هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت 15:54 2012-7-30 15:54:05
شناسه خبر : 116628
بارک الله به شما مردم که اجازه ندادید یکبار دیگر قطعنامه 598 اتفاق بیفتد. ما نمی خواهیم دو مرتبه تواب شویم، ما مختار نمی خواهیم، ما می خواهیم درصحنه عمار شویم. آنجایی که آقا نیاز دارد شمشیر بزنیم. بگويیم ما هم مثل خیلی از خواص که نان نظام را خوردند و به وقتش حرف نمی زدند و پای کار نیامدند گیج و کلافه نبودیم.
گروه استان‌ها- فارس:‌ شب گذشته در ادامه سلسله جلسات گفتمانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی فارس با موضوع «پایداری تا ظهور» نشستی با عنوان «موقعیت بدر» در مسجد دانشگاه شیراز برگزار شد. 
 
به گزارش رجانیوز، در این نشست که با استقبال پرشور جوانان و دانشجویان شیرازی همراه بود، دکتر باقری لنکرانی سخنگوی جبهه پایداری و سردارسعید قاسمی عضو قرارگاه فرهنگی عمار و از فعالان فرهنگی سخنرانی کرده و به تشریح شرایط بدر و خیبر، پذیرش قطعنامه، جام زهر و شرایط حاکم بر زمان پذیرش قطعنامه پرداخت.
 
موقعيت بدر باید عمیقاً شناخته شود
 
در ابتداي اين نشست دکتر باقري لنکرانی سخنگوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی در سخنان با يادآوري اينكه امروز در تاریخ اسلام روزی است که سپاه اسلام به نیت موقعیت بدر از مدینه خارج شد، تصريح كرد: بسیار تقارن پرفیض و پربرکتی است که در این روز ما هم در فکر موقعیت بدر باشیم. 
 
 
باقري لنكراني تاكيد كرد: موقعیت بدر باید عمیقاً شناخته و دقایق و ظرائف آن برای شما که   اهل نظر و اهل بصر هستید، شکافته شود که هم خودتان متوجه شويد و هم برای دیگران تبیین کنید. 
 
به گفته لنكراني موقعیت بدر فقط موقعیت شجاعت و  حمله به دشمن نبود، هرچند که این موقعیت هم بود.
 
وزير سابق بهداشت موقعیت بدر را  نماد تدبیر و نماد تعقل دینی همراه با عشق و محبت الهی عنوان كرد و گفت: اين موقعیت، موقعيتي بود که در آن سپاه اسلام نقطه آسیب پذیر دشمن را به فرصت پیروزی تبدیل کرد و دشمنی که مقتدرانه و سرمست بود و گمان می‌کرد به هیچ وجه از سپاه اسلام امکان شکست ندارد به شکست کشاند.
 
وي افزود: امروز  هم موقعیت بدر موقعیتی است که با هوشیاری و تدبیر و همدلی توسط مومنین در این کشور اسلامی قابل تکرار است.
 
لنكراني تصريح كرد: ما فرصت‌های زیادی داریم و هم جهان جهان وسیعی است و فرصت‌های زیادی را پیش ما قرار داده  و هم دشمن دشمن آسیب پذیری است و نقاط آسیب پذیر زیادی دارد كه مجموعه این سه موضوع کمک می‌کند که اگر تدبیر همدلی و بالاتر از همه اخلاص و توکل و تکیه بر ولایت داشته باشيم، می توانیم این شرایط به ظاهر سخت را به شرایط پیروزی تبدیل کنیم.

اي كاش تعدادمان آنقدر زياد بود كه امام مجبور نمي‌شد جام زهر را بنوشد
 
مشروح سخنرانی حاج سعید قاسمی در ادامه آمده است:
 
ای کاش آنقدر تعدادمان زیاد بود که امام مجبور نمی شد يك بار در طول عمرش حرفش را پس بگیرد و آن یکبار هم جام زهر بنوشد، ای کاش صد جان داشتیم و ای کاش تعدامان بی شمار بود، تا واقعه تلخی که سالگردش همین دیروز - پریروز بود اتفاق نمی افتاد.
 
