صفحه اصلی ورزش

اقتصاد

فرهنگ

ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
  اجداد پاک شما هم در صیانت از اسلام متحمل خیلی از فشار‌ها شدند و سکوت کردند/ توطئه ها از بیت منتظری طراحی می شد      حلقه‌اول احمدي‌نژاد چه‌کساني بودند، چه‌کساني شدند؟      شریعتی برای مباحثه نکردن، خود را به مریضی زد/ نزدیکی نظر آیت الله خامنه ای، شهید بهشتی و آیت الله مصباح راجع به شریعتی      وصيت نامه خواندني يك عضو گروهک منافقين، لحظاتي پيش از اعدام      محسن رضایی: حتی امام هم به اندازه آقای هاشمی از جزئیات ماجرای مک فارلین مطلع نبود      مدیریت صحنه انتخابات هفتم در دست هاشمی بود/ در دولت خاتمی، خود اوکاره ای نبود؛ کارگزاران همه کاره بودند!      تعابیر خواندنی مرحوم حاج اسماعیل دولابی راجع به امام خمینی      دلایل ورود ایران به خاک عراق پس از عقب نشاندن صدام؛      هاشمی رفسنجانی: دوم خرداد روند تکاملی دولت سازندگی است      صریحاً می گویم تمام تلاش من برای حفظ مقام سلطنت است!    




محسن رضایی
دکتر موسی نجفی
اسدالله بادامچیان
دکتر جواد منصوری
حجت الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی
محمد كاظم انبارلويي
حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر آقاتهراني
سيد حسين طاهري
منصور حداد
منصور حداد
مونا معزي
سيد مصطفي ميرمحمدي
محمدكاظم انبارلويي
در تیرماه 1359 با وقوع کودتای نوژه کشمیری به عضویت ستاد خنثی سازی کودتا درآمد و پس از مدت کوتاهی یکی از مهمترین عناصر این ستاد شد. او در فروردین 1360 مجددا با معرفی علی اکبر تهرانی وارد دفتر نخست وزیری شد و خیلی زود به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری رفت و همه کاره این دفتر شد.
شاید بر همین اساس بتوان این ماجرا را معیاری برای تفاوت تشخیص مصادیق افراط در نگاه امام خمینی و هاشمی رفسنجانی دانست. به تعبیری محور تضاد امام با جریانات و گروه‌ها و دستجاتی بود که سعی در انحراف خط کلی و اصلی انقلاب اسلامی داشته‌اند، مثل مجاهدین خلق و باند سیدمهدی هاشمی. اما رفسنجانی برخلاف روش امام، «محور تضاد» را با جریانات انقلابی و طیف حزب اللهی جامعه قرار داده و آنها را اساساً افراطیونی می‌داند که برای انقلاب مضر هستند.
پس از قطعنامه 588 ایران عملیاتهای موفقیت آمیز زنجیره‌ای را در خاک عراق انجام داد ( سلسله عملیاتهای فتح، کربلا، والفجر9 و نصر ) حاصل این مجموعه عملیاتها نزدیک شدن رزمندگان اسلام به شهر بصره شد که عامل دقت و حساس شدن شورای امنیت شورای امنیت به مسئله جنگ شد. بر این اساس اعضای دائم به صورت یک گروه ، کار مشترک و سازماندهی شده‌ای را برای پایان بخشیدن به جنگ ایران و عراق آغاز نمودند .
بنده به خاطر تشکیل این جمعیت یازده ‌نفره‌ای که اشاره کردم، منشی و مسوول تبلیغات این جمعیت بودم و مطالب و اسرار جمعیت پیش من بود و ساواک هم به چنین مراکزی حساسیت داشت. قرار شد من دیگر اعلامیه‌ها را امضا نکنم، قبل از آن هم گفتم که اعلامیه‌های زیادی بود که من امضا کرده بودم و منعکس هم شده بود ولی از وقتی که این مسوولیت به من سپرده شد به خاطر حفظ اسرار جمعیت قرار بر این شد که دیگر جایی علناً فعالیتی نکنم که موجب حساسیت ساواک بشود.
