ورزش اقتصاد

فرهنگ

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
  به زودی؛ اعدام زنی در ایالت ویرجینای آمریکا      ده هفته تعطیلی در 6 ماه؛ مجلس نیمی از سال را تعطیل بوده است       کشف هفت تن گوشت آلوده پیش از ورود به شبکه توزیع تهران      پادويي سياسي براي مجرمين پس از انتخابات يا فعاليت حقوقي؟      "کوشنر"به هواخواهي از زن‌ بدکاره خودش را به ايران دعوت کرد!      اين صحنه‌ها در لس‎آنجلس هم اجرا نمي‌شود      يك نماينده خواستار تحقيق و تفحص از مجلس شد      امریکا تا انتخابات نوامبر پشت میز مذاکره هسته‌اي نمي‌نشيند      دولت شنبه را تعطيل اعلام كرد      ما تحريم‌ها را دور مي‌زنيم و تحريم کنندگان را ناکام مي‌گذاريم    
پنجشنبه، 18 شهريور 1389 11:32
تبلیغات



واقعيت مخالفت علما با وزارت زن

صدرا ساری

سه بانوی ایرانی برای تصدی سه وزارتخانه آموزش و پرورش، بهداشت و رفاه از سوی رئیس‌جمهور دهم به مجلس شورای اسلامی معرفی می شوند. این اقدام رئیس‌جمهور بازتاب ها و تحلیل های متفاوتی را در پی داشته است. شاید این اختلاف آرا نتیجه بدیع وتازه بودن این مسئله در نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد اما در این میان، نظر فقها و مراجع تقلید بیش از همه حائز اهمیت است. فتاواي برخي مراجع تقليد مبنی براين است كه آقاي دکتراحمدي‌نژاد بهتر بود به جاي زنان از مردان متخصص و با تجربه در كابينه خود استفاده مي كرد و اگر ما مرداني با تجربه نداشتيم، آنگاه ايشان مي توانست زنان را در كابينه خود جاي دهد‏.

اما ریشه این نظر بزرگان کجاست؟ کنکاش در منشأ این واکنش‌ها علاوه بر پاسخ به برخی شبهات، نخبگان را به تبیین دقیق تری از جایگاه زنان درساختار یک نظام سیاسی اسلامی وا خواهد داشت و مانع از بهره برداری های جناحی از این موضوع می شود.

علامه طباطبایی مفسر بزرگ قرآن در تفسیر المیزان با بیان اینکه عامه مردان بر عامه زنان قیمومیت دارند، چنین می نویسد: "قیم بودن مردان بر زنان عمومیت دارد، ومنحصر به شوهر نسبت به همسر نیست و چنان نیست که مردان تنها بر همسر خود قیمومیت داشته باشند، بلکه حکمی که جعل شده، برای نوع مردان بر نوع زنان است، البته در جهات عمومی که ارتباط با زندگی هر دو طایفه دارد، و بنابراین پس آن جهات عمومی که عامه مردان در آن جهات بر عامه زنان قیمومت دارند، عبارت است از مثل حکومت و قضا (مثلاً) که حیات جامعه بستگی به آنها دارد، و قوام این دو مسئولیت و یا بگو دو مقام بر نیروی تعقل است."(1)

علامه طباطبایی برای تشریح هر چه بیشتر موضوع می نویسد: "این معنا بر احدی پوشیده نیست، که قرآن همواره عقل سلیم را تقویت می کند و جانب عقل را بر هوای نفس و پیروی از شهوات و دلدادگی در برابر عواطف و احساسات تند و تیز ترجیح می دهد."(2)

ایشان با اشاره به این مطلب که قرآن در عین حال مساله عواطف پاک و درست و آثار خوبی که آن عواطف در تربیت افراد دارد می پذیرد، می افزاید: "چیزی که هست، قرآن عواطف را از راه هماهنگ شدن با عقل تعدیل نموده، عنوان پیروی به آنها داده است، به طوری که عقل نیز سرکوب کردن آن مقدار عواطف را جائز نمی داند. یکی از مراحل تقویت عقل در اسلام این است که احکامی را که تشریع کرده بر اساس تقویت عقل تشریع کرده، به شهادت این که هر عمل وحال و اختلافی که مضر به استقامت عقل است و باعث تیرگی آن در قضاوت و در اداره شوون مجتمعش (مدیریت جامعه) می شود، تحریم کرده است."(3)

علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه زنان به داشتن عقل کمتر و عواطف بیشتر ممتاز از مردانند و مردان به عقل نیرومندتر و ضعف عواطف ممتاز از زنانند، قدرت تعقل مردان را بیشتر و قوی تر از زنان معرفی می کند. ایشان در ادامه تصریح می کند: "خوب معلوم است که هیچ دانشمندی از چنین شریعتی و با مطالعه همین مقدار از احکام آن جز این توقع ندارد که در مسائل کلی و جهات عمومی واجتماعی زمام امور را به دست کسانی بسپارد که داشتن عقل بیشتر امتیاز آنان است، چون تدبیر در امور اجتماعی از قبیل حکومت و قضا وجنگ نیازمند به عقل نیرومند است و کسانی را که امتیازشان داشتن عواطف تند و تیزتر و امیال نفسانی بیشتر است، از تصدی آن امور محروم می سازد."(4)

بزرگ‌ترین مفسر قرآن در تفسیر شریف المیزان می نویسد: "اسلام همین کار را کرده و در آیه ای که گذشت فرموده: «الرجال قوامون علی النساء»(5). سنت رسول خدا (ص) نیز در طول زندگیش بر این جریان داشت، یعنی زمام امور هیچ قومی را به دست زن نسپرد و به هیچ زنی منصب قضا نداد و زنان را برای جنگیدن دعوت نکرد -البته برای جنگیدن نه صرف شرکت در جهاد، برای خدمت، جراحی و امثال آن- و اما غیر این امور عامه واجتماعی از قبیل تعلیم وتعلم وکسب، پرستاری بیماران و مداوای آنان وامثال این گونه امور که دخالت عواطف منافاتی با مفید بودن عمل ندارد، زنان را از آن منع نفرمودند و سیرت نبویه بسیاری از این کارها را امضا کرد."(6)

در نهایت علامه در جمع بندی مطالب خود چنین می نگارد: "جای تردید باقی نمی ماند که ممنوعیت زنان از شرکت در امر جها د و امر قضاوت و حکومت بر مردم سنت واجبی بوده است."(7) ایشان در ادامه عدم تمکین فرمان الهی را نوعی ماتریالیسیم و غرب زدگی می خواند و می نویسد: "هیچ بعید نیست که اسلام اموری را تعظیم کند و ما مسلمانانی که در محیط مادیت و غرب زدگی به بار آمده ایم، آن را حقیر بشماریم، یا اسلام اموری را حقیر بشمارد که در چشم و درک ما بسیار عظیم باشد و بر سر آنها سر و دست بشکنیم، و ظرف در صدر اسلام، ظرف تقوا و ایثار آخرت بر دنیا بود، نه ظرفی که ما فعلا داریم."(8)

از جمله کسانی که به این مسئله پرداخته، علامه حسینی طهرانی است؛ ایشان در کتاب "ولایت فقیه در حکومت اسلام" ضمن اشاره به آیه 34 سوره نسا می نویسد: "ما می پرسیم: خداوند تبارک وتعالی که زن را قیم و سرپرست و صاحب اختیار در خانه و کاشانه کوچک خود به امور جزئیه و پست قرار نداده، چگونه او را قیم قرار می دهد بر همه خانه ها و بیوت امت (و هی الدوله الاسلامیه)؟ آیا قیمومیت حکومت که مطابق است با سرپرستی عامه، اعظم از قیمومیت بیت نیست؟! آیا معقول است که خداوند بگوید: زن نمی تواند قیم خانه خود باشد، ولی در عین حال می تواند قیم تمام مردان و زنان ملت باشد؟! آیا ممکن است مسلمانی به زبان بیاورد یا حتی تخیل کند این را که: خداوند زن را قیم برای میلیون‌ها نفوس (چه مذکر و چه مؤنث) قرار داده است، اما قیم بر شوهر خود قرار نداده است؟!"(10)

