید آن حداقل تاکنون سرمایه گذاری خوبی به حساب می آید. اما آیا این موضوع حاکی از موفقیت آزمایش این طرح است؟ نه، چیزی که ما از یک سیستم پولی می خواهیم این نیست که افرادی که آن را ذخیره می کنند ثروتمند سازد. ما از سیستم پولی انتظار داریم که مبادلات را سهولت بخشیده و کل اقتصاد را ثروتمند کند. و این به هیچ وجه چیزی نیست که در بیت کوین در حال اتفاق است. 
 
به سادگی می توان به این موضوع پی برد که این قابلیت بیت کوین که مالکیت پول را پنهان نگاه می دارد، می تواند به شدت روال دریافت مالیات و تامین مالی دولت ها را دچار مشکل ساخته و به علت منافع عده ای سرمایه دار که تمایلی به پرداخت مالیات ندارند، ارکان ثبات، امنیت و پیشرفت را با چالش مواجه سازد. از طرف دیگر بر خلاف ادعایی که زیاد روی آن تبلیغ می شود، بیت کوین نمی تواند مشکل ایجاد نقدینگی بدون پشتوانه را حل کند. بسیاری از کسانی که آشنایی بیشتری با اقتصاد دارند می دانند که خلق اعتبار خریدی که به واسطه وام های بانک ها در جامعه ایجاد می شود، قدرتی چندین برابر پایه پولی اولیه ایجاد شده توسط دولت دارد و دولت ها می توانند با کنترل سیستم های بانکی به وسیله اهرم های خاصی که در اختیار دارند، میزان افزایش یا کاهش نقدینگی اقتصاد را بدون هیچ تغییری در پایه پولی اعمال کنند. به زبان ساده ۲۱ میلیون بیت کوین نهایی در حال گردش به هیچ وجه به معنای ثبات حجم پول نیست و کنترل دولت ها بر بانک ها میزان پول در جامعه را مشخص می کند. چه این پول بیت کوین باشد، چه دلار و یا چه میزان آن ثابت باشد، چه متغیر.
 
یکی دیگر از مشکلات بیت کوین، پیچیدگی های فنی این پروژه است که راه را برای وقوع بحران های غیر قابل پیش بینی باز می کند. تاریخ چه بیت کوین نشان می دهد که این پروژه دو بار در آگوست ۲۰۱۰  و مارس ۲۰۱۳ دچار مشکلی فنی شد که باعث کاهش فوری و شدید ارزش بیت کوین شد. 
 
در صورت ایجاد یک توافق عمومی به استعماری و ناکارآمد بودن این طرح می توان اتحادیه ای از کشورهای بزرگ تشکیل داد که قوانینی مربوط به ممنوعیت و جرم بودن خرید و فروش بیت کوین و خرید و فروش با بیت کوین چه به صورت محلی و چه برای تجارت خارجی، در آن تصویب شود، و از طرف دیگر با در نظر گرفتن مجازات های سنگین و در پیش گرفتن فعالیت های کنترلی مورد نیاز از روی آوردن و بازی کردن گسترده عموم مردم در زمین اقتصاد آمریکا جلوگیری کرد. این اتحادیه ها می توانند نیازهای تجاری خود را با پول های محلی خود به صورت مبادلات پایاپای بدون نیاز به هیچ بیت کوین، دلار و یورویی برطرف سازند.
 
 حتی با تکیه بر این مفهوم که هیچ دولت یا نهاد قدرتمند بین المللی در ظاهر حامی بیت کوین نیست، این اتحادیه می تواند اقدام به سرمایه گذاری و اتخاذ روش هایی برای از بین بردن شبکه بیت کوین کند. از نظر فنی شبکه بیت کوین به گونه ای طراحی شده است که تا زمانی که نیمی از miner ها قصد نابود کردن آن را نداشته باشند به حیات خود ادامه می دهد. اگر اتحادیه بزرگی از کشورهای در حال توسعه که نیمی از جمعیت دنیا را در اختیار داشته و ثروت های آن ها همواره مورد طمع استعمارگران بوده است، تصمیم به مبارزه با شبکه بیت کوین بگیرند، کافی است که این کشورها از کاربران اینترنت خود بخواهند که نرم افزاری روی رایانه خود نصب کنند که به عنوان مثال ۱۰ درصد از قدرت پردازشی رایانه ایشان را در هنگام کار به مبارزه با بیت کوین اختصاص دهد. حتی این کشورها می توانند دریافت سرویس اینترنت را به فعال بودن این سرویس مربوط و مشروط کنند. بدین صورت هیچ گروهی نخواهد توانست، با قدرت عظیم رایانه های موجود در کشورهای پر جمعیتی مانند چین، هند، روسیه و برزیل رقابت کند.
 
البته قطعا پروژه بیت کوین نقاط ضعف فراوان دیگری نیز چه از لحاظ فنی و چه غیر فنی دارد که با ایجاد اتحادی عمومی و فراگیر می توان روی پیدا کردن و استفاده از آن ها در راه مبارزه و نابودی بیت کوین بهره جست. در نهایت ذکر این نکته لازم است که پیش بینی سرنوشت بیت کوین بسیار دشوار است. برای این که به این دشواری پی ببرید می توانید از خود بپرسید که آیا شما بیت کوین می خرید!؟ این سوالی است که جمعیت جهان از خود خواهند پرسید؟ جالب این جاست که از بسیاری از لحاظ ها مساله بیت کوین به زودی برای اقتصاد جهانی به مساله ای شبیه به طلا و دلار در اقتصاد سال گذشته ایران، اما در ابعادی بسیار وسیع تر تبدیل خواهد شد.
 
قطعا سودای سود باعث خواهد شد که بسیاری از کسانی که با مساله به دست آوردن پول از پول بدون کار لازم مواجه شوند، اقدام به تئوری سازی در توجیه کار خود کنند. برای عقلی که از زینت دادن اعمال منکرش توسط شیطان در امان است، واضح است که کسب سود از راهی که امروز به آن سفته بازی می گوییم، در واقع مصداق اکل اموال به باطل است. قطعا تنها دلیل به وجود آمدن سود در بازار سفته بازی که هیچ تولید و خدمتی در آن ارائه نمی شود، روی آوردن سفته بازان به این بازار و تبادل اموال در قمار و عمل باطلی است که عده ای برنده و عده ای بازنده دارد. افزایش ارزش طلایی که من در بازار سفته بازی به دست می آورم، نتیجه به دست آوردن ارزش یا قدرت خریدی است، که فردی دیگر با کار به دست آورده و آن را از دست داده است. البته ممکن است این روال هنگامی که در ابعاد گسترده در جامعه اتفاق می افتد، شفافیت باطل بودن خود را از دست بدهد، اما به هر حال سفته بازی از نظر عملکرد هیچ تفاوتی با گلدکوئیست ندارد! البته همانطور که توضیح داده شد، شفافیت باطل بودن خرید بیت کوین به مراتب بیشتر از طلا و دلار است. خرید بیت کوین در واقع تبدیل شدن به جنود فرعون زمانه در فساد فی الارضی است که خداوند در قرآن کریم این گونه درباره سرنوشت این کار هشدار داده است.
 
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ﴿٤﴾ وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ﴿٥﴾  وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ ﴿٦﴾