ورزش اقتصاد

فرهنگ

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
پنجشنبه، 2 مرداد 1393 04:57
تبلیغات










روابط پنهانی پرویز راجی با اشرف

بولتن: روابط غیر اخلاقی  و فساد و آلودگی یکی از وجوه مشخصه اشرف پهلوی بود که در بازشناسی شخصیت وی باید مورد توجه قرار گیرد. اشرف خصلت گرایش به فساد و ایجاد روابط غیر اخلاقی را از نخستین سالهای بلوغ داشت و مساله کشف حجاب در سال 1314 که مصادف با دوران نوجوانی وی بود به این امر دامن زد و آن را تشدید کرد.

در سال های حیات رژیم پهلوی میلیون ها دلار از کیسه بیت المال خرج سفرهای متعدد اشرف به همراه معشوقه هایش به خوش آب و هواترین نقاط جهان می شد از جمله معشوقه های اشرف، پرویز راجی بود. پرویز راجی، آخرین سفیر محمدرضا شاه در لندن و نمونه­ای از ناتوانی سیاست خارجی و سقوط سطح دیپلمات­های وزارت خارجه ایران در سال‌های پایانی رژیم گذشته بود. وجود چنین دیپلمات­هایی در پایتخت، از جمله عوامل سقوط و نابودی رژیم به شمار می­رفت.

پرویز(کامران) راجی در 1315 شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش عبدالحسین راجی، فراماسون کابینه منوچهر اقبال، مدتی وزیر بهداری بود. پرویز، تحصیلات متوسطه خود را در آمریکا به پایان رساند. در سال 1338 مدرک لیسانس اقتصاد را از دانشگاه کمبریج انگلیس دریافت کرد و در سال 1339 به استخدام وزارت نفت درآمد. وی در آنجا به لطف آشنایی و نشست و برخاستی که با امیرعباس هویدا پیدا کرد، تا جایگاه ریاست دفتر او در شرکت نفت ترقی کرد و آن­گاه که هویدا مسند نخست­وزیری یافت، راجی نیز به سمت ریاست دفتر نخست­وزیری برگزیده شد. پس از آن، چون مورد توجه اشرف پهلوی قرار گرفت، به خدمت در باند او پرداخت و در این راه تا به آنجا پیش رفت که عملا به صورت زوج غیر­رسمی اشرف در آمد و به همین دلیل، در سن کم(شاید 32 یا 35سالگی) شغل‌های حساسی داشت و در این روزهای پایانی، سفیر ایران در انگلیس بود و تا زمان دولت بختیار در همین سمت باقی ماند.


 


 

به روایت اسناد ساواک پرویز راجی ابتدا به عنوان طفل شیرین هویدا و پس از آن به عنوان معشوق اشرف حتی در میان دربار شناخته شده بود.

«عطف به مرقومه شماره 12796 مورخه 18/10/48 درباره عزیمت جناب آقای راجی رئیس دفتر جناب نخست وزیر در التزام والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی به منظور کمک به کارهای والاحضرت معظم له در کمیته بین المللی حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحد به امریکا ضمن اعلام موافقت جناب نخست وزیر خواهشمند است دسترو فرمایند تاریخ مسافرت را به اطلاع آقای راجی برسانند...

وزیر مشاور ـ هادی هدایتی»

 

و در سندی دیگر  آمده است:

«به عرض می رساند جناب آقای هویدا نخست وزیر محترم اظهار می دارند که به آقای پرویز راجی ماموریت داده شد در التزام رکاب والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی به امریکا عزیمت نمایند.

دفتر دربار شاهنشاهی»


 

 راجی در سال 1339 به استخدام وزارت نفت درآمد. در وزارت نفت مورد توجه هویدا قرار گرفت و سال ها منشی مخصوص هویدا بود. تا اینکه در سال 1348 مورد توجه اشرف پهلوی قرار گرفت و در سال 1355 به دستور او به عنوان سفیر ایران در لندن  برگزیده شد. که این پست تا زمان نخست وزیری بختیار ادامه داشت. اشرف به دلیل داشتن روحیه تنوع طلبی اش پس از مدت کوتاهی معاشرت با مردان دلخواه اش آنها را مطرود می ساخت و در این میان پرویز راجی یک استثنا بود زیرا در میهمانی های اشرف او را در برابر چشم میهمانها به باد کتک می گرفت و به او الفاظ رکیک و ناسزا می گفت و جالب این که اشرف در برابر او کرنش نشان می داد و حتی در میهمانی های نیمه خصوصی به پای پرویز راجی می افتاد و طلب عفو می کرد: پس از مدتی پرویز راجی در محفل اشرف پیدا شد و اشرف یک دل و نه صد دل عاشق او شد. اشرف اینقدر خاطر خواه راجی شده بود که او اغلب اوقات با معشوقه دلسوخته اش قهر می کرد و اشرف نازش را به جان می خرید حتی جلوی مردم در کمال بی حیایی به پرویز راجی می گفت:من مخلصتم من نوکرتم غلط کردم و راجی او را در حضور نزدیکان اشرف کتک می زد و اشرف از این کار او نه تنها ناراحت نمی شد بلکه لذت هم می برد. و درست به دلیل همین رابطه بیمارگونه بود که پرویز راجی از مقام دبیر اولی ناگهان به مقام سفارت در یکی از پایتخت های درجه اول دنیا یعنی لندن رسید و جالب تر اینکه به جای وزیر امور خارجه وقت اشرف او را به عنوان سفیر ایران در انگلیس به طور رسمی به شاه معرفی کرد اما پرویز راجی نمک خورد و نمکدان شکست و در مقام سفیر ایرا ن در لندن به دختری انگلیسی دل باخت و همین مساله موجبات خشم اشرف را پدید آورد:


