ورزش اقتصاد

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
علیرضا معاف
علی محمدی
علی جعفری
جواد شیخ الاسلامی
مهدی خانعلی‌زاده
آرش فهیم
محمدحسن یادگاری
علی‌محمد رهنما
حسین الهام
مهدی خانعلی زاده
مسعود غزنچائی
سعید مستغاثی
آرش فهیم
مسعود غزنچائی
گفتگو با منیژه آرمین
گفتگو با مسعود ده‌نمکی
گفتگو با جواد شمقدری
گفتگو با احسان عبدی‏پور
گفتگو با عوامل «نبرد خاموش»
گفتگو با عوامل «میراث آلبرتا»
گفتگو با سهیل سلیمی
در تمرین‌ها باید می‌فهمیدم مناسب نقش نیست، اما شور و هیجانش فریبم داد، عاشق بود ولی بازیگر نبود. دائما سوال می‌کرد، وقتی اصحاب به میدان می‌رفتند، حضرت قاسم(ع) چه می‌کرد؟ موقع میدان رفتن پسران حضرت زینب(ع)، احتمالا می‌خواسته زودتر به میدان برود؟ و.... ذهنش پر بود از سوالاتی که اصلا نمی‌توانستم جواب بدهم.
موحش بود جناب قاضی. موحش بود آنچه که دیدم. چونان کوهی بود از آتش که می‌دوید و فریادش رعشه بر جانم انداخته بود. می‌دوید و فریاد می‌زد. از اندام شعله ورش بوته‌های خار و علف‌های خشکیدهٔ بیابان آتش می‌گرفتند و انگار خطی از لهیب سوزان او را دنبال می‌کرد.
در‌‌ همان سال ۲۰۱۲، دومین کشوری که پس از ایران، برای نخستین بار اسکار می‌گرفت، «پاکستان» بود. جایزه اسکار بهترین مستند کوتاه در آن سال می‌رسد به فیلم «نجات چهره» (Saving Face) ساخته خانم «شرمین عبید چینوی» (Sharmeen Obaid-Chinoy). داستان مستند به تصویر کشیدنِ وضعیتِ زنان پاکستان است. زنانی که سالانه بیش از ۱۰۰ اسیدپاشی به صورت‌شان گزارش می‌شود و بسیاری بیش از این موارد اسیدپاشی گزارش نمی‌شود.
شهید مظلوم، آیت الله بهشتی در یک سخنرانی در جمع دانش‌آموزان در سال‌های ابتدایی انقلاب، به بیان ابعاد تاریخی و تحلیلی این نهضت بزرگ پرداخته‌ است. ارائه یک تحلیل جامع با بیانی ساده که برای نوجوانان کاملا قابل فهم است از ویژگی‌های برجسته این سخنرانی محسوب می‌شود. خواندن این سخنرانی یا گوش دادن به آن البته برای همه اقشار و گروه‌های سنی آموزنده است.
شمر گفت «بس کن تو رو خدا عمر... از منبر بیا پایین که امشب حوصله موعظه شنیدن ندارم.» بعد هم روزنامه را از لای شال کمرش در آورد و گذاشت جلوی عمرسعد: ببین چه می کنند رفقای ما. عمرسعد روزنامه را برداشت و شروع کرد به خواندن. زیر لب با صدای وز وز چند تیتر را خواند و بعد روزنامه را بوسید و انداخت بالا!
امروز به نظر می‌رسد ما باید به گام سوم برسیم. یعنی انقلاب از سینمای به اصطلاح فیلمفارسی گذر کرد به سمت یک سینمای هنری، بعد به یک سینمای هنری سرگرم‌کننده و امروز گام سوم آن "هنر، سرگرمی، رسانه" است. سینما با مجموعه اینها می‌تواند یک سینمای کامل باشد. منظور ما از بعد رسانه‌ای سینما به روز بودن سینمای ایران و توجه او به واقعیتهای پیرامونی کشور است.
