|
|||||||||||||||||||||||||||
عباس پژوهش: «روان كاوي متن» شيوه اي است كه به كمك آن، تفكرات نهاني و احساسات اصلي نويسندهي هر متن را به سادگي از درون نوشتار كشف و استخراج ميکنند. اين شيوه در ميان متدهاي رايج روانپژوهي و نوشتارشناسي يكي از برترين متدهاي آكادميك است.
به عقيدهي بسياري از دانشمندان علم روانشناسي متن و روانپژوهشانِ نوشتار «علميترين بررسي از سوي محققان و زبان شناسان، واژهپژوهي نگارشي يك متن است». شيوهاي متقن كه به كمك آن ميتوان با دقت بسيار بالا درصد تمايلات رواني نگارنده را براي هر يك از انواع احساسات دروني او تعيين کرد.
بنيان اين تكنيك كه يكي از برترين روشهاي شناخته شدهي علمي در زمينهي بررسي روانشناسانهي متون است، بر اساس شمارش اصليترين واژگاني است كه در طول متن توسط شخص نگارنده براي بيان انواع احساسات به كار گرفته شده است.
بايد دانست كه در اين شيوهي پژوهشي حتي نوع رنگها و يا اشيايي كه نويسنده در نگارش جملات استخدام مي كند، به خوبي بيانگر انواع و گونههاي احساساتي است كه در هنگام نگارش متن بر روان نگارندهي نوشتار حاكم بوده است.
براي نمونه، روحيه و احساسات نگارندهاي كه در متن خود، 4 بار رنگ سياه و خاكستري را به كار گرفته است، نسبت به نويسندهاي كه در هنگام نگارش در متن خود 4 بار رنگ آبي و سفيد را استفاده ميكند، كاملاً متفاوت و براي روانكاوان به سادگي قابل تمايز است.
مراحل و شيوهي اجراي متديك روان كاوي متن:
1-
به طور مثال، در مرحلهي وجين، از كل جملهي 28 واژه اي زير، تنها 2 واژه به عنوان مهم ترين محورهاي احساسات جمله باقي مانده و مابقي واژگان به عنوان كلمات خنثي و يا اتباعي حذف و وجين مي گردند:
مثال: جمله ي 28 واژه اي اوليه
«با وجود همه ي اين مطالبي كه تا كنون گفته شد و بسياري موضوعات ديگر، مي خواهم بگويم كه من بدبخت ترين زني هستم كه تا كنون ديده و يا شنيده ايد.»
جملهي وجين شدهي 2 واژه اي: (بيان احساسات اصلي و مقاصد رواني كلي)
«بدبختترين زن»
2-
سپس براي هر يك از احساساتي كه در ضمن نگارش واژگان در ذهن نگارنده جريان داشته است، يك ستون جديد مي گشاييم و به ازاي هر بار بيان شدن يك احساس مشخص، عدد وزني «1» را به آن احساس خاص اطلاق كرده و اختصاص مي دهيم.
به طور معمول، براي هر متن مشخص، تعداد احساسات و ستون هاي به وجود آمده زياد نخواهد بود چرا كه معمولاً يك نويسنده در هنگام نگارش متن خود داراي يك يا چند احساس كلي بوده و كليت احساسات او حول يك يا چند محور انگشت شمار بياني و ذهنيتي مي چرخد.