ایشان می افزاید: "ما می بینیم در زمان پیغمبر(ص) و در زمان خلفا، حتی یک مورد پیدا نشد که زن‌ها را امر به خروج، و یا متصدی حکومت و ریاست کرده باشند. حتی در یک مورد که هم عایشه علیه امیر المومنین(علیه السلام) خروج کرد، مورد مذمت ونکوهش قرار گرفت؛ البته نه فقط به جهت جنگ با علی(علیه السلام)، بلکه از اینکه تو زن هستی و وظیفه ات خروج از بیت نبوده است؛ چرا از خانه بیرون آمدی؟!"(11)

علامه طهرانی در آخر نتیجه می گیرد: "تمام مصادری که در آنها شائبه ولایت هست، مثل: نخست وزیری، وزارت، ریاست ادارات، استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، بخشداری‌ها و هر پستی که جنبه ولایی دارد، زن نمی تواند متصدی آن بشود."(12)

آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه با شرح و توضیح سوره احزاب به جانب دیگری از این موضوع می پردازد. آیه 33 سوره احزاب خطاب به زنان پیامبر می فرماید: «و قرن فی بیوتکنّ ولا تبرّجن تبرّج الجاهلیه الاولی»(13) یعنی: در خانه های خود بمانید وهمچون جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید. آیت‌الله مکارم شیرازی می نویسد: " تبرج به معنی آشکار شدن در برابر مردم است، و از ماده« برج» گرفته شده که در برابر دیدگان همه ظاهر است. بدون شک این یک حکم عام است." ایشان می افزایند: "به هر حال این تعبیر نشان می دهد که جاهلیت دیگری همچون جاهلیت عرب در پیش است که امروز در عصر خود آثار این پیشگویی قرآن در دنیای متمدن مادی را می بینیم."(14)

علامه طهرانی نیز در این زمینه می نویسد: "آیا ممکن است بین این دو مطلب جمع کنیم و بگوییم خداوند می گوید: زنها باید در بیوت مستقر باشند؛ واز طرفی اشکال ندارد که زن‌ها در مجالس مردان حاضر شوند و خود را نشان بدهند، صدا بلند بکنند... این امور برای کسانی که تصدی امور عامه را می کند، ضرورت دارد؛ به‌خصوص اینکه امر از اموری باشد که احتیاج به بحث و گفتگو داشته با شد."(15)

با این وصف و عمومیت حکم، سایر زنان مسلمان نیز باید حضور در منزل را به عنوان یک اصل بپذیرند و از حضور بی مورد در عرصه اجتماع خودداری ورزند، خصوصاً زمانی که از آرایش و زیورآلات خود برای تبرج استفاده می نمایند. امیرالمومنین نیز دربخشی از نامه 31 نهج البلاغه این موضوع را یاد آور می شود: "در پرده حجاب نگاهشان دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش عامل سلامت واستواری آنان است..."(16)

با توجه به آنچه در فوق بدان اشاره شد، می توان نتیجه گرفت:

از منظر قرآن، سرشت زن و مرد، سرشتی واحد و یکسان است. اسلام نگاه شرنگر دیگرمکاتب بشری را نسبت به جنس زن ندارد و در آیات متعدد با کمال صراحت می فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر مردان آفریدیم. از سوی دیگر قرآن کریم تصریح دارد که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست بلکه رابطه مستقیمی با ایمان و عمل صالح دارد فلذا قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدیس، از یک زن بزرگ و قدیسه یاد می کند. در نتیجه اسلام در نگاهی متعالی به زن، وی را به چشم موجودی متعالی می نگرد که توانایی طی تمام مراتب معنوی، انسانی و علمی را به صورت بالقوه در خود دارد.

اسلام با نگرشی واقع نگرانه نسبت به جنس زن و مرد، با در نظر گرفتن تفاوت‌های ناشی از قانون خلقت، مسئولیت ها و حقوق و وظایفی متمایز از یکدیگر برای آنان قائل است. این تفاوت‌ها راه تناسب بین زنان و مردان را تسهیل کرده و آنان را برای یک زندگی مشترک مهیا می نماید. دو گونگی احساسات مردان وزنان نسبت به هم مؤید همین مطلب است.

