هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 5 آذر 1398
ساعت 12:13
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 16 بهمن 1391 ساعت 12:17 2013-2-4 12:17:10
شناسه خبر : 132688
در آن لحظاتی که امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا کرده بودند، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراین مهمترین حرفى که در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مى‌باید در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ایشان فرمودند: «قوى باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکى باشید، «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌کس نمى‌تواند به شما آسیبى برساند». به نظر من، وصیت سى‌صفحه‌ای امام(ره) مى‌تواند در همین چند جمله خلاصه شود.

 گروه تاريخ: دِين بزرگي كه انقلاب اسلامي بر نسل‏هاي ديروز، امروز و فرداي ايران اسلامي دارد، هم بها با قطره قطره خون شهيداني است كه براي پيروزي، اعتلاء و ماندگاري اين انقلاب پربركت ريخته شده است، پس بي مناسبت نيست كه هر بهره برده اي از اين چشمه فيض جوشان، در حد وسع خود اداي ديني كند به انقلاب امام و امام انقلاب. رجانيوز به مناسبت فرارسيدن دهه نور و فجر انقلاب اسلامي، هر روز تحفه اي ناقابل را تقديم ساحت قدسي شهداي انقلاب اسلامي و امام شهدا مي‏كند، باشد كه مقبول افتد.

امام فرمود: قوی باشید! احساس ضعف نکنید!

 آنچه در پی می‌آید یکی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از امام خمینی (ره) است که پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را در آستانه سالروز رحلت حضرت امام (ره) منتشر می‌کند:

بهار سال ۱۳۶۵، روزى را که امام(ره) در بستر بیمارى بودند، فراموش نمى‌کنم. ایشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقریباً ده، پانزده روزى در بستر بیمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن کردند و گفتند سریعاً به آن‌جا بیایید؛ فهمیدم که براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حرکت کردم و پس از چند ساعت طى مسیر، خود را به تهران رساندم. اولین نفر از مسؤولان کشور بودم که شاید حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ایشان حاضر شدم.


روزهاى نگران‌کننده و سختى را گذراندیم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى که نزدیک تخت ایشان رسیدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گریه کردم. ایشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه کردند. بعد چند جمله گفتند که چون کوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بیرون آمدم و آنها را نوشتم.
در آن لحظاتی که امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا کرده بودند، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراین مهمترین حرفى که در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مى‌باید در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ایشان فرمودند: «قوى باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکى باشید، «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌کس نمى‌تواند به شما آسیبى برساند». به نظر من، وصیت سى‌صفحه‌ای امام(ره) مى‌تواند در همین چند جمله خلاصه شود.
سخنرانى در مراسم بیعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر کشور، ۱۲/۴/۱۳۶۸

 

فیلم: امام راجع به وحدت میان قوای سه گانه چه فرمودند؟ 

 

Get the Flash Player to see this player.

 

 

خاطره آیت الله مهدوی کنی از اولین سخنرانی بازرگان

هنگامی که مهندس بازرگان به حکومت انتخاب شدند، بنا شد که در دانشگاه تهران برای مردم سخنرانی کنند. من حضور داشتم و دانشگاه پر از جمعیت بود، آقای مطهری و حجت الاسلام باهنر هم بودند. آقای مهندس بازرگان پشت میکروفون قرار گرفتند و سخنرانی کردند و ضمنا به این نکته اشاره کردند که انقلابیون، دولتی انقلابی و بولدوزروار می خواهند. امام بولدوزر می خواهد، ولی من پیکان هستم. من حرکت می کنم، اما پیکان وار حرکت می کنم. یعنی از همانجا خواستند که به مردم و به امام بگویند که من یک چنین دولتی هستم، دولت انقلابی که به آن معنا مثل بولدوزر بزنم و خراب کنم و به پیش بروم، نیستم.

بعد هم به به بختیار خطاب کردند که ای بختیار لر، بیا بشو مانند حر و دولت را رها کن. آقای بازرگان با یک چنین روحیه ای آمدند و از اول نمی خواستند بپذیرند، برای اینکه احساس می کردند نمی توانند با امام و وحیه امام که انقلابی و قاطع و با صلابت بود کنار بیایند که آخرش هم همینطور شد.

