ورزش اقتصاد

فرهنگ

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
چهارشنبه، 26 شهريور 1393 14:59
تبلیغات














تعبير بدر و خيبر امام و غلبه روحيه‌ جهادي بر ابزارگرايي‌ مدرن

در دنیای معاصر ابزارگرایی وتجمل پرستی همراه با انسان مدرن متولد شد. تجمل گرایی در بستر دنیای مدرن هویت یافت و رشد و توسعه پیدا کرد. خود مداری دکارت، طی پانصد سال، تمدنی پدید آورد که همه‌ی اجزای آن در راستای تامین نیازهای وهمی بشر بود. دانش در دنیای مدرن نه در شریعت رو به آسمان داشت، نه در فلسفه و روح خویش نظر به انسان کامل داشت و نه در شهود خویش، باطنی برای عالم می شناخت. لذا روحی که این تمدن را آفرید یک روح شیطانی بود. تا قبل از آن، انسان به دنبال معارف عمیق هستی می گردید بی آن که بخواهد این معارف را تبدیل به ابزار كند. لکن انسان عمل گرای مدرن نه تنها عوالم هستی را نمی شناخت بلکه جهل خویش را مقدمه ی تمدنی قرار داد که با آن بتواند طبیعت خود را ارضا کند لذا ابزارهایی که ابتدا فقط در جهت رفع نیازهای بشر بودند آن چنان گسترش یافتند که دیگر ابزارها نه جنبه ی رفع نیاز بلکه در جهت ارضای برتری طلبی های نفس اماره توسعه یافتند.

مصرف گرایی، تجمل پرستی و ابزارگرایی جزء لاینفک زندگی مدرن گردید. به طوری که حیات شرکت ها و کارخانه های بزرگ در گروی نو آوری و مصرف بیشتر کالاهای مدرن بود. دنیای مدرن نظام احسن الهی را در راستای خودمداری دکارتی آن چنان متحول ساخت که ابزار در دنیای مدرن معنای ذاتی خویش را از دست داد و معنای دیگری یافت. در مقابل در عالم دینی اساسا ابزار اصالت نداشت. هر آن چه در عالم ماده است همه ابزاری برای رسیدن به حضرت حق است. بر این اساس انسان در این عالم مسافری است که قرار ندارد و همواره چشم به حیات ابدی خویش دوخته است لذا نظر به ابزار نداشته و فقط به اندازه ی رفع نیاز از آن بهره می برد.

انقلاب اسلامی افقی را پیش روی خویش قرار داد که در تقابل با دنیای دکارت بود. دکارت اساسا حقیقتی برای عالم نمی شناخت که عالمی مطابق آن حقیقت بیافریند. لذا خود آفریننده ی دنیای مدرن گردید خودی که چون از عالم قدس بریده بود و صراط مستقیمی متصور نبود برای ارضای نیازهای وهمی خویش تکنیک های رنگارنگ را خلق نمود. انقلاب اسلامی قرار بود يك عالم توحیدی بیافریند. عالمی که همه وجوه آن برای پیوستن به حق باشد. لذا ابزار ابزار بود و نه هدف از این رو توسعه ی وهم گونه ی آن هیچ جایگاهی نداشت. انقلاب اسلامی نه تنها ابزار دنیای مدرن را بلکه روح شیطانی آن را به چالش  طلبید و افقی الهی پیش روی بشر پدید آورد.
 
در تقابل با ابزارگرایی دنیای مدرن روحیه ی جهادی انقلاب اسلامی ظهور کرد. در این فرهنگ، مومن روحیه جهادی دارد البته نه به این معنا که از ابزارهای منسوخ استفاده کند بلکه به این معنا که دنبال نیازهای خیالی و وهمی نمی رود. انسان در عالم دینی می داند که هیچ چیز حقیقی، نمی تواند جدید باشد بنابراین دنبال ظواهر بی باطن نمی رود.
 