3-
نكتهي مهمي كه در اين باره باید مد نظر داشت، اين است كه در متنها معمولاً يك واژه تنها بيانگر يك احساس نيست، بلكه يك واژه به تنهايي مي تواند چندين بار معنايي و زوايهي احساسي را در خود مستتر داشته باشد. براي فهم بهتر اين قضيه به مثل عاميانه و معروف (بفرما، بشين، بتمرگ) توجه بفرماييد كه اگرچه هر كدام از اين ها واژگان از نظر شمارگان فقط يك واژه هستند و همهي آن ها نيز مخاطب را امر به نشستن مي كنند اما هر يك از اين كلمات به تنهايي داراي دو و يا چندين بار احساسي متفاوت هستند كه در جدول زير ديده مي شود:

اينك برآنيم تا با اين مقدمهي نه چندان كوتاه و در يك بررسي روان كاوانه، واژه پژوهي متن نامهي
چنان چه بخواهيم متن نامهي آقاي هاشمي رفسنجاني به مقام معظم رهبري را با روش «روان كاوي متن» بررسي نماييم در اين نامهي حدوداً هزار كلمه اي باید نخست واژگان احساسي غالب را كه اصليترين بار احساسي حاكم بر متن بر دوش آنها است و توجه پژوهنده را سريعاً به خود جلب مي كند، از درون متن وجين و سپس فهرست برداري كنيم و نهايتاً به جدول آماري بسپاريم كه نتايج حاصلهي عميقي را در اختيار خواهد گذاشت:
وجين واژگان خنثي و استخراج واژگان محوري از نامهي هاشمي:
متأسفانه- عاري از حقيقت- غيرمسئولانه- تلخ- منافقان- گروهكهاي ضدانقلاب- تهمتزدنها- لجنپراكنيهاي- آتش- پذيرفتني نيست- مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار- ارتكاب- هزار تخلّف- دروغپردازيها- خلافگوييها- خلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف- زير سئوال بردن- از اين بدتر نميشد- تهمتها غيرمستقيم... امام و جنابعالي را نشانه گرفته است- رسوايي فتنهگران- نجات كشور از خطر- دشمنان استكباري و ضد انقلاب- دولت موجود... مثل دولت بنيصدر- سرنوشتي شبيه آن دولت... براي اين دولت- گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار- آلودهشدن فضا- تشنجات بيشتر- عكسالعمل فوري... مورد انتظار ملت است- خلافگوييهاي فراوان- ادعاي كذب- اتهامات ناروا- بدتر از همه- زيرسئوال بردن اقدامات امام- اتهامهاي نادرست- اقدامات قانوني افراد- ناجوانمردانه و مظلومانه- هدف تيرهاي ناسزاگويي- دفاع- اتهامات- تكرار اتهام- تكرار جواب- معالاسف- پذيرفته نشده- رهبر... صلاح... در سكوتشان ديدند- مورد تهاجم- افراد لاابالي و ضدانقلاب- صبورانه... پشت سر گذاشتهايم- تهمتها و اهانتها- دور جديد تهمتها و هجمهها- دندان روي جگر- اندوه... مكتوم- گلايه- مهم... است- تهمت- انحرافات- حقكشيهاي ناگفته انتخابات- خلافگویيها- ضرر افراد- انصافاً- تهمت- ستم- بيحرمتي غيرقابل توجيه- عوامل دولت- من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نميدانم- عوامل دولت- بزرگنمايي- بزرگنمایی- اينجانب صبورانه- مردم و احزاب و جريانها اين وضع را... بر نميتابند- آتشفشانهايي- سينههاي سوزان- اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها- اگر نظام نخواهد يا نتواند- پديدههاي زشت- گناهآلود- تهمت- دروغها- خلافگوييهاي- اگر مسئولان... نخواهند و يا نتوانند- تخلّفهاي صريح خلاف قانون- فاسد- تخلّف- بدون مراعات شأن- ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن- عليرغم سوگند به مراعات قانون- شما ماندهايد و من- از جنابعالي... انتظار است (تحكم)- فتنههاي خطرناك- خاموش كردن آتش- دود... قابل مشاهده- شعلهورتر شدن- آتش- آتش در جريان انتخابات و پس از آن- لذا... ضروري به نظر ميرسد خواسته... تحقق يابد- نجات كشور- خطر- فتنهگران- باهوس خود تحريف كنند- ناديده گرفتن قانون- بنزين- آتشافروخته- بيل- چشمه... چو پر شد- نشايد گرفتن- پيل- دوست- همراه- هم سنگر – ديروز – امروز- فردا
نخستين موردي كه در روان كاوي اين متن نظر محقق را به خود جلب مي كند، درجهي غلظت احساساسات اين نامه است چرا كه معمولاً چنان چه درصد تعداد واژه هاي احساسي يك متن 6/6 % از كل واژگانِ نوشتار باشد، آن متن جزو متن هاي احساسي متعادل خواهد بود كه داراي يك وزن متوسط از احساسات رواني فرد مي باشد. در واقع اگر به ازاي هر 15 واژه، يك كلمهي احساسي در متن موجود داشته باشد، آن متن جزو متون احساسي متوسط به حساب مي آيد. اما در نامه ي حدوداً 1000 كلمه اي آقاي هاشمي، دست كم 111 واژه و يا تركيب احساسي به كار رفته است كه در نتيجه درصد آماري واژگان احساسي متن را به 9،01% مي رساند، يعني حدوداً به ازاي هر 9 واژه يك كلمه و يا تركيب احساسي به كار رفته و لذا طبق برآوردهاي روان كاوانه، اين نامه در زمرهي متوني است كه نگارنده در هنگام نوشتن آن به شدت تحت تأثير انواع احساسات خود بوده و عليرغم تلاش در پنهان كردن و پوشاندن اين 111 واژه در لفافهي 900 واژهي ديگر، محاسبات آماري به سادگي اثبات مي كند كه نگارنده در هنگام درگيري ذهني خود با جريانات شديد رواني و احساسات غليظ، اقدام به نگارش اين نامه كرده است.
