|
|||||||||||||||||||||||||||
ع- امامي
در اخبار داشتیم که جناب خاتمی مطابق معمول! و در ادامه افاضات تأمل برانگیز خود (که هر از چندی با زیر سئوال بردن مبانی انقلاب اسلامی و آرمانهاي شاخص بنیانگذار کبیر آن، حضرت امام خمینی (ره) و طرح شبهات سست و نابجاي خود، از یکسو غریو سوت و کف سرسخت ترین دشمنان انقلاب و جمهوری اسلامی را در تشویق خود بلند کرده! و از سوی دیگر با تضعیف ارزشهای انقلاب، زخم ناسور دیگری بر دل دلسوختگان و شیفتگان امام و رهبری و مستضعفان وارد می سازد!) در اظهار فضل عجیب دیگری و در راستای همنوایی با همفکران تجدیدنظرطلب و مدعیان اصلاحات در هجمه ناجوانمردانه علیه دولت اصولگرای نهم، اقدام اخیر و خبیثانه اتحادیه اروپا در خارج کردن نام گروهک ورشکسته و جنایتکار منافقین از به اصطلاح فهرست تروریستها را به عنوان بهانه دیگری برای جوسازی علیه دولت دکتر احمدی نژاد قرار داده و ضمن تبرئه و تطهیر جنایتهای غرب و غفلت از دشمنی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران، فرموده است:
«امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقایسه می کنیم از یک سو احساس سرافرازی می کنیم و از سوی دیگر دلمان برای کشور می سوزد[؟!]» سپس درباره یکی از دستاوردهای دولت اصلاحات که باعث سرافرازی وی بوده، گفته است: «در گذشته کاری شد که همه دنیا گفتند منافقین تروریست هستند اما امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها از لیست تروریست درآمده است؟ آیا این خدمت به خون شهیدان است[؟!]»؟!
هر چند اعتراضات به حقی به این اظهار نظر نامعقول و مغرضانه خاتمی بیان شده و از جمله آقای حسین شریعتمداری طی یادداشت کوتاهی در کیهان (یکشنبه 14 بهمن، ص.2) با عنوان دستمال کاغذى! حق مطلب را تا اندازه ای ادا کرده و پاسخ شایسته ای به این اظهار فضل! خاتمی داده است اما به نظر می رسد بازهم در این زمینه نیازمند روشنگری بوده و لذا صاحب این قلم لازم دیدم تا نکاتی را به اجمال به استحضار خوانندگان محترم برسانم:
اولین نکته اینکه آقای خاتمی چنان از بابت مصیبت عظمای! خارج شدن منافقین از فهرست تروریستی اتحادیه اروپا ابراز دلتنگی و پریشانی خاطر نموده، کاّنه ما تابحال و صرفاً به دلیل قرار داشتن نام آن گروهک روسیاه و دشمنان خدا و خلق خدا در فهرست کذایی اتحادیه اروپا، قائل به تروریست بودن منافقین بودیم و چون دیگر اتحادیه اروپا –که خود همدست و شریک جرمِ اگر نه تمام، دستکم بسیاری از جنایات و عملیاتهای تروریستی دشمنان انقلاب و به ویژه فرقه جهنمی رجوی می باشد- نام این گروهک را از فهرست مقدس! و غیرقابل خدشه! خود خارج کرده و نیز از آنجا که از نظر برخی از روشنفکران عزیز! ما تنها معیار تشخیص صحیح از سقیم، میل و تشخیص غربیها است و لاغیر! لاجرم چاره ای نداریم جز اینکه از امروز منافقان را نه به عنوان یک گروهک تروریستی جنایتکار که دستش به خون صدها و بلکه هزاران تن از عزیزترین فرزندان و سرمایه های ملت آلوده است، بشناسیم بلکه لابد باید ایشان را بعنوان مبارزان راه آزادی! در آغوش نیز بفشاریم!
و انگار اتحادیه اروپا تابحال با قرار دادن این گروهک جنایتکار در آن فهرست مسخره و هم ردیف کردن سازمان استالینیست به اصطلاح «مجاهدین خلق» با گروههای مبارز و مشروعی چون حزب الله لبنان و حماس فلسطین، منتی بر سر ما داشت و حالا که این منت و این فیض عظمی!- به فتوای اخیر آقای خاتمی!-«به دلیل عملکرد نابخردانه! دولت فعلی!» از ما دریغ شده، باید خاک عزا بر سر کنیم!(1)
سازمان جهنمی و فاشیستی که سرکرده جنایتکار آن در مصاحبه های متعدد و رسماً منتشر شده با نشریات و روزنامه های غربی، به ترور هزاران تن از مردم ایران، از مقامات عالیرتبه بگیر تا شهروندان بیگناه صراحتاً اعتراف کرده و بعبارتی خون بیش از 6 هزار نفر از مردم غیرنظامی را بر گردن گرفته
سازمان خيانتكار و خبيثي كه اوج رذالت و پستي خود را در دوران دفاع مقدس و با به عهده گرفتن نقش ستون پنجم ارتش متجاوز صدام بعثي به نمايش گذاشت تا جايي كه اين رذالت حتي مورد انزجار سلطنت طلبان و ساير گروههاي ضد انقلاب كه حداقل و در ظاهر اندكي عرق وطن دوستي دارند، قرار گرفت!