 


 


 

«راجی در لندن با دختر یک شاعر معروف انگلیسی اشنا می شود و هر دو به هم دل می بازند و این دل باختگی موجب شد که دیگر به اشرف کاری نداشته باشد و روی این اصل یک شب اشرف ناگهانی به لندن می رود و بدون اطلاع قبلی وارد منزل راجی می شود و چون دخترک را در آنجا می بیند سیلی محکمی به او گوش او می زند. راجی هم قهر می کند و همراه دخترک از منزل خارج می شود و تا مدتی رابطه خود با اشرف قطع می کند اما در سفربعدی مجلس آشتی کنان فراهم می گردد و دو دلداده پیر و جوان بار دیگر به هم می رسند.بدین ترتیب رابطه آنها تا واپسین روزهای سقوط رژیم شاه ادامه یافت و راجی هرگاه اراده می کرد به ویلای اشرف واقع در ییلاق ژوان لوپن در نیس فرانسه می رفت و چندین روز در کنار اشرف بود.»

حسین فردوست در خاطرات خود درباره روابط پرویز راجی و اشرف پهلوی می نویسد:

«روزی اشرف تلفن زد و گفت برای یک ماه این  پرویز راجی را تعقیب می کنی تلفنش را گوش می کنی از زنهایی که با آنها رابطه دارد مخصوصا در حالتی که کنارشان است عکس برمی داری و همه را مرتبا به من می دهی! از این مساله شدیدا جا خوردم. روشن بود که اگر دتسور اشرف اجرا شود همه ساواک با خبر می شوند شرحی به محمدرضا نوشتم و توضیح دادم که اگر این درخواست اجرا شود از این عملیات حدود 300ـ 200 پرسنل مطلع می شوند یا مستقیما در جریان قرار می گیرند و یا گزارشات را مطالعه می کنند توضیح کاملی از همه ابعاد مساله برای محمدرضا نوشتم گزارش روئیت محمدرضا رسید و به نزد من بازگشت. با کمال حیرت دیدم در زیر آن نوشته است: انجام دهید! محمدرضا نه تنها اهمیت نمی داد که خواهرش چه می کند بلکه اهمیت نمی داد که تمام کشور نیز از روابط خواهرش مطلع شوند. به هر حال دستور اشرف اجرا شد هر روز یک گزارش تایپ شده 300ـ 200 برگی از اداره کل پنجم ساواک به من ارائه می شد. این گزارش حاوی تلفن ها ، رفت و آمده و صحبت های شبانه روزی راجی بود. عکس ها نیز ضمیمه آن بود و من همه را برای اشرف فرستادم این اسناد را اگر از بین نبرده باشند باید موجود باشد پون یک نسخه آن به دفتر ویژه اطلاعات ارسال می شد که باید در بایگانی باشد و یک نسخه هم در اداره کل پنجم ساواک نگهداری می شد .


 


 


 

این اسناد بسیار عجیب و شاید بی نظیر است و شامل مکالمات تلفنی راجی  است عجیب تر این که اشرف با وجودی که می دانست تلفن ها کنترل می شوند به مکالمات خود با پرویز ادامه می داد و هیچ اهمیتی نمی داد که پرسنل ساواک مطلع می شوند گویی اصلا آنها جزء آدم نیستند مثلا اداره کل پنجم گزارش می داد که اشرف در ساعت فلان زنگ زد و گفت:عزیزم قربانت بروم دیشب از عشق تو خوابم نبرد و صحبت های عجیب و غریبی که قابل ذکر نیست و یا ساعت 4 صبح به راجی زنگ می زد که من دارم می آیم!... عکاس ساواک هم از همه صحنه ها عکس می گرفت و گزارشگر ساواک هم می نوشت : ساعت 4صبح والاحضرت اشرف وارد شدند و ساعت فلان هم خارج شدند این ماجرا مدتی ادامه داشت هدف اشرف این بود که مطلع شود که آیا راجی با زن دیگر هم ارتباط دارد یا نه؟ و اگر دارد آن زنها که هستند و چه صحبت هایی می کنند و عکس هایشان را ببیند.

این اواخر که راجی با فشار اشرف سفیر ایران در لندن شد ایشان هفته ای یک بار به لندن می رفت و هدفش هم صرفا دیدن راجی بود راجی نیز در خاطراتش گاه اشاراتی دارد که به ژوان لوپن محلی که ویلای اشرف در جنوب فرانسه در آن واقع است رفتم و البته به بقیه ماجرا اشاره نمی کند و یا می نویسدکه به اتفاق اشرف به رامسر رفتم کسی که مطلع نباشد تصور می کند که این دیدارها عادی است ولی بنده که مطلعم و می دانم که چه خبر است»البته شرح مفاسد اخلاقی اشرف پایانی ندارد زیرا او همیشه با چند نفر ارتباط همزمان داشت.

کد خبر:80159 -

نظرات کاربران

نام:
ايميل:
نظر
کد امنيتی كد امنيتي تغيير تصوير
 
ارسال