حالا یکسال بعد از آن روزها، سری دوم این پوسترها توسط خانه طراحان انقلاب اسلامی طراحی و منتشر شده است. اکران پوسترهایی با موضوعاتی چون استکبارستیزی، افزایش جمعیت و... با استفاده از ظرفیت بیلبوردهای سطح شهر، اتفاقی بوده است که در طی یکسال گذشته مورد توجه قرار گرفته و البته حاشیه‌هایی هم به همراه داشته است
زنان عرب با دل‌های پاکشان خیلی زود‌تر از من، این را فهمیده بودند و پشت سر آن زن، کودک در بغل به میدان زده بودند. و هیچ کس هم جلودارشان نبود؛ یک قدم برمی داشتند و از سر مرز تاریخ می‌گذشتند. هزار سال، هزار فرسخ سفر با یک قدم!به کربلا پا می‌گذاشتند، مشتی خاک بر سر؛ دستی در رکاب عباس و نیت و حاجت!
در رواق همدان هم پیشتازی با کتابی درباره عاشوراست، «راز شادی امام حسین علیه السلام در قتلگاه» از اصغر طاهرزاده. اگر جايگاه مناجات‌هاي شب عاشورا درست ديده نشود، هرگز کربلا ديده نشده است و هرگز راز نشاط و اميدواري حسين علیه السلام در بعد از ظهر عاشورا فهميده نخواهد شد و از حادثه کربلا که بايد تا ابد جان ما را گرم نگه دارد محروم می‌شويم.
به برندگان این مسابقه، 50 سفر عتبات عالیات، 50 سفر به مشهد مقدس، 100 سکه بهار آزادی و... اهدا خواهد شد که ارزش مجموع این جوایز به بیش از یک میلیارد ریال خواهد رسید. علاوه بر همه اینها دخترانی که این روزها هم سن آن روزهای نویسنده کتاب –یعنی 17 ساله- باشند در صورت شرکت در مسابقه هم از شانس برنده شدن جوایزی که خانم معصومه آباد خودش تقبل کرده است برخوردار خواهند بود.
البته وزارت ارشاد مدعی است که «تاکنون هیچ‌گونه مجوزی برای حرکات موزون وغیرمتناسب با فرهنگ اسلامی صادر نشده است. تنها اجرا‌ها محدود به آئین‌ها و بازیهای برگرفته از فرهنگ اقوام ایرانی است که با نظارت دقیق و صرفا برای بانوان توسط بانوان اجرا می‌شود» اما بالا و پایین پریدن دختران با لباس‌های خاص در برابر چشمان مردانی که به عنوان مهمان در این مراسم حضور داشتند، خشم مردم معتقد و مذهبی اصفهان را به دنبال داشت.
حمید با جسمی خسته از جست وجو در سطل های آشغال بی هدف در حال قدم زدن در خیابان بود. که ناگهان چشمش به نمایشگاه ماشین افتاد. با دیدن ماشین های لوکس به یاد حرف برادر کوچکش افتاد: داداشی تو رو خدا فردا برام ماشین اسباب بازی بخر.
«ایوبی» و مردان سازمان سینمایی، در آزمون صداقت‌سنجی سینماگران نمی‌خواهند بازنده باشند. آنان به شبه‌روشنفکران سینمای ایران «قول» داده‌اند و باید پای «قول» خود بأیستند. آنان خود را نزد طیف خاصی از سینماگران به واسطه‌ی قول‌های رئیس‌جمهور در مناظره‌های انتخاباتی مسئول می‌دانند و نمی‌توانند وعده‌ی «فضای باز» خود را به سینماگران فراموش کنند. سینماگران هم برای اثبات میزان وفاداری مدیری که وعده‌ی «فضای باز» داده است، تندترین و موضوعات خود را روی میز گذاشته‌اند و از «ایوبی» توقع اکران دارند.
در ابهام گرگ و میش غروب یکشنبه، ۱۶ مارس۲۰۰۳، پژوی استیشن تیره رنگی که مرتب بوق می‌زد وارد محوطهٔ بیمارستان النجار شد. دکتر سمیر به همراه همسر و دختر خردسالش باعجله از اتومبیل پیاده شدند و به سمت ساختمان دویدند اما کمی جلوتر با دیدن ویل ایستادند.