ثانیاً این دست بیانات که متأسفانه مکرر در مکرر در اظهارات آقای خاتمی دیده شده و در واقع به جزئی لاینفک از ادبیات خاصّ وی بدل شده، بخوبی عقبه فکری ایشان و نیز کسانی که چون وی می اندیشند و یا وی را به عنوان مقتدای فکری و سیاسی خود پذیرفته اند
خاطرم هست 8 سال قبل و در همین ایام که کم کم فضای جامعه برای انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری آماده می شد، دکتر علی مطهری
آقای مطهری در تشریح پیشنهاد خود دلایلی را ذکر کرد که یکی از آنها دلیل کلی ایشان مبنی بر اصلح بودن حضور فردی غیرمعمم در عرصه سکانداری قوه مجریه به عنوان یک اصل و قاعده کلی و مورد تأکید بزرگانی چون استاد شهید مطهری و نیز خود حضرت امام بود، و دلیل دیگر نیز به وجود اشکالات عمده در منش و افکار شخص آقای خاتمی بر می گشت. ایشان در فرازی از این نامه با اشاره به «وجود نوعي شيفتگي در آقاي خاتمي به مغرب زمين و متفكران غربي»، و نیز روحیه صلح کلی وی و اینکه ایشان فقط و فقط درصدد جذب همه گروهها و اقشار بوده و لذا مواضع بعضاً مبهم و یا حتی متناقض اظهار می نماید، این گونه روحیات آقای خاتمی را به درستي «مخّل استقلال مكتبي» (كه لازمه يك مسئول بلندپايه نظام مكتبي جمهوري اسلامي است.) قلمداد نمود و سپس خاطره ای از مخالفت استاد شهید مطهری با رفتن آقای خاتمی به خارج و آلمان پيش از پيروزي انقلاب اسلامي (به دلیل شناختی که آن شهید فرزانه و متفکر بصیر از این روحیات آقای خاتمی داشتند و احتمال تأثیرپذیری منفی وي از دیدن ظواهر زندگی غربی را قوی می دانستند) به عنوان شاهد مدعای خود مطرح نمود. (نامه سرگشاده دكتر علي مطهري به آقاي خاتمي، آبان 79، به نقل از «اصلاحطلبي» نوشته دكتر علي مطهري، چاپ چهارم، صدرا، ص.151) و البته دیدگاههای لیبرالیستی و به اصطلاح روشنفکرانه آقای خاتمی که مكرراً با فراموش کردن اقتضائات سِمَت خود به عنوان رئیس قوه مجریه نظام مکتبی جمهوری اسلامی، در کسوت یک ایدئولوگ! و نظریه پرداز روشن فکر! به طرح دیدگاههای بعضاً ساختارشکنانه و مغایر با مبانی و ثوابت فکری نظام پرداخته و البته همچنان نیز بر این رویه غلط و بیگانه پسند اصرار دارد، دلیل واضحی بر صحت و درستی این مدعا می باشد.
قبل از هر چيز خطاب به امثال آقاي خاتمي كه رضايت و خوشايند «همه دنيا!» (بخوانيد غرب مستكبر!) را معيار درستي يا نادرستي اظهار نظر و اقدام مي دانند و بيهوده تلاش مي كنند تا با هر شيوه اي، رضايت خاطر مستكبران زياده خواه غربي را به دست آورند، اين نص صريح كلام آسماني را يادآور شويم كه:
«ولن ترضي عنك اليهود و لاالنصري حتي تتبع ملتهم» (سوره مباركه بقره آيه 120)
خوب است آقاي خاتمي و همفكران ايشان كه از يكسو خود را مدعي انحصاري خط امام مي نامند! و از سوي ديگر امروز از بابت حذف نام منافقين از فهرست اتحاديه اروپا به فغان آمده و نارضايتي غرب از دولت نهم را به مثابه چماقي براي كوفتن بر سر رقيب انتخاباتي خود علم كرده اند!، نسبت خود را با اين فرمايشات روشن امام مشخص و شفاف نمايند:
«بايد هيچ سستي نكنيم و از اين ترس نداشته باشيم كه فلان راديو يا دولت خارجي چه ميگويد، راديوها بايد به ما فحش بدهند! آن روزي را كه آمريكا از ما تعريف كند،بايد عزا گرفت! آن روز كه كارتر و ريگان از ما تعريف كند، معلوم ميشود در ما اشكالي پيدا شده است، آنها بايد فحش دهند و ما هم بايد محكم كارمان را انجام دهيم.» (صحيفه امام،ج.18،ص.242)
و «نبايد توقع داشته باشيم كه اينها براي ما خوب بگويند، اگر خوب بگويند معلوم ميشود كه ما خيانتكاريم! اگرچنانچه آمريكا از ما تعريف كند و روزنامههاي آمريكا از ما تعريف كنند، آن وقت است كه مردم بايد بگويند اين چه است قضيه؟ يك قضيهاي است كه دارند تعريف ميكنند!» (همان،ج.9،ص.527)
و خلاصه اينكه «آن روز که دشمن از ما تعريف کند، بايد عزا بگيريم و در خودمان شک کنيم!»
