ورزش اقتصاد

فرهنگ

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
دوشنبه، 31 شهريور 1393 11:42
تبلیغات














آیا ایران واقعا جهنم است!؟

محمود شمس یا همان ماشاءالله شمس الواعظین در مصاحبه با دویچه وله به تاریخ 21/10/2009 دربارة جشنواره مطبوعات در ایران گفته است:«این جشنواره نیست،بلکه سوگواره مطبوعات است.» دویچه وله که از این توصیف شمس به وجد آمده بود نظر شمس را درباره گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز پرسید که در آن آمده بود ایران در چهارمین رتبه «جهنم مطبوعات» قرار دارد. شمس با قوت تمام این گزارش را تأیید کرد.

به گزارش بولتن، شمس در همین مصاحبه که به عنوان (سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات) در آن سخن می گفت، برای اثبات ادعایش مبنی بر «سوگواره مطبوعات» و «ایران، جهنم مطبوعات» استدلال وقیحانه ای را مطرح کرد: «تنها انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، که هم اکنون من به عنوان سخنگوی آن با شما حرف می زنم، سه تن از اعضای شورای مرکزی اش، آقای زیدآبادی، آقای سحرخیز و یک عضو دیگر، بدون هیچ گناهی و فقط به دلیل رویدادهای سیاسی پس از انتخابات در بازداشت به سر می برند. انجمن های دیگر هم همین طور، انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران پلمب شده، بسیاری از روزنامه نگاران از کار بیکار و ممنوع الخروج شده اند. آمارها نشان می دهد که بسیاری از روزنامه نگاران قصد مهاجرت و ترک کشور را دارند که با لیست ممنوع الخروجی موجود در فرودگاه بین المللی امام خمینی مواجه می شوند و مشکلاتشان صد چندان می شود. ... هیچ روزنامه نگاری صبح که به سر کار خود می رود امید به بازگشت ندارد.»

آیا یک عقل سالم و منصف چنین مهملاتی را می پذیرد؟ آن سه نفر عضو شورای مرکزی انجمن مذکور به جرم نقش داشتن در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات و جرایم محرز دیگر دستگیر شدند و بازداشت آنها ربطی به فعالیت روزنامه نگاری یا عضویتشان در انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نداشته است. بدیهی است که روزنامه نگار بودن نمی تواند مصونیت قضایی در برابر ارتکاب جرم ایجاد کند. در ثانی، اگر بنا بود که همه روزنامه نگاران یا اعضای انجمن مذکور دستگیر شوند، چرا خود شمس دستگیر نشده و آزادانه دارد این حرف ها را به رسانه های بیگانه تحویل می دهد؟

آیا انجمن صنفی منحله روزنامه نگاران بدون دلیل محکمه پسند تعطیل شده؟ آیا شمس، که خود در هیئت مدیره معزول انجمن صنفی بوده، از حکم مرجع قانونی برای تعطیلی آن بی خبر است؟ و آیا تخلفات مکرر هیئت مدیره و سوء مدیریت آنها در اداره انجمن را از یاد برده که آه و فغان روزنامه نگاران را به گوش فلک رسانده بود و هیچ کاری نمی توانستند بکنند؟ یا شاید مزه سفرهای خارجی با هزینه اعضای بینوای انجمن زیر دندانش مانده. و ده ها مسئلة دیگر که لازم است مرجع قضایی به آنها و اسناد انجمن رسیدگی کند تا حق هزاران عضو آن پایمال نشود. و البته مرجع قضایی بسیار تأمل برانگیز، در این زمینه تعلل می کند ،شاید تحت تأثیر القائات کسانی مانند شمس قرار گرفته که حرف هایشان دقیقاً مطابق منویات و خواست رسانه های بیگانه و وابسته به دستگاه های اطلاعاتی غرب است. باید به یاد شمس و همچنین دستگاه قضایی بیاوریم که ایشان ارتباطاتی با سفارت عربستان و نیز همکاری صمیمانه ای با بی.بی.سی. و رادیو فردا و العربیه و... دارد.

اما نکته دیگر در رابطه با گفته های شمس، این ادعای شگفت انگیز است که «بسیاری از روزنامه نگاران قصد خروج از کشور را دارند اما با لیست ممنوع الخروجی موجود در فرودگاه امام خمینی مواجه می شوند.» اولاً قید «بسیاری» یعنی چه تعداد؟ اگر تعداد روزنامه نگاران کشور را چهار هزار نفر فرض کنیم، «بسیاری» از آنها یعنی چه تعداد؟ آیا این روزنامه نگاران به راحتی می توانند از کشورهای مختلف ویزای مهاجرت بگیرند و آیا وسع مالی آنها چنان است که هزینه های مهاجرت را تأمین کنند؟ شمس به خوبی می داند که تعداد انگشت شماری از روزنامه نگاران که طی سالهای گذشته «مهاجرت» کردند در واقع مورد استفاده دستگاه های اطلاعاتی غرب قرار گرفتند و بهای «مهاجرت» را پرداختند؛ برای مثال، مسیح علی نژاد را که به یاد دارید. او با توهین به هویت ایرانیان ویزای مهاجرت گرفت و قبل از آن هم بارها به نفع دشمنان این مرز و بوم قلم زد و امثال او هم به همین ترتیب.

اما اشاره شمس به جلوگیری از مهاجرت «بسیاری» از روزنامه نگاران به خارج کشور، شاید به قصد دو سه تن از دوستانش در انجمن منحله مانند خانم ها مفیدی و ابراهیمی و فتاحی باشد.اما یا شمس خبر ندارد یا مفیدی و دو خانم دیگر دروغ می گویند زیرا مفیدی مدعی شده بود آن سفر، یک سفر خانوادگی بوده و نه سفر مهاجرتی و کاری! به نظر می رسد که شمس درست گفته باشد و مفیدی اساساً پس از این همه افتضاحاتی که در انجمن به بار آورده، بار و بندیلش را جمع کرده بوده که از ایران برود و در جایی دیگر با پز روشنفکری و روزنامه نگاری و طرفداری از آزادی بیان نان بیگانگان را بخورد. و البته اعضای انجمن هم که وی این همه سنگ آنان را به سینه زده بروند دنبال کاری دیگر. یا به قول شمس مهاجرت کنند!

در هر حال، از میان گفته های این دو یار قدیمی می توان دریافت که «توطئة های رسانه ای» علیه ملت و مملکت ایران تا کجاها امتداد یافته و می توان فهمید که این افراد که مدعی دفاع از آزادی بیان و حقوق روزنامه نگاران هستند، بیشتر و بلکه تمام و کمال در پی منافع شخصی خویشند. و برای همین فضای کشور را اینچنین در خوشامد بیگانگان سیاه جلوه می دهند که روزنامه نگاران ایران صبح که از خانه به محل کارشان می روند، امید به بازگشت ندارند! دریغ از ذره ای .... حرفه ای.

کد خبر:40084 -

نظرات کاربران

نام:
ايميل:
نظر
کد امنيتی كد امنيتي تغيير تصوير
 
ارسال