بررسي هاي بعدي آماري و تشكيل جدول «تفكيكي- تشخيصي» احساسات اثبات مي كند كه روان آقاي هاشمي در هنگام نگارش اين متن، درگير 12 گونهي احساسي متفاوت بوده است كه درجاي جاي نوشتار خواسته يا ناخواسته، به طور صريح، تلويحي و يا نهفته در آمار، جلوه هايي مهم از اين احساسات را از دهانه ي قلم صادر و به مخاطبان هشيار متنقل كرده است.
بنا بر بررسي هايي كه در پي خواهد آمد، اين 12 گونهي احساسي (Emotinal Types) به ترتيب فراواني عبارتند از:
خشم- تحريك- تهديد–توهين- اتهام- مظلوم نمايي- نفرت- ارعاب- تحكم- تحقير- احساس ضعف- غم
و نمودار فراواني آن بر اساس تكرار بيان هر يك از احساسات در نوشتار، به صورت زير مي باشد:

خوانندگان محترم مي توانند براي بررسي تفكيكي وزن احساسي هر يك از واژگان و تيپ احساسات نهفته در هر واژه به شرح تفصيلي جدول پيوست همين مقاله مراجعه و هر يك از واژگان را (با در دست داشتن اصل نامه) مقايسه و پس از بررسي نسبت به صحت اين آمار اذعان فرمايند.
خاطرنشان مي گردد كه در روان كاوي و واژه پژوهي رواني متنها، فرد محقق باید از هدف اصلي نگارنده و يا شرايط باليني و پيش زمينه هاي رواني وي آگاهي كامل داشته باشد تا بتواند هر واژه را در ارتباط با غرض اصلي و مقصود غايي نگارنده تحليل و «تفكيك مفاهيم» نمايد. چرا كه وجود واژه اي مانند آتش در يك متن مي تواند براي انتقال مفاهيمي همچون «گرما و محبت» به كار رود اما در متن ديگري، همين كلمه مي تواند براي بيان «خشم و تهديد» استعمال شود. لذا معمولاً واژگان به تنهايي داراي بار احساسي منحصر به فردي نبوده و با توجه به كليت نيات و مقصود عمومي نويسندهي متن است كه واجد گونه اي از احساسات به خصوص مي شود.
همان گونه كه ديده مي شود، بنا بر آمار واژگاني و روان كاوي متن، قويترين احساس موجود در نامهي فوق، «خشم» است كه در طول متن، 81 بار از ذهن نويسنده به قلم راه يافته و خطاب به مخاطب خاصِ نامه (مقام معظم رهبري) و همچنين مخاطب عام نامه (جامعهي ايراني) بيان شده است.
پس از آن، تمايل احساسي ديگري كه مقام دوم را از جهت تناوب و تكرار بيان در طول نامه به خود اختصاص داده است، «تحريك كردن» مخاطبان اين نامه ي سرگشاده است نسبت به موضوعات و يا افرادخاص.
در ادامه نيز به عنوان نتيجهي منطقي برآمده از 2 احساس فوق، «تهديدِ» صريح و يا ضمني، سومين احساس و نيتي است كه ذهن احساس زدهي نگارنده 50 مرتبه، گاه صريح و گاه به طور ضمني، مخاطب و يا مخاطباني خاص را در معرض آن قرار داده و يا مستوجب آن دانسته است.
جابهجايي وزن احساسات بر اثر استمرار شرايط محيطي (روان سايش):
بر اساس اصول علمي روانشناسي باليني، چنانچه شرايط محيطي خارجي كه فرد را دچار احساسات ويژه اي كرده است، به طور دايمي تكرار شده و در طول زمان ادامهيابد، آن گاه احساسات موجود در جدولِ اولويت بنديِ احساسات، اندك اندك و به طور متقارن جاي خود را با يكديگر عوض خواهند كرد. به اين معنا كه احساسي كه از نظر درصد وجود و تكرار در متن، كمترين اندازه را دارد، جاي خود را با احساسي كه بيشترين تعداد را دارد، عوض خواهد كرد و احساسي كه مقام دوم را دارد، جاي خود را به احساسي خواهد داد كه در مقام ماقبل آخر جدول قرار دارد. بنابراين احساسي كه درست در وسط جدول جاي گرفته باشد، در جاي خود باقي خواهد ماند. براي توضيح بهتر اين قاعده ي رواني، جدولِ نتايجِ احساسيِ به دست آمده از نامهي هاشمي را تحليل مي كنيم تا به عنوان يك نمونهي بارز اين قاعدهي رواني را روشن تر بيان كند:
همان گونه كه ديديم، شرايط ذهني هاشمي در هنگام نگارش نامه داراي درصدهاي رواني موجود در جدول A بوده است، اما در طول زمان چنانچه شرايط محيطي پيش آمده، براي او باز هم ادامهيابد و وضعيتهاي جبري خارجي كه ذهنش را به خود واداشتهاند، به همين منوالي كه اين روزها حادث شده، ادامهيابد، آن گاه درصد احساسات رواني نويسندهي نامه به تدريج و به طور متقارن جاي خود را در جدول با يكديگر عوض خواهند كرد كه در صورت ادامهي وضع موجود و ادامهي شرايط محيط خارجي، روند اين جابهجايي ها تا جايي ادامه خواهد يافت كه احساسات آيندهي آقاي هاشمي نهايتاً به صورت جدول B درآيد.
