ورزش اقتصاد

فرهنگ

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
جمعه، 28 شهريور 1393 05:13
تبلیغات














به بهانه جایزه اسکار فیلم جدایی نادر از سیمین

مصطفی براری

بالاخره بعد از مدتها چشم انتظاری برای اهالی سینما از این که نتایج جوایزآخرین فیلم اصغر فرهادی به کجا می رسد شاهد این بودیم که این فیلمساز با ذوق زدگی مهم ترین جایزه جشنواره سینمایی جهان که همان تندیس طلایی باشد بامداد روز دوشنبه از دستان ساندرا بولاك بازیگر برنده اسکار، دریافت نمود. هر چند شواهد حاکی از آن بود که جدایی نادر از سیمین می بایست جایزه تندیس طلایی اسکار را بگیرد تا بدین ترتیب پازل ناقصی را که غرب جهت اهداف خود از طریق دادن جوایز متعدد در جشنواره های مختلف چیدمان کرده، با دادن تندیس طلایی کامل شود.

با دریافت مهمترین جایزه سینمایی جهان موجی از تقدیر و تبریک از سوی سینماگران، اصحاب رسانه و تشکلات سینمایی برای حمایت از اصغر فرهادی به راه افتاد که میتوان چنین امری را طبیعی دانست چرا که سینما گران ما معتقد هستند هنر برای هنر هست و اصغر فرهادی توانست با تکیه بر این باور و با استفاده از قدرت تکنیک و خلاقیتش به چنین جایگاه مفتخری در جهان برسد و دیگر هیچ!

 این در حالی هست که میدانیم شعار هنر برای هنر معنای خود را از دست داده و ثابت شده که سینمای هالیوود به عنوان بزرگترین تولیده کنند فیلم و همچنین بسیاری از جشنواره های کو چک بزرگ سینمایی جهان، در خدمت اهداف سیاسی لابی صهیونیزم و فراماسونری می باشد. پس اگر قرار است فیلمی در جهان مطرح شود باید بر اساس مبانی آنها تولید شده تا بتواند جوایزهای متعددی را کسب نماید. از این رو میتوان جشنواره اسکار و گلدن گلوپ را به عنوان شاخص ترین جشنواره ای که بر اساس سیاست های صهیونیزم مدیریت می شود به عنوان مثال نام برد. اما منظور از این یادآوری این بود که انتظار نمی رود،روشنفکران و سینماگران با چنین دیدگاه به عرصه هنر نگاه نمایند! ولی این انتظار را داریم که مدیران فرهنگی ما با چنین دیدگاهی به مسائل توجه داشته باشند.از این رو سخن ما با رئیس سازمان سینمای کشور می باشد که نکاتی را عرض مي‌كنيم.

جناب آقای جواد شمقدری به شما یادآور می شویم به عنوان معاون محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می بایست شیوه مدیریت و تفکر شما در راستا اهداف و آرمانهای بزرگ انقلاب اسلامی باشد تا هیچ کسی به خود جرات ندهد چه در داخل و چه در خارج آسیبی به بدنه فرهنگی ما بزند. امروز یکی از افتخارات ما این است که به ابر قدرت های جهان یعنی آمریکا و هم سویانش توانستیم نه بگوییم و با این تفکر در مقابل تمامیه هجمه های سنگین آنها بایستیم و نتیجه آن این شد که هرروز شاهد موفقیت های چشمگیری در تمام عرصه ها، بدون اکتفا به غرب باشیم. اما سوال این است که آیا ما در عرصه سینما توانسته ایم مانند دیگر عرصه ها موفق باشیم؟ یقینا موفقیت در عرصه سینما به این معنا که توانسته باشیم فیلمهایی را تولید کرده که بر اساس اندیشه اسلامی و مستقل از هر تفکر دیگری باشد. نه اینکه فیلمهای تولید شود که در مسیر اهداف غرب بتواند جوایز متعددی را کسب نماید و آن وقت بگویم سینما ایران توانسته با گرفتن جوایز مختلفی از جشنواره ها جهان سر بلند و موفق باشد! این همان بله گفتن بجای نه گفتن به اهداف غرب می باشد!