تفاوت‌های جسمی و روانی بین دو جنس زن و مرد، زمینه تقسیم وظایف فردی واجتماعی را فراهم می آورد. زنان با عواطف واحساساتی عمیق تر و شدیدتر، مسئولیت نگهداری از فرزندان و ازهمه مهم‌تر تربیت انسان و انسان سازی را بر عهده دارند. و ظیفه ای که شاید هیچ مردی به شایستگی زنان نتواند از عهده آن برآید. در حقیقت مسئولیت ساخت جامعه به دست زنان توانمند آن صورت می گیرد، چراکه
آنان از طریق تربیت افرادی سالم، صالح و بی عقده عملاً جامعه و اجتماع را سامان می دهند. مقام معظم رهبری در این باره در دیدار جمعی از بانوان استان هرمزگان فرمودند: "اساسی ترین کار زن، کاری است که با خلقت زنانه او، با احساسات و عواطف به ودیعت نهاده الهی در وجود او، همخوان وهماهنگ باشد. رسیدن و پرداختن به عواطف جوشان و پاسخ گفتن به آن محبتی که خدای متعال در وجود زن نهاده است، مهم است."(17)

اما علت اینکه زنان از حضور در برخی مناصب از جمله مدیریت کلان جامعه(حکومت)، فرماندهی جنگ و قضاوت منع شده اند نیز به دلیل همین عواطف و احساسات ژرف و شدید است که بر قوه تعقل آنان غلبه دارد. دراین رابطه دربخشی ازنامه 31 کتاب نهج البلاغه از قول امیر بیان علی (علیه السلام) خطاب به امام حسن مجتبی (علیه السلام) چنین آمده است: "در امور سیاسی کشور از مشورت با زنان بپرهیز، که رأی آنان زود سست می شود و تصمیم آنان ناپایدار است..."(18) از سوی دیگر، توان جسمی زنان از مردان کمتر بوده که موجب می گردد تا مردان انجام برخی امور را به صورت انحصاری بر عهده گیرند. امیرالمؤمنین در بخشی دیگر از نامه 31 می فرمایند: "کاری که برتر از توانایی زن است به او وامگذار که زن گل بهاری است، نه پهلوانی سختکوش."(19) همچنین درنامه 14 در وصف زنان می فرمایند: "...آنان در نیروی بدنی و روانی واندیشه کم توانند..."(20) با این اوصاف، محرومیت زنان از برخی مشاغل، نه ظلم اجتماع و نه اجحاف اسلام در حق آنان است بلکه به دلیل موقعیت روحی و جسمی جنس زن است، کما اینکه مردان نیز به جهت دارا بودن روحیاتی خشن تر، توانایی انجام اموری را ندارند.

شهید مطهری نیز در کتاب پیرامون جمهوری اسلامی ایران در رابطه با نقش زنان در جمهوری اسلامی با ذکر یک نمونه تاریخی به این مساله می پردازد و آن را چنین بیان می کند: "پیغمبر زن‌ها را در جنگ‌ها شرکت می داد ولی آنها کاری که متناسب با زن‌ها بود، انجام می دادند. احیاناً در مواقع شدت، زن‌ها شمشیر بر می داشتند چنانچه در جهاد اسلامی اگر موقع دفاع شود، زن و مرد و کوچک و بزرگ، همه باید شرکت بکنند و شرکت می کنند. ولی رسول خدا حد الامکان زن‌ها را به کارهای متناسب با خودشان مثل پانسمان کردن می گماشت."(21)