 
 
اگرچه بعضي مثل تجدید شده های میدان بودند بلکه رفوزه شده های میدان، گفت:
 
رفتم که خار از پا کشم محمل زچشمم دور شد/  یک لحظه من غافل شدم صد سال را هم دور شد
 
اما آقا روح الله، به همین تلخی که بر شما به اندازه نوشیدن جام زهر گذشت به ماه هم گذشت. بهتر است که بدون مقدمه وارد بحث شویم نه اینجا وقت داریم و نه در قصه جامعه جهانی اینقدر وقت داریم، وقت نداریم اصلا که بخواهیم صغری کبری ببافيم.
 
 پس اگر اجازه دهید خیلی بی مقدمه و عریان وارد معرکه شویم هر کس موافق است صلوات بفرستد.
 
 صحنه صحنه آنچنانی نیست که به تعبیر شهید چمران می گوید که شیپور جنگ که نواخته می شود مرد از نامرد تشخیص داده می شود. در یک حمام زنانه ای هم نعره ای مردانگی بلند است.
 
بايد مبانی را از اصل بگیریم
 
الان هم زیاد می شنویم یک شبه سی تا حزب تشکیل می شود، دو شبه  فرو می پاشند! شلوغ می کنند، چهره ها و قیافه های مختلف می آیند و می روند، اساسی شلوغ می شود. برای اینکه گول نخوریم و دچار تزلزل در اندیشه و در دین و در انتخاب در مراحل مختلف نشويم باید بنایی که می خواهيم بگذرايم روی ستونهای محکم بگذاريم.
 
 
اگر از همین حال تصمیم گرفتیم که در پیچ و خمها و در طی این صراط نلرزیم، بايد مبنا را سفت و محکم بگذاریم و مبانی را از اصل بگیریم و اگر گیج و کلافه باشیم و یکدفعه وارد جو سکولار دانشگاه شويم، بگویند که بستري قرمزي راه راهي! و بالاخره وارد یکی از این احزاب شوی و بالاخره باید یا بروی جزو اکثریت آنچنانی و یا بیایی جز اقلیت اینچنینی.
 
سه دهه طلایی نگهداشتن یک قیام بزرگ الهی که به جرات می توان گفت که بعد از حکومت حضرت رسول صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم آرزوی همه ائمه و اهل بیت عليهم‌السلام بود که تشکیل بدهند و شعار عدالت و عدالت محوری دفاع از مظلومین و مستضعفین در اقلیم خودشان و فرا منطقه اقليم خودشان بدهند و بتوانند 3 دهه باهمه فراز و نشیب‌ها آن را نگه دارند.
 
 چون زدن و گرفتن یک مقوله است، یعنی زدن و گرفتن یک موضع از دشمن با رعایت اصل غافلگیری به مراتب راحت تر از این بود که در پاتک های متعدد نگه داری و پس از مدتی بروی دنبال جبهه های دیگر و جبهه مذکور را خالی بگذاری و دو مرتبه بزنند و پس بگیرند. کراراً  این اتفاق در چند سال نبرد شما اتفاق افتاد، فاو را از دست دادیم، جزایر مجنون را از دست دادیم، کانی مانگا و سومار را از دست دادیم، در مرصادی که چند روز پيش سالگردش بود، آنچنان از دست دادیم! نه یک کیلومتر دو کیلومتر، قریب دویست کیلومتر جبهه از دست دادیم. بعد از 8 سال جنگ آنچنان شما عقب نشینی کردید که در سال سوم فتح خرمشهر انجام دادید.  وقتی در جاده آسفالته اهواز خرمشهر  در اکثر غفلت و بر اثر تاکتیکی که گوش به حرف ولی فقیه ندارد، دشمن مسلط شد، دو مرتبه آمد و چهل کیلومتر روی همین جاده آسفالته اهواز خرمشهر، که وقتی راهیان نور می روی، معمولاً دراین مقطع را خوابی و فقط شلمچه را می بینی و از اهواز تا خرمشهر یکصد و ده کیلومتر، متر به متر جنگیدیم، اما راوی نیست برای ما بگوید!
 