از آنجا که مستکبران عالم با تمام توان خود می کوشند تا با استفاده از هر ابزاری جلو پیشرفت علمی، فرهنگی سیاسی... ما را بگیرند و از طریق رسانه و سینما این اگونه القا نمایند که ایران کشوری هست عقب مانده و مخالف حقوق بشر و دموکراسی... آیا ما توانستیم به وسیله رسانه و سینما خلاف آن را ثابت نماییم!؟ سینمای ایران به چه مقدار توانسته است بازتاب دهنده فرهنگ، عزت و اندیشه ناب اسلام برای جهانیان باشد؟ چه مقدار توانسته پیشرفت های فناوری، علمی، اقتصادی و دیگر افتخارات ایران اسلامی ر ا به تصویر بکشد!؟ آیا تا به امروز یک فیلم تولید شده که بتواند نمونه کامل زن مسلمان ایرانی را به تصویر بکشد و آن را به عنوان الگو به جهانیان معرفی کرده باشد!؟ آیا میتوانید چند فیلم نام ببرید که توانسته باشد شخصیتهای بزرگ معاصر مانند شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید چمران، شهید رجایی و دیگر بزرگان عرصه سیاسی و علمی را به تصویر کشیده باشد!؟ آیا ما به عنوان کشوری که به ابرقدرتهای دنیا نه گفته ایم توانسته ایم فیلمهایی را در نقد تفکرات لیبرال دموکراسی غرب و یا سیاست های امپریالیستی تولید نمایم و یا اسلام خواهی که در قلب آمریکا و اروپا و خاورمیانه شاهد آن هستیم در غالب یک فیلم بگنجانیم! شما به عنوان معاون سینمایی جمهوری اسلامی چند تا از این نوع فیلمنامه ها را مورد حمایت خود قرار داده و یا چه نوع سیاستی را اعمال کرده اید که چنین فیلمهایی تولید شوند؟ از آنجا که جشنواره های سینمایی جهان به واسطه جوایز رنگی خود می کوشند فیلم سازان ما را برای جذب اهداف خود به آن سوی آبها بکشند. شما در مقابل چه کرده اید!؟ از آنجا که سالانه تعداد بسیار زیاد ی فیلم هایی که با موضوع اسلام هراسی و اسلام ستیزی از سوی هالیوود تولید میشود، چند فیلم ساخته شده تا توانسته باشد رفع شبهه نماید و جواب تهمتها و توهین های که به فرهنگ اسلامی شده است را داده باشد!؟

این اتفاق که نیفتاده بلکه ما شاهد فیلمهایی در دوران مسئولیت شما هستیم که مستقیما در خدمت اهداف غرب تولید می شنوند. فیلمهایی که ارزش های اسلامی، فرهنگ ایرانی را می تازند و زیر سوال می برند! فیلمهای تولید شدند که ارزشهای دفاع مقدس در آن لگدمال شده؛ فیلمهای تولید می گردند که ایران اسلامی را عقب مانده، بدون دموکراسی و با سیاه نمایی به تصویر می کشند! فیلمهایی تولید میشنود که روابط جنسی دختر پسر، خیانت زن به مرد، طلاق، دروغ در آن عادی سازی میشود! فیلمهایی که با زشت ترین کلمات فرهنگ ایرانی، آداب و اعتقادات سنتی مردم را به تمسخر میگیرند! که دیدیم در جشنواره فجر امسال و سال گذشته مورد حمایت جنابعالی و تیم شما قرار گرفت.

این در حالی بود که در دولت نهم مخصوصا با دخالت شخص وزیر و بنیاد فارابی مدیریتی اعمال شد که فیلمها ابتذالی که در زمان اصلاحات آغاز شده بود و تا سال 84 به اوج خود رسیده در دولت نهم کم رنگ و متوقف شود. و عملا سعی میشد به هیچ کارگردانی اجازه ساخته چنین فیلمهایی داده نشود. دورانی که هنوز خاطرمان هست شما شدیدا منتقد شیوه مدیریت آن بوده و بارها تقاضای تغییر مدیران آنها را از سوی ریئس جمهور را داشتید. دورانی که به عنوان دوران طلایی سینمای ایران بود اما از سوی شما دوران تلخی برای فیلمسازان سکولار و روشنفکران بشمار می رفت. اما اتفاقی که افتاد با سر کار آمدن شما متاسفانه مجدد شیوه مدیریتی که در دولت اصلاحات که درون مایه آن تفکرات سکولاریتسی و لیبرالیزمی بود را شاهد شدیم. مصداق آن را می تواند رشد فیلمهای مبتذل و سخیفی که درسال گذشته که تعداد این فیلمها از 30درصد مجموع آثار به نمایش درآمده درجشنواره فیلم فجرسال 88 به 70درصد آثار درسال گذشته افزایش یافت دانست.

