|
|||||||||||||||||||||||||||
گروه سياسي- محمد مهدي تهراني: محمدحسین استادآقا که از اعضای فهرست انتخاباتی جبهه پایداری انقلاب اسلامی است، از فعالان عرصه دفاع از ولایت در دو دهه گذشته در قم بوده است. او که متولد تهران و بزرگ شده در این شهر است، در دوران جنگ از رزمندگان گردانهای حبیبابنمظاهر و میثم تمار بوده و پس از پایان جنگ، برای تحصیلات حوزوی به قم رفته است. استادآقا فعالیت های فرهنگی در سیستان و بلوچستان و پشتيباني مدرسه علميه شهرستانهاي زابل و ايرانشهر در ابتدای دههي 70 را از افتخارات خود می داند. او از سال 1387 تا چند ماه پیش، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم بود و منشأ خدمات زيادي مانند برگزاری همایش های ملی مختلف درباره مهدویت و حضرت فاطمه معصومه(س) شد.

در بخش اول اين گفتوگوي خواندني و پر نكته، به موضوع جريان انحرافي منتظري و سپس تحصن با شكوه سال 78 حوزويان قم در اعتراض به اهانت يك روزنامه زنجيرهاي به آيتالله مصباح يزدي پرداخته شد. مشروح بخش دوم گفتوگوی ما با محمد حسین استادآقا در ادامه آمده است:
ريشهي انحرافها چيست؟
ريشه همه این انحرافها تمكين نكردن از وليفقیه است. مثالي بزنم كه با مسائل روز همخواني داشته باشد. الان عدهاي به قول حجتالاسلام سیداحمد خاتمي، پروژه «ديدي» را راه انداختهاند. الان ما اشكالاتي را در رفتار آقاي احمدينژاد ـ و نه دولت او- ميبينيم. يك عده كه از شاخصهاي مثبت اين دولت كينه و نفرت دارند، الان مسائل جريان انحرافي را به دولت نسبت ميدهند، در حالي كه دولت متشکل از 24 وزير و معاونين رئيسجمهور و عده کثیری از رؤساي سازمانهای وابسته است. دولت كه فقط همين پنج تا آدم نيستند. بسياري از وزرا اساساً از اين جريان انحرافي که در حاشيه آقاي احمدينژاد شکل گرفته است، متنفرند و حتي در برخي از جاها هم گفتهاند كه حرف اول ما تمكين از ولي فقيه است و اگر در راهي كه ميرويم، در جايي تقابل با وليفقيه پيش بيايد، ما نيستيم، پس نبايد بگوييم جريان انحرافي دولت. اينها حاشيه آقاي احمدينژاد هستند نه حاشيه دولت. بسياري از مديران دولتي در سراسر كشور آدمهاي پاك و حزباللهي و متعبد به ولايتفقيه هستند. جرياني كه ميگويد جريان انحرافي دولت، به نظر من خودش يك انحراف است و ميخواهد همان پروژه «ديدي» را راه بيندازد و بگويد آقا! ما که از اول گفتيم اين اشكال دارد و لذا اين موضوع را بايد تفکیک و روشن كرد.
من فكر ميكنم جريان آقاي هاشمي، خصوصاً بُعد حوزوي آن در برهههای مختلف به شکلهای متنوعی عمل كرده است. در يك دوره اينها به تبع آقاي هاشمي، شوراي رهبري را مطرح كردند، در حالی که شوراي رهبري در خبرگان طرح و رد شده بود. يك وقتي آمدند و بحث زماندار شدن رهبري را مطرح كردند. يك مدت هم مدل رهبري را زير سئوال بردند. اين جريان در دورههاي مختلف، متنوع عمل كرده است. البته بعد از فتنه 88 همين جريان تلاش كرد آقاي هاشمي را ببرد قم و به آقاي هاشمي پيشنهاد كردند كه شما در قم مستقر بشويد و فكر ميكردند با حضور آقاي هاشمي در قم و برجسته كردن وجهه حوزوي او، ميتوانند پايگاه قدرتی را براي خود درست كنند. اين جريان در دو سال بعد از فتنه حتي تلاش كرده در ذهن برخي از بزرگان حوزه شبهه ايجاد کنند و اخبار و اطلاعات غلط و دروغ را به آنها منتقل كند.