مقام معظم رهبری نیز با نگرشی عمیق تر به این موضوع پرداخته و در دیدار جمعی از نمایندگان زن مجلس ششم فرمودند: "بحث اینکه زنی وزیر بشود یا نشود، یا در مجلس عضو هیئت رئیسه باشد یا نباشد؛ این مساله‌ای نیست که ما آن را در قضیه زن‌ها تأثیرگذار بدانیم؛ به هیچ وجه این طور نیست. شما ملاحظه بفرمایید، مثلاً در بنگلادش که این خانم سر کار است و قبل از او یک خانم دیگر مسئولیت داشته، مگر در بر طرف کردن مشکلات زنان در کشور بنگلادش چقدر اثر داشته اند؟... یا در هند که خانم ایندیرا گاندی نخست وزیر بود، چقدر ازاین مشکلات کاسته شده بود؟ بنده ایشان را از نزدیک دیده بودم؛ زن خیلی فرزانه، عاقل و مقتدری بود و سال‌ها در مبارزات شرکت داشت؛ اما آیا در رفع مشکلات زنان هند اثر گذاشته بود؟ البته من در زمینه تحقیقی نکرده ام؛ جا دارد شما تحقیق کنید. آن طور که من دورادور نگاه می کنم، می بینم اینها هیچ اثری نداشته اند. بنابراین مسئله اصلی زن، اینها نیست. این که یک زن، معاون وزیر یا استاندار و یا سفیر بشود، مگر چقدر اثر دارد؟ مگر دنیا در خصوص رشد و تمییز یک کشور در برطرف کردن مشکل زن و مرد، به این چیزها نگاه می کند؟ مگر قضاوت دنیا درباره بنگلادش این است که این‌ها مسائل زن‌ها را حل کردند؟ مگر کشوری مثل امریکا، در طول این 200 سال چند نفر رئیس‌جمهور زن داشته است؟ خود آن‌ها مدعی همه دنیایند."

ایشان در ادامه می فرمایند: "من می گویم به مساله اصلی نگاه کنید. مساله اصلی، فرهنگ عمومی جامعه است. ما دچار یک مشکل فرهنگی هستیم. چرا همه اش خیال می کنیم که اگر معاون وزیر، یا معاون استاندار یا فرماندار فلان شهرستان دور دست شدیم، ارزش پیدا می کنیم؟ من می خواهم شما این نگرش را در جامعه تصحیح کنید."(22)

برای ذکر نمونه ای تاریخی از سیره ائمه معصومین می توان به زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره کرد. ایشان در سراسر عمر کوتاه اما پر فراز ونشیب خود، گرچه در شوونی از مسائل سیاسی و اجتماعی زمان خود وارد شدند و صحنه سیاسی روز و خصوصاً حمایت امام زمانشان را ترک نکردند اما هیچ‌گاه عهده دار مناصب سیاسی نه در زمان پیامبراکرم(ص) ونه در زمان امیرالمومنین(علیه السلام) نشدند؛ لازم به تأکید است که ایشان نسبت به تمام زنان عالم در تمام زمینه های علمی، معرفتی و معنوی شایسته ترین بوده و هستند.

درنهایت، در پاسخ به کسانی که حضور زنان در مناصب کلان سیاسی را با استناد به احادیث به دلیل حضور 50 زن در سپاه 313 نفری امام زمان (عج) استنباط می کنند، باید گفت:

1.در استناد به احادیث باید روایات را به قرآن و سنت اهل بیت عرضه کرد؛ اگر با آنها همخوانی داشت، بدان استناد کرد، در غیراین صورت (فضربوها علی الجدار) محلی از اعراب ندارد.

2. در زمان امام عصر(عج) سطح درک و علم و بینش دینی مردم به شکل قابل توجهی رشد می کند، در نتیجه نمی توان شرایط محیطی آن عصر طلایی را با جریان کنونی مقایسه کرد.

3. زنان حاضر در سپاه حضرت حجت(عج) جزء بهترین زنان در دوره خود بوده اند و شایستگی آنان همه جانبه است، در صورتی که انتصاب زنان حاضر درعرصه سیاست، چنین شاخصی را به شکل مشخصی در خود ندارد.

4.زنانی که در زمان ظهور امام عصر(عج) ایشان را یاری می نمایند، در درجه اول به امور مربوط به بانوان پرداخته و در درجه بعد در فعالیت های اجتماعی همچون پرستاری و مداوای مجروحین شرکت دارند. لذا حضور زنان در عرصه سیاسی به طرزی که شائبه قیمومیت بر مردان در آن وجوداشته باشد، به دلیل مخالفت با نص صریح قرآن اساساً غلط و در حکومت مهدوی جایی ندارد.