شايسته و ضروري است كه جناب خاتمي كه امروز دولت نهم را به دليل در پيش گرفتن رفتاري كه به ادعاي وي سبب نارضايتي طبع لطيف! غرب گرديده و آنها را به حذف منافقين از آن فهرست مضحك تحريك كرده، سرزنش مي كند و خلاصه مقصر اصلي اين مصيبت عظمي! را دولت نهم ميداند، موضع خود را نسبت به اين فرمايشات نوراني حضرت امام روشن كند:
«غرب و شرق تا شما را از هويت اسلاميتان به خيال خام خودشان بيرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور. هميشه با بصيرت و چشماني باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد كه اگر آرام گذاريد، لحظهاي آرامتان نميگذارند.» (صحيفهنور، ج.21، ص.109)
و از آن مهمتر:
«نكته مهمي كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم اين است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كي و تا كجا ما را تحمّل ميكنند و تا چه مرزي استقلال و آزادي ما را قبول دارند. به يقين آنان مرزي جز عدول از همه هويّتها و ارزشهاي معنوي دينمان نميشناسند. به گفته قرآن كريم هرگز دست از مقابله و ستيز با شما برنميدارند مگر اينكه شما را از دينتان برگردانند و ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، صهيونيستها و آمريكا و شوروي در تعقيبمان خواهند بود تا هويت ديني و شرافت مكتبمان را لكهدار نمايند. بعضي مغرضين ما را به اعمال سياست نفرت و كينهتوزي در مجامع جهاني توصيف و مورد شماتت قرار ميدهند و با دلسوزيهاي بيمورد و اعتراضهاي كودكانه ميگويند جمهوري اسلامي سبب دشمنيها شده است و از چشم غرب و شرق و اياديشان افتاده است! كه چه خوبست به اين سئوال پاسخ داده شود كه ملّتهاي جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملّت ايران چه زماني نزد غربيها و شرقيها احترام و اعتبار داشتهاند كه امروز بياعتبار شدهاند؟!
آري! اگر ملت ايران از همه اصول و موازين اسلامي و انقلابي خود عدول كند و خانه عزّت و اعتبار پيامبر و ائمه معصومين عليهمالسلام را با دستهاي خود ويران نمايد، آنوقت ممكن است! جهانخواران اورا به عنوان يك ملّت ضعيف و فقير و بيفرهنگ به رسميت بشناسند ولي در همان حدي كه آنها آقا باشند، ما نوكر!؛ آنها ابرقدرت باشند، ما ضعيف؛ آنها ولي و قيّم باشند، ما جيرهخوار و حافظ منافع آنها. نه يك ايران با هويت ايراني اسلامي، بلكه ايراني كه شناسنامهاش را آمريكا و شوروي صادر كند؛ ايراني كه ارابه سياست آمريكا يا شوروي را بكشد!» (پيام استقامت حضرت امام، ذيحجه 1408، تيرماه 1367)
و موارد متعدد ديگر!
همچنين سيدالشهداي انقلاب اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي نيز در رد همين شبهات بي اساس و تحليلهاي به اصطلاح دلسوزانه و اعتراضات انحرافي ليبرالها نسبت به استكبارستيزي جمهوري اسلامي (كه آنها هم مثل بعضيها مكرراً از اينكه از اينكه سازشناپذيري نظام با استكبار جهاني سبب بياعتباري كشور! در عرصه بينالمللي شده، مي ناليدند!)، به زيبايي هر چه تمامتر چنين مي فرمايند:
«عدهاي مدام ميگويند كه اي واي! دارند آبروي انقلاب ما را ميبرند! مگر ما از اينها (استكبار جهاني) جز اين هم ميتوانستيم توقع داشته باشيم؟! به شما قول ميدهم فقط در يك حالت اينها به شما باركالله خواهند گفت و آن، موقعي است كه دوباره و به شكل تازهاي راه بازگشت امپرياليسم و صهيونيسم را به كشورعزيزتان باز كنيد، به آنها بگوييد: بفرماييد! خيرمقدم! در آن حالت تمام دستگاههاي تبليغاتي درباره همه مردم ما به ستايش و ثناگويي خواهند پرداخت! والا تا زمانيكه ملت ما در برابر اين ستمگران چپاولگر دنيا ايستادگي ميكند، آنها بايد هم فحش بدهند! هيچوقت ما آبروي انقلاب را نبايد در نوشتههاي روزنامهها و مجلههاي صهيونيستي و سروصداهاي راديوها و تلويزيونهاي امپرياليستي بنگريم!