آیا مسائل مهم‌تری برای پرداختن نیست که ناگهان یک مجری که حتی روی آنتن هم حضور ندارد، به تیتر اول رسانه‌های خوشنام انقلاب تبدیل شود؟ آیا در میانه‌ی اکران فیلم‌های حامی فتنه، تأکیدات رهبری بر تقویت جناح مومن فرهنگی، اوضاع اسف‌بار تئاتر، بی‌توجهی مدیریت فرهنگی به گروه‌های خودجوش مردمی و مسائلی نظیر آن، چنین مطالب بی‌اولویتی می‌تواند راه‌گشا باشد؟ آیا نویسندگان این مطالب، به آبروی رسانه‌های خوشنام خود نیز می‌اندیشند؟
قاسمی در ادامه افزود: فتنه‌گران در آن سال در همین کوچه و خیابان‌ها در حالی که چند کوچه با بیت رهبری فاصله داشتند به تعبیر رهبری ما را تا لبه پرتگاه پیش بردند. الان هم برخی‌هاشان در مجلس و جای دیگر سینه در سینه رهبری می‌ایستند و خزعبل می‌گویند و عنوان می‌کنند که آن دوران گذشته است و این مساله را‌‌ رها کنید.
خودش را روی صندلی می‌اندازد. به صدای جیرجیر صندلی عادت كرده است. صدای صندلی با صدای تلفن در‌هم ‌می‌شود؛ «ای بابا، این دیگه كیه؟ حتماً بازم فهمیدند من اومدم خونه، زنگ زدند، اذیتم كنند. الهی جز جگر بزنند.» دستش را به كمر می‌گیرد و بلند می‌شود: «الو... الو... سلام داداش شمایی، ترسیدم!»
پسرك آدامس‌فروش نگاه قد و بالای ریزه‌میزه پسربچه كرد و آدامس گنده‌اش را جلوی صورت بچه باد كرد و خندید. پسربچه ترسید و خودش را عقب كشید. دندانهای زرد و كثیف پسرك معلوم شد. پسربچه نگاه كفشهای نو و تمیزش كرد و دوباره همه چیز یادش رفت. پسرك آدامس‌فروش صدایش را بلند كرد: «آدامس.. سیگار... آدامس.»
ایشان که پیش از این «یاران شیدای حسین بن علی(ع)» را در کارنامه عاشورایی خود داشتند و با استقبال بی‌نظیر مخاطبان مواجه شده بود، این‌بار با هدف احیای سنت حسنه مقتل‌خوانی ظهر عاشورا، در یک اثر متفاوت و مستند از نظر منابع، نیمروزی از حیات امام حسین(ع) را روایت می‌کنند.
بعد از مدت‌ها که جای خالی پخش و توزیع چنین مستندهایی به وضوح آشکار بود، چند گروه هنری دست به دست هم دادند و سایت cinemamarket.ir را برای توزیع آثارشان راه‌اندازی کردند تا مخاطبان به راحتی بتوانند آثار مورد علاقه‌ی خود را انتخاب و از طریق دانلود اینترنتی و یا ارسال پستی تهیه کنند. این آثار محصولاتی از چهار مجموعه‌ی فرهنگی هنری «سفیر فیلم»، «خانه مستند انقلاب اسلامی»، «نجوای زلال هنر» و «خبرگزاری دانشجو» هستند.
پنج شش تا گلوله خوردم. به رو که چرخیدم، با تجربه‌ای که در جبهه داشتم و با راکت مجروح شده بودم، اول تست کردم و دیدم به سر و سینه‌ام گلوله نخورده است. صدای یکی از آنها می‌آمد که به دیگری می‌گفت: «کجا می‌روی؟» متوجه شدم که عجله دارند بروند. آن ملعون گفت: «می‌روم تیر خلاص بزنم». اسم تیر خلاص که آمد، به ذهنم رسید که او می‌آید و تیر را به سرهایمان می‌زند. همه به شکم بودند و فقط من به رو شده بودم. گفتم من یکی که تابلو هستم و می‌آید و وسط پیشانی‌ام می‌زند.
سر خورد و افتاد پایین. بلند شد و به طرف باغچه دوید.قد کوتاهی داشت.پسر بچه بود.مرد با عجله در را باز کرد.روی نوک پا دوید تا پای دیوار؛ تا آن‌جا که بچه پریده بود.روی زمین نشست.پسر بچه چیزی را از روی زمین برداشت.توپ.به طرف دیوار آمد.چند قدم مانده به دیوار مرد پرید و بازویش را گرفت.