شایان ذکراست که مخالفت علما و مراجع با انتخاب وزیران زن-که از مصادیق مسلم قیمومیت و ولایت زنان بر مردان است-، نه به جهت تحجر بلکه بر اساس مستندات قرآنی، سیره اهل بیت و احادیث معتبر است (که در مطالب فوق به برخی از آنها اشاره کردیم). برخي از مراجع معتقدند كه حضور زنان در كابينه با ساختار تدويني آنها سازگاري ندارد و اين‌گونه كار‌ها در توانايي آنها نمي‌گنجد. لذا شایسته است رئیس‌جمهور اصولگرا نیز با تمکین به نظر فقها، در چارچوب اصول معهود خود با رهبری ومردم حرکت نماید.

والسلام

پی‌نوشت‌ها:

1-طباطبایی، محمد حسین، ترجمه:محمد باقر موسوی همدانی، "تفسیر المیزان"، دفتر انتشارات اسلامی، قم 1386، ج4، ص534
2- همان منبع، ص547
3- همان منبع
4- همان منبع، ص548
5- قرآن کریم، سوره نسا، آیه 34
6- طباطبایی، محمد حسین، ترجمه:محمد باقر موسوی همدانی، "تفسیر المیزان"، دفتر انتشارات اسلامی، قم 1386، ج4، ص 548
7- همان منبع، صص548و549
8- همان منبع، صص556و557
10- حسینی طهرانی، سید محمد حسین، "ولایت فقیه در حکومت اسلام"، نشر علامه طباطبایی، ج3، ص175
11- همان منبع، ص177
12- همان منبع، ص182
13- قرآن کریم، سوره احزاب، آیه33
14- مکارم شیرازی، ناصر، "تفسیر نمونه"، ناشر:دارالکتب الاسلامیه، قم 1371، صص278و288
15- حسینی طهرانی، سید محمد حسین، "ولایت فقیه در حکومت اسلام"، نشر علامه طباطبایی، ج3، ص176
16- نهج البلاغه، نامه 31، ترجمه محمد مرحوم دشتی
17- دفتر نشر آثار مقام معظم رهبری، مجموعه دیدگاه های مقام معظم رهبری پیرامون زن، " زن ریحانه آفرینش"، ناشر:دارالهدی، قم 1381، ص120
18- نهج البلاغه، نامه31، ترجمه مرحوم محمد دشتی
19- همان منبع
20- نهج البلاغه، نامه14، ترجمه مرحوم محمد دشتی
21- مطهری، مرتضی، "پیرامون جمهوری اسلامی"، انتشارات صدرا، ص63
22- دفتر نشر آثار مقام معظم رهبری، مجموعه دیدگاه های مقام معظم رهبری پیرامون زن، "زن ریحانه آفرینش"، ناشر: دارالهدی، قم 1381، صص165و 170

سایر منابع:

*مطهری، مرتضی، " مسئله حجاب"، انتشارات صدرا، تهران 1373
* مطهری، مرتضی، "نظام حقوق زن در اسلام"، انتشارات صدرا، تهران1370

کد خبر:35350 -

نظرات کاربران

نام:
ايميل:
نظر
کد امنيتی كد امنيتي تغيير تصوير
 
ارسال
نظرات کاربران
بی نشان

با سلام توجه به شرایط کنونی و جایگاه اسلام در بعد جهانی است که بازتاب اینگونه مسایل اهمیت پیدا می کند همچنین مطالبات جامعه کنونی ایران را باید به آن اضافه کردئ اگر امروز اصولگرایان به این مطالبات پاسخ ندهند بی شک باید سکان اسلام را با تفاسیر سکولاریستی به دست آنان سپرد.

با تشکر . بنظرم اصل تحقیق انجام نشده و آن نظرات حضرت امام رحمه الله علیه است .جدا خواهش دارم که نظران و بحثهای حضوری و تاکیدات مکرر حضرت امام(ره) با بعضی علمای بزرگ ما در اوایل انقلاب را که خواستار عدم حضور خانمها در عرصه های مختلف از جمله مجلس و ... بودند و با واکنش های تند حضرت امام (ره) مواجه شده اند را بدون کم و کاست بیاورید. فکر نمی کنم رهبر معظم انقلاب با وزیر شدن خانم ها مخالفتی داشته باشند.