[بلكه بايد] ببينيم ملتهاي محروم دنيا راجع به انقلاب ما چه ديدگاهي دارند. اطلاعاتي كه از اطراف و اكناف دنيا ميرسد، قاطعانه نشان مي دهد كه مستضعفان دنيا همين حالا، امام خميني را رهبر خودشان مي دانند...» (سخنراني شهيد بهشتي پيش از خطبههاي نمازجمعه تهران، 13/10/59) و چه زيباتر آن شهيد مظلوم و استكبارستيز –بر خلاف برخي عافيت طلبان و كساني كه بيهوده در پي كسب رضايت! خاطر استكبار جهاني بودند!- بر شيطان بزرگ اينگونه خروشيد كه: «آمريكا! از ما عصباني باش و از اين عصبانيت بمير!»
البته این سنخ افاضات و اضافات از آقای خاتمی هر چند – همانگونه که گفتیم- بسیار مایه تأسف است، اما هرگز مایه تعجب نیست! نگارنده خطاب به برخی دوستانی که از شنیدن این اظهار نظر اخیر آقای خاتمی متعجب و نگران شده اند عرض میکنم که آیا اصولاً مگر از ايشان جز اینهم انتظار دیگری داشتید؟! مگر این نخستین بار است که حضرتش در کسوت یک به اصطلاح منورالفکر! با انداختن یک پا روی پای دیگر، مواضعی و بیاناتی اظهار می کند که بیگانگان از شنیدن آنها به وجد میآیند؟! برای اینکه ذهن دوستان در خصوص سوابق مشعشع! آقای خاتمی و افاضات ایشان روشنتر شود به چند نمونه از این بیانات گهربار! اشاره می نماییم:
آقای خاتمی در اولین سالگرد دوم خرداد در سخنرانی خود در دانشگاه تهران (محل اقامه نماز جمعه که نگارنده این سطور نیز در آن محل حضور داشتم) با تفکیک کردن دین از آزادی و برخلاف آراء صریح حضرت امام که دین و اسلام را بالاترین چیز معرفی کرده و هیچ چیز را بالاتر از آن نمی دانستند و همه ارزشهای انسانی اعم از آزادی، حقوق بشر، عدالت،... را فقط و فقط در قالب و در پرتو اسلام قابل طرح می دانستند و خارج از اسلام هیچ مشروعیتی برای هیچ چیز قائل نبودند، به صراحت اعلام کرد: «آزادی اصلی ترین گوهری است که در طول تاریخ بشریت، انسان در پی آن بوده است، به صراحت میگویم تجربه تاریخ نشان داده که هرجا هر عنصری در برابر آزادی ایستادگی کرده، شکست خورده است! حتی دین عدالت هم اگر در برابر آزادی قرار بگیرند شکست میخورند!؟» و سپس در تعمیمی کاملاً انحرافی و غلط، تجربه کلیسای قرون وسطی و نیز شکیت انقلاب مارکسیستی را بعنوان شاهد مدعای خود ذکر کرد! غافل از اینکه دین مبین اسلام هرگز با دین تحریف شده و کلیسای متحجر قرون وسطی و نیز مکتب ورشکسته و به تاریخ پیوسته مارکسیسم و سوسیالیسم قابل قیاس نیست!
3 سال قبل هم که در پي اهانت گستاخانه مطبوعات اروپايي به ساحت مقدس نبي اكرم (ص) موج اعتراض و خشم در جهان اسلام و حتي پيروان ساير اديان بالا گرفته بود، آقاي خاتمي (درست همانند همین اظهار نظر اخیر خود) مجدداً توپ را به زمین خودی برگردانده و با تبرئه غرب از جنایت اهانت به مقدسات بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان و طی بیاناتی بسیار شگفت، با همطراز دانستن «لیبرالیسمِ» عزیز خود! با دین مبین اسلام، اینگونه افاضه فرمود که: «علاوه بر غرب ما هم در اين زمينه مشكلاتي داريم و دائماً به جاي نقد دموكراسي، مدرنيته و ليبراليسم به آنها بد ميگوييم. من خدمت بزرگاني عرض كردهام كه دين دنيا، دين ليبراليسم است [!] و ما حق نداريم به آن اهانت كنيم. ما نيز نبايد از واژه هايي مانند فرهنگ منحط و عقبماندهِ غرب و... سخن گوييم. در قرآن كريم هم آمده كه «شما خدايان ديگر را دشنام ندهيد تا غيرمستقيم خداي يكتا را دشنام داده باشيد» بايد ايستاد و مقاومت كرد اما همه بايد همه جنبهها را رعايت كنند.» (شرق، پنجشنبه 27/11/84، ص.2)
به عبارتي وي كه همواره دغدغه حفظ حرمت ليبراليسم را داشته و در اغلب بيانات خود آن را ابراز مي نمايد، در آن مقطع نيز زمان را مناسب ديده و انتقاد (يا به تعبير وی، هجمه) به ليبراليسم را با اهانت سخيف مطبوعات اروپايي به نبي اكرم(ص) در يك رتبه قلمداد و هر دو را تقبيح كرد!؟(6)
ضمناً خوب است آن حضراتی که اتهام حمایت آمریکا و غرب از اصلاح طلبان را «توطئه اصولگرايان و تبانی آنها با آمریکا! برای بدنام کردن اصلاح طلبان عزیز و شریف!» می خوانند، پاسخ دهند که آیا این افاضات آقای خاتمی در تبرئه استکبار جهانی و در عوض انداختن توپ به زمین خودی نیز که قطعاً با استقبال آمریکا و غرب روبرو میشود نیز توطئه و تبانی رقبای خاتمی و اصلاح طلبان برای بدنام کردن آنهاست؟!
