هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 7 آبان 1399
ساعت 23:29
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 29 بهمن 1391 ساعت 15:36
يكشنبه 29 بهمن 1391 19:06 ساعت
2013-2-17 15:36:27
شناسه خبر : 133703
"خلاف شرع" خواندن اظهارات احمدی‏نژاد در مجلس از سوی مقام‏معظم‏رهبری تطابق کاملی با بیانات گذشته ایشان در خصوص حدود و ثغور افشاگری در نظام دینی داشت و این بدین معنی است که دیدگاه ایشان در این زمینه بیش از هر چیز دیدگاهی مبتني بر يك نظريه ثابت و جدي دینی و فقهی است که از سوی مرجعی شیعی و ولي فقيه اعلام می‏شود.

 محمد مهدي تهراني: "خلاف شرع" خواندن اظهارات احمدی‏نژاد در مجلس از سوی مقام‏معظم‏رهبری تطابق کاملی با بیانات گذشته ایشان در خصوص حدود و ثغور افشاگری در نظام دینی داشت و این بدین معنی است که دیدگاه ایشان در این زمینه بیش از هر چیز دیدگاهی مبتني بر يك نظريه ثابت و جدي دینی و فقهی است که از سوی مرجعی شیعی و ولي فقيه اعلام می‏شود.

به گزارش رجانیوز در خصوص افشای سرّ و راز، امام راحل نیز می‏فرمودند:«کشف سر مومنین حرام است. یعنی عیوبی که از مومنین مستور و مخفی است، چه خَلقی یا خُلقی یا عملی باشد، حرام است اظهار آن را و افشاءِ آن را؛ چه شخصِ متصف راضی به آن باشد یا نه؛ و چه قصد انتقاص در کار باشد یا نباشد.»[1]

*امیرالمؤمنین نفرمودند موردى را كه اثبات نشده، افشاء كنید

مسئله افشاگری، مسئله‏ای بود که دانشجویان نیز در دیدار با مقام‏معظم‏رهبری بحثش را پیش کشیدند و رهبر انقلاب در پاسخ به سوال مطرح شده فرمودند:«یكى از دوستان اشاره كردند كه امیرالمؤمنین در فرمان خود به مالك اشتر فرموده‌اند كه آدمهاى سوءاستفاده‌جو را رسوا كنید؛ شما گفته‌اید كه افشاء نكنید. امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نفرمودند موردى را كه اثبات نشده، افشاء كنید. هیچ وقت چنین چیزى در بیان امیرالمؤمنین نیست، و این قطعاً از اسلام نیست. ما چطور چیزى را كه اثبات نشده، به صرف اتهام، افشاء كنیم؟ ممكن است اینقدر حجم اتهام زیاد و وسیع باشد كه یك عده‏اى به چشم یك امر قطعى و واقعى به آن نگاه كنند، اما هیچ پشتوانه‌ى استدلالى نداشته باشد، جائى ثابت نشده باشد. ما هیچ حجتى نداریم كه این را بگوئیم.»

*حتّى جرمى كه ثابت شد، اصل نباید بر افشاى آن جرم باشد

ایشان افزودند:«حتّى من در همان جلسه‌ای كه اشاره كردند، از این بالاتر را گفتم. من گفتم حتّى جرمى كه ثابت شد، اصل نباید بر افشاى آن جرم باشد. بالاخره یك مجرمى است، یك غلطى كرده، مجازات هم می‏شود؛ خانواده‏ى او، فرزندان او، پدر و مادر او گناهى نكرده‌اند؛ ما چرا بیخود اینها را رسوا كنیم؟ مگر آنجائى كه خود نفسِ افشاء كردن، یك مصلحت بزرگى داشته باشد. بله، یك جائى هست كه نفس افشاگرى در یك مسئله‌ى ثابت‌شده، مصلحتى دارد؛ آنجا ایرادى ندارد. این، منطق ماست. هیچ چیزى هم نه از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) و نه از هیچ‏یك از ائمه‌ى هدى (علیهم‌السّلام) برخلاف این وجود ندارد. ما واقعاً حق نداریم افراد را به صرف گمان، متهم كنیم، مشهور كنیم؛ واقعاً جایز نیست؛ نه در سایت، نه در روزنامه، نه در تریبون‏هاى گوناگون. حیثیت افراد را باید حفظ كرد.»[2]