پايگاه خاصي دارد يا پراكنده است؟
پايگاه اصليشان همان جريان كوچك مدل مجاهدين انقلاب است كه آقاي حجاریان گفت در يك فولكس واگن جا ميشوند و مجمع مدرسين حوزه را هم يدك ميكشند. مجمع مدرسين حوزه همين ده دوازده تا آدمي هستند كه دور هم جمع ميشوند و هيچ عقبهاي در حوزه ندارند. هر چند اين مجمع غيرقانوني است، اما به هر حال اين عنوان را يدك ميكشد. مجمع مدرسين الان پايگاه عمل جريان آقاي هاشمي است. اخيراً هم سعي كردند آدمهاي وابسته به خودشان را بياورند و با آقاي هاشمي ديدار داشته باشند. آنها سعي ميكنند آقاي هاشمي را زنده و به روز نگه دارند و از حرفهايش پشتيباني كنند.
در رسانهها روزنامه جمهوري اسلامي بهطور مشخص دارد اين كار را انجام میدهد و مديرش هم يك روحاني است. آقاي دعايي در روزنامه اطلاعات هم به اين جريان فكري دلبستگي دارد و از آن حمايت ميكند. البته جريانات رسانهاي وابسته به اينها فراوانند، اما ما چون داريم مدل حوزوي آنها را بررسي ميكنيم، از همه نام نمیبریم. اينها گروهي هستند كه دارند تلاش ميكنند تا هر چه ميتوانند به اهدافشان نزديک شوند كه به لطف خدا تا کنون در هيچ جا از اقبالي به آنها نشده است.
غير از آنچه كه گفتید، نقشآفرينيهاي ديگري هم در ارتباط با بيوت مراجع كردهاند؟
بيوت مراجع، هدف همه گروههاست. شايد حتي هدف سرويسهاي اطلاعاتي دشمن هم باشند، اما به لطف خدا به دليل آگاهياي كه خود مراجع دارند، اجازه ندادهاند كه اينها بتوانند در بيوت آنها حركت سازماندهي شدهای را ايجاد كنند. البته تلاشهايي كردهاند که حتي در برخي از مواقع موجب دستگيري كساني شده كه سعی داشتند در برخي از بيوت نفوذ كنند و تأثير بگذارند. دستگاههاي اطلاعاتيـ- امنيتي تا اين حد هم ورود كردهاند كه اخبارش هم اعلام شده و مطلب محرمانهاي نيست، ولي من فكر ميكنم در مورد خود آقايان مراجع، شكست كامل خوردهاند و علتش هم بصيرتي است كه در بين مراجع انقلابي ما هست.
بحث جبهه پايداري و ورود آيتالله مصباح را در انتخابات مجلس چگونه ارزيابي ميكنيد؟ چرا ايشان و دوستدارانشان به اين شكل وارد عرصه شدند؟ آيا خطري احساس ميشد؟
از چند ماه قبل تحليلي وجود داشت و آن هم اين بود كه جريان فتنه و جريان اصلاحطلبها ممكن است وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی نشوند و با شیوهای كه امروز خيلي روشن و واضح شده است، برخي از آنها بر طبل تحريم بكوبند، بعضي اداي تحريم را در بياورند، مثل جريان خاتمي و ديگران كه ميگويند ما تحريم نكردهايم، ولي ليست نميدهيم و برخي هم كه دنباله خارجنشين آنهاست، از اساس به فكر براندازي نظام هستند، يعني تحريم انتخابات براي آنها يك سوژه موقتی است. اين خطر احساس ميشد كه ممكن است به دليل عدم حضور رسمي اصلاحطلبان، انتخابات از رونق بيفتد، چون بالاخره همه شور و هيجان انتخابات مجلس در بين مردم، رقابت بين سلائق و گروههاي مختلف است. اين يك مسئله بود كه دوستاني را كه الان در جبهه پايداري جمع شدهاند، نگران میکرد. البته آن روز، جبهه پايداري شكل رسمي به خود نگرفته بود، اما اين نگراني را نسبت به اصل انتخابات داشتند كه مشاركت حداكثري كه خواست حضرت آقاست، اتفاق نيفتد.
