ورزش اقتصاد

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
محسن صفائی فرد
علیرضا پناهیان
امیر ابیلی
علیرضا معاف
علی محمدی
علی جعفری
جواد شیخ الاسلامی
علی‌محمد رهنما
حسین الهام
مهدی خانعلی زاده
مسعود غزنچائی
سعید مستغاثی
آرش فهیم
مسعود غزنچائی
گفتگو با منیژه آرمین
گفتگو با مسعود ده‌نمکی
گفتگو با جواد شمقدری
گفتگو با احسان عبدی‏پور
گفتگو با عوامل «نبرد خاموش»
گفتگو با عوامل «میراث آلبرتا»
گفتگو با سهیل سلیمی
الن دخترش را برای دلداری بغل کرد و جواب داد: «فقط داری خیال می‌کنی فانی. به اندازه کافی استراحت کردیم. پاشو بریم خونه، بابات نگران می‌شه.» الن فانوس را برداشت و دست فانی را گرفت و به راه افتادند. بعد از مدتی، صدایی که دختر کوچولو را ترسانده بود دوباره شنیده شد. این بار صدای قدم‌ها واضح‌تر بود و قطعاً نزدیک‌تر.
منتقد باید چه کند، اگر مشکلات را بیان کند متهم به خودمرکزپنداری و ادبیات مارکسیستی می شود اگر مطرح نکند که فیلمساز نگاه شخصی خود را به رسانه‌ای چون سینما که تاثیرگذار است تعمیم می دهد. نباید منتقدین را گوشه رینگ گذاشت و آن را متهم دانست. اگر می‌گویید به فیلمساز نباید چیزی تحمیل شود و حرفش را آزادانه بگوید پس چرا برخی از فیلم ها از جشنواره گذشته به دلیل عدم ارایه پروانه نمایش بازماندند
بچه‌های کم سن و سال محله برای خودشان هیئت راه انداخته بودند. وسط کوچه یک چادر کوچک به پا کرده بودند، با پارچه‌های سیاه و کتیبه. از کنار چادرشان رد میشد. یکی از بچه‌ها به بقیه گفت: «کاش می‌شد آقا غلام‌علی می‌اومد برای هیئتمون می‌خوند...» شنید، ایستاد، راهش را کج کرد سمت چادر آنها...
يك ربع بيرون منتظر ماندم و سپس بازگشتم. به اميد بخت و اقبال بهتر. البته حالا ديگر همه صندليها اشغال شده بود و چهار نفر منتظر نشسته بودند. همه آنها ساكت، بدمشرب و آشفته بودند و كسل به نظر مي‌آمدند. مثل همه آنهايي كه در يك مغازه سلماني منتظرند تا نوبتشان برسد.
حامد زمانی در همان زمان انتشار این ترانه گفته بود که چون همزمان با حضور تیم ملی فوتبال کشورمان در جام جهانی ترانه‌های زیادی به کاروان فوتبال تقدیم شد، قصد دارد ترانه‌ای را به تیم ملی دیگری که به نمایندگی از کشورمان به وین رفته و مذاکرات هسته‌ای را دنبال می‌کند تقدیم نماید تا آنها محکم و دلگرم به مردم و مایوس از طبیعت گرگ‌ها به کار خود بپردازند.
عجیب اینجاست که یکی از زندانیان غول پیکری که در فیلم می‌بینیم و مدام در حال عربده کشی است، هرازگاه کلماتی فارسی هم از زبانش خارج می‌شود. این در حالی است که هیبت بازیگر به شدت شبیه به اعراب است. از آن طرف «پیمان معادی» که بازیگر نقش اصلی است، طوری ایفای نقش می‌کند که به مخاطب القا شود او عرب است. یعنی کارگردان خواسته بگوید ایرانیان هم بیشتر عرب هستند تا ایرانی.
دبیر جشنواره نشریات و رسانه های دانشجویی در ابتدا با اشاره به این مطلب که نشریات دانشجویی جدی گرفته نمی شوند گفت: جشنواره تحت عنوان نشریات دانشجویی که چند سالی است که به کمک وزارت علوم و وزارت بهداشت برگزار می شود به خاطر ماهیت دولتی بودن آن، با استقبال دانشجویان و مجموعه های رسانه ای دانشجویی مواجه نمی شوند.