جناب آقاي خاتمي! لطفاً عزا بگيريد!
فاعتبروا یا اولی الابصار
پي نوشت ها:
حضرات آيات و حجج اسلام فقهاي محترم شوراي نگهبان، آقايان حقوق دان دامت توفيقاتكم سلام عليكم اميد است با دور انديشي و داريت حضرات آقايان و با توجه به مدارك كافي كه با توجه به دوران هشت ساله رياست جمهوري جناب خاتمي در دست داريد و اين واقعيت كه روي كارآمدن ايشان جريان احياي مجدد ارزشهاي انقلاب را كه در دولت نهم شروع شد ، منحرف مي كند لذا مستدعيست براي حفظ دستاوردهاي هسته اي و جايگاه رفيع كشور عزيز كه در اين چهار ساله مردم هزينه هاي زيادي را براي آن متحمل شده اند. در بررسي صلاحيت ايشان دقت لازم را بنماييد. والعاقبه للمتقين والسلام علي عبادالله الصالحين
خوب آسمون رو به ريسمون بافتي با اين خزعبلاتت. حرف خاتمي حرف درستي بود و ميشد با ديپلماسي بهتري وارد عمل شد و دربدري منافقين رو بهتر ديد. آقاي امامي!! انشاءالله با انتخاب آقاي خاتمي شما عزادار ميشين.
چطور شما خودتان را مسلمان مینامید که به خاتمی روحانی خوشنام که طی دو دوره متوالی 20 و خورده ای رای اورده توهین کنید این یعنی اهانت به مردم شریف ایران.ترس شما از حضور مجدد خاتمی و رای میلیونی مجدد او نباید دلیل این شود که مسلمانی (البته متحجرانه)خودتان را زیر پا بگذارید. درود بر خاتمی عزیز و مردمی
حق چيه؟ اون چيزي كه تو مي بيني؟ آيا مدعي هستي كه همه حقيقت را مي بيني و با توجه به آن براي ديگران حكم صادر مي كني؟ تو چند سال عمر از خداوند گرفته اي؟ آيا فكر مي كني در اين سن و سال كاملي كه حق را نزد خود مي بيني يا اينگونه است كه حق با تكميل تو درون تو تكميل مي شه؟ به حكم محدوديت عقل و فهم خود و عدم تسلط به كل موضوع حكم صادر نكن چون روزي بايد پاسخگو باشي كه چرا اينگونه انديشيدي و حكم بر انساني دادي كه ما دوستش داشتيم!!! كمي تعضب را كنار بگذار و دور از حب و بغض سساست كه چشم هاي همه را كور كرده به خودت و جايگاهت در اين دنيا و آن دنيا فكر كن ببين چه چيزي فداي چه چيزي مي شود
راستي گفته بودي كه از شركت در حرم خودداري مي كني به دليل حضور امثال خاتمي! من هم مينطور به نمازجمعه نمي روم! جالب است من و تو هر دو از يك قماشيم اما تو به پيش من و من به پيش تو نمي آييم با يك دليل! اما فرق من با تو اين است كه فكر نمي كنم شما ها اشتباه فكر مي كنيد و براي تفكر تو و عيده تو احترام قائلم اما تو و قماش تو اينگونه نيستندو آنجا كه پاي اخلاق و رفتار مد نظر باشد از هيچ كاري ابا نداريد و اين يعني هدف وسيله را توجيه مي كند! به همين سادگي حق را ولو از هر كسي شنيده باشيد زير پا مي گذاريد براي چه؟ براي اينكه قابت كنيد شما بر حقيد! اين سخنان را از كسي كه روزي در جايگاه تو بود بشنو و كمي انديشه كن كه جاي 70 سال عبادت است.
ظاهرا نویسنده در برداشت مطالب ساده ای که آقای خاتمی مطرح کرده اند، ناتوان بوده و صرفا برای رفع عقده هایی که از دوران اصلاحات به دل داشته اند اقدام به چنین قلم فرسایی پر از کینه و بی ادبی نموده اند.