علی

این آقا حتما خیلی فسفر سوزوندن تا این مطالبو به هم یه جورایی وصل کنن؟؟ منم 100 تا مطلب از اقا و امام خمینی و قران مییارم که به حضور زنان تاکید شده..

abbas

با سلام در مورد دللایلی که در انتهایی متن در مورد حدیث 50 زن بیان شده است قابل ذکر است که به نظر بنده به خصوص دلایل 2 به بعد هیچ یک قابل قبول و منطقا درست نیست. 1- اگر زنان در آن موقع به این مقام می رسند اکنون نیز این امر غیر ممکن نیست. 2- اگر زنانی به این شایستگی می رسند اکنون نیز می تواند چنین زنانی وجود داشته باشد. 3- مگر شما در آن زمان بوده اید که زنان در آن موقع در درجه اول به امور مربوط به بانوان پرداخته و سپس به دیگر کارها می پردازند (با کدام سند).

محمد

همین مقاله ی وزین نشان گر این است که یک زن چه قدر در مسائل زیر بنایی و تئوری می تواند قوی عمل کند و چه بسا توهم تسری این توانایی به مرحله ی مدیریت، خلاف نصوص دینی و تخریب روحیه ی عالی پر عاطفه ی زنان باشد. به عنوان یک محقق از تحقیق رشیق خانم ساری (اگر چه بیشتر توصیفی بود تا اظهاری)تشکر می کنم

ازاينکه مدتي است متون تحقيقي وعميق تهيه مي کنيد به شما تبريک ميگويم کاش تيتر جنجالي نداشت

میم

به نام خدا وسلام الف ) اینکه در صدر اسلام زنان در مسوولیت های حکومتی حضور نداشتند مساله ی عجیبی نیست چطور زنان در زنان در ریاست قرار می گرفتند وچه طور زنان مورد مشورت قرار می گرفتند در حالی که دختران بسیاری در ان زمانه زنده به گور می شدند وحق زندگی نداشتند چه برسد به اینکه بخواهند به سراغ علم بروند ودر حکومت سهمی داشته باشند. ب) اگر نیروی تعقل مردان بیشتر است پس چرا قشر زنان در ورود به دانشگاه ها موفق تر است. ج) ... چرا این گونه مخالفت ها تا به امروز که سه دوره شخص اول سازمان محیط زیست زنان بودند وجود نداشت. خدانگهدار.

علوي

سلام عليكم مطالب شما خوب بود اما من قانع نشدم كجاي قرآن واحاديث گفته كه يك زن نميتواند وزير شود:؟اينكه مقام معظم رهبري فرمودند مشكل زنان با قبول مسئوليتهاي بالاي اجتماعي حل نخواهد شد يك مطلب است واينكه نميتوانند از عهده يك مسئوليت سربلند بيرون آيند يك مطلب.لطفا اينها را با هم قاطي نكنيد.

ugd

باتوجه با مخالفت علما وشرع هدف آقاي رييس جمهور از اين همه جنجال سازي چيست آن از قضيه مشايي ونامه رهبري واين هم دوباره جنگ باعلما ي دين

بنام خداوباعرض سلام بنده اين راوظيفه خودمي دانم که ازنويسنده محترم اين مقاله وهمچنين مسئولين محترم رجانيوزتشکرفراوان خودراجهت درج اين مطلب وزين وعالمانه اظهارنمايم.نکته مهم ديگري که درموردانتشارچنين مطلبي قابل تحسين است اين است که شما تحت تاثيرجورايج روزقرارنگرفته وبراي بيان احکام الهي ازسرزنش وانگ زدن بيخردان وعالم نمايان بيسوادوجاهل نهراسيده ايد.انشاء الله موفق باشيد.

