صفحه اصلی ورزش اقتصاد فرهنگ تاريخ استانها ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
گفتاري از آيت الله جوادي آملي
گفتگو با نجف لك‌زايي و بهروز‌لك
گفتاری از حسن رحیم پور ازغدی -2
گفتاری از حسن رحیم پور ازغدی -1
مراودات رهبر انقلاب با شهید مطهری از زبان فرزند استاد
سخنرانی آیت الله جوادی آملی
احمد قديريان
جلال‌الدين فارسي
حجت‌الاسلام و المسلمين علي دواني
نسبت فرقان با مجاهدين خلق در گفت‌و‌گو با اسدالله بادامچيان
«فرقانيان و مسجد قبا» در گفت‌و‌گو با ماشاءالله رحيمي

مطلب ایشان با عنوان « از ایران اسلامی تا اسلام ایرانی» را می‌خواندم و به این فکر می‌کردم که شاید مدتی قلم نزدن در رسانه‌ها، فرصتی برای تجدیدنظر و تعمق بیشتر ایشان در برخی اندیشه‌ها بوده باشد. اما در میان پرداختن ایشان به نقد مکتب ایرانی، ناگهان با نقد «اسلام انقلابی» به عنوان نمونۀ دیگری از انحراف برخورد کردم.
موسوي خوئيني‌ها از كساني بود كه قبل از انقلاب به اين ذهنيت دامن مي‌زد كه هر نوع فعاليتي در دستگاه‌هاي دولتي و شبه‌دولتي، كمك كردن به رژيم است و حال آنكه توجه نمي‌كرد كه بعضي‌ها از همين كارهاي شبه‌دولتي توانستند به اندازه ده‌ها سال تاثير كار او داشته باشند و بلكه هم بسيار بيشتر. علنا مي‌گفت آقاي مطهري و آقاي مفتح كه تدريس در دانشگاه را پذيرفته‌اند، با حكومت سازش كرده‌اند و تبديل به ترمز انقلاب شده‌اند!
وقتی سخن از استاد به میان می آید، ناخودآگاه بیشتر وجه استدلالی و علمی او به ذهن متبادر می شود؛ انگار او در کتاب های کلیات علوم اسلامی، علل گرایش به مادیگری، خدمات متقابل اسلام و ایران و حداکثر در حماسه حسینی خلاصه شده است.
همین جا هم باید بزرگترین دشمنان را بشناسید؛ یعنی کسانی که این عقاید و اصول ما را تضعیف می‌کنند؛ کسانی که ولایت فقیه را در حد یک شعار سیاسی می‌خواهند؛ کسانی که به ولی فقیه به چشم یک رقیب نگاه می‌کنند و به دنبال ترویج سکولاریسم هستند. چه خیانتی بالاتر از این؟ در واقع این محکی بسیار مناسب برای شناخت خدمت و خیانت افراد است.
در اين ميان دهه چهل را بايد اوج فعاليت‌هاي ايشان در حسينيه ارشاد دانست و در دهه پنجاه شاهد توجه جدي ايشان به خودسازي معنوي تحت نظر آيت‌الله تهراني، ارتباط قوي‌تر با امام، بنيانگذاري جامعه روحانيت و در نهايت با شهادت آيت‌الله مصطفي خميني، ورود به فاز مبارزه سياسي تمام عيار هستيم.
استاد نسبت به اندیشه‌های دکتر شریعتی انتقادات بنیادی و اساسی داشتند و معتقد بودند تفکر او فاقد بن‌مایه‌های مستحکم فلسفی و دینی است. هرچند از این بابت که او درفضای الحادی آن روزها، شور و احساسات دینی را در جوانان برانگیخته بود، او را تحسین می‌کردند. دکترشریعتی از معارف اسلامی اطلاع کامل و دقیقی نداشت، اما آدم منصفی بود و با کسی عناد نمی‌ورزید و کسی نبود که انتقاد صحیح را نپذیرد.
حادثه جمع‌آوري و خمير شدن كتاب «بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي» اثر استاد شهيد مطهري، در سال‌هاي نخست دهه 60 و «آنچه در حاشيه و توالي آن صورت پذيرفت»، از حوادث تلخ زندگي فرهنگي مردم ما پس از پيروزي انقلاب اسلامي است.
مطهري، طرفدار مراجعه به استنباط از منابع ناب اسلامي و كتاب و سنت بود. صددرصد معتقد به اين بود كه بايستي ما تفكرمان را از كتاب و سنت بگيريم؛ در حالي كه مرحوم شريعتي تحت تأثير بسياري از افكار زمان خودش قرار داشت و از آن افكار اطلاع داشت و آن افكار در برداشتهاي اسلامي‌اش اثر مي‌گذاشت.