بعضی از این آقایانی که ادعای اسلامی می‏کنند، آمدند در نجف،[یکی]شان بیست و چند روز آمد در یک جایی، من فرصت دادم به او حرفهایش را بزند. آن به خیال خودش که حالا من را می‏خواهد اغفال کند. مع‏الأسف، از ایران هم بعضی از آقایان که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند ـ خداوند رحمتشان کند آنها هم اغفال کرده بودند آنها را ـ آنها هم به من کاغذ سفارش نوشته بودند. بعضی از آقایان محترم، بعضی از علما، آنها هم به من کاغذ نوشته بودند که اینهااِنَّهم فِتْیَةٌ؛[1]قضیۀ اصحاب کهف.
بنابراین من ادعای بازی مصدقی در مذاکرات هسته ای را صادق نمی دانم و به نظر من بازی به شکل دیگری در حال انجام است.در واقع در مساله هسته ای واقعیت های دیگری شکل گرفته است که باید با حساسیت جدی تری به آنها نگاه کرد و مساله را مورد تحلیل قرار داد.
برای زندگی دفتر چهارم از مجموعه «در قلمرو اندیشه امام موسی صدر» است. این کتاب ترجمه جلد اول تفسیرهای امام موسی صدر است که دربردارندۀ سور قصار است. این تفسیرها در درس‌‌گفتارهای او برای کادرهای جنبش اَمَل ارایه شده است.
به نظرم، من بیشترین رفت و آمد و اطلاعات را از شهید داشتم، البته بعید نمی دانم باتوجه به پیچیدگی فعالیت های شهید اندرزگو شاید دیگران هم اطلاعاتی داشته باشند که از من مخفی باشد و من، خیال می کنم که اطلاعات زیادی دارم. شهید اندرزگو 18 شناسنامه با اسامی و چهره های مختلف داشت و با حلقه های مختلفی در ارتباط بود. یک خانه ی اجاره ای داشت در بازار سرشور مشهد.
از نکات جالب توجه می توان به وزارت کشور کابینه دکتر مصدق، سرلشگر زاهدی اشاره کرد. قطعا حضور زاهدی در کابینه مصدق را نمی توان به صورت مشخص توجیه کرد زیرا زاهدی نه با جبهه ملی که به اصطلاح از نزدیکان دکتر مصدق بودند، مرتبط بود و نه مورد وثوق نمایندگان اکثریت مجلس شانزدهم.
وقتی پدر در زندان بودند برای تک تک ما بچه‌ها نامه می‌نوشتند. همیشه خواندن مکرر نامه‌های پدر تا رسیدن نامه بعدی‌شان یکی از دلخوشی‌ها و زیبایی‌های زندگی‌ام در دوران کودکی و نوجوانی بود. الان هم که گاهی این نامه‌ها را می‌خوانم احساس می‌کنم آن حرف‌ها و راهنمایی‌ها عمیقاً در ذهنم حک شده‌اند. ایشان همیشه از ما می‌خواستند جواب نامه‌هایشان را بدهیم و با حدیثی ایشان را نصیحت کنیم.
بحثی بود که شخصا بیایم یا از طریق ویدئو کنفرانس سخنرانی کنم. در نهایت تصمیم‌گیری به من و حاج عماد مغنیة واگذار شد. ما دو نفری در ساختمان چسبیده به محل برگزاری مراسم بودیم. نیم ساعت مانده بود به شروع سخنرانی تصمیم قطعی‌مان را گرفتیم. حاج عماد بیشتر بحث امنیت را مدنظر داشت. بحث من و او خیلی طول کشید. راستش من خودم در آخر تصمیم گرفتم.
مصدق نه تنها تلاشی برای لغو امتیاز نفت شرکت انگلیسی نکرد بلکه با طرحی که توسط یکی از نمایندگان به نام آقای غلامحسین رحیمیان تحت عنوان ماده واحده به منظور لغو امتیاز نفت انگلیس ارائه شده مخالفت کرد و به تاسی از او سایر نمایندگان به مخالفت پرداختند.