البته ابزار گرایی تنها متعلق به دنیای مدرن نیست بلکه واقعیت آن است که اهل باطل در تاریخ همه ابزار گرا بوده اند. این که اهل زر و زور و تزویر در مقابل انبیا و اهل البیت علیهم السلام ایستادند نشانه ی این حقیقت بزرگ است که اصالت ماده، فرهنگی می آفریند که در ابزارگرایی و تجمل پرستی اهل باطل متبلور می شود به گونه ای که این فرهنگ هرگز رسالت انبیا و ولایت اهل البیت علیهم السلام را برنمی تابد. 
 
امروز هر فرد و گروه و جامعه و ملتی که گرفتار روحیه ی ابزار گرایی شود گرفتار روحیه ی شیطانی دنیای مدرن شده است و هر فرد و جماعتی که روح دنیای مدرن را انتخاب کند، همه ی دنیای مدرن را انتخاب کرده است و هر کس دنیای مدرن را انتخاب کند مقابل غدیر و انقلاب اسلامی ایستاده است و اگر در ابتدای امر این روحیه خود را نشان ندهد بالاخره باطن خویش را نمایان می سازد.
 
کربلا ظهور بواطن ناپاکی است که ابتدا در قلب خویش حقیقت غدیر را- که  عبور از مصلحت اندیشی ها و زندگی زمینی دور از حق بود – كتمان كردند و سپس بر امام زمان خویش شمشیر کشیدند و البته این داستان همه ی تاریخ است. 
 
آن روز که کارگزاران سازندگی با روحیه ی تکنوکراتی تولد يافتند، صریحا اعلام نکردند که نظام ولایت مطلقه ی فقیه پاسخ گوی مطالبات آن ها از نظام نیست. آن ها می پنداشتند بین جمهوری اسلامی و دنیای مدرن مسابقه ای است برای آن که جمهوری اسلامی همه ی آرمان های دنیای مدرن را محقق کند لکن این افتخار به اسم مسلمانان تمام شود. اهل بصیرت می دانستند که این فکر آن قدر خطرناک است که آن ها را تا پای براندازی نظام  پیش خواهد برد و این امر نیز در فتنه ی 88 محقق گردید.
 
شاید خودشان نمی دانستند که تجمل پرستی آن ها را در تاریخ رو سیاه خواهد کرد. و البته این سنت الهی است که ابزارگرایی، چشم حق بین انسان را کور می کند آن چنان که دریچه های وجود آدمی را به سوی حق می بندد و انسان آن قدر بی کس و گرفتار جو زمانه و تبلیغات رسانه ها می شود که از اعلان مرگ بر امریکا پشیمان می شود و پنجه به روی خدمت گزاران نظام می كشد.
 
کارگزاران، تکنیک دنیای مدرن را طلب کردند اما نمی دانستند اگر روح توحیدی انقلاب اسلامی که همانا گذر از ابزارها و رجوع به حضرت حق است را نداشته باشند، روح شیطانی دنیای مدرن آن ها را با خود می برد و در مقابل انقلاب اسلامی قرار می دهد.
 
 ابزارگرایی مسئول و غیر مسئول را فاسد می کند و لکن اگر مسئول تجمل گرا شد خطر آن به مراتب بیشتر است. به گونه ای که نمی توان ثروت انبوه جمع آوری کرد و در جبهه ی انقلاب اسلامی قرار گرفت. اگر این ثروت از مال حرام باشد که قطعا انسان راه خویش را به سوی حق بسته است و اگر از حلال باشد برای او حجاب می سازد و روحیه ی آزادگی را از انسان می گیرد. لذا مسئولانی که روح عزیز و پر نفوذ انقلاب اسلامی را می شناسند و برکات آن را می دانند به قدر ضرورت خویش از دنیا بهره می گیرند.
 