*شریعت اسلامى عِرض مؤمن را در ردیف جان او قرار داده

رهبر انقلاب در دیدار با مسئولین قوه قضائیه نیز در سال 1391 در خصوص مسئله‏ی آبروی اشخاص تصریح داشتند:«خیلى باید مراقب حفظ آبروى اشخاص بود. شریعت اسلامى عِرض مؤمن را در ردیف جان او قرار داده. نباید قوه‌ى قضائیه، دستگاه‌ها، دادگاه‌ها و دستگاه‌هاى ادارى قوه‌ى قضائیه، تحت تأثیر جوسازى تبلیغات رسانه‌ها قرار بگیرند. خب، رسانه‌ها انصافا در این زمینه مشكلاتى دارند؛ بخصوص حالا كه این پایگاه‌هاى رایانه‌اى راه افتاده، مشكلاتى وجود دارد؛ یعنى خیلى امورِ لازم‌الرعایه، رعایت نمی‏شود؛ حقیقتا اینجور است؛ این جزو نواقص زندگى ماست، نواقص كار ماست... اسم آوردن از متهمین، قبل از اثبات جرم، یا اسم نیاوردن، اما جورى بیان كردن كه مثل اسم آوردن است، اینها اشكال دارد، ایراد دارد؛ اینها ارتقاء قوه‏ى قضائیه و دستگاه قضاى كشور را یقینا دچار اختلال می‏كند. این هم یك نكته است كه حتما بایستى مورد توجه قرار بگیرد.»[3]

*چه اشكال دارد كه این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟

رهبر انقلاب در دیدار با اعضای قوه قضائیه در سال 1390 نیز فرمودند:«خب، قوه‌ى قضائیه با متهم مواجه است. یك نفرى متهم به یك معنائى می‏شود؛ قوه‌ى قضائیه وظیفه دارد از راه‌هائى كه قانون معین كرده، برود تحقیق كند، تفحص كند و مشخص كند كه این اتهام وارد است یا وارد نیست. صرف متهم شدن كه جرم نیست. به هر كسى ممكن است یك اتهامى وارد شود. تا وقتى كه از طریق قانونى جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بیرون قوه، نه در تریبونها و منبرهاى رسمى، نه در وسائل ارتباط جمعى، كسى حق ندارد آبروى یك مسلمانى را ببرد؛ این بسیار مسئله‌ى مهمى است. بعضى اوقات انسان مى‌بیند روى قوه‌ى قضائیه فشار مى‌آورند كه آقا افشاء كنید. نه آقا، هیچ لزومى ندارد افشاء كردن. در موارد خاصى، بله، شارع مقدس مشخصاً و معیناً خواسته است كه مردم مجازات را ببینند، یا مجازات شونده را بشناسند؛ اینها موارد خاصى است، مال همه جا نیست. بخصوص وقتى كه در فضاى جامعه روحیه‏ى تعمیم وجود دارد كه یك چیزى را به غیر مورد خودش تعمیم می‏دهند، اینجا انسان خیلى باید احتیاط كند. تا وقتى جرمى ثابت نشده است، قطعاً نبایستى كسى را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نباید قرار داد؛ چون وقتى گفتید متهم است، افكار عمومى تفكیك نمی‏كند بین متهمى كه هیچ گناهى نكرده است، با آن كسى كه شواهدى بر گناه او وجود دارد. حتّى بعد از اثبات جرم هم چه لزومى دارد؟ عرض كردم، مگر یك موارد خاص؛ "و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین"[4] چند موردِ اینجورى داریم. حتّى اگر چنانچه فرض كنیم یك نفرى جرمى هم كرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محكوم هم شده است - فرض كنید رفته زندان - چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر كنیم تا بچه‌ى این آدم كه دارد مدرسه می‏رود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشكال دارد كه این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى كرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزى بشود؟ این از نكات بسیار مهمى است.»[5]

مقام معظم رهبری در پاسخ به این استفتاء که:"آیا بیان ظلم یا خیانت بعضی از مسئولین ادارات در برابر مردم جایز است"، می‏فرمایند:«گزارش دادن ظلم به مراکز و مراجع مسئول برای پیگیری و تعقیب بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد و حتی اگر از مقدمات نهی از منکر محسوب شود واجب می‏گردد، ولی بیان آن در برابر مردم وجهی ندارد بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامی شود حرام است.»[6]