سردار سپه از روی روحیات نظامی حرفها را صریح و باصطلاح عوام پوست کنده میزند چنانکه در یکی از جلسه های مشاوره خصوصی که در خانه دکتر محمدخان مصدق السلطنه منعقد بود از وطن پرستی صحبت بمیان آمد. رضاخان گفت: مثلا مرا انگلیسی ها سرکار آوردند اما وقتی آمدم بوطنم خدمت کردم
بنده‌اي كه فلان وزير سه سال است، چهار سال است از نظر من عملش غلط، موضعگيري‌اش در زمينه كاري، نه مسائل سياسي و خطي- آن كه خبر پوچ است- كار ملموس از نظر من غلط، ضعيف، ناقص است و بنده هيچ قادر نيستم كه اين وزير را نه فقط برش دارم،
شما اسمی از کتاب مذکور نبرده اید ، اما این سایت ها نام کتاب مذکور را “راز قطعنامه” نوشته اند و اینگونه از قول جنابعالی القاء کرده اند که رهبر معظم انقلاب کتاب راز قطعنامه را خلاف خوانده اند . لذا خواهشمند است که به صراحت بفرمائید سؤال جنابعالی از رهبر معظم انقلاب دقیقاً چه بوده و پاسخ ایشان به سؤال جنابعالی دقیقاً چه بوده است ؟ گرچه بنده سایت اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری را نگاه کردم و خبری در تأیید مطالب جنابعالی در آن مشاهده نکردم .
علاوه بر آشنایی های قبلی این دو شخصیّت گرانقدر نسبت به یکدیگر، هر دو با هم در اوّلین گروه و کمیسیون مجلس خبرگان قانون اساسی، عضو بوده و وظیفه ی بررسی اصول کلّی و اهداف قانون اساسی را بر عهده داشتند.
بنده هم همين را عرض مى‏كنم و مي‏گويم اگر عام هم بگيريم، با هدايت اوست، يا كسي كه اصولًا تحت ظلم است، يعني غير مسلمان مظلوم است و ما يكي از اين دو معني را مي‏فهميم و ما مي‏دانيم كه برحسب موازين اسلام بايد از غير مسلمان مظلوم در حد رفع ظلم حمايت كنيم... ولو كافر باشد، اگر دشمن نباشد بايد حمايت كنيم.
آیت‌الله یزدی، رئیس وقت قوه قضائیه، درباره تحولات دوران مسئولیت خود می‌نویسد: « فقط همین یک پرونده بود که بیش از همه بر دوش قوه قضائیه فشار آوردند و از همه ابزارها برای منحرف کردن دستگاه قضاء کشور گفتند و نوشتند و عمل کردند و افکار عمومی را درگیر نمودند.»
نماز ما و آن اجتماع مسجد ما ده برابرِ مثلاً اجتماع مساجد معروف و معتبر مشهد بود، تمام این مساجدی که بود مشهد، بدون استثناء. یک اجتماع عظیمی از در و دیوار، واقعاً از در و دیوار جمعیت همین‌طور می‌چسبیدند که بیایند نماز و بیایند گوش کنند آن حرفهای ما را.
یک بار که من به همراه مادرم به بازار رفته بودیم، در ابتدای بازار به ما دستور دادند روسری‌هایمان را برداریم و حتی پیراهن‌های لختی بپوشیم. مادر من با این درخواست مخالفت کرد اما آنها اصرار کردند که با عصبانیت مادرم مواجه شدند و خواستند وی را کتک بزنند که من خودم را مقابل آنها قرار دادم و آنها مرا زدند و باعث شکسته شدن دستم شدند.» «اصلاح خانم» در پایان با نشان دادن مچ دست چپش می‌گوید: «این سند دفاع من از حجاب در آن دوره است.
«بله. اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم [و این جریان را به شما گفتم]. به هیچ کس نگویید. می‎ترسم مرا هم شمس‌آبادی کنند [که گروه مهدی هاشمی او را کشتند] یا مثل شیخ قنبر در چاه بیاندازند».