اين قاعدهي رواني در اصطلاح «فرسايش احساسي» (Emotional Erosion) و يا «روانسايش احساسات» گفته ميشود:

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
پرتكرارترين پديدهي فيزيكي متن:
نتيجهي مشهود ديگري كه در بررسي ها و روان كاوي هاي بعدي از متن اين نامه برمي آيد، پرتكرارترين شيء به كار گرفته شده در نامه است كه همانا «آتش» است. كلمهي «آتش» در طول نوشتار 5 مرتبه استعمال شده است.
جالب تر آن كه در ارتباط مستقيم با اين 5 «آتش» و در جوار هر يك از اين كلماتِ آتش، واژگاني هم سنخ و يا هم جنس آن به كار گرفته شده كه بيانگر تأکید ذهني و اصرار فراوان نگارنده بر واژهي «آتش» است. اين 6 واژه كه تأکیدافزاي اين پنج آتش هستند و برجسته سازي ذهني نگارنده را نسبت به اين شيء محوري نشان مي دهند، به ترتيب اين قرارند: «آتش فشان، سوزان، دود، شعلهور، افروخته، بنزين.»
در پايان اين مقالهي علمي، سخن را كوتاه كرده و خوانندگان فهيم را به مقايسهي شباهت عميقي ارجاع ميدهم كه مابين نتايج تحقيقي اين نامه با شرايط موجود در سطح جامعه در روزهاي اخير وجود دارد.
بديهي است كه اذهان هشيار ايراني پيدايش پرتكرارترين شيء موجود در نامه ي هاشمي را در سطح خيابان هاي ديروز تهران كه همانا واژهي آتش است به خوبي رصد خواهند كرد و از اين نكته نيز غافل نخواهند ماند كه چه شباهت عميقي است ميان آن چه در خيابان هاي تهران به كار گرفته شد، با تراوشهاي قلم خشم آلود و تهديدگر هاشمي در متن نامه كه همانا واژگان هم نشين و تأکیدافزاي آتش هستند: «بنزين» و «دود».
انشاءالله اگر فرصتي باشد و نيازي، نامه ها و متون ديگر حضرات را نيز روان كاوي و در آيندهي نزديك تقديم خواهم کرد.
پينوشت:
متن اين تحقيق پس از وقايع و رخدادهاي خرداد ماه تهران نگاشته شده بود اما تاكنون از ارايهی آن به رسانه ها خودداري گرديد چرا كه پس از تكميل اين پژوهش نگارنده در انتظار جمعهي پاياني خرداد ماندم تا بر اساس نتايج و فحواي خطبه هاي نماز جمعه مقام معظم رهبري نسبت به نشر يا عدم نشر آن تصميم گيري نمايم. اما پس از آن كه رهبر گرانقدر انقلاب در خطبه هاي روز جمعه طرفين را به آرامش دعوت كرده و سوابق انقلابي آقاي هاشمي را نيز مورد اشارهي خويش قرار دادند، بر خود تكليف دانستم كه اين متن را منتشر نكنم تا همانگونه كه مقام عظماي ولايت صلاح دانسته اند، بر نيات آشكار و پنهان آقاي هاشمي بنزين پاشيده نشود. ليكن پس از خطبه هاي ديروز كه توسط آقاي اكبر هاشمي برگزار شد و مجدداً از حنجرهي بنزينگوي ايشان بر خاكستر آتشهاي خرداد دميده شد، بر خود فرض دانستم تا اين بار با ارايهي نتايج تحقيق در حد توان انجام وظيفه نموده و در پرده برداري از حلقوم هايي كه بر هيمه هاي تر و نيم سوز خيابان هاي تهران پف مي كنند، سهمي ناچيز ايفا كنم.