 
دو مرتبه دشمن در اثر غلفت من و تو آمد روی این جاده و شد مثل روز اول جنگ، سه روز بعد از اینکه قطعنامه را پذیرفتيم، یعنی گفتیم که صدام، استکبار جهانی، ما دیگر حتی برای ادامه و استمرار دفاع مشروع نمی جنگیم، دفاع نمی کنیم، سلاح زمین، آتش بس را قبول کردند و پذیرفتیم - اگر چه که نباید می پذیرفتیم - فرمایشات حکیمانه روح الله علی رغم صحبت های کارشناسان ناخبره ای که این شبها در تلویزیون می آورند و می گویند که تصمیم بخردانه بود، بله تصمیم بخردانه بود، ولی سوال است که چرا تا 15 روز قبل، تمام فرمایشان دال بر این بود که کمربندهای خود را محکم ببندید، همه چیز برای عملیات باید آماده باشد، دولت باید همه امکانات را پای کار بیاورد، ظرف مدت 15 روز یکدفعه تمام تصمیمات آنچنان شد که او که حاضر نبود در طول عمرش از هیچکدام از تصمیمات قاطعانه ای که گرفته عقب نشینی كند - خاصه در مقوله جنگ- چنین تصمیمی را گرفت. تصميمي كه آنقدر برایش سخت بود و نگفت احلي من العسل، ما باید این کار را می کردیم، همه این کارها را كه کردم هم، بازی دادن شما مردم بود، من دنبال فرصت بودم ببینم چه می شود!نگفت اینها را!
 
 
ای کاش حاج احمد آقا زنده بود و براي ما مي گفت
 
 اینکه چرا این اتفاق افتاد خودش برای ما فرمود که انشاءالله در آینده مشخص می شود که چرا این تصمیم را گرفتم. ای کاش حاج احمد آقا زنده بود و بخشی از آن را به ما می گفت. بخشی از آن که امروز ملعبه دست سیاسیون و نظامیون شده و هر ازگاه این شبها که می شود، نظامیون پاس می دهند در حلقه سیاسیون و می گویند که آنها مقصرند جیگر جنگیدن نداشتند و می خواستند از اول با مک فارلین کنار بیایند و سیاسیون هم توپ را می اندازند در زمین نظامیون که نظامیون این نامه شان است و اعلام کرده اند که اگر اینقدر تانک و اینقدر سلاح به ما بدهید، پنج سال بعد می توانیم برای شما پیروزی داشته باشیم! که نامه وقتی به دست حضرت روح الله رسید، دید اینها کارشناسان هستند و این نخست وزير دولت است، کودتاگر بزرگ و رئیس کودتاگران در دوره قبل، آن یکی فرمانده نظامی هایش است، که این نامه اش است  که درخواست کرده که اینها را به ما بده تا بجنگیم و بعد هم انتهای نامه اش نوشته که اگر هم اینها نباشد، عاشورایی می جنگیم. که بعد در نامه ای که به سید احمدخمینی داد که برای مجلس خبرگان ایشان قرائت فرمود گفت این آقایان گفته اند که اگر اینها را بدهید می جنگیم و اگر ندهید عاشورایی می جنگیم که این شعاری بیش نیست.
 
 
امام می فرماید که می گویند اگر نباشد می جنگیم، ولی این شعاری بیش نيست! آنهایی که آمدند در تلویزیون گفتند که آقا شعاری که نمی شود مملکت نگه داشت، این شعارها را اینقدر که من آویز گوشم هست، اگر چه در گوش بچه ام نیست و در گوش آنهایی که موهایشان سفید شده هم بدلیل آلزامیری که دچارش شده  نیست و بدلیل اینکه بنا ندارد رادیو و تلویزیون و رسانه ما، بچه ها  را با تاریخ سراسر خونین آگاه کند.
 
باید از پستوی همین صحبتها و جلسات برسیم به زخمهای بزرگ و آنها را دریابیم و خودمان را نگه داریم برای آینده چرا که اگر از تجربیات تلخ شکست، پیروزی حاصل نکنیم، مطمئناً دردوره های آتی باز هم از این سوراخ گزیده خواهیم شد.
 