حسینیان در پاسخ به هاشم آقاجری که اخیراً پروژه ناتمام مشروطیت را که به دست دولت رضاشاهی در میانه راه متوقف شد،‌ نیاز امروز دانسته است، گفت: هویت‌سازی دموکراتیک در مشروطه آغاز نشده است که بخواهد ادامه یابد، هر چند پروژه مشروطه به خاطر کنار رفتن «مذهب» ناتمام هم نماند بلکه فرو ریخت.
به هرحال آنهایی که به این قانون رای داده اند فکر می کنند که محدود کنند زیرا می دانند که از طریق آن سیستم های ارتباطی افکاری در ذهن جوانان وارد می شود که ما نمی پسندیم. در بقیه کشورها هم شما می بینید که این اقدامها وجود دارد. الان در خیلی کشورهای اروپایی هم از تهاجم فرهنگی آمریکا و برنامه های شما نگرانی دارند.
مطالب و مباحث پیش گفته همه تقریبا با سبک واحدی و پیروی از چهار فصل تحلیل مسائل اجتماعی، سیاسی، اعتقادی واخبار است دنبال می شود و مطالب عقیدتی که زمینه ساز یک حرکت مبنائی اسلامی در بعد ولایت و حکومت است به شکلی سلسله وار دنبال می شود.
معروف‌ترین و جدی‌ترین عملیات سوءقصد علیه آیت‌الله خامنه‌ای، مربوط به 6 تیرماه سال 60 و یک روز پیش از حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی می‌شود. این عملیات ترور -که منجر به مصدومیت دائمی و ازکارافتادگی یک دست آیت‌الله خامنه‌ای شد- را بازماندگان گروهک فرقان ترتیب دادند.
هنوز یک مقاومتهای منفی هست و خانمهایی متاسفانه پس از هفت سال از انقلاب هنوز به این راضی اند که مقداری از مویشان بیرون باشد. تا به حال با اینطور افراد خیلی با نصیحت و موعظه برخورد کرده ایم و هنوز هم بعضی از شهرهای بزرگ این بلیّه را دارند و در بعضی مغازه ها اینگونه مسائل ترویج می شود و در بعضی ادارات هنوز خوب مراعات نمی شود و اینها خطرناک است و فکر می کنم که پس از هفت سال تحملمان تمام بشود.
*ایران قبل از شروع جنگ، در جریان آن بود؟ -بله، ایرانی‌ها می‌دانستند و موضوع را دنبال می‌کردند. یکی از فرماندهان ایرانی در دوکان [در کردستان عراق] حضور داشت و در تماس مستمر با رهبران مخالفین عراقی بود
*آمریکایی‌ها روی چیزی شبیه به کودتا ضد صدام حساب باز کرده بودند؟ -بله. چنین خیالاتی در سرشان بود. *ارتباطاتی هم با نظامیان رده بالای وقت عراقی داشتند؟ *دستگاه اطلاعاتی عراق فریبشان داد. صدام فریبشان داد.
حالا احمد چلبی برای اولین بار داستانش را خودش روایت می‌کند. قضیه بازدیدش از یک زندانی به نام صدام حسین را به یاد می‌آورد و از جنگ آمریکایی‌ای که او را سرنگون و زندانی کرده بود حکایت می‌کند. داستان آنچه پیش از جنگ رخ داد و مواضع ایران را روایت می‌کند و از خطاهایی که پس از پیروزی آمریکا ایجاد شد می‌گوید. از روابطش با پل برمر حرف می‌زند، مردی که عراق پس از سرنگونی نظام صدام در قبضه او قرار گرفت.
همه اسرائیلی ها در باب لزوم تشکیل یک هیئت تحقیق برای بازخواست مسئولین درباره خطاها و بی‌نظمی‌های صورت‌گرفته متفق بودند. در رأس این مسئولین هم رئیس ستاد مشترک ارتش، دان حالوتس بود که سهام‌هایش را در بورس، چند ساعت پس از ربایش دو سرباز اسرائیلی و قبل از سقوط شاخص‌های بورس، فروخته بود.