خرداد- 1388
عباس پژوهش
درخطبه های نماز جمعه آیت الله هاشمی به روایتی اشاره کردندکه تناقض فراوانی با واقعه غدیر خم دارد من خود را در جایگاهی نمیبینم که از این روایت ایراد بگیرم ویا صحت یا عدم صحتی دهم که آیا از زبان امام هم شنیده شده یا نه اما باید این مسئله روشن شود زیرا غدیر وولایت را زیر سوال میبرد من در وبلاگم به مسئله دوست داشتم نظر شما را در این مورد بدانم
واي بر ما از اين "حجاب معاصرت"! اين رفتارهايي كه از برخي آقايان انقلابي سر ميزند هشداريست براي تمامي كساني كه خود را پيروان مسير امام و رهبري ميدانند اما در عمل هيچ بويي از ولايت و تولي و تبري نبرده اند. به اميد ثبات قدم در تولي به ولايت فقيه زمان...
دست مریزادآقای پژوهش که اسمت نیز برازنده است . خداوند تمامی خدمتگزاران صدیق راحفظ نماید .
راستیتش چیزی نفهمیدم.
مرگ بر ضد ولايت فقيه
دست شما درد نكند، واقعا زيبا، علمي، شيوا و... بود. ما كه علم شما را نداريم تا حدودي اين چيزها را از نامه اكبر هاشمي فهميده بوديم ولي به اين دقيقي نميدانستيم، اي كاش در روزنامه و جرياد و رسانه ها منتشر شود. با تشكر
برنامه رایانه ای این رو دارید؟ خیلی می تونه به درد بخوره.
شما هم یک چیزیتون میشه ها.ببخشید ولی انگار حالتون خوب نیست.این چرت و پرتها و نتیجه گیریها خیلی خنده دار بودند
بابا اين چقدر توپ بود
من هم دل خوشي از آقاي هاشمي ندارم اما لطفا شماحداقل حجه الاسلام را به كار ببريد.
با سلام خسته نباشید جالب و بجا بود ممنون
آفرین بر نویسنده و درود بر برادران و خواهران هوشیار رجانیوز.
ممنون... تحلیل جالبی بود...
سلام. تشکر از شما به دلیل مقاله علمی سیاسیتون. واقعا جالب بود. کله پا کردن به روش علمی :)) . البته این عالیجنابان حالا حالا ها باید براشون نوشت. منتظر متن علمی طنز شما انشاالله در مورد نامه آقای کروبی به آیت الله شاهرودی هستیم. یا علی
مرسی عباس جان حق به همرات
خب البته این توضیحات و این آمار از لحاظ علمی درست است منتها باید دید نویسنده معمولا در چه حالی این متن را صادر کرده اگر قرار باشد با یک نامه شخصیت فردی به چالش کشیده شود طبعا دست همه برای به چالش کشیده مخالفین خود باز می شود ، برای مثال مگر همین علما و بزرگان مملکت در مقاطعی از تاریخ انقلاب خطراتی را احساس نکردند که نسبت دست به انتشار بیانیه های آکنده از احساس زده باشند؟ در اینصورت آنها را باید به چه چیزی حمل کرد؟ البته قصد بنده حمایت از موضع آقای رفسنجانی نیست همه ما ایشان را می شناسیم ایشان از شخصیتهای خاص انقلاب هستند که دارای مواضع خاصی هم می باشند که معمولا در موضع گیریهای خاص خود آنهم در شرائط خاص دوست و دشمن را با هم ناامید می کنند ، البته تجربه تاریخی در سیاست معاصر جهانی نشان داده سیاستمدارانیکه بیش از اندازه موضع دو پهلو می گیرند و به اصطلاح به نعل و تخته می کوبند در نهایت در بلند مدت از سوی مردم کنار گذاشته می شوند و اصولا تمایل مردم بسوی شخصیتهایست که در اتخاذ مواضع قاطع و صریح باشند و لو آنکه آن موضع فی ذاته اشتباه هم باشد ، به هر حال نیازی نیست برای حذف انسانهای ضعیف دست به شیوه های ضعیف زد چون قاعده این بوده و هست که انسان ضعیف یا توسط قوی حذف می شود یا از عقده حقارت ناشی از ضعفش ، خود به حذف خود می پردازد
بسیار جالب بود
عباس آقا از همه چیز گذشته خیلی با حال بود بخصوص برای متجددینی که اینقدر از نظر آکادمیک خودشان را تحویل می گیرند ...فکر نکنم دیگر جرات کنند با همسایه شان هم یک سلام و تعارف ساده کند...دستت درد نکنه..پیشنهاد میکنم یک نرم افزار هم برای این کار بنویسید که مردم هرچی خواندند و شنیدند را تست کنند
حالا راستی چرا نظرات ما رو چاپ نمی کنید . نه خدائیش . . . قرآن که نمی خونید اگه دمه دستتون کلام خدا هست برو باز کن واین آیه رو بخون : وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ . . . سوره 6 , آیه: 108
اين متن رو به صورت PDF هم آماده و در اختيار كاربران قرار بدين.