تاريخ از جنگ احد چه نوشت؟
 
در حج عمره یا حج تمتع که تشریف می برید، وقتی به احد می رويد که مدفن عموی پیامبر حضرت حمزه سید الشهدا عليه السلام در این منطقه قرار دارد و روایت است از حضرت رسول صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم و دختر گرامیشان که کسی که به دیدار من در مدینه بیاید و به احد نیاید و قبرعمویم را زیارت نکند بر ما جفا کرده است، اما به محض اینکه به احد می آیی و برای حضرت حمزه دعا می خوانی تو را مي برند بالای همین جایی که فرمانده کل قوا جمعیتی بالغ بر هفتاد نفر را گماشت، فرمودند که شما تحت هر شرایطی تنگه را حفظ کنید. کار به صحنه مبارزه  نداشته باشید. کار به پیروزی یا شکست انجامید، شما موظفید که این تنگه استراتژیک را نگه دارید.
 
تاریخ چه نوشت؟ تاریخ نوشت که صحنه مبارزه سنگین و دشمن شکست خورد. عقب نشینی کرد. در این عقب نشینی غنایم زیادی مال و اموال وجود دارد. اینهایی که بالای تنگه احد هستند دارند نگاه می کنند همه دارنداز این غنایم بهره مند می شوند، خانه های چند صدمتری در ولنجک، پاسداران، زمینهای چند هزار متری، اموالهای بزرگ و پست و مقام کف زمین ریخته است، پس چرا نمی جنبید؟! رفقا دارند می برند، تو کجایی؟ خودت را تکان بده و از موضع بیا پائین تا نصیب تو هم بشود.
 
 خالد این ولید و لشکر ابوسفیان نگاه کردند که نقطه استراتژیک خالی شد. تنگه را دور می زنند وعقبه سپاه اسلام را می بندند و شروع می کنند و نبرد جانانه ای اتفاق می افتد. علی ابن ابیطالب كه جان همه عالمیان به قربانش، خونین از حدود هفتاد ضربه اي كه به پیکرش وارد می شود. یکی از رزمندگان چهره مشابهی با حضرت رسول دارد، به شهادت می رسد، در سپاه اسلام شایعه می شود که رسول خدا صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلم کشته شد، جنگ روانی شکل می گیرد، عقب نشینی و فرار و... رزمنده ای که حواسش جمع است، فریاد می زند که اگر نبی خدا هم کشته شد، خدای نبی که کشته نشده، رزمندها بجنگید.
 
خواصی هستند مثل آدمهای گیج و کلافه که دراین وضعیت وجود دارد. جان کلام داستان این است که عقب نشینی رسول گرامی اسلام به غار سنا، الان گر چه ملعون ها و خبیث ها دهانه غار را بسته اند آن بالا احشام را بالا می برند که فضولات بریزند که عطر این غار که یک نفر می تواند در آن جان پناه بگیرد عطر معطر به جان وجود مبارک آقا رسول الله که عجين شده با این دیواره غار از بین ببرند و هر کاری می کنند نمی توانند این احمقهای وهابی این را پاک کنند و امسال هم کاملاً آن را بستند، که انشاءالله به برکت این ماه مبارک و به برکت خون های پاکی که سالگرد و شهادت کشتار خونین حج است، خدایا امسال را سال فروپاشی بنیان آل سعود قرار بده.
 
می روی احد همه را جمع می کنند که آقا اینجا جایی است که رسول شما شکست خورد  الله اکبر همه کائنات را تو برای او آفریدی شکست خورد! رسول خدا با همه عظمتش آنجا شکست خورد. همه را می برند و هی نشانشان می دهند که آقا اینجا شکست خورد، اینجا،  شکست خوردیم و همه مسلمانان آنجا را به هم نشان می دهند.
 
ایرلندی آن بالا به زبان انگليسي از تو می پرسد که اینجا چه اتفاقی افتاده برای من توضیح بده آنجا گیج و کلافه هستی که دکتری و فوق لیسانس هم داري، مرده شور این زبانی که در دانشگاه به من یاد دادند ببرد، به کارم نمی آید! همه اش یا ing گذاشتم و همه اش با این مقولات بازی کردم و الان اینجان گیر کرده ام و نمی توانم چهار کلمه برای این ایرلندی توضح بدهم که whats happen here!
 