بعد ديگري كه حضرت آقا هميشه تأكيده كردهاند و امام هم ميفرمودند، بحث انتخاب اصلح است. ما در انتخابات دو محور اصلي داريم كه هميشه تكرار شده است: يكي مشاركت حداكثري، ديگري انتخاب اصلح كه طيفي از گروههاي سياسي وقت، هميشه با هر دوي اينها مخالف بودهاند. يك وقتي نقل شد كه آقاي هاشمي گفتهاند يك دموكراسي حداقلي مديريت شده بهتر از مشاركت حداكثري پيشبيني نشده است و يا در بحث انتخاب اصلح، يك روزي بحث صالح مقبول مطرح شد و برخي اين را زير سئوال بردند، در حالي كه آقا همواره بر اين دو محور تأكيد كردهاند و هر كسي كه مدعي اصولگرايي، تمكين در برابر ولي فقيه و حركت با آهنگ ولايت است، بايد به اين دو اصل پايبند باشد، يكي مشاركت حداكثري و يكي انتخاب اصلح.
در مشاركت حداكثري نگراني وجود داشت و هيچ كسي هم نميتوانست به آن پاسخی بدهد، چون قابل پيشبيني نبود كه اينها تا مقطع ثبتنام چه خواهند كرد. يك بحث هم بحث انتخاب اصلح بود. بالاخره اگر ما ميخواهيم مردم را در معرض انتخاب قرار بدهيم، بايد ليست انتخابشوندگان بهگونهاي متنوع باشد كه مردم بتوانند با سليقههاي مختلف و در چهارچوب گفتمان امام و رهبري، بهترين انتخاب را داشته باشند. معيار بهترين انتخابها را هم آقا در انتخاباتهاي قبلي گفته بودند. در 19 دي امسال دو سه نكته جديد را هم در ديدار با مردم قم فرمودند كه شايد اولين كليد رسمي انتخاباتي حضرت آقا بود. در نماز جمعه هم بر نکات جدیدی تکیه فرمودند. آقا در 19 دي عدم پيوند با كانونهاي قدرت و ثروت، عدم استفاده از منابع ثروت، چه شخصي چه بيتالمال ـكه مخصوصاً بر بيتالمال تأكيد كردندـ رقابت سالم و مشاركت حداكثري را مطرح كردند.
در باب مشاركت حداكثري، حالا زمان نشان داده است كه تحليل جبهه پایداری، درست بوده است، چون اصلاحطلبهای شاخص و به صورت لیستی وارد نشدند و اگر ما براي اصولگرايي يك ليست ميداديم، براي مردم ليست جذابي نميشد و انگيزه مشاركت حداكثري تضعیف میشد. اين نكته، حالا اثبات شده است و نكته دقيق و مهمي بود. در آن مقطع وقتي اين نگراني با حضرت آيتالله مصباح مطرح شد، طبيعتاً ايشان هم به دليل بصيرت و ديد نافذي كه دارند، نسبت به آن احساس خطر كردند.
نكته ديگر بحث انتخاب اصلح بود كه به اين مسئله دامن ميزد كه بايد در جبهه اصولگرايان ليستها متنوع باشند تا بشود از ميان آنها بهترين را انتخاب كرد.