نمي دانم شماذوب شده گان در احمدي نژاد بر چه مسلك و مرامي راه مي پيماييد. قطعاٌ راه امام خميني نيست. اما در جواب بي احترامي به بزرگ مرد تاريخ ايران آقاي خاتمي بايد گفت البته به شما رياكاران كه از اسم و تصوير شهيدرجايي استفاده مي كنيد. بوش در نطق اخيرش گفته بود به مضموني كه دولت اصلاحات در طول رياستش با عملكرد خود مارا سركار گذاشت وما حتي اجازه يك قطعنامه را پيدا نكرديم. جالب است كه در دوران خاتمي با جود روابط حسنه با اروپا در عين حال ليست گروهك منافقيين درليست گروهك تروريستي بود. به اين مي گويند استراتژي نه اينكه اقاي احمدي نژاد بدون كوچكترين روابط حسنه اي ماحصل فعاليتش مي شود سه قطعنامه و خارج كردن نام گروهك تروريستي . شماها مختان عيب پيدا كرده.
ببخشيد. در مورد اين عبارت مقاله سوال داشتم:(و بعد از پاسخ منفی قاطعانه ملت به آقای خاتمی و دولت مدعي اصلاحات ...) منظورتان استقبال بيست مليوني در دوره دوم انتخابات است و يا دوره سوم رياست جمهوري هم در ايران داريم؟!
(و مکرو مکر الله و الله خیر الماکرین.)چرا از همه واقعیتها فرار کمی کنید ای اصلاحات تا کی می خواهید این ننگ را بر خود بچسبانید .از جناب آقای خاتمی چه بر آمد در این 8 سال ننگین جز عقب افتادگی و دور ماندن از قله های موفقیت.مگر نه الان در مجامع جهانی حرف از سربلندی و عزت ایران زده می شود چرا ایشان فقط از پشت پرده با همدستانش همسو و همگرا با غرب در تلاش برای تضعیف دولت است. و اما خدا بزرگ است و جوواب همه پستی ها .........خدا داند
تحلیلهای شما بسیار ابتدائی و غیر حرفه ای میباشدکه فقط جهت تخریب جهره محبوب ملت صورت میگیرد.شما هم در حدواندازه ای نیستید که بخواهید سیاستهاآقای خاتمی را نقد کنید.مردم جواب یاوه گوئی شما را پای صندوق رای می دهند.
ای کاش عزیزانی که نظر دادند یک دلیل قانع کننده در رد این مطلب مینوشتند. واقعا صحبت آقای خاتمی مغرضانه بوده
عزیز اول که خواسته برای شورای نگهبان تکلیف تعیین کند! شورای نگهبان صلاحیت کلی را بررسی می کند و این مردم هستند که تعیین میکنند چه کسی از اصول انقلاب در عملش تخطی کرده! آقایان رجانیوز! خواهش میکنم و التماس دارم که این را فراموش نکنید که هم خاتمی و هم احمدی نژاد یاران انقلاب هستند! بیایید اجازه دهیم انتخابات گزک به دست دشمنان ندهد!
با امدنش شما بيشتر مستحق عزا گرفتن هستيد. الحمدالله الذي جعلنا من المتمسكين به ولايت علي ابن ابيطالب
مهدوي/آقا فرزاد منظور عدم استقبال مردم از حاميان خاتمي در انتخابات مجلس و شوراي شهر و نيز شكست سنگين كانديداي مورد حمايت خاتمي در انتخابات رياست جمهوري است يعني آقاي معين و يك هفته بعدش هاشمي عاليجناب سرخپوش سابق و آيتالله كنوني اصلاحطلبان! من نميدانم چرا بعضيها به جاي پاسخ منطقي و رد مطلب با دليل و منطق كه آقا شما به اين دلايل اشتباه ميكنيد فقط بلدند فحاشيكنند و مسخره نمايند و دست به مغلطه زنند! حالا بگذريم از اينكه يك روز امام را به موزه ميفرستاندند و امروز.../يا علي
بي منطقي و آسمان ريسمان كردن از تما نوشته هايي از اين دست پيداست.شما عصباني شده ايد. شما واقعا از حضور دوباره اين سيد ادق ترسيده ايد!
متن و تیتر خبرهای شما نسبت به اقای خاتمی خیلی مغرضانه است ولی از اینکه نظرات همگان را در ذیل خبر می اورید بسیار قابل تحسین است که خواننده خبر می تواند در مورد خبر قضاوت نماید.منصفاه بیایئد عملکردهای سیاسی-فرهنگی-اقتصادی-اجتماعی و... اقایان خاتمی و احمدی نژاد را مقایسه نموده و آمار صحیح بدهید.بالاخره هردو بزگوار اشتباه داشتند باید دید هزینه اشتباه ها چقدر بوده و دستاورد داشته یا خیر؟!