البته وضع روحانیونمان هم بهتر از این نيست  آنهایی هم که 20 سال در حوزه درس خوانده اند آنجا دو کلمه زبان عربی بلد نیستند، توضیح بدهند متاسفانه و دانشجویان هم که فارغ التحصیل دانشگاه جاسبی هستند، و آنها هم التماس دعا!!حالا شما می خندید و لی گریه دارد.
 
 
شباهت قطعنامه 598 با جنگ احد
 
من البته غافلگیر شدم و نمی دانستم که موضوع را شما گذاشته اید موقعیت بدر، سال دوم از هجرت حضرت رسول این نبرد سرنوشت ساز بدر اتفاق می افتد. اما در سال سوم جنگ احد اتفاق می افتد، گفتیم که هم تراز سالگرد قطعنامه است، این قطعنامه برای بچه رزمنده ها كه اینقدر ضجه زدند در خط و در پادگانها که از هر کدامشان بپرسید و هر کسی که یک جو حميت دارد، می گوید که در کل زندگی رحلت امام، پذیرش قطعنامه و زهرنامه بدترین روزهای زندگی ام بوده است. و لذا چون این اتفاق خیلی سخت بود با احد مقايسه کردم چون اتفاقی افتاد که احد پیش آمد و آن هم این بود که به حرف فرمانده کل قوا گوش نکردند.
 
قطعنامه اتفاق افتاد چون به حرف آقا گوش نکردند. والا تا قبلش قرار نبود که اینجوری بشود. بعد از پذیرش قطعنامه، همه آنها که خوش خیال بودند و  هی می گفتند که آقا کرکره را پائین بکش، آقا روح الله دیگر با تفکر تو نمی شود حکومت داری کرد  ما همه اش باید بجنگیم با آمریکا باید بجنگیم، با شوروی و انگلیس و فرانسه وسعودی و... باید بجنگیم پس کی زندگی کنیم؟ کی سروسامان  نگیریم؟ با مدل تفکر تو یعنی زندگی همه اش مبارزه . نمی خواهیم آقا، تو سرت درد می کند!شما می خواهی مچ با کل عالم بیندازی. خسته شدیم تا کی هی مقاومت و پایداری و سلاح نداریم مهمات نداریم. تحریم هستیم.
 
اگر بتوانيم دروغ جنگ ايران و عراق را از كتاب‌ها برداريم،‌خيلي هنر كرديم!
 
چون همه جا در کتابها و رسانه ها موظفند بگویند جنگ ایران  وعراق، ماهم موظفیم بگویم که این دروغی بیش نیست و اگر روزی خداوند این توانایی را به ما بدهد و بتوانیم این دروغ را از کتابها برداریم خیلی هنر کرده ایم. این لفظ را برداریم. برای اینکه قد و قواره شهدا را بشکنند و عظمت دفاع مقدس را پائین بیاورند می گویند جنگ ایران و عراق، این دروغ بزرگ است. این چه جنگ ایران و عراقی است که از هجده ملیت اسیرگرفته ایم؟ اینها را برایت نمی گویند.
 
این مدل تعریف از جنگ، مدل تحریف شده کسانی است که باعث و بانی پذیرش قطعنامه شدند. همانها دارند الان جنگ ما را تفسیر می کنند. همانها نباید بگذارند که شما عظمت وجود شهدا را درک  کنی. اولین نبرد، نبردی است که این تعاریف مضحک از نبردمان را بشکنیم.
 
بگویند شما نتوانستید در هشت سال کاری کنید، اما آمریکائی ها 25 روزه آمدند، کار را جمع کردند، پس چطور شعار می دهید که ما با آمریکا می جنگیم! همین رادیو تلویزیون  ماست و همین مدل تفسیرهایی که از جنگ می کنند.
 