*ممكن است افشاى این خبر یك مفاسد جنبى داشته باشد

در خصوص افشاگری و حدود آن یک نکته دیگر نیز وجود دارد و آن مصالح جامعه دینی است. مقام‏معظم‏رهبری در این خصوص می‏فرمایند:«یكى از مرزهاى آزادى بیان، افشاى اسرار مملكتى است كه این هم باز در قرآن موردى دارد كه به آن اشاره یا تصریح شده و آن سوره‏ى نساء است كه در باب جنگ و تحریص مردم به جهاد و مسائل گوناگون جنگ در سوره‌ى نساء مفصلاً بحث پرشور و كاملى را بیان میكند؛ بعد در باب آن كسانى كه مخالف روال جامعه‌ى اسلامى هستند، می‏فرماید كه: "و اذا جاءهم امر من الامن او الخوف اذاعوا به"؛[7] خصوصیت این آدمهاى ناباب به حسب این آیه و آیات این است كه اگر از امن یا خوف، به هر حال اسرار مملكتى، چه اسرارى كه براى مردم در جاى خود خبر خوش ممكن است به حساب بیاید، چه اسرارى كه براى مردم خبر ناخوش ممكن است به حساب بیاید، گیرشان بیاید، بدون هیچ ملاحظه‌اى، بدون رعایت هیچگونه مصلحتى، مى‌آیند این خبر را در مقابل مردم افشا می‏كنند، كه به حسب این آیه و در شرع مقدس، این مذموم و ممنوع است. مفسرین در ذیل این آیه می‏گویند مثلاً اگر خبر پیروزى برسد؛ خب، خبر پیروزى كه خبر خوبى است، اما مگر هر خبر خوبى را باید آناً افشا كرد؟ نه، ممكن است افشاى این خبر یك مفاسد جنبى داشته باشد. آنجائى كه نیروهاى ما در جبهه‏ى نبرد بر دشمن پیروز می‏شوند، این پیروزى را در جاى خود، در وقت خود، به اندازه‌اى كه هیچگونه سوء استفاده‌اى علیه مردم و علیه جنگ از او نشود، باید بیان كرد؛ والّا اگر همین خبر پیروزى هم بى‏ملاحظه گفته بشود، ممكن است دشمن استفاده‌ى نوع دیگرى از این بكند. لذا بایستى خبر را: "ولو ردّوه الى الرّسول و الى اولى الامر منهم لعلمه الّذین یستنبطونه منهم"،[8] برگردانند به اولى الامر؛ یعنى به مسئولین. حتى خبر را هم به مسئولین برگردانند، مسئولین با ملاحظه‌ى مصالحى كه وجود دارد، این خبر را در اختیار مردم بگذارند.»

*می‏خواستند وانمود كنند كه یك اسرارى وجود دارد كه این اسرار را باید مسئولین براى مردم افشا كنند، اما افشا نمی‏كنند؛ چون به مردم اطمینان ندارند

ایشان همچنین می‏افزایند:«اوائل انقلاب شعارهائى گاهى روى در و دیوار هم نوشته می‏شد كه فلان مطلب را مثلاً افشا كنید، فلان لیست را كه در پرونده‏هاى پنهانى مراكز اسناد هست، چرا افشا نمی‏كنید؟ چرا در اختیار مردم نمی‏گذارید؟ خطاب به مسئولین، خطاب به دولت و شوراى انقلاب و مسئولین آن روز. ما همان وقت می‏فهمیدیم كه دستهاى خائن دارند این كار را می‏كنند. اینجور می‏خواستند وانمود كنند كه یك اسرارى وجود دارد كه این اسرار را باید مسئولین براى مردم افشا كنند، اما افشا نمی‏كنند؛ چون به مردم اطمینان ندارند یا اینكه به دلیلى مصالحشان ایجاب نمی‏كند. بعد البته كاملاً روشن شد كه كدام گروهك و براى چه مقصودى می‏خواسته كه اینها افشا بشود؛ نه براى اینكه مردم بفهمند، براى اینكه خودش بفهمد. براى اینكه آن ابرقدرتى كه این دارد براى او كار در كشور می‏كند، او بفهمد. خیلى از اسرار اینجورى است. مردم یقیناً امین همه‏ى اسرار حكومت هستند، آنى كه امین نیست، آن گوش نامحرمى است كه در میان مردم خودش را جا می‏زند؛ آن عامل دشمن، آن جاسوس دشمن، آن شنود دشمن و از این قبیل چیزها. یا خبرى كه اگر به گوش دوست هم برسد، او بدون توجه این خبر را افشا می‏كند، یك چنین خبرهائى را در اسلام اذاعه و افشاى آن را جایز ندانستند. حالا اگر كسى بیاید به عنوان آزادى بیان مسائلى را راجع به جنگ، راجع به مسائل سیاسى، راجع به مسائل درونى كشور یا درونى دستگاه‌ها كه براى ذهن مردم ممكن است تشنج‌آور باشد، ممكن است اسرار مملكتى را در اختیار دشمن قرار بدهد، ممكن است یك نقطه‏ى ضعفى را براى دشمن از نظام اسلامى آشكار كند، افشا بكند، این هم ممنوع است؛ اسلام اجازه نمی‏دهد كه اینگونه خبر هم پخش بشود. این بیان هم بیان ممنوع است.»[9]