از آقای پژوهش سپاسگزاریم. خیلی خوب بازی با واژگانی که هاشمی پیش گرفته بود رسوا کردید. یا علی مدد
فوق العاده بود.متشکرم.
مطلب بسيار جالبي بود اما بهتر بود اصل نامه را هم در كنار آن بگذاريد تا خوانندگان بتوانند تحقيق را با متن خود نام مقايسه كنند و با تسلط بيشتري مطلب را دنبال كنند .
باسلام و تشکراز نویسنده محترم،پیشنهاد می گرددنامه ی آقای هاشمی هم در متن مقاله آورده شود تا خواننده با مرور به آن، اهداف نویسنده از مقاله ی روانکاوی را بهتر درک نماید
نشانه های منافقین زمان از نظر قرآن 1- اصلاح طلبی: *و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» میگویند: «ما فقط اصلاحکنندهایم»! «البقرة/11» 2- دروغگویی و دادن نسبت دروغ به رئیس جمهور خدمتگزار: * در دلهای آنان یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست.«البقرة/10» *... خداوند شهادت میدهد که منافقان دروغگو هستند .«المنافقون/1» *گروهی از مردم هستند که میگویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آوردهایم.» در حالی که ایمان ندارند.«البقرة/8» 3- ارائه ی آمارها و اطلاعات نادرست علیه دولت: *میخواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمیدهند؛ (اما) نمیفهمند.«البقرة/9» آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولی نمیفهمند.«البقرة/12» 4- ایجاد آشوب و اغتشاش و طغیان علیه دولت اسلامی: *خداوند آنان را استهزا میکند؛ و آنها را در طغیانشان نگه میدارد، تا سرگردان شوند.«البقرة/15» 5- عدم توجه و اطاعت از سخنرانی ارشادی رهبری در نماز جمعه : *آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمیگردند!«البقرة/18» 6- خطاب به کسانی که خواستار آزادی و عدم برخورد با آشوبگران و منافقین هستند: *بزودی جمعیت دیگری را مییابید که میخواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از ناحیه قوم خودشان .هر زمان آنان را به سوی فتنه بازگردانند، با سر در آن فرو میروند! اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند، آنها را هر جا یافتید اسیر کنید و (یا) به قتل برسانید! آنها کسانی هستند که ما برای شما، تسلط آشکاری نسبت به آنان قرار دادهایم.«النساء/91» * ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است؛ و چه بد سرنوشتی دارند!«التوبة/73» 7- عدم حضور در نماز جمعه بعضاً به مدت 20 سال: * منافقان میخواهند خدا را فریب دهند؛ در حالی که او آنها را فریب میدهد؛ و هنگامی که به نماز برمیخیزند، با کسالت برمیخیزند؛ و در برابر مردم ریا میکنند؛ و خدا را جز اندکی یاد نمینمایند!«النساء/142» 8- باور نکردن به قدرت اسلام و مسلمین و عدم قبول شعار ما می توانیم: *و هنگامی را که منافقان، و آنها که در دلهایشان بیماری است میگفتند: «این گروه (مسلمانان) را دینشان مغرور ساخته است.» (آنها نمیدانستند که) هر کس بر خدا توکل کند، (پیروز میگردد؛) خداوند قدرتمند و حکیم است!«الأنفال/49» 9- خانم ف.ه : متاسفانه بعد از انقلاب چادر مشکی یک ارزش شده است: *مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهی از معروف میکنند؛ ... . خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد.به یقین، منافقان همان فاسقانند!«التوبة/67» 10- ضرورت و اهمیت عاقبت به خیری و مهم نبودن سابقه ی افراد: *این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمیکنند!«المنافقون/3» و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» میگویند: «ما فقط اصلاحکنندهایم»! «البقرة/11» S.G.V
آفرين . اين يك كار دقيق و حساب شده است
فوق العاده بود. ممن.ن از اطلاع رساني
اين گزارش من درآوردي چيزي از ارزشهاي حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني رياست محترم مجلس خبرگان رهبري در نزد اذهان مردم کم نمي کند. شما هم عرض بيهوده مي بريد .