خشت اول چون نهد معمار کج / تا ثریا می رود دیوار کج
 
بچه بر این باور است که با عراقیها که نمی توانند  خودشان را جمع کنند، جنگیده ایم. در مقوله بدر که درسال دوم هجری اتفاق افتاد. ویژگی این عملیات این است که رسول مکرم اسلام با یک جمع پاپتی بدون سلاح و لکن قلبهایی مملو و سرشار از ایمان به رسول خدا و یگانگی خداوند تبارک و تعالی و پیوسته در رکاب ولی زمان  جانفشانی کردند. موقعیت را رسول مکرم انتخاب می کند، 200 کیلومتری مدینه – زدن به کاروانهای کفار و وارد شدن در یک نبرد اقتصادی با اینها – موقعیت و غافلگیری را نبی مکرم اسلام تعیین می کنند. اینها مباحثی است که جایش اینجا نیست، اما رعایت اصل اطلاعاتي و عملیاتی و فرستادن جاسوس و نفوذی در داخل سپاه دشمن از نکاتی است که باید رعایت بکنیم. همین الان هم باید سرباز درون دشمن بفرستیم. اگر جبهه دشمن را رصد نکنیم نمی توانیم کاری کنیم، که از این دست رکبها الحمد الله دراین  مقطع دور جدید یک دو مورد عالی داشتیم. مثل همین قضیه مدحی.
 
مومنین در قلت تجهیزات و مهمات و دراوج خلوص و مشرکین هم در اوج اين یقین که اگر نبرد کنند همه اینها را قلع و قمع و مدینه را هم تصرف خواهند کرد. نبرد در می گیرد و پیروزی حاصل می شود و آیه شریفه "کم من فئة قلیلة" نازل می شود، پا برهنه ها و مظلومین و محرومین در اقتداری عجیب پیروز می شوند. خوب سال بعد آن شکست احد اتفاق می افتد. همه اینها  مسائلی است که در طول دفاع مقدس داشتید، چه زمانی که در خرمشهر پیروز شدید، بلافاصله آقا روح الله در پیامش فرموده که مواظب باشید غرور بد شما را زمین گیر نکند. جالب این است که 45 روز بعد از فتح خرمشهر - مصادف با چنین شبهایی-  عملیات رمضان شکل می گیرد و دقیقاً به همان علتی که آقا روح الله پیش بینی  کردند، مثل شکست احد، شکست مفتضحانه ای خوردیم.
 
چرا؟ گوش نکردیم. عملیات فتح خرمشهر به استیصال کامل رسیدید و رفتید خدمت حضرت امام و گفتید که ما نمی توانیم خرمشهر را بگیریم. اینقدر موانع سنگین است، که نمی توانیم.  شهید صیاد می گوید که حضرت امام گوش کردند و فرمودند هر آنچه را که لازمه تدبیر است انجام دهید مابقی را به او واگذار کنید.
 
اینها آمدند جبهه و فرماندهان را جمع کردند و گفتند شما که می گويید نمی شود، ما رفته ایم خدمت امام و امام فرموده اند که «تا توکلتان چقدر باشد» یک کلام از رهبر کافی است برای همت و متوسلیان و حسین خرازی؛ آنها مثل الان نیستند که هی بخواهد برایشان سخنرانی کند و  دو سه ماه یکبار همان کلمات را  دوباره تکرار کند، و جمع کند کل خواص را و دو مرتبه نکته نکته در دهان مسئولین بگذارد. خدایا حضرت آقا این مسائل را می‌گوید چرا براي من بعضی هایش بدیهی است. اینجوری انقلاب کردیم، اینها نکات مثبت ماست اینجاها ضربه خوردیم، این کارها  را نکنید و...
 
 
ساركوزي هم‌جنس باز از شما با شرف تر است!
 
آدم که نمی رود با جورج سورس برای براندازی جلسه بگیرد، با عبدالله سعودی آدم نمی رود برای براندازی جلسه بگیرد. ای خاک برسرتان! شما شرف ندارید. شرف سارکوزی همجنس باز از شما بیشتر است.  همین دور قبل در انتخابات فرانسه شکست خورد، آمد گفت خیلی دوست داشتم دوباره رئیس جمهور شوم. اما اقتدار فرانسه بالاتر از این است که بگویم تقلب شده بریزید به خیابان.
 