در واقع نکته نخست در خصوص افشاگری اثبات شده بودن یا اثبات نشده بودن موضوع است، نکته دوم شرایطی است که مسئله اثبات شده است. مقام معظم رهبری حتی در چنین شرایطی لزوماً جوازی بر افشا کردن موضوع از منظر فقهی نمی‏بینند. مسئله سوم نیز مصالح جامعه دینی است که طبعا از سوی ولی می‏بایست تشخیص داده شود.

*در خصوص مراء، جدال، عیب‏جویی و غیبت بزرگان به تفصیل سخن گفته‏اند

فاش کردن اسرار مردم در منابع دینی مورد نهی قرار گرفته و در مقابل رازداری به عنوان یک خصلت نیکو و پسندیده مورد توجه قرار گرفته است. غیر از مقوله افشاگری که در کتب اخلاقی و استفتائات مورد توجه قرار گرفته است و مباحث مشروحی در خصوص آن آمده است، عناوین بسیار دیگری نیز وجود دارد که اظهارات ریاست‏محترم‏جمهور به این عناوین نیز متصف می‏شود. مثلا در خصوص مراء، جدال، عیب‏جویی و غیبت بزرگان به تفصیل سخن گفته‏اند.

*لسان نصیحت غیر لسان لجن كردن و ضایع كردن است

حتی در خصوص نقد هم احکام و ظرافت‏های بسیاری وجود دارد. قبل از اینکه مهم باشد کسی منصفانه نقد می‏کند یا نه، این اهمیت دارد که با چه مقصد و با چه ادبیاتی نقد می‏کند. آیا با نقد خود به دنبال اصلاح است و یا اینکه از نقد، حذف رقیب و خارج کردن او از میدان را دنبال می‏کند. برای این مقصد دومی جواز اخلاقی وجود ندارد. نقد باید مصلحانه باشد.

بیان امام راحل در اینجا بسیار صریح و کوبنده است. امام می‏فرمایند:«وقتى كه انسان- فرض كنید- از یك كسى گله دارد یا مى‏بیند نقیصه‏اى در كار هست، این نصیحت مى‏تواند بكند و باید بكند، اما لسان نصیحت غیر لسان لجن كردن و ضایع كردن است. من راجع به افراد هم عقیده‏ام هست- یعنى شارع هم همین‏طور است، ما تابع او هستیم- كه اگر انسان یك مسلمانى را براى خاطر هواى نفسش لگدمال كند، این در آن دنیا شاید مجازاتش بدترین مجازات باشد و در این دنیا هم موفق نخواهد شد.»

*ما لسانمان باید لسان نصیحت باشد

ایشان افزودند:«ما لسانمان باید لسان نصیحت باشد و انسان مى‏بیند كه گاهى وقتها لسانها لسان نصیحت نیست، قلمها، قلمهاى نصیحت نیست.»

 


[1] امام خمینی، روح الله، چهل حدیث، ص302

[2] بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، 19/5/1390

[3] بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه‌ى قضائیه 7/4/1391

[4] سوره نور، آیه 2

[5] بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه 6/4/1390

[6] خامنه‏ای، سید علی، اجوبه الاستفتائات، ص333

[7] سوره نساء، آیه 83

[8] سوره نساء، آیه 83

[9] خطبه‌هاى نماز جمعه‌ تهران 18/2/1366