يك نكته مهم هم وجود داشت كه آيتالله مصباح فرمودند بالاخره بدنهاي كه به دنبال گفتمان سوم تير، يعني گفتمان انقلاب، گفتمان امام، گفتمان حضرت آقا بود، آرزوهايش را نمیتوان در جريان شكلگرفته در داخل جبهه متحد ببیند و اگر بدنه اجتماعی سوم تیر علامت صحیحی در مقابل نداشته باشد، ممکن است گرفتار جریان انحرافی حاشیه آقای احمدینژاد شود. علتش هم اين بود كه برخی شخصيتهاي شاخص در جبهه متحد، بعد از تشكيل دولت نهم دست از رقابتهاي انتخاباتي برنداشتند و در مقطعي هم كه اشكالاتي كه امروز به آقاي احمدينژاد وارد است، وارد نبود، باز هم اينها به ایشان حمله ميكردند.
برخلاف نظر ولايت.
برخلاف آهنگ ولايت و برخلاف تمكين از ولي امر. بعد از خاتمه انتخابات در سال 84 دو مسئله وجود داشت. يك مسئله عقلي كه بالاخره يك نفر از درون جريان اصولگرايي رأي آورده و عقل حكم ميكند كه اصولگراها بروند و از او حمايت كنند تا موفق شود. نكته دوم جهتگيريهای او جهتگيريهايي بودند كه حضرت آقا نسبت به آنها تأكيد فراوان داشتند. آقا فرمودند من به نزديكان گفتهام اگر آقاي احمدينژاد در انتخابات رأي هم نياورد، باز همين كه مجدداً مسئله عدالت را مسئله اصلي كشور كرد، كار مهمي كرده است.
برخی کسانی كه امروز شاخصين جبهه متحد را تشكيل ميدهند، صرفنظر از دو بزرگوار آيتالله مهدويكني و آيتالله يزدي، آنهايي كه از جنبه سياسي، جبهه متحد را شكل ميدهند، آن روز با دولت نهم يك تقابل رسمي ايجاد كردند. اين نميتوانست براي بدنه عمومي و جريان اجتماعي جريان سوم تير جذاب باشد كه امروز بيايند به اينها رأي بدهند و ميگويند اينها همانهايی هستند كه چندان به گفتمان سوم تير نپرداختند.
جداي از جدايي سياسي، تفاوت گفتماني هم با گفتمان جريان سوم تير دارند؟
حتماً همين طور است. در سال 83 سه چهار نفر خدمت يكي از بزرگاني بوديم كه امروز جزو يكي از مؤثرترين افراد جبهه متحد است. فكر ميكنم حدود آذرماه بود. گفتيم كه "آقا" در سخنرانيهاي چند ماه گذشتهشان خيلي بر مسئله عدالت و سادهزيستي تأكيد ميفرمايند. فرمودند بله، ولي عدالت و سادهزيستي به اين آسانيها محقق نميشود. اين حرفها به درد منبر ميخورد!
اين يك نوع نگاه بود. نميتوانيم از اينها بگذريم. تفاوت گفتماني روشن و آشكاري وجود داشت. آن گفتماني كه در 83، 84 پشت سر آقاي احمدينژاد آمد، نگاهش صرفاً انتخاباتی نبود، بلکه بعضي از آنها اصلاً اين نوع حرفها را قبول نداشتند. بعضيهايشان ضرورت شكستن بت اشرافيگرياي را كه در كشور ساخته و پرداخته شده بود، قبول نداشتند. برخي از آنها اين مدل را كه وزير به استاني برود و در مسجد بخوابد، قبول نداشتند. بعضيها خودشان قبلاً وزير بودند. ميديدند اگر اين فرهنگ جا بيفتد، آمدیم و یک روز دو باره وزير شدند، آن وقت چه كار كنند؟! آقايي كه در دولت آقاي خاتمي مسئوليت داشت و در سفرها آقاي خاتمي همراهش ميرفت، ميگفت: «اولاً در هشت سال دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي به تعداد محدودي از استانها رفتيم. بعد هم در برنامه روزانهمان استراحت داشتيم. الان دو سفر با آقاي احمدينژاد رفتهام و ميخواهم استعفا بدهم و به ايشان گفتهام آقا! اينجوري من سكته ميكنم!» اين يك مدل بود و ضمناً بحثهاي رفتاري هم بود. هنوز شعار بعضي از آقايان كانديداها در سال 83 يادمان نرفته است كه ميگفتند دولت رفاه. حرفهايي كه براي بيرونيها جذابتر بود تا براي گفتمان انقلاب.