  

 تیتــر انقلاب

 

 

انقلاب اسلامی به روایت اسناد لانه جاسوسی آمریکا

در اسفند 57 مجله تایم در یکی از مصاحبه های خود، از ابراهیم یزدی و عباس امیر انتظام به عنوان نشانه های طرفداری آمریکا در مقامات ایران یاد می کند.این اقدام بلافاصله با عکس العمل سفارت آمریکا مواجه می شود و سفیذر سولیوان طی نامه ای نسبت به عواقب افشای این گونه مسائل هشدار می دهد. او در بخشی از گزارش 21/12/57 چنین می نویسد:

در ضمن، اظهارات پروفسور جیمزبیل در مجله تایم در مورد احساس طرفداری از آمریکا در میان مقامات عالیرتبه رهبری فعلی مذهبی در روزنامه های محلی پخش می شود. متاسفانه بیل از یزدی و انتظام که هردو از افراد مهم در دولت بازرگان هستند اسم می برد. در شرایط فعلی این عمل فقط می تواند به آنها صدمه بزند و ممکن است به این منجر شود که آنها گامی جهت "اثبات" اینکه "عامل" آمریکا نیستند بردارند. از آنجایی که سفارت برای کمک های عملی بسیار گسترده به این دو، در میان سایرین وابسته است، چنین حادثه ای ممکن است به تنهایی انعکاس به خصوصی داشته باشد. این مسأله یک بار دیگر مضر بودن اظهار نظرهای هر مقام مهم رسمی و غیر رسمی را در مورد ایران نشان می دهد. مردم عامی ایران فرق بین رسمی و غیر رسمی را نمی دانند.

سولیوان 

اسناد لانه جاسوسی،کتاب 28، ص27

 

قاب انقــلاب

 

 

 

تحلیل شهید محمد منتظری از خط سازش با رژیم در سال 56

هم اکنون دو خط سياسي در ايران جريان دارد :‌1ـ خط انقلابي که خط جنبش اسلامي است و امام خميني سمبل آن را تشکيل مي دهد .

2ـ خط سياسي اعتدالي که خواسته ها و شعارهاي اين دو خط متفاوت است. خط اول ، حملات خود را به طرف مراکز اصلي توطئه ها و جنايت ها يعني شاه و رژيم او و اربابان آمريکاييش متوجه ساخته و خط دوم گويي در سالهاي 39ـ1340 به سر مي برند ! و شعارهايي در چهارچوب قانون اساسي مطرح مي کنند . در صورتي که در شرايط کنوني بدترين سواستفاده ها از اين شعارها خواهد شد و مستقيم و غيرمستقيم پايه هاي لرزان حکومت شاه را استحکام مي بخشد.  خط دوم ، تصور مي کند که به برخي اهدافش که عمده است خواهد رسيد وحال آن که خط اول ، بزرگترين ارزشي که در شرايط کنوني برايش متصور مي باشد ، استفاده از آن به منظور پيشبرد جنبش اسلامي است .

متعدلين سياسي ، که برخيشان پس از 15 سال سکوت مي خواهند سيل شهدا و زندانيان در بند و آوارگان و کساني که دچار انواع محروميتها شدند را ميراث بر باشند چه خوب بود که حتي در رابطه با مصالح خودشان مسائل مطروحه را عميق تر بررسي مي کردند .

غارتگران خارجي که در رابطه با مصالح خود تصميم مي گيرند هيچ گاه دلشان براي حقوق بشر و سلب آزاديهاي فردي و اجتماعي و نسوخته است .

همين فداکاريها و شهادتها و مبارزات انقلابي گذشته و وحشتي که دراين رابطه براي آنان پديد آمده موجب اين تحولات وتغييرات شرايط سياسي است . آنان تا خطر را لمس نکنند به فکر حقوق بشر ! نمي افتند . آمريکاييها اين طور تصور مي کنند که برخي از آزاديهاي نيم بند داده شود ، برخي از شخصيتهاي برخوردار از وجاهت ملي دستشان در حکومت بنده شود برخي از مردم و مبارزين هم تخدير شده به خط سياسي اين گونه اي کشيده شده همگي از حالت مبارزاتي به حالت موسساتي تبديل گردند و آن گاه سياسيون دست بند شده ، به منظور حفاظت از مصالح سياسي که شرايط جديدشان در ذهنشان مي سازد ، به جان نيروهاي انقلابي تسليم نشده مي افتند و آنان هم به جان سياسيون فاصله اي عميق ميان نيروهاي انقلابي و سياسيون به قدرت رسيده پديد مي آيد . دستجات سياسي ضد و نقيض در صحنه سياست درست مي شود و هر تيپي به رقابت با ديگري مي پردازد و آن گاه آيا چند نفر سياسي که حمايت و تأييد نيروي انقلابي و مردمي را از دست بدهند ، ياراي مقاومت در مقابل خواسته هاي بي حد و حصر امريکاييها خواهند داشت ؟ و آيا جز سقوط و يا تسليم راه ديگري در پيش هست؟