«جوان و انتخاب بزرگ» اصغر طاهرزاده پرفروش ترین کتاب دهکده کتاب بوده است. در فصل اول این کتاب سعی شده‌ است جوانان عزيز متوجه باشند چگونه می توانند در دوران جوانی انتخاب‌های خود را تا قيامت و ابديّت خودشان وسعت دهند تا همواره در نشاط جوانی باقی بمانند.
نماهنگ دوزبانه «غزه؛ صخره الانتصار» که با صدای «پویا بابایی» و «عبدالمجید عريقات» اجرا شده به همت اتحادیه بین المللی امت واحده و به تهیه کنندگی سازمان هنری و رسانه ای اوج تولید شده است. نهاد نشوان شاعر بخش عربی این اثر در گفت و گو با رجانیوز گفت: «وحدت اسلامی» و «مقاومت» دو محور اصلی اشعار این کار مشترک است و به نظر می رسد با اجماع ملت های اسلامی بر مساله فلسطین هر دو این محورها محقق خواهد شد.
نخستین شماره‌ی دور جدید «نقد سینما»، شامل گفتگوی مفصلی با «بهروز افخمی» پیرامون کارنامه‌ی کاری‌اش، حضور در مجلس ششم، همه‌ی حواشی فیلم «فرزند صبح»، چرایی ساخت «شوکران»، سفر به کانادا و ....، گفتگو با «روح‌الله حجازی»، «حامد محمدی»، «محمدعلی نجفی» و «مهدی کلهر» و گفتگوی داغ و چالشی با «احمد میرعلایی» پیرامون کارنامه‌ی کاری‌اش در بنیاد سینمایی فارابی است.
این لحن نگارش نامه و همچنین رسانه‌ای شدن‌ش از سوی سازمان سینمایی نشانه‌ایست از اینکه مدیران فرهنگی مملکت هم ظاهرا می‌دانند ساخت و نمایش فیلم‌های حامی فتنه از جمله فیلم‌های اخیر غیرقانونی‌ست و بنابراین حجت اله ایوبی نیز به جای صحبت از قانون با انتشار چنین بیانیه هایی به دنبال یارکشی‌ است.
دوستانم در خارج از کشور به من می‌گفتند که چرا اینقدر ایران ایران می‌گویی مگر اینجا چه فرقی با ایران دارد که هر سال به ایران می‌روی، در جوابشان می‌گفتم وقتی در خاک ایران راه می‌روم، انگار آغوش اجدادم برایم باز شده و من در آغوش آن‌ها قدم برمی دارم. البته این علاقه به وطن را وقتی بیشتر احساس می‌کنید که سال‌ها رنج دوری از آن را کشیده باشید.
متاسفانه برخی اخبار که از نگارش یک فیلنامه سریال برای ماه محرم توسط یکی از حامیان فتنه 88 که کوچکترین اعتقادی به ارزش‌های اسلامی و اخلاقی ندارد، خبر می‌دادند، اثبات می‌کند که قرار نیست نگاه مدیران ارشد رسانه ملی به این مساله مهم، تغییری داشته باشد.
با توجه به جبهه بندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزه ی آن، شورایعالی انقلاب فرهنگی باید با برخورد فعال و مبتکرانه با این جبهه بندی آشکار فرهنگی، دلبستگان فرهنگ دینی و انقلابی را در داخل و خارج کشور دلگرم و امیدوار و مطمئن و معارضان را نگران و ناامید کند.
از میان جملاتی که شما برای «یک عکس، یک داستان/2» فرستادید، سعی کردیم آنهایی را انتخاب کنیم که علاوه بر دارا بودن شرایطی که گفته بودیم(مثلا اینکه حداکثر 50 کلمه باشند)، هر کدام از زاویه‌ای متفاوت به تصویر مورد نظر نگاه کرده باشند. شاید شما هم با خواندن این جملات تعجب کنید که با دیدن یک تصویر نسبتا فانتزی می‌شد چنین چیزهایی نوشت.