آیا سیستم قضایی کشور این تحلیل را قبول دارد اگر آری پس خود این فرد عامل تحرکات واخلال در نظم عمومی کشور بوده و باید پاسخگو باشد
تحلیل خیلی عالی بود خیلی مصداق داشت واقعالذت بردم .هاشمی همین است دیگه باید تحملش کرد
بسيار علي بود.لطفا ادامه دهيد
دوست عزيز توبه در آينه علم روانشناشي خواندي مردم ايزان سالهاست كه در خشت خام خوانده بودند كه اين بزرگ برخلاف نظام گام بر مي دارد
خيلي جالب بود.خيلي كار خوبي كرديد كه منتشرش كرديد. معلومه براش كلي زحمت كشيدين. از آقاي هاشمي انتظار مي رفت كه بابت اون نامه سرگشاده ي ضايعش از رهبر عذر خواهي كند. چرا ايشان اعلام برائت و بيزاري از آشوبگران و خرابكاران نكردند؟؟؟ برعكس دستور آزادي آنها را نيز دادند؟ يك احتمال وجود دارد و آن اينست كه ايشان خودشان را مقصر مي دانند نه آشوبگران را. و وجدانشان اجازه نمي دهد كه آنها به جاي او در زندان باشند.
لطفا نماز جمعه گذشته را نيز واكاوي فرماييد. با تشكر
واي واي واي. چه پژوهشي. مواظب خودتون باشيد چشم نخوريد
یک خبر موثق به خوانندگان بدهم، البته نمی توانم منبع آن را بگویم. اما کافی است درباره آن فکر کنید و با اتفاقات رخ داده مقایسه کنید... پروژه آريالای موسوی و امثال تاج زاده و ... با همکاری بیگانگان این بوده که دو ماه پس از تحویل ریاست جمهوری به آقای موسوی کل دولت(کابینه آقای موسوی)به یکباره استعفا می دهند و دلیل آن را هم دخالت های نابجای رهبری در کار دولت ذکر می کردند. فقط کافی است خبر فوق را با صحبت های آقای خاتمی در رابطه با کم بودن اختیارات رهبری، رابطه مشارکت ، ملی مذهبی ها ، روحانیون مبارز، کارگزاران و آقای موسوی بامقام معظم رهبری و نظام و خیلی موارد دیگر قرار دهیم تابه منطقی بودن خبر برسیم. حالا می فهمم چرا مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه گفتند فضل پروردگار و عنایت خاص حضرت ولیعصر در این انتخابات شامل حال ما شده است.
اگر هاشمي پيشبيني مي كند كه اتفاقات سوزاني در ر اه است، آيا گناه اين اتفاقات را بايد با گردن او انداخت؟ منصف باشيد. اين اقدام شما به اين مي ماند كه سازمان هواشناسي را در وقوع سيل و زلزله شريك جرم بدانيم.
من نسبت به آقای هاشمی نفرت نداشتم اما الان با این متحث و با توجه به می بینم شما روشن کردید که او نسبت به مقام عظمای ولایت مسلمبن جهان چه دیدگاهی دارد، من هم عقیده ام به وی تغییر کرد و نظرم این است که همانطور که یکی از مسئولان دولت نهم گفته بود سر سوزنی نمی شود به ایشان یعنی هاشمی اعتماد کرد. امیدوارم موفق باشید و درخواستم این است که تحلیلهای علمی بگذارید تا مردمم بیشتر روشن شوند و بتوانند نعمت ولایت را که بالای سر آنان است بفهمند. همین ولایت است که ارکان کشور را نگه داشته است و ما را تا ظهور صاحب انقلاب همچنان پابرجا نگه خواهد داشت.
کاش همین قدر که وقت گذاشتین متن مردمو روانکاوی کردین یه فکرو برنامه ریزی واسه کاهش تورم می کردین سال الگوی مصرفه ازوقتتون بیشتر از اینا استفاده کنید
روانکاوی متن پی نوشت نیز خیلی جالب است آنرا نیز روانکاوی و در ذیل درج نمایید. در این چند سطر کوتاه نیز کلماتی مانند بنزین آتش و هیمه بسیار خودنمایی میکند الله اعلم
با سلام اقا بسیار جالب و اموزنده و روشنگرانه بود جای تشکر بسیار دارد
بنام خدا دوستان ، من هم نامه هاشمی را خوانده ام و هم این متن علمی و جالب را و نکاتی را عرض میکنم : 1- برخلاف برداشت بعضی از دوستانی که گمان کرده اند ، آقای پژوهش قصد داشته تا هاشمی را روانکاوی کرده و شخصیت او را شناسایی نماید ، باید عرض کنم خیر ! یکبار دیگر با دقت اوائل متن پژوهش را بخوانید ، او نیت دارد تا با این روش دقیق و علمی به خودش و ما کمک کند که بفهمیم آقای هاشمی در زمان نگارش نامه چه در سر داشته؟ همین! 2- مگر نه این است که هاشمی با این نامه مستقیما ملت و رهبری را تهدید کرده و تهدیدش نیز تنها 12 روز پس از نوشتن نامه ی مذکور توسط ( م .ه ) در کف خیابانهای تهران و از درون قیطریه و هفت تیر مدیریت و راهبری شد؟ 3- دوستان در این نامه آقای هاشمی روانکاوی نشده ، بلکه (( متن نامه ی او )) روانکاوی شده ، لذا سینه چاکان درگاه هاشمی بیخود و بی جهت دنبال این نباشند که به پژوهش بنده خدا انگ این را بزنند که میخواهند (( تهمت عدم تعادل روانی )) به هاشمی بزنند. مثل روز روشن است که پژوهش خواسته تا از طریق آنالیز کلمات به درونیات نویسنده (در لحظه نوشتن نامه ) پی ببرد.