امروز رفع توقیف کردن فیلمهای مسئله دار از سوی شما دیگر دلیلی است که می توان اشاره نمود و یا اینکه صراحتا از فیلمسازانی حمایت می شود که بطور آشکار مخالف خود را با نظام جمهوری اسلامی اعلام می کنند و یا اینکه در کارنامه شان عملکرد ضد انقلابی دوران فتنه 88 موجود می باشد.

 اما از همه اینها بگذریم چیزی که تعجب ما را بر انگیخته این است که چطور میتوانید از فیلمی که ضدیت آن با فرهنگ ایران اسلامی کاملا گویا می باشد واین را می توان از بوق های رسانه ها و جشنواره ها و سیاستمداران غربی فهمید از سوی شما حمایت شدید می‌شود؟!

چگونه ممکن است که در جشنواره فجر که به برکت پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی برپا می شود و یقینا فیلمهای باید در آن مورد توجه قرار بگیرد که با آرمانهای انقلاب این مردم یکی باشد می بینیم که بسیاری از فیلمها در مقابل آرمانها و اعتقادات این مردم مورد توجه قرار گرفته که شاخص ترین آن فیلم جدایی نادر از سیمین است که همزمان در جشنواره های صهیونیزمی هم مورد حمایت و تمجید قرار می گیرد.

چگونه معاونت محترم سینمایی از فیلم جدایی نادر از سیمین که بسیاری از کارشناسان معتقد هستند در نقد جامعه اسلامی ایرانی است و هدف اصلی آن تایید اهداف جشنواره ای و سیاسی غرب بوده، این فیلم را به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در جشنواره اسکار، و دیگر جشنواره ها با افتخار روانه می نمایند! که ما دیدیم این رئالیسم سیاه از ایران، از سوی سخنگوی امریکا، لابی صهیونیزم، وزارت خارجی آمریکا، ریئس جمهور فرانسه و دیگر مزدوران غربی مورد و تقدیر و حمایت در تایید مدیرت معاون محترم وزارت و فرهنگ ارشاد اسلامی قرار گرفت. یادمان نرفته امام خمینی (ره) فرموده بودند "اگر غربی ها از شما تعریف کردند راه تان را اشتباه رفتید و به خودتان شک کنید" و یا مقام معظم رهبری تاکید کرده بودند" جوایزی كه جشنواره هاى خارجى مى دهند ارزشى ندارند " حال باید از آیا آقای جواد شمقدری و علی رضا سجاد پور پرسید آیا به این همه حمایت و سر صدایی که جشنواره های غربی و سیاستمداران صهیونیزمی در حمایت از این فیلم کرده اند کمی به عملکرد و شیوه مدیریت تان شک کرده اید!؟