من بررسی کرده بودم شش میلیون رای داشتم، چرا شده شصد هزار! پس بریزید تو خیابون. آقا تو دیگه چرا؟! اون که مهندسه، اون که کروبی است، تو دیگه چرا؟ خواص گیج و کلافه! امت پابرهنه هم نگاه می کنند می گویند خدایا اینها که نان ولایت را می خورند.
 
چرا جيگر نمی کنند، علي رغم اينكه این همه مدل مختلف را می گوید، حج از دیدگاه امام خمینی را بگوید. کتاب می آورد، اول باید خاکش را بتکانی! تو که نان امام را می خوری چرا جیگر نمی کنی پیام امام قبل و بعد از حج خونین، این چهل صفحه را چاپ کنید تا این بچه كه با نظریات مختلف آشنا می شود، با نظر حضرت آیت الله الموسوی الخمینی هم آشنا شود. می دانید چه می گوید؟ می گوید تو را می شناسم، آدم شلوغ کن! حج که فقط از دیدگاه امام خمینی نیست ضمن اینکه امام خمینی اینطور که تو می گویی فقط  آدم مبارزه  نيست است. سرالصلواه هم دارد! همچين که بحث مبارزه و خون و خونریزی پیش می آید، اینجا آقایان دنبال سرالصلواه امام هستند! 
 
چه کسانی این حرفها را می زنند؟ همان‌هایی که وقتي امام دستور مي‌دهند هر کسی که صحت و سلامت دارد باید برود بجنگد، باز زنگ می زند که حضرت امام این واجب عینی است یا کفایی!
 
آقا چند روز پیش فرمودند که دولت هاي گذشته در مقابل  غرب در الفاظ و  درعمل کرنش کردند. التماس می کردند که حداقل  سه تا سانتریفیوژ بگذارید اما جک استراو گفتند به آقای کمال خرازی می رویم بررسی می کنیم نتیجه را اطلاع می دهیم. و اينها با جک استراو مشغول خنده بودند، از  رئیس شورای امنیت ملی گرفته تا رئیس دولت و وزیر خارجه و حتي تا  ریاست آتش نشانی اش همه اینها یک مدل بودند. اینها مثل احمدی نژاد نبودند که بگوید نیروی حزب اللهی زیادداریم وهی عوض کند. یکی از اشتباهات بزرگ احمدی نژاد این بود که فکر می کرد نیروهای ارزشي زیاد دارد و اینها را جابه جا کرد.
 
آن مقطعی که براندازان بخواهند دوباره برگردند، اگرچه که درخیلي جاها برگشتی در کار نیست، چون الان هستند در لباس نو ولی با مرام جاسوس و کثیف خودشان، با استعانت گرفتن از جورج سورس، عبدالله سعودی و.. و لذا دیدید که همه آنها شدند یک خط از شیمون پرز و اوباما تا سروش و گوگوش و رجوی و ریگی و کروبی و موسوی و 1500 NGO که درزمان هاشمی و موسوی تاسیس شد، همه ریختند کف خیابان و پسر من هم متوجه نبود و چند صباحی با اینها تکبیر گفت و وقتی دید که شعار داده می شود مرگ بر اصل ولایت فقیه، بچه علی رغم اینکه روغن سرش زده بود آمد بیرون پلاکارد دستش گرفت که آقای موسوی.. خوردیم به تو رای دادیم! 
 
بارک الله به شما مردم که اجازه ندادید یکبار دیگر قطعنامه 598   اتفاق بیفتد. ما نمی خواهیم دو مرتبه تواب شویم، ما مختار نمی خواهیم، ما می خواهیم درصحنه عمار شویم. آنجایی که آقا نیاز دارد شمشیر بزنیم. بگويیم ما هم مثل خیلی از خواص که نان نظام را خوردند و به وقتش حرف نمی زدند و پای کار نیامدند گیج و کلافه بودیم؟ 
 
دين فروشان دنيا پرست                                  سكوت شما پشت ما را شكست 
 
زبونيد و زخم زبان مي زنيد                               خموشيد و آتش به جان مي زنيد 
 