در عین حال به فضاي فكري آقاي هاشمي نزديكتر بود.
آنها اساساً نميپسنديدند که شعارهاي انقلاب، شعار درجه يك بشود. ميگفتند روابطمان با دنيا خراب ميشود.
همان حرفهايي كه آن روزها كارشناسها ميزدند. اين تفاوت گفتماني بود. من نميدانم چرا بعضیها ميخواهند از اين واقعیت فرار كنند و فقط دعوا را بياورند در سطح آقاي احمدينژاد يا قصه مشايي يا دولت دهم. آنها نميخواهند هيچ اشارهاي به اين موضوع كنند كه ما از سال 83، 84 با اين گفتمان مخالف بوديم. در آن سالها كه هنوز مشايي ميداندار نبود. برخي هم دعوا را در سطح جبهه پايداري و جبهه متحد ميآورند، درحالي كه اصلاً بحث بر سر دادن يك ليست و دو ليست در انتخابات مجلس نيست.
میخواهید بگوئید دعواي خيليها با جبهه پايداري، در واقع دعواي سوم تير است.
بی ترديد برخي اينطورند. البته شخصيتي مثل آيتالله يزدي را كه در دوره آقاي احمدينژاد همواره از گفتمان صحيح دولت حمايت كرد و همواره در برابر جريان انحرافي هاشمي با تمام قوا ايستاد، جدا ميكنيم، ولي اينها رفتهاند پشت سر اين حضرات آيات سنگر گرفتهاند. اگر راست ميگويند بيايند خرده فرمايشاتي را كه از سال 83 تا 87 يعني در دوران دولت نهم داشتند، روي دایره بريزند تا ببينيم آن روزها از چه گفتماني دفاع ميكردند و چه اشكالاتي از دولت میگرفتند؟ من معتقدم حتی همانهايي هم كه آن روزها به حركتهاي غلط آقاي احمدينژاد و تيمش اعتراض ميكردند، این رویکرد در واقع برایشان یک پوشش بود. چرا؟ آنها به ورود خانمها به ورزشگاهها معترض بودند و در مقابل دولت، از مرجعیت دفاع ميكردند، ولی ما وقتي ميتوانستيم اين حرف را باور كنيم كه از كارهاي خوب آقاي احمدينژاد حمايت كرده بودند، ولي آنها از روز اول از گفتمان سوم تیر حمايت نكردند.
در اینجا در واقع بهانهای برای کوبیدن آقای احمدینژاد پيدا كرده بودند.
حتماً بهانهجويي بود. حضرت آقا در حالي كه از رفتارهاي صحيح آقاي احمدينژاد و دولت حمايت ميكردند، همان روزها در ديدارهايشان اشكالات را هم به آقاي احمدينژاد گوشزد میکردند. اين نشان ميداد كه حضرت آقا توجه دقیق دارند كه بعضی از كارها درست پيش ميروند و بايد از آنها حمايت كرد، اما عدهاي چه در مجلس و چه در صحنههاي اجتماعي، از همه كارهاي دولت انتقاد و سفرهاي استاني دولت و سادهزيستي آن را مسخره ميكردند. اين مسخره كردن آقاي احمدينژاد نبود، مسخره كردن مؤلفههاي گفتمان سوم تير بود. طبيعتاً اين شيوه ادامه كرد.