اینجور که از سخنان و اظهارنظرهای شما و همفکرانتان بر می آید معلوم می شود که شما از هم اکنون عزا گرفته اید در حالی که با این نوع رفتار و تخریبهای شما حتما رای های جناب خاتمی بالاتر خواهد رفت بنا براین ایشان و طرفدارانشان شادمان هم خواهند شد.
سيد بودن ،خوش تيپي و... شرايط لازم براي يك رييس جمهور نيست. بني صدر هم سيد بود و خوش تپپ! در جواب آقاي كه گفته در زمان خاتمي قطعنامه اي صادر نشدبايد بگويم . وقتي از حق مردم در پيشرفت علمي و دست يابي به انرژي هسته اي بگذري و با دشمانا اسلام و انقلاب دوست شوي و در مقابل آنها تساهل كني ديگر قطعنامه براي چه . قطعنامه ابزار شبه قانوني اسكبار است براي فشار به دولت ها و ملتهاي آزاده و مقاوم
صحبت ها و تحليل هاي شما مثل حرف هاي كسي هست كه شكست خورده و ميخواد به اين نحو شكستش رو توجيه و روان مشوش و پريشان خودش رو تسكين بده. آقاي نويسنده؛ شما اين جملات رو از سر غرض و غضب و خشم نوشتيد. در اسلام هم اومده كه در زمان خشم تصميم نگيريد. پس الان بريد يه نفس عميق بكشيد؛ يك چاي گرم بنوشيد و بعد بياين و مقاله خودتونو دوباره بخونيد. مسلماً عرق شرم پيشاني شما را خواهد بوسيد.
دوستان به جای خوندن تمام این متن می تونید به "دستمال کاغذی" شریعتمداری مراجعه کنید...هم کوتاهه و هم تقریبا چیزی در این متن نیست که اونجا گفته نشده باشه....واقعا از نویسنده تا نویسنده چقدر فرقه!
كي از حضور آقاي خاتمي مي ترسد؟ دوست داريم اين دوره آقاي خاتمي رد صلاحيت نشود تا وزن واقعي ايشان در فضاي سياسي كشور روشن گردد. در ضمن به جاي فحش هاي تكراري به دولت كه « عليه ما قطنامه صادر كردند ، تحريم كردند، توهين كردند» بهتر است توجه كنيد كه در دوره آقاي خاتمي با آن سياست خارجي ذليلانه و مرعوبانه و در يك كلام «شاه سلطان حسيني» تمام فعاليتهاي هسته اي حتي رشته فيزيك دانشگاه هم داشت به حال تعليق در مي آمد. آقاي خاتمي هر چه دارد از فضاي سالهاي بعد از سازندگي است و گرنه الان بايد مي توانست براي نماينگاني كه حاميشان بود راي جمع كند. خاتمي تمام شده...
بعضی ها اعتقاد دارند "تمام کارهای خاتمی در طول دوران هشت ساله ایشان برای مردم، بد ونادرستو تمام کارهای احمدی نژاد خوب و درست بوده است." با این وجود باید در فرهنگستان زبان فارسی برای لغات "مردم" و "خوب" و "بد" و درست" و " نادرست" تعاریف دیگری نمود، چون ظاهرا متناسب بازمان و تغییر اوضاع و احوال ، معانی کلمات هم تغییر میکند!!!
طرفداران و دوستاران عزیز آقای خاتمی شما هم بدون تفکر فقط درصدد این هستید که نظر مخالف را سرکوب کنید و حتی با وجود ارائه ی دلیل مستدل از بیانات امام این مقاله را غیر منطقی میخوانید. پیشنهادی دوستانه دارم که اگر دیدید کسی حرف مخالف شما را میزند به آن فکر کنید و اگر آنرا درست یافتید جرات تغییر نظر خود را داشته باشید!
اینقدر با اومدن خاتمی ترس برتون داشته؟شما اجازه بدید این مردم باشن که انتخاب کنن.مردم اگه به صحنه بیان خودشون بهتر میفهمند که چه کسی اصلح تره.یقین بدونید با اومدن خاتمی فاصله آرا اونقدر زیاد هست که دیگه هیچ نیروی غیبی هم نتونه کاری واستون بکنه.برید،برید و عزا بگیرید که همه چی رو باختید.