در این راستا توصیه به قناعت مسئولین فقط از آن جهت نیست که به یاد مستضعفین باشند، بلکه مسئله خیلی بزرگ تر از بعد اجتماعی آن است. وقتی انقلاب اسلامی یعنی ساختن مدینه‌ی توحیدی، یعنی کارگزاران توحیدی، یعنی اجتماع توحیدی، یعنی اقتصاد توحیدی، یعنی فرهنگ توحیدی و ...، یک کارگزار و وکیل مسرف، اصالتا مسیر حق را منحرف می کند، راه امید به سوی مدینه ی فاضله‌ی انقلاب را منحرف می کند و این یک گناه کم اثر، کوچک و شخصی نیست این یعنی رو به تمدن شیطانی مدرن کردن و آرمان های انقلاب اسلامی را لگد مال کردن، این یعنی در دنیای مدرن تنفس کردن و باز دم های مدرن ارائه دادن، این یعنی افتخار به مسلمان بودن و در عین حال مدرن بودن، این یعنی خود را صاحب انقلاب دانستن و حضور فعال در فتنه ی 88 و تقويت آن داشتن و بالاخره این یعنی هلاک شدن، بی آبرو شدن و نفله شدن در مقابل مستکبران عالم که روحشان را به هویت شیطانی فروختند.
 
این ها یعنی جز  با روحیه ی ضد استکباری که در گروی روحیه ی جهادی است نمی توان آرمان های انقلاب اسلامی را محقق کرد. اگر حضرت امام خمینی (ره ) روحیه جهادی نداشتند و آن همه سختی و تبعید را برنمی تافتند هیچ گاه انقلاب اسلامی محقق نمی شد و اگر ایشان این روحیه توحیدی بی نظیر را نداشتند باعث رشد و عظمت انقلاب نمی شدند. آن همه سکینه در نا آرامی های انقلاب همه نشان از گسستن ایشان از ابزار ها و پیوستن ایشان به حق بود. همین روحیه توحیدی بود که باعث شد ایشان بگویند که هیچ گاه نترسیدند. این ها همه به خاطر آن بود که  ابزار برای ایشان تنها یک ابزار تحت ربوبیت حضرت حق بود و نه بیشتر.
 
وقتی حضرت امام خمینی(ره) تاکید می کردند که ما باید حامی مستضعفین جهان باشیم ایشان این حرف را از این جهت نگفتند که ما چیزی برای عرضه نداریم لذا در گروه مستضعفین عرض اندام می کنیم، نه هرگز. این یک فرهنگ است آن ها که در مقابل حق گردن کشی نمی کنند و استکبار نمی ورزند و چشمشان در همه ی حوادث به لطف حق است همراهان جمهوری اسلامی برای رسیدن به مدینه ی فاضله ی توحیدی هستند.
 
اگر مقام معظم رهبری این قدر بر روحیه ی جهادی تاکید می کنند بدين دليل است كه برکات آن را می دانند. همین روحیه ی جهادی است که این همه بصیرت به ایشان داده است و همین روحیه ی جهادی است که تحریم هایی که به قول خود اوباما فلج کننده بود، به تعبیر ایشان ما را در موقعیت بدر و خیبر قرار داده است.
 
تاریخ انقلاب اسلامی نشان می دهد روحیه ی جهادی غیر ممکن ها را ممکن ساخته و اتفاقا ابزارهای بی بدیل دشمنان را بی اثر نموده است و همین روحیه جهادی جمهوری اسلامی بوده است که موج بیداری اسلامی را در منطقه به راه انداخته و نفوذ انقلاب اسلامی را در عالم بی نظیر ساخته است. اهل بصیرت می دانند که همه ی نفوذ جمهوری اسلامی فقط در سایه ی فرهنگ ضد استکباری به وجود آمده است بنابراین بسیار مراقب آن هستند که مبادا در ابزارها متوقف شوند زیرا می دانند آن ها که گرفتار ابزارها گردیدند روح خویش را تقدیم شیطان کرده اند و بالاخره هلاک و بی آبرو می گردند.
 
منبع: رویش نیوز 

 

کد خبر:113315 - شهرستانها

نظرات کاربران

نام:
ايميل:
نظر
کد امنيتی كد امنيتي تغيير تصوير
 
ارسال