دو نکته ی بسیار جالب بچه ها 1- به نمودار میله یی نگاه کنید: خشم و تحریک بیشترین مقدار خودشونو دارن 2- حس (( غم و ضعف )) کمترین مقدار نتیجه : هاشمی در حالی نامه رو می نوشته که بیشترین حس خشم روداشته و بیشترین قصد تحریک ، در حالیکه ((غمش نبوده)) و احساس ضعفم نداشته. اما اگه به آخر این تحقیق و فلش ها توجه کنید نشون میده که اگه شرایط برای هاشمی ادامه پیدا کنه هم غمش زیاد میشه و هم احساس ضعفش زیاد ... و این چیزی بود که تو نماز جمعه 26 تیر ، آغازش احساس شد.
خيلي جالب بود وجالب تر اينكه زارع بذر ترديد دنبال خودش مي گردد اگر يك كم دقت كنه وسرش را زير برف نكنه خيلي زود ميفهمه بذر رو كي كشت كرده البته بذراش حارجي اصلي هم هست
سلام، مولف محترم. بحثي كاملا علمي از ديدگاه روانشناسي را مطرح كرده ايد. و از لابلاي كلمات به ضمير نگارنده نامه هاشمي پرده برداشته ايد. يك سوال اساسي ممكن است پيش بيايد و اينكه اصلا ايا اين نامه را ايا هاشمي تاييد مي كند كه نوشته است؟ شايد ديگران نوشته باشند؟ چون در خطبه نماز جمعه 26 خرداد از ان حرفي نزدند. پيش نهاد دارم براي كشف نويسنده ان نامه متن سخنراني هاي تبليغاتي برخي از افراد ستادهاي مثلثي رضائي-كروبي-موسوي را روانشناسانه بررسي علمي و اناليز نماييد، احتمالا به نويسنده نامه هاشمي پي خواهيدبرد.
متن سخنرانی آقای احمدی نژداد در میدان ولیعصر را هم آنالیز کنید تا بفهمید این مرد فرزانه از زور وجد داشته غش می کرده و تمام کلماتش احساس خود بزرگ بینی بوده است
این عکس رونگاه کنید: بطرز عجیبی صحت نتایج این تحقیق رو اثبات میکنه. هاشمی بدون هیچ (( غم)) و (( ضعفی )) در حال (( تهدید)) مردم و رهبری و همچنین (( تحریک )) اوباش بوده است. جل الخالق http://irnews.persiangig.com/image/hashemi%20%20rafsanjani%20khameney.jpg
اولین بار بود چنین چیزی دیدم. با تشکر و خسته نباشید
بنده حدود 14 سال است که کار تحقیقی عملیاتی و پژوهش های میدانی انجام میدهم . این تحقیق یکی از کم نظیرترین تحقیقات عالمانه و موفقی بود که تا کنون به آن برخورده ام . ضمنابه عنوان یک متد موفق کاملا از آن بهره مند شده و به مثابه یک کلاس از آن چیزهایی آموختم . به هر حال از این که در این کلاس آموزشی فرصت حضور یافتم . خوشحال و از مسئولان رجانیوز سپاسگزارم .
مقاله زیبایی بود بالاخره یه چیز از این سایتای سیاسی که به درد زندگی بخوره یاد گرفتیم
از قیاسش خنده آمد خلق را
لطفا بفرماييد: تكرار كلمه "دشمن" در گفتار از نظر واكاوي روانشناسي چه مفهومي دارد؟
از بررسي عالمانه شما سپاسگزارم زيبا بود تا حالا چنين بررسي نديده بودم متشكرم دوستان مخالف هم سعي كنن تحمل كنن
دمتون گرم
شنبه، 27 تير 1388
6:44:31 PM
در ارتباط مستقيم با اين 5 «آتش