کد خبر:118812 -

نظرات کاربران

نام:
ايميل:
نظر
کد امنيتی كد امنيتي تغيير تصوير
 
ارسال
نظرات کاربران
آوای دوست

صرف نظر از ماهیت گرایشهای فکری - سیاسی آقای فرهادی ؛ کارگردان محترم فیلم شهرت یافته ی جدید ، یاد آوری می شود که بنیان گزار ج .ا.ا ؛ امام راحل (ره) در این گونه موارد اشاره ی معروف وماندگاری داشته اند مبنی بر این که رویکرد بظاهر مثبت ویا تحسین آمیز غرب نسبت به افراد وگروه ها ووقایع باید در حقیقت منفی ومشکوک وشبهه بر انگیز تلقی شود وتجزیه وتحلیلها ونتیجه گیریها می باید روی همین حقیقت استوار باشند . اشاره ی امام راحل نه از خلأ ونه از بدبینی بی پایه بلکه از بررسی وتجربه ای طولانی نسبت به موضعگیریهای این چنینی غرب سرچشمه گرفته است . امام در ادامه ی سخنان خود در زمینه ی اشاره مذکور عالمانه ودلسوزانه مسئولان ومردم را به هوشیاری وتامل در مقابل این گونه موضعگیریها واین گونه رویکردهای غرب فراخوانده اند که مبادا ترفند ونیرنگ وتله ویا توطئه ای در پس این تحسینها نهفته باشد که تیر زهر آگین آن کل نظام وکشور ومردم را هدف قرار داده است . به هر حال برنده ی محترم وکل مردم ، این جایزه را که بظاهر افتخار آمیز بنظر می رسد ، با توجه به منشا وموضعیگیریهای سی وچند ساله ی حکومتهای این منشا در مقابل نظام مقدس اسلامی ایران عزیزمان ، می باید ارزیابی کنند وموضع خود را پس از رسیدن به نتیجه این ارزیابی پایه ریزی نمایند . بعید نیست کار آقای فرهادی ارزش شایسته تری از جایزه ی بین المللی اسکار داشته باشد ولی انصافا کشورهایی که حق بخشیدن این جایزه را در اختیار دارند در طول سی واندی سال که از عمر انقلاب ونظام اسلامی ایران می گذرد چه موضعی بجز ستیزه جویی علیه این انقلاب واین نظام داشته اند ؟؟؟!!! آیا می توان باور کرد که هدف این کشورها از دادن این جایزه وجوایزی امثال آن افزودن افتخاری به درخشانترین افتخارهای انقلاب ونظام اسلامی بوده که در زمینه های استقلال وعلم وصنعت بدور از سلطه وعلی رغم اراده ی ابر قدرتها برای خود با رشادتهای وفداکاریهای فرزندان دلیر وجسور ومومن وتوانای خود کسب کرده است ؟؟؟!!! به گمان نگارنده ی این سطور برای هر فرد با انصافی که نظاره گر وقایع وجریانهای بیرونی ودرونی ایران اسلامی بوده شناخت آنچه که در مدت سی وچند سال برسر انقلاب ونظام اسلامی از کشورهای غربی آمده است کار دشواری نیست ورسیدن به این نتیجه که بخشیدن جایزه مذکور توسط کشورهای مربوطه به یک فرد ایرانی حد اقل هیچ منظور خیری برای این انقلاب واین نظام دربر نداشته ونمی تواند داشته باشد به هیچگونه رمزگشایی نیاز نخواهد داشت . ضروری است که بدانیم آقای فرهادی هرچند هم نابغه باشند ولی دست رسی به ابزار رشد وپرورش نبوغ خود را از دارایی جامعه ای فراهم ساخته اند که زیر سایه نظام اسلامی زندگی می کند واگر زمینه های فراهم شدن این گونه ابزارها در سایه ی این نظام وجود نداشت هرگز چنین رشد وپرورشی برای ایشان وهر صاحب نبوغ دیگری در ایران زمین میسر نبود . نزد این نگارنده هیچ تردیدی وجود ندارد که برای طراحان کنونی سیاست بخشش این جایزه ها نبوغ اشخاص ودست آوردهای انسانی عظیم آنان هرگز ملاک نبوده ونیست بلکه تنها ضرورت هماهنگ شدن اشخاص دریافت کننده جایزه با سیاستها واهداف ضد مردمی این طراحان است که در این زمینه ملاک ومعیار قرار می گیرد . با در نظر داشتن این واقعیت که فیلم " جدایی نادر ازسیمین " سوای داشتن صحنه هایی تکراری از اتفاقات منفی خانوادگی که بطور روز مره در تمامی کشورهای جهان ؛ اعم از پیشرفته ودر حال پیشرفت وفقیر بارها وبارها تکرار می شود وعدم وجود هیچگونه صحنه ی استثنایی فنی ویا حتی اجتماعی چشمگیر در این فیلم ، هدف گردانندگان جوایز جهانی از بخشیدن جایزه ای از این جایزه ها به فیلم مورد بحث بخوبی آشکار ویا رسوا می گردد ؛ زیرا محل تولید این فیلم کشوری است که با سیاستهای سلطه طلبانه این گردانندگان شدیدا مخالف است وبیش از سی سال است که این کشور در معرض انواع دشمنیها وتجاوزهای آشکار ونهان دولتهای اختیار دار این جوایز قرار گرفته است . این نگارنده تاکید دارد که نسبت به آقای فرهادی کارگردان محترم فیلم مذکور هییچ موضع منفی ویا مثبتی نداشته وحتی از نزدیک وی را نمی شناسد ولی آنچه که انگیزه ی نوشتن این مطالب گردیده تنها اطلاع رسانی نسبت به واقعیتهای تاریخی وزنده ایست که زرق وبرق اینگونه جوایز ، دیدن آنها را بر دیدگان شیفته ی زرق وبرق دشوار ویاحتی ناممکن می سازد .