باطنی در پایان ضمن تاکید بر اینکه دوشنبه‌ی هفته بعد یعنی 10 آذر آخرین موعد ثبت نام در جشنواره عمار است، گفت: «صاحبان آثار بایست تا این موعد ضمن ثبت نام در جشنواره مردمی فیلم عمار از طریق پایگاه ammarfilm.ir، حتما نسخه ای از آثارِ ثبت نامیِ خود را نیز به جشنواره ارسال کرده باشند. همچنین هیأت انتخاب بلافاصله پس از اتمام مهلت دریافت آثار، کار بازبینی و انتخاب آثار بخش مسابقه را آغاز خواهد کرد.
همه این نقدها مستند به محتوای کتابها و جهت‌گیری نویسنده‌هایی بود که بعنوان نامزد معرفی شده بودند. کتابهایی که غالباً سرشار از ناامیدی، پوچی، تکه و کنایه به انقلاب و نظام، تصویرسازی‌های اروتیک و مسائلی از این دست هستند، واقعاً چه نسبتی با جایزه ادبی جلال دارند که حالا زیر سوال بردن آنها دبیر علمی هفتمین دوره این جایزه را چنان به خشم بیاورد که اینطور خارج از عرف فرهنگی و ادبی به منتقدان حمله کند.
در این کتاب، تمام 60 اقتصاددان مذکور به هشت سوال مشترک، همچون "اگرنتوانیم ازفردا نفت بفروشیم چه اتفاقی می‌افتد"، "چرا نفتی ترشدیم"، "آیا لغو تحریمهای خارجی مشکلات اقتصادی را حل می‌کند"، "اگر تحریمهای خارجی ادامه دار بود سناریوی مقابله چه باید باشد"، "نگاه اقتصاد مقاومتی برای مقابله با مشکلات اقتصاد ایران چیست" و... پاسخ داده اند.
مرد با اكراه همبرگر را نزديك دهان مي‌برد. با حركتي سريع، گاز بزرگي از آن مي‌‌زند. زن شروع مي‌كند به تشويق مرد. مرد چشمانش را مي‌بندد و لقمه‌‌هاي بزرگ همبرگر را پايين مي‌دهد. لحظه مضحكي ايجاد مي‌شود. ـ آفرين! آفرين! ديگه داره تموم مي‌شه... يه كم ديگه...
برای اینجانب کاملا غیرمنطقی و باور نکردنی‌ست که خواننده‌ای را در ایران «شوالیه آواز ایران» نام می‌برند؛ کمااینکه خود این تیتر در تناقض و کاملا ناخوانا با اصالت موسیقی ایرانی است. در هرصورت نمی‌توانم مجسم کنم که «حسین علیزاده» که میلیون‌ها ایرانی خالص با جان و دل و درک هنرش بنامش احترام می‌گذارند، با دریافت این نشان که از طرف افرادی تقدیم می‌شود که قطعاً هنر ایشان را نمی‌شناسند٬ با نام «شوالیه تار ایران» یاد کنند.
انتقادها از اعطای دست و دلبازانه‌ی مجوزهای سینمایی در دولت قبلی در حالی عنوان می‌شود که پیش از این، «جنتی» و سایر همفکرانش در دولت راستگویان، مدام از امنیتی شدن فضای فرهنگی و نظارت‌های سختگیرانه در دولت پیشین انتقاد می‌کردند و به هنرمندان وعده‌ی باز کردن فضا در این دولت را می‌دادند. اما ظاهراً این روزها، انتقاد افکار عمومی، متدینین جامعه و نمایندگان مردم در مجلس باعث شده تا وزیر ارشاد ادعاهای پیشین خود را فراموش کند
شاید یکی از جالب‌ترین و خواندنی‌ترین بخش‌های این ویژه‌نامه را در بخش «روایتی دیگر» بخوانیم. آنجا که فعالیت‌های مربوط به تاریخ شفاهی در کشورهای خارجی مورد تحلیل قرار می‌گیرد. «گزارشی از نهضت تاریخ شفاهی آمریکایی»، «قهوه‌خانه تاریخ شفاهی»، «فرار از ویتنام»، «صبح جمع آوری خاطره» و «در جنگ چه کردید مادربزرگ»، مجموعه‌ای از مطالب مربوط به مهم‌ترین اقدامات غربی‌ها در تدوین تاریخ شفاهی کشورشان هستند.