الان به نظر من ماجرا بهطور مطلق سفيد و سياه نيست، يعني در درون جبهه متحد كساني را داريم كه از گفتمان سوم تير حمايت واقعي کردند و پاي حركتهاي صحيح دولت آقاي احمدينژاد ايستادند. در عين حال که منتقد هم بودند و حرفهاي خود را در جلسات غيررسمي ـ و نه رسانهاي و جنجالي و لجنپراكنيـ زدند. اينها به هر دليل و با هر تحليلي جزو جبهه متحد هستند و لذا نميگوييم هر كس در جبهه متحد هست، با گفتمان سوم تير اختلاف دارد، ولي در آنجا يك جریان مديريتي هست كه خودش را در مجلس هشتم خيلي خوب نشان داد. در فراكسيون اصولگرايان رأيگيري ميشد و موضوعي رأي نميآورد، ولی در مجلس رأي ميآورد! موضوع ديگري در فراكسيون اصولگرايان مطرح ميشد و رأي ميآورد، ولی در مجلس رأي نميآورد! اين مديريتِ پشت پرده كجاست؟ چه كسي صحنه را مديريت ميكند؟ چه كسي لابي ميكند؟ چه كسي ميرود و ذهنها را نسبت به اتفاقاتي كه بايد در جريان اصولگرايي بيفتد، مشوّه ميكند؟ آن مديريت به نظر من مديريت ميداني جبهه متحد است.
اشكالاتي كه جبهه پايداري به حضور بعضي از اشخاص در جبهه متحد داشت، اشكال به اصل جبهه متحد نبود، اشكال به ساز و كار نبود. مدلها وحي نيستند. مدل ميتوانست 8+7، 18+7 يا هر مدلي باشد. بحث بر سر اين بود كه حضور بعضي از اشخاص در حركت جبهه متحد اثرگذار است، لذا به نظر من جبهه پايداري دو تا مشخصه را دنبال ميكند كه به نظر من هر دو گفتمانهاي مورد تأكيد حضرت آقاست: يكي مشاركت حداكثري و ديگري انتخاب اصلح. من نميگويم هركس در اين ليست آمده، اصلح است، اما جبهه پايداري امكاني را براي مردم ايجاد كرده كه بتوانند در طيف وسيعتري از اصولگرايان تصميم بگيرند و با نظر خودشان اصلح را انتخاب كنند. به نظر من اين تحقق مطالبه آقاست و جبهه پايداري در واقع به اين دو محور پرداخته است.
با توجه به اينكه گفتمان سوم تير، گفتمان امام و گفتمان انقلاب بود، كساني كه به مقابله با اين گفتمان پرداختند و امام را اصلاً قبول نداشتند، آيا مصداق جریان انحرافي هستند؟
جرياني كه از گفتمان امام و رهبري در هر مقطعي منحرف شده، جريان انحرافي است. در گفتمان حضرت آقا در سال 83 و 84 دو نکته کاملاً مشخص بود. يكي گفتمان مربوط به دهه چهارم انقلاب بود كه آقا بحث پيشرفت و عدالت را مطرح كردند. مصداق اين عدالتي كه حضرت آقا گفتند كجاست؟ برخي از آنها حركتهايي است كه آقاي احمدينژاد كليد زد و تا حدودی عدالت را محقق كرد. در زمینه پيشرفت هم برخي از كارهايي كه در اين دوره با حمايت رهبري و مردم اتفاق افتاد، بينظيرند و نه كمنظير. البته برخي هم ادامه مسيرهاي گذشته هستند.