اگر جناب آقای خاتمی فراموشی نداشته باشند زمانی اتحادیه اروپا نام منافین را در لیست تروریستی جا داد که برنامه هسته ای ایران در زمان ایشان به مدت سه سال متوقف شد . با از سر گیری فعالیتهای غنی سازی در دوران اقای دکتر احمدی نژاد انتظار ان میرفت که چنین عکس العملی از جانب اتحادبه اروپا انجام گیردو لذا اگر حذف نام منافقین از لیست آبکی تروریستی اروپا در ازای قیمت پیشرفت هسته ای باشد ، به نظر میرسد بهتر است ما همین روش خودمان را پیش بگیریم چرا که علیرغم وجودنام منافقین در این لیست آنها در طی سالهای گذشته و حتی تا قبل از حذف نام از لیست با ازادی تمام فعالیتهای خود را در اروپا انجام می دادند و هر سال دو یا سه سمینار در فرانسه برگزار می کردند . حال چه تفاوتی دارد که اروپا اینها را تروریست بداند یا نه ؟!! مهم این است که ما در زمان آقای خاتمی طلا دادیم و آب نبات چوبی ار اروپا گرفتیم !!! و شاید عصبانیت ایشان بیشتر به همین خاطر است زیرا قرا ردادن نام منافقین در لیست تروریستی اروپا دستاورد عظیم دولت ایشان بود در قبال تعطیل برنامه هسته ای و تحقیقاتی ایران !!!
آقای خاتمی برای خوشامد آمریکائی ها و به اصطلاح خودش تنش زدائی درمصاحبه با امانپور در زمان ریاست جمهوریش گفت : 1- شهید ابراهام لینکلن - ( همان فراماسونری که هیچ سنخیتی با شهدا ندارد.) 2- همچنین گفت تمدن ما با تمدن آمریکائیها نقاط مشترک زیادی دارد.( همان تمدنی که بر روی پوست کله سرخ پوستها بنا شد.) حالا خود قضاوت کنید این سیاست تنش زدائی ذلت بار و تحقیر آمیز و سراسر ضد دین و ملیت را چگونه دوباره تجربه کنیم. نویسنده: محسنچهارشنبه 23 بهمن1387 ساعت: 11:29 زیاد فلسفی نباشید انقلاب به سوی تعالی در حرکت است بیچاره خاتمی . بعضی وقتا دلم براش می سوزه . چون نه خودش می دونه چی می خواد و نه می دونه دور وبری یاش ازش چی می خوان!
بااین خزعولات خودراسرگرم کنید وچشم وعقلتان را بر حقیقت وواقعیات جامعه ببندید تا انشاالله به حضور یکپارچه وآگاهانه دوم خرداد دیگری بوجود می آید وآن موقع باید عزا بگبرید.خداوند فتنه گران را نابود ومنحرفین را به راه راست هدایت فرماید.
آزادی و احترام به عقاید دیگران تو اون سالها و در دهان یاران اقای خاتمی فقط دستاویزی وشعاری بود برای جلب نظر مردم .البته مردم حدود 20 میلیون رای رو دادن برای آزادی که همون حامیان و همفکران آقای خاتمی ازشون سلب کرده بود.(اشاره به 8 سال ریاست جمهوری آقای هاشمی).اونا نمی دونستن که در حقیقت دوباره به همون تفکر(لیبرلیسم)رای دادن. اکثر مردم آقای ناطق رو تو خط رفسنجانی میدونستن و به همین خاطر بهش رای ندادن.عدم صراحت آقایان باعث این اشتباهات شد. نهایتا دوستان خوبم این اتفاق رخ داد که در تمام اون هشت سال جنبش دانشجویی(من اون سالا دانشجو بودم)تبدیل به گروه فشار 2 خردادی ها شده بود .اونا هرکسی رو و هر عقیده ای رو که نمیپسندیدن با گروه فشارشون ترور شخصیتیش میکردن. باور کننین یه جور فاشیستی برخورد میشد با عقای مخالف. این رو هر آدم منصفی میدونه.
واقعا در مورد مردم ایران چی فکر کرده اید. مردم ایران مردمی هستند که لااقل از این ادبیات خوششون نمی یاید.شما خودتان را تخریب می کنید.چرا به جای اینکه از خودتان تبلیغ کنید دیگران را تخریب میکنید
واسه دوست عزیزی که گفت آقای خاتمی 20 و خورده ای رای آورده و خواست حقانیت ایشان را با رای اثبات کنه باید بگم که بنی صدر هم در انتخاباتی که نامزد ریاست جمهوری بودند با رای قاطع رییس جمهور شدند
مطمئن باشید سالهای بعد نه زیاد دور ، کارهائی که آقای احمدی نژاد کرده بر ملا خواهد شد آنوقت خواهیم دید احمدی نژاد بهتر عمل کرده بود یا خاتمی، خواهیم دید.
از شما خو شم نمی یاد حالم گرفته شد.
گذشته از تحلیل بجا ودرست جنابعالی و آقای شریعتمداری برای هر انسان عاقلی واضح است که حرفهای آقای خاتمی کاملا مغرضانه و صرفا بهانه ای برای اعتراض به دولت می باشد چون ایشان چیز درخشان و مثبتی خارج از شعار که بتوانند آنرا حاصل عملکرد مستقیم شخص ایشان در دوره ی 8ساله خود بدانند ندارند و مجبورند بهانه تراشی بکنندو به عملکرد دولت سیاه نمایی کنند.
جمعه، 18 بهمن 1387
11:42:53 PM
ع- امامي