صدائی گفت بالاتر بروم. دلم پيش بچه ها بود. خواستم پيدا يشان کنم. پائين را نگاه کردم. يک دفعه خودم را ديدم که آنجا افتاده بودم. کنار سنگر چهار، روي خاکريزي که با تير تراش(1) کوتاه شده بود. قبضه آر پي جي هم همچنان در دستانم بود. اطرافم پوسته هاي خرج موشک ریخته بود و باد آنها را به بازي گرفته بود. لحظات آخر چقدر گوشهايم سوت مي کشيد.
با همه‌ی این اوصاف اما ظاهرا این روزها باید مراقب اوج‌گیری دوباره‌ی جریان شبه‌روشنفکر و اسطوره‌سازی از چهر‌‌ه‌هایی مااند ساعدی در رسانه‌های دولتی بود. تا به امروز اگر این چهره‌ها در رسانه‌هایی به ظاهر مستقل و با حمایت غیرمستقیم دولت تبلیغ و ترویج می‌شدند، حالا ظاهرا باید نگران تبلیغ‌شان در خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی باشیم.
صدها ساعت مصاحبه با چهره‌های مختلفی که بانی و پایه‌گذار گسترده‌ترین و فراگیرترین جریان فرهنگی و هنری تاریخ کشور طی دهه‌های 50 و 60 بوده‌اند، امکان کاوش و بهره‌برداری را با هدف‌گذاری‌های متنوع فراهم آورده است. گذشته از «ثبت» وقایع که ابتدایی‌ترین تکلیف در قبال سرگذشت یک ملت است، آنچه پژوهشگران تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی دنبال می‌کنند، بهره‌گیری از این محتوای عظیم برای اثرگذاری عملی در جریان تولید علوم انسانی متناسب با جامعه‌ی ایرانی اسلامی است.
به نظرم می رسد لااقل به عنوان یک عرصه ای که می تواند بستر تحول علوم انسانی باشد؛ در محدوده مطالعات محدود حقیر، باید به یک مهندسی معکوس برسیم. یعنی به جای اینکه در اتاق های دربسته چه در محیط های اجرایی و چه در محیط های دانشگاهی بنشینیم و مدل های نظری را مبتنی بر یک مفروضات انتزاعی شکل بدهیم؛ برویم و از میدان واقعیات شروع کنیم به نظریه پردازی.
سینما را برخی دوستان نابلد تنزل دادند به حد و حدود یک بیانیه سیاسی اجتماعی نه یک درام. بحث بر سر گفتن ها نیست. چه کسی می گوید مشکلات نداریم. مقام رهبری هم تاکید دارند که مشکلات گفته شود من به عنوان نویسنده ممکن است معضلات را مطرح کنم چون واقعیت است و وجود دارد. بحث بر سر چگونه گفتن است. سینما این نیست که در قالب یک بیانیه یا پیام موضوعی را به سمتش برویم
داشتم برمی‌گشتم که ناگهان باد ‌وزیدن ‌گرفت و هوا‌ تیره ‌شد‌. ‌هنوز پانزده کیلومتری با پایگاه فاصله ‌داشتم‌. ‌فوری هواپیمای تک‌نفره‌ام فرود‌آورد تا توفان آن را در‌هم نشکند و شروع‌کردم به طرف پایگاه‌ دویدن‌. ‌نیروی‌ ثقل در تیتان آن‌قدر کم‌ است که پانزده‌ کیلومتر دویدن کسی را از پا در‌نمی‌آورد. اما تمام مسئله‌ من این‌بود که آیا خواهم ‌توانست مسیرم را در‌خط ‌مستقیم دنبال‌کنم ‌یا‌ نه‌؟
هیچ‌جا مثل جمهوری اسلامی نیست که نهاد حکومتی‌اش تریبون بدهد به نویسنده‌ای تا او عمر حکومت و زمان سقوطش را تخمین بزند. هیچ‌جا مثل جمهوری اسلامی نیست تا نویسنده‌ای که با افتخار اثرش را در اسرائیل منتشر کرده است، حالا بیاید و از حکومتش بخواهد که در راه حفظ آثار و حقوق آثارش بکوشد! هیچ جا مثل جمهوری اسلامی نیست تا کسی که کتابش با ناشران آلمانی و اسرائیلی و... مست کرده، حالا عاروقش را سر جمهوری اسلامی و مدیران فرهنگی‌اش بزند.