در صورتي که نيروهاي سياسي هنگامي مي توانند در مقابل فشارهاي بيگانگان عرض اندام کنند که از حمايت نيروهاي انقلابي و يا ارتش ملي برخوردار باشند نتيجه آن که هم جنبش اسلامي ضربه مي خورد و هم سياسيون به خواسته ها و اهداف خود نمي رسند و وجاهت ملي خود را هم از دست مي دهند مطلوب اربابان هم همين است.

اما اگر کليه نيروها خط اول را برگزينند و سطح شعارها و خواسته ها را بالا برده با قاطعيت و جديت مسائل را مطرح کنند ، نيروهاي انقلابي و سياسي ، در رابطه با يکديگر و تأثير و تأثر متقابل تکامل باري که به دنبال دارد رشد يافته ، وحشت رژيم شاه و وحشت آمريکاييها از جهت مصالح خود چندين برابر مي شود و آن گاه است که مجبور مي شوند آوانسهاي بسياري به مردم بدهند و در چنين شرايط است که مي توان در مقابل بسياري از زورگوييها و فشارها ايستادگي کرد . درست است که با اتخاذ چنين سياستي، حتي حل نيم بند مسائل هم به طول مي انجامد ، ولي در مقابل ،‌رشد جنبش افزونتر شده و افراد و کادرهاي مناسب و ارزنده اي در اين ميان ساخته مي شوند . بسياري از سياسيون معتدل ما برخي عمداً و برخي سهواً خط اول و امام خميني ، سمبل آن را فراموش کردند . زيرا که خط اول قابل انعطاف و حاضر به دريوزگي به خاطر چند آوانس سياسي بي محتوا نيست و در اين رابطه چه زيانهايي کردند و برخي زيانها هم به بار مي آورند .

نسل جوان و نيروهاي انقلابي و توده هاي مسلمان عملاً طرفدار خط اول هستند و بديهي است که هرچه بيشتر نيروهاي خود را بسيج نموده ،‌محتواي خط اول را افزونتر سازيم . اکثريت قريب به اتفاق نسل جوان به جنبش اسلامي جذب شده و حتي از برخي انحرافات ايدئولوژيک مصون مي ماند . درهمه شرايط بخصوص اکنون ، عمل به ايدئولوژي و فداکاري و از خود مايه گذاشتن در مسير جنبش اسلامي بسيار از تحقيقات ايدئولوژيک سازنده تر و موثرتر است و اصولاً قابل مقايسه نيست . گو اين که تحقيقات مزبور هم به نوبه خود ارزنده و احياناً شکل زيربنايي دارد .

آنچه موجب خوشوقتي است اين که رشد جنبش اسلامي و خيانت منافقين مارکسيست بسياري از روشنفکر مآبي هاي عوضي را به کنار زده ، التقاط فکر اسلامي با افکار غير اسلامي ، در بسياري از قاموسها ارزش خود را از دست داده وحالت «نومن ببعض و نکفر ببعض » که در صحنه عمل و احياناً در صحنه فکر ، در جنبش ما موضعي نيرومند داشت ، از ميدان رخت بربسته و ارزش مبارزه و اسلحه به مثابه هدف جاي خود را به ارزش ايدئولوژي و تکامل الهي داده و مبارزه اسلحه هم به عنوان نيرومندترين وبرنده ترين وسيله جهت نيل به هدف مزبور شناخته مي شود . التقاط فکري و مخلوط کردن برخي مسائل غير اسلامي با اسلام ، و جهان بيني هاي متضاد آب و آتشين را به شکل شعري و خطابه اي در هم بافتن و برخي جوانان را به التقاط سياسي و خواهر و برادر شدن با مارکسيستها کشانيد، که ضربت منافقين و شوکهاي حاصله و فعاليتهاي مسلمانان به بسياري از اين افکار پايان بخشيده است .