هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 3 ارديبهشت 1398
ساعت 15:56
به روز شده در :

یادداشت اجتماعی

طنز

بسته عدس برای آشنا
بهزاد توفيق‌‏فر
خوب، بد، آزيتا!
ابراهیم کاظمی مقدم
فيس‌‏خوك!
امين شفيعي

پربحث‌ها

مشروح چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به موسسات مالی و اعتباری؛
متهم ردیف اول فرزند استاندار سابق و داماد استاندار فعلی است/ وام‌های کلان ۴درصدی و سودهای ۴۵درصدی برای افراد خاص!
آیت الله علم الهدی در سالروز صدور فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب در خصوص آبادانی طوس
آبادانی منطقه طوس شروع شده اما تا نقطه مطلوب و متناسب با جایگاه فردوسی فاصله دارد/باید «فردوسی» از مهجوریت خارج شود
امام جمعه مشهد گفت: رهبر معظم انقلاب ۲۱ سال پیش از آرامگاه فردوسی بازدید و رسالتی را برای مسئولان این استان مشخص کردند تا مردم بتوانند در طوس ذخایر فرهنگی و فکری را کسب کنند. وی افزود فردوسی شعر و ادب را برای ایجاد فرهنگ ایستادگی در برابر ظلم و ستم ب...
«جهان آرا» از جوانی و «غول کنکور» می‌گوید
دکتر عبدالعالی: تا وقتی از دست داعشی همچون کنکور خلاص نشویم رسیدن به اهداف سند تحول در آموزش و پرورش ممکن نیست / حسن طهرانی مقدم استثنائی که دنبال پیشوند دکتر و مهندس نبود ولی آدم موفقی شد/آموزش فنی و حرفه ای گنجینه ای که از آن استفاده نمی کنیم
کنکور مثل قبل حساسیت‌های زیادی ندارد، چرا که با افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها و گشایش مراکز آموزش عالی مختلف در اقصی نقاط کشور و همچنین کاهش نسبی تعداد داوطلبان ورود به دانشگاه، غول کنکور دیگر آن ابهت گذشته را ندارد اما با این حال هنوز هم بسیاری افراد آیند...
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «پژمان توفیقی»:
قهرمان موتورسواری و «آچار فرانسه»ای که مدافع حرم شد/ همسر شهید: به همه چیز فکر می‌کردم جز اینکه روزی اینطور از هم جدا شویم/ گله می‌کرد که چرا من در هشت سال دفاع مقدس نبودم تا در کنار رزمندگان می جنگیدم
زمانی من فهمیدم که پژمان جهت رفتن به سوریه اسمش را نوشته که به کلاس‌های آمادگی جسمانی و آموزشی که برای‌شان گذاشته شده بود، می‌رفت. من و خانواده‌اش هرچه برای نرفتن‌اش تلاش کردیم، به حرف کسی گوش نمی‌داد. راستش من اولش راضی نبودم. روزی که برای بدرقه‌اش...
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «ابوالفضل راه چمنی»:
همسر شهید: «شربت شهادت» رمز بین من و ابوالفضل بود/ گفت چون برای من جشن تولد گرفتی من شهید می‌شوم
هنوز چند دقیقه نگذشته بود که دیدم گوشی خانه مادرم زنگ زد. ''آقا ابوالفضل بود'' بعد از احوال‌پرسی گفت: «این، خط دوستم است، کاری داشتی پیام بده.» دو روز قبل از شهادت آخرین تماسش بود، خیلی با هم صحبت کردیم. مثل همیشه! یادم هست که به...
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «محسن حیدری»:
همسر شهید: دوست داشتم برای بار آخر دست‌هایش را لمس کنم، اما دست‌هایش سوخته بود/ به مادرش گفته بود امتحان سختی دارد، برای قبولی‌اش در آزمونی بزرگ دعا کند
حالی که در لحظه خداحافظی داشتم متفاوت از همیشه بود. خیلی به ماموریت می‌رفت، اما این بار همه چیز فرق کرده بود. لحظه خداحافظی بعد از کلی خوش و بش کردن، گریه‌ام گرفت، گفت: « نه این کار را نکن، تو باید محکم باشی.» مرضیه هم موقع خداحافظی پدرش، زد زیر گر...
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «وحید نومی گلزار»:
همسر شهید: وحید جهاد را به حضور در مراسم ازدواج خواهرش ترجیح داد/ فرمانده‌ عراقی به او گفته بود: اگر بیست مرد جنگی مثل شما داشتم، مطمئن باشید منتظر حمله داعش نمی ماندم
او در عراق به واسطه اقدامات و ابتکاراتش خیلی شناخته شده است. چندین مورد هم هوش و ذکاوت وحید باعث شده بود که نیروهای نفوذی داعش در بین رزمندگان شناسایی و دستگیر شوند. دو روز مانده تا عاشورا سال 94 همرزمانش به وحید می گویند: «بیایید تا شروع عملیات به ز...
روایتی کوتاه از زندگی مدافع حرم سردار شهید «محمدرضا علیخانی»:
فرزند شهید: پدرم به دلیل ابداع در استفاده از ادوات جنگی پیشرفت در جنگ سوریه را جلو انداخت/ دوست داشت مثل حضرت عباس(س) شهید شود؛ بالاخره قسمتش شد
در این ماموریت سخت و بسیار خطرناک پدرم به همراه همرزمانش تا نزدیکی نیروهای تروریستی پیش رفتند و با آتش قبضه راکت انداز 107 (کاتیوشا)؛ که پدرم تخصص فوق العاده بالایی در استفاده دقیق و درست از این سلاح را داشت. چنان آتش سنگینی بر سر نیروهای تروریستی...
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «مرتضی زارع»:
همسر شهید: برای شب عروسی در برگه‌هایی احادیث معصومین را نوشتیم و بین میهمان‌ها توزیع کردیم/ موقع اعزام به من گفت شما تنها خانمی هستی كه از رفتنم ذوق مي‌كنی!/ ماجرای چمدانی که مرتضی با آن به سوریه رفت
دو، سه روزی می شد از آقا مرتضی بی خبر بودم. شب شهادتش حالم حسابی منقلب بود. خواب دیدم آقا مرتضی با شهید سجاد مرادی سر سفره ای نشسته‌اند و آقا مرتضی هم دو دستی غذا می خورد، گفتم : کمی با من صحبت کن اما فقط می خندید. فردای آن روز از طرف خانواده آقا مرت...
گذری کوتاه بر زندگی شهید مدافع حرم «حجت اصغری شربیانی»:
مادر شهید: با کت و شلوار به سوریه رفت، به من گفته بود به سیستان می رود/ موقع خداحافظی برگشت و گفت اینقدر به من نگاه نکن!/ متن وصیت‌نامه شهید
من از چند روز قبل دلم خیلی بی‌قرار بود. متأسفانه خبر در محل ما پیچیده بود و هر کسی چیزی می‌گفت. بعضی می‌گفتند حتی بدنش تکه‌تکه شده است. یک هفته حدوداً طول کشید تا جنازه برگشت و در طول این هفته تمام محل ما عزاداری می‌کرد. گفته بودند اگر آمبولانس برای...
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «سجاد دهقان»:
همسر شهید: به سجاد گفتم 50 ساله که شدی حرف شهادت بزن، او هم گفت شهادت باید در جوانی باشد/ به من گفت «مراقب خوبی‌هایت باش» و رفت
17 بهمن بود که خبر شهادتش را به من دادند. سجاد روز قبلش یعنی 16 بهمن ماه 1394 حوالی ساعت 11 به شهادت رسیده بود. با اصابت شش گلوله به پیکرش. سجادم در روند اجرای عملیات آزاد‌سازی نبل و الزهرا در حلب شهید شد. بچه‌ها برای باز گرداندن پیکرش خیلی به زحمت ا...
استقبال فتاح از شعارهای انتخاباتی در توجه به محرومین:
زندگی ۱۱ میلیون ایرانی زیر خط فقر است/حمایت از محرومان و طبقات آسیب پذیر جامعه به یک گفتمان عمومی و ملی تبدیل شده/امیدواریم شعارها عملیاتی شود
رئیس کمیته امداد در خصوص آمار افراد زیر خط فقر در جامعه گفت: درصورتی که حداقل حقوق وزارت کار را ٩٢٠ هزار تومان در نظر بگیرم، ١١ میلیون نَفَر در کشور زیر خط فقر زندگی می کنند.
روایتی کوتاه از زندگانی شهید مدافع حرم «علی جمشیدی»:
مادر شهید: برای علی شرط گذاشتم اگر نماز صبح‌هایش را «اول وقت» بخواند اجازه رفتن به سوریه می‌دهم/ فرزندم را برای دفاع از اسلام و رهبر دادم/ اگر شش پسرم هم مانند علی بروند راضی هستم
من هم دوست داشتم در این راه برود و راضی شدم. روزی که علی رفت، 15 فروردین بود. بعد از رفتنش رفتم مسجد دو رکعت نماز شکر و زیارت عاشورا و دعای توسل خواندم و بدرقه راهش کردم، احساس می‌کردم قلبم در حال پرواز است. گفتم: خدایا شکرت که چنین فرزندی به من دادی...
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «حسن احمدی»:
همسر شهید: به او گفتم «من را هم با خودت ببر» گفت «می‌رویم تا راه باز شود تا با هم برای زیارت برویم»/ «زهرا» وقتی دلش تنگ می‌شود می‌گوید «زندگی بدون بابا فایده ندارد»
آن‌روز که پیکر حسنم را دیدم دست به صورتش کشیدم و گفتم شهادت مبارک. به آرزویت رسیدی. همیشه دوست داشتم به آرزوهایش برسد. گفتم یادت