پسرم برای چه گیج و کلافه ای؟ برای اینکه به احمدی نژاد رای دادی؟ درخانواده می گویند ما كه تشخیص می دادیم که آقای احمدی نژاد آدم گیج و کلافه ای است، به این راي ندهید. رای به كسي بدهید که اوباما ازش حمایت می کند! اولین جواب باید به او بگويید که اگر هزار بار دیگر جبهه ای اتفاق  افتد که جبراً یک طرفش شیمون پرز و سارکوزی باشد و یک طرفش جبرا یکی مثل احمدی نژاد باشد و موظف به رای دادن باشیم باز هم به احمدی نژاد رای  می دهیم. 
 
مطلب بعد اینکه باز چیزی که گوش نکردیم و خوردیم. بارها روح الله گفت که پسرم اگر شکست خوردی ناراحت نباش زیرا که ائمه و اولیاء هم در مسیر الهی خود به همه اهداف آرمانی نرسیدند و در این مسیر شما 11 امام شهید دارید که کار را تمام نکردند. 
 
نکته دیگر اینکه می گوید این آقای سید علی چرا اینها را دارد راه می دهد؟ دو دفعه که می آید حسینیه امام کیپ تاکیپ اینها این زیر چفیه انداخته و ایستاده اند. اگه تو راست می گویی که اینها مرکز فرماندهی فتنه هستند پس چرا آقا اینها را دارد راه می دهد؟ چون آقا آقاست! كرم امام حسن مجتبی است دیگر! اگر آقا بخواهد مثل من و تو صفر و يكي برخورد کند و به دید حذفي بخواهد نگاه کند، خیلی ها باید جل و پلاس را جمع کنند و بروند! 
 
چون صخره باید بود پیش موج سرکش   /          سیلی جواب این هجوم سهمگین است
 
 
 
اینجا نه کوفه نه مدینه نه فلسطین        /           این مملکت ملک امیرالمومنین است 
 
 
ما از انگلیس نمی خوریم، از آمریکایی نمی خوریم، مملکت ملک امیرالمومنین است، مال این حرفها که چتر باز پیاده کنند، نیستند. جنس شما را می شناسند هرکدام از پدر و مادرها یک حسین فهمیده اند. حضرت روح الله  فرمود این قرن به خواست خدا قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است. 
 
در نهایت برادران پرچم  به دست شماست. مدیون تکه استخوانهایی هستید که امروز بعداز سه دهه وقتی از داخل کانال کمیل و فکه در می آورند تکان که می دهند استخوانها می ریزد پلاک ندارد نه اینکه پلاک ندارد من باهاش بودم توی نقطه رهایی دیدم پلاک را دارد در می آورد، گفتم پلاک را چرا در می آوری؟ گفت یک عمر مداحان برای ما گفته اند که مادرمان قبرش معلوم نیست و گمنام است اگر مادرم قبرش معلوم نیست من هم نمی خواهم با نام باشم و پلاک مال خودتان.
 
اما پشت پیراهنش مي نوشت:            
 
ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم            گرجان طلبد دریغ از جان نکنیم
 
 
 
 
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
 

حاشيه‌هاي اين مراسم
 
 این مراسم که در مسجد دانشگاه شیراز هم‌‎زمان با نماز مغرب و عشا برگزار شد، با استقبال پرشور جوانان انقلابی، به ویژه دانشجویان برگزار شد.
 
 
 
جذابیت جلسه برای جوانان به حدی بود که علی رغم گرمای طاقت فرسا، جوانان مومن و روزه دار تا بعد از نیمه شب مستمع مطالب سخنرانان بودند.
 
از دیگر ویژگی های بارز این جلسه، مشخص شدن جایگاه گفتمان انقلابی جبهه پايداري و عطش بی پایان و مقدس جوانان مومن و تحصیلکرده برای گفتمان ناب حضرت روح الله و شور و شوق ایشان بود.
 
شایان ذکر است قبل از شروع سخنرانی، آقای حاج مجید بادكوبه مداح اهل بیت به مدیحه سرایی و قرائت دعای افتتاح پرداختند.

 

 


 

 

 

 

دروپال طراحی سایت آموزش مجازی lms