همين گروه منافقين را كه امروز شما ملاحظه مي‌كنيد كه شايد دم از علاقه‌مندي به شريعتي هم بزنند، اينها كساني بودند كه شريعتي را تخطئه مي‌كردند. يعني اينها مي‌گفتند كه وجود شريعتي به عنوان يك سوپاپ اطمينان است. يك دريچه اطمينان است و حسينية ارشاد در جهت خواستهاي دستگاه است. و اگر شريعتي اين سخنراني‌ها را نداشته باشد و نيايد و اين حرفها را نزند، ما موفقيتهاي بيشتري خواهيم داشت، به اين دليل با شريعتي بسيار مخالف بودند.
مرتضي مطهري دانشيار دانشكده الهيات دانشگاه تهران مي باشد و تحقيق مستقيم از نام برده پيرامون مفاد خبر به حفاظت شنبه لطمه وارد مي نمايد ضمناً شنبه مورد اعتماد است و به صحت گزارش وي مي توان اعتماد داشت.
در حكومتي كه بر مبناي دين بر پا شده و دارد به نام نايب امام زمان(عج) حكومت مي‌كند، نمي‌شود كه يك كسي از راه برسد و بگويد بگذاريد مردم خوش‌ باشند. كسي مخالف خوشي نيست، ولي خوشي‌ها بايد در چهارچوب اعتقادات باشند.
شهيد مطهري در نامه‌اي كه به امام نوشتند، ضمن طرح انتقاداتي نسبت به دكتر شريعتي، به اين نكته اشاره ‌كردند كه عده‌اي از شخص شما تعريف مي‌كنند، اما ساير روحانيون را مي‌كوبند! اين اشاره نشان مي‌دهد كه ايشان متوجه ظهور جرياني متشكل از عناصري متنوع از جمله برخي از روحانيون به ظاهر مبارز شده بودند كه حامل چنين فكر مضر و مسمومي بودند.
طرفداران شريعتي در همه جا زياد بودند و به همين دليل پرونده‌، خوب پيگيري نشد و بالاخره نفهميديم جزئيات اين رويداد چه بود.
هر وقت تفاسير ذوقي و سليقه‌اي، زياد شود، بالطبع گروه‌هاي انحرافي هم بيشتر شكل مي‌گيرند. يكي از شگردهاي بني‌عباس در مقابل اهل بيت هم همين بود، يعني سعي مي‌‌كردند در مقابل كساني كه متوليان رسمي و شناخته شده تبليغ دين در جامعه بودند، پايگاه‌ها و دكان‌هاي جعلي و غيرواقعي باز كنند. اين خط انحرافي منحصر به حالا نيست و هميشه وجود داشته است.
تعارضي كه با مرحوم مطهري ايجاد شد، به اين دليل بود كه اكبر گودرزي به لحاظ اسلوب فكري، ناخالصي‌هائي داشت و شايد هم افكار ماركسيستي كه در آن مقطع در ميان اقشار روشنفكر شايع بود، در او هم وجود داشت.
واقعيت اين است كه احساس مي‌كردم آقاي مطهري خيلي انقلابي نيستند! چهره‌هاي ديگري در ايران بودند كه زندان مي‌رفتند و آزاد مي‌شدند، مثل آقاي هاشمي رفسنجاني، آقاي خامنه‌اي، آقاي منتظري، آقاي مرواريد، آقاي رباني شيرازي و ديگران. چهره‌هاي متعددي بودند و برايم كمي ثقيل بود كه ايشان چرا ما را به آقاي مطهري ارجاع دادند؟ ولي با توجه به ارادت ويژه‌اي كه به امام داشتم، پذيرفتم و به ايران برگشتم.
من در بازجوئي از اكبر حضور داشتم. يك بار متهمي از اين گروه را براي چند سئوال و جواب نزد گودرزي آوردند. به او گفتند: بنشين! گفت: نمي‌نشينم. پرسيدند: چرا؟ گفت:‌ رهبر و اماممان گودرزي بنشيند تا من بنشينم(!)
وقتي به استاد عرض كرديم كه براي پيگيري موضوع انتصاب نماينده امام در كميته آمده‌ايم، ايشان فرمودند: «همين الان خدمت امام مي‌روم و موضوع را دنبال مي‌كنم.» حالت استاد همه ما را به تعجب واداشت. انگار كه از خود بي‌خود شده بود. ايشان به‌‌رغم آن همه وقار و متانت، حال وهواي كودكي را داشت كه بعد از سال‌ها فراق به آغوش مادر يا براي ديدن پدر خود مي‌رود.