جواد

حرف شما درست ولی چند تا مشکل می ماند اگر این طوری باشد که با توجه به این که تمام ادله شما از روی آیات و روایات است و در نتیجه درست است،و من حدیث دیگری هم دیدم که حضرت علی (ع) گفته بود که زنان در امر حکومت شرکت نکنند و حالا چندین حدیث دیگر هم شما آورده اید.اما اگر این طور باشد با 50% زن جامعه چه کنیم؟بینید قضیه این طوری که شما گفته اید غامض تر شد.با این دلیل های شما که من کاملا به آن احترام می گذارم،زن نباید حتی یک دهدار شود.حتی نباید ریاست یک مدرسه ای که آبدارچی آن یک مرد است به زن داد.پس چرا زنان تحصیلات دانشگاهی انجام می دهند.این تحصیلات به چه دردی می خورد؟اگر قرار باشد در مدیریت ها شرکت نکنند،چرا باید رشته هایی مثل مدیریت دختران در آن باشند؟این اتلاف کردن منابع نیست؟همین امسال در دانشگاه را بر روی دختران ببندند>رو در بایستی که نداریم.از یک طرف ما می گوییم زن حق قیومیت ندارد،از طرف دیگر 60%دانشگاهیان دخترند.خدا رحم کرده که در تحصیلات ارشد و بالاتر فیلتر های شدید جنسیتی اجازه رشد دختران را نداده است.بهتر است رشته هایی مثل خانه داری و شوهر داری بر پا کنیم تا زنان در آن رشته درس بخوانند.من نمی گویم وزارت برای زن ارزش می آورد که این حرف آن قدر اشتباه است که فکر کنیم برای مرد ارزش می آورد.اشکال دیگر مقاله در مورد استناد به حکومت حضرت فاطمه (س)است. حضرت فاطمه در سن 18 سالگی به شهادت رسیدند.بالاخره گذاشتن یک دختر جوان برای کارهای حکومتی چندان به صلاح به نظر نمی رسد.چون بالاخره زن است.در مورد رد احادیث 50 نفر زن بودن در سپاه حضرت ولی امر فارغ از نظری که آقای علم الهدی دادند مبنی بر این که کذب محض است که این عالم بزرگوار و مجاهد اشتباه می کنند.ما احادیث صریح در این زمینه داریم.باید عرض کنم که دلایل شما هم چندان منطقی به نظر نمی رسد.313 نفر پرستار نیستند.بعضی ها فکر می کنند که حضرت حجت (عج) با 313 نفر کل جهان را به تسلط در می آورد که این اشتباه است.این افراد صرفا فرماندهان هزاران هزار یار آن حضرت هستند که بعدا حکومت جهان را به عهده می گیرند.دوما این که گفته اید عقل زنان رشد می کند این هم اشتباه است.چون اولا مسئله مسئله ولایت است ربطی به رشد عقل ندارد.چون با این فرض ما می توانیم ولایت یک زن تحصیل کرده و عالم را قبول کنیم،ثانیا عقل مردان هم رشد می کند.ثالثا عواطف زنان که پاشنه آشیل زنان در اداره حکومت است کم نمی شود.این که گفته اید که زنان سپاه حضرت خیلی خوبند و از تمام جنبه ها دارای وجوه متمایز هستند این هم اشتباه است.چون اگر ما در این مورد ولایت زنان را قبول کنیم راهی برای گریز از ولایت زنان نداریم،این دیگر موضوع پیچیده ای نیست که احکام عقلی را نمی توان استثنا قائل شد. در مورد عایشه هم نکته ای وجود دارد و آن این که خروج از بیت و شهر مخصوص زنان پیامبر است.برای همین دیگر زنان پیامبر بعد از فوت نبی به غیر از عایشه که خلاف کرد حتی به مکه هم برای زیارت خانه خدا نرفتند.آیا با استناد این آیه زنان نباید به حج هم بروند .فکر کنم این تفسیر جای سوال داشته باشد.در مورد این که اگر زنان با تجربه نداشتیم می توانستیم از زنان استفاده کنیم این هم اشتباه است ،چون باز هم ولایت زنان را قبول کرده ایم و روز از نو روزی از نو. یک نکته هم بگویم که من از فمنیست متنفرم.این حرفهایی که مطرح کردم صرفا شبهات این مقاله بود که آقایان رجانیوز به احتمال زیاد این را نمایش عمومی نمی دهند حتما در اختیار نویسنده مقاله قرار دهند .این هایی که به دنبال مساوات زن و مرد هستند این ها زنان را به بیابان بی آب و علفی می برند که در آن جا پر از گرگ هایی است که اتفاقا برای این که زنان را به آنجا ببرند فلسفه های زیادی را به هم بافته اند. در ضمن عنوان مقاله هم اشتباه است،باید این چنین باشد راز مخالفت علما با کوچکترین ولایت زنان از کجا نشات می گیرد؟


دوشنبه، 9 شهريور 1388

12:24:00 AM

صدرا ساري