شورلت مشکی تمیز و براق وارد کوچه شد. ۴ مرد تنومند با کت و شلوار و کراوات در آن نشسته بودند. صدای ماشین همهٔ اهالی کوچه را متعجب کرده بود. مسلم صدا را که شنید، سر از نوشته‌اش برداشت. جعفر و رسول هم او را نگاه کردند. جعفر با تعجب پرسید: چی شده؟
قناصي فضاي رسانه‌اي اين است. خيلي وقت‌ها در همين منبرها توليد فكر مي‌شود. كلي حرف‌هاي درست و حسابي زده مي‌شود. ولي چون اينها راهي به تلويزيون و رسانه‌ها ندارند، اصلاً ديده نمي‌شوند. حالا تهران خوب است. در شهرستان کلی روحانی درجه يك داريم ولی متاسفانه اصلاً ديده نمي‌شود. این‌ها را باید گزارش گرفت و خبر داد. اگر حرف حساب پشتش باشد، مي‌خوانند.
«کربلا مبارزه با پوچی ها» کتاب دیگری از اصغرطاهرزاده است که دومین کتاب پرفروش بوده است. کربلا واقعه‌ای است که پس از توجه به متن تاریخی آن، باید به بررسی ریشه‌ها و نتایج آن پرداخت. زیرا تحلیل هر حادثه‌ای نتیجه حقیقی آن‌را به ما ارائه می‌دهد. لذا کتاب حاضر صرفاً به نقل حادثه کربلا نپرداخته، بلکه سعی بر نگرش تحلیلی به واقعه دارد.
نگاهی به روند طی شده در مسیر سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در حوزه فرهنگ و به ویژه رسانه، نشان می‌دهد که ایشان یکی از محورهای اصلی خود در این زمینه را به مساله «تقویت جناح مومن در حوزه فرهنگ» اختصاص داده‌اند؛ موضوعی که بیانگر میزان اهمیت این مساله در دیدگاه رهبر انقلاب است.
در سال‌های اخیر برخی از شبه‌رو شنفکران غرب‌زده‌ی داخلی و رسانه‌ها و ضدانقلاب خارج‌نشین با وقوع هر فاجعه‌ی طبیعی مانند زلزله، یا مرگ هر هنرمند یا چهره‌ی مشهور و همچنین هر آسیب اجتماعی، تلاش گسترده‌ای را به خرج می‌دهند تا سوءاستفاده‌ی استفاده‌ی سیاسی خود را انجام دهند و هر تجمعی را به مسخره‌ترین حالت ممکن تجمعی بر علیه جمهوری اسلامی جلوه دهند
مساجد «کرامت»، «امام حسن(ع)» و «ميرزا جعفر» شهر مشهد شاهد هزاران نفری بودند که برای شرکت در نماز جماعت و سخنرانی‌های تفسیری و اعتقادی بعد از آن به مسجد می‌آمدند. امام جماعت و منبری آن روزهای آن مساجد، این روزها رهبر انقلاب اسلامی است و حالا اگر درباره ویژگی‌های مسجد و امام جماعت سخن می‌گوید می‌توان مطمئن بود که خود تجریه‌ای درخسان در این حوزه داشته و به قول معروف خودش کار خشت و گل انجام داده و با کلی ماموم سر و کار داشته است.
نگارندة این اثر، گزاره‌ها و تأمّلاتی از این دست را، به طور كلّي، «نظریة فرهنگی» علامه مطهری به شمار آورده است. در این راستا، پژوهش حاضر معطوف به عرضة روایتی «ساختارمند» و «مبسوط» از نظریة فرهنگی علامه مطهری است.
ساعت‌های مرده روز، وقتی که کارم در شورا تمام می‌شد و پشت چراغ قرمزها، آخرهای شب که در ماشین بودم، شروع به نوشتن می‌کردم. یا وقتی که به خانه می‌رفتم و همه خواب بودند تا دیر وقت می‌نشستم و می‌نوشتم.
امریکا، کشورهای عراق و افغانستان را اشغال نظامی کرد و با تدابیری که در ایران رسانه با توجه به رهنمودهای رهبری انجام شد، این ترفندها در داخل کشور که همان فتنه 88 بود، سرکوب شد. هدف فتنه 88 سرنگونی حکومتی بود که با آراء مردمی اداره می شود، بعد از آن هم بیداری اسلامی را داشتیم که حکومت های استبدادی یکی پس از دیگری سرنگون شدند. ترفند غربی ها چه بود؟ این که در این کشورها جنگ مذهبی و داخلی راه انداخت. حالا نتیجه آن نیز جنگ علیه تروریسم شد.