بعد از سوم تير 84 ـ قبل از آن را ميگوييم فضاي رقابت انتخاباتي بود و بعضيها هم آمدند و حرفهايشان را زدند- حضرت آقا بر مؤلفههاي حركت دولت، از جمله سادهزيستي تأکید و در چند سخنرانيشان صراحتاً به سفرهای استانی اشاره کردند و فرمودند از جمله كارهاي خوبي است كه دارد انجام ميشود. در همان مقطع كساني از تريبون مجلس، سفرهاي استاني را مسخره كردند، مصوبههاي آن را بيخاصيت ناميدند و خرجتراشي و زحمت براي مردم ناميدند. آيا اين انحراف نيست؟
البته انحراف درجه دارد. ممكن است يكي يك درجه انحراف داشته، يكي 90 درجه، يكي 180 درجه، اما مهم اين است كه انحراف، آغاز يك زاويه است. هر كس که از گفتمان امام و رهبري منحرف شده، بايد به اين گفتمان برگردد تا زاويهاش بازتر نشود. زاويهاش که بيشتر شد، به جايي ميرسد كه آقا ميفرمايند در فتنه 88 خواص مردود داشتيم. خواص مردود همان انقلابيوني هستند كه با گفتمان امام و رهبري زاويه پيدا كردند و در سال 88 به يك زاويه 180 درجه رسيد.
ممكن است بيشتر هم بشود.
بله، ممكن است بیشتر هم بشود. همینها شدند خواص مردود. امروز كساني- حتي آقاي احمدينژاد و تيم حاشيهاي اطرافش- از گفتمان امام و رهبري، انحراف زاويه دارند. نگرانياي هم كه ما در مورد آقاي احمدينژاد داريم همين است. هيچ كس در نظام اسلامي نبايد نه متقدم بر وليفقيه باشد، نه متأخر از وليفقيه. هر كسي كه متقدم يا متأخر شد، منحرف شده است. حالا اين زاويه هر قدر باشد، انحراف هم همان قدر است.
عملكرد صدا و سيما را در قضيه انتخابات چگونه ميبينيد؟
واقعيت اين است كه من معتقدم اصليترين اشكالي كه به صدا و سيما وارد است اين است كه هنوز انتخابات را شروع نكرده است. تا برگزاري انتخابات بيش از يك ماه باقی نمانده و صدا و سيما هنوز كليد نزده است. امسال صدا و سيما مسئله انقلاب و دهه فجر را هم دير كليد زد، در حالی که هر سال از 26 دي كه روز فرار شاه معدوم بود، برنامههايش شروع ميشد.
من معتقدم اصليترين كار صدا و سيما اين است كه بايد به تبيين شاخصها و مشاركت حداكثري مردم در انتخابات بپردازد. واقعيت اين است كه جاي حضرت آيتالله مصباح حتي در مباحث نظري هم در صدا و سيما خالي است. اين اتفاق چه مديريت شده باشد و چه غفلت باشد، بد است. آقا فرمودهاند آيتالله مصباح در دوره ما خلأ علامه طباطبايي و شهيد مطهري را پر كرده است. جاي چنين علامهاي در صدا و سيما بايد كجا باشد؟ حتي پخش سخنرانيهاي نظري ايشان، پخش بحثهايي كه ايشان مطرح ميكنند، كجاست؟ ايشان هر چهارشنبه شب در قم سخنراني ميكنند که از شبكه استاني پخش ميشود. اين بحثها بايد در بهترين ساعتهاي صدا و سيما پخش شوند. در اين دوره پر بلا و پر از شبهه، نبايد سخنان كسي كه خلأ علامه طباطبايي و شهيد مطهري را پر كرده است، پخش شود؟ با یک قضاوت خوشبينانه، این کار غفلت است و بدبينانه بخواهیم نگاه کنیم، یک جریان مديريت شده است و اين چيز خوبي نيست.
فكر ميكنيد اولويتهاي رئيسجمهور چه مسائلي بايد باشد؟
بهطور كلي مطالبات حضرت آقا. اين نكته بسيار واضحي است. بهطور مصداقي، آقا بحث عدالت و پيشرفت را دست گرفتند. امسال سال چهارم اين دهه است و هنوز كار مهمي نشده است. آقا در ديدار مجلس هفتم فرمودند: «الگوي ايرانيـ اسلامي پيشرفت». البته آن روز فرمودند مجلس الگوي بومي پيشرفت را طراحي كند، ولي مجلس رفت دنبال دعواهاي خودش و به اين کار نرسيد. مجلس هشتم كه هيچ، رفت دنبال تعيين ساعت شروع بانكها و ادارات و كارهاي از این قبیل!
و يا دعواهاي سياسي و مسائل جزيي غیرضروری.
واقعاً همين طور است، يعني تقابل بيجهت با دولت. يك جاهايي كار دولت اشكال داشت، به تعبير حضرت آقا مجلس بايد به عنوان مدير ريلگذاري حركت عمومي كشور وارد میشد. قرار بود مجلس ريلگذاري كند، اما در بعضي ايستگاهها ايستاد تا ببيند نظافت ايستگاه چطور است؟ چراغهاي ايستگاه روشن هستند یا نه؟ چنین مجلسی كي ميرسد ريل بگذارد؟
در مجلس هشتم هم در این زمینه اتفاق مهمی نيفتاد. بحث پيشرفت و عدالت خيلي مهم بود و آقا روي هر دو تأكيد داشتند و دارند. متأسفانه دولت و مجلس هر دو غفلت كردند. مجلس که مرتب كميسيون تشكيل داد، دولت هم حركتهاي پراكنده کرد. اين اتفاقي كه در بازار سكه و ارز افتاد. اگر ما بحث سال جهاد اقتصادي را جدي گرفته بوديم، بعضي از اين اتفاقات نميافتادند. يا بحث فساد بانكي كه اگر بحث جهاد اقتصادي را جدي گرفته بوديم، اتفاق نميافتاد.
حالا اين غفلتها شده. مسئله بيداري اسلامي و برنامهريزي براي آينده در پیش است. آقا در ديدار با جوانان كشورهاي مسلمان اعلام كردند ما در يك پيچ تاريخي هستيم. مجلس نهم همزمان ميشود با عبور از اين پيچ. بايد براي آن فكری كنيم. نقشي كه ميخواهيم ايفا كنيم چيست؟ دستگاههايي كه بايد در اين حوزه فعال باشند، کدامند و هر یک چه نقشي دارند؟ در حال حاضر، وزارت امور خارجه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و قسعليهذا تحرک لازم را ندارند. مجلس بايد براي اينها تكليف تعيين كند تا عبور از اين پيچ تاريخي اتفاق بيفتد و مصاديقي از اين دست كه مورد توجه آقا هست.
البته مشخصههايي كه آقا در دولتهاي نهم و دهم روي آنها تأكيد كردند، از جمله عدالتمحوري، سادهزيستي و مردمداري، حتماً بايد كماكان از اولويتهاي مجلس نهم باشد، چون اينها مسائل عمومي و كلي انقلاب هستند.
کد خبر:116776 -به عقیده ی من هاشمی دیگر تمام شده است . نه در میان حزب الله جایگاهی دارد نه در میان مخالفین . افرادی را می شناسم که در زمان فتنه سنگ هاشمی رو به سینه می زدند اما الان فقط بهش فحش میدن ... یا علی
آهن آب دیده را زنگ عوض نمی کند چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند به خیل دشمنان بگو ، به کوری دو چشمتان مطیع امر رهبری ، رنگ عوض نمی کند
احسنت
سلام آقا این که لطف می کنید متنها رو پیاده می کنید خدا بهتون قوت بده ولی خب بی زحمت ویدیوش رو هم بذارید بعضیا که مثل ما با ویدیو راحتتره حافظشون و بهتر یادشون میمنوه فیلمو ببینن ممنون
پنجشنبه، 27 بهمن 1390
3:39:18 PM
گفتوگو با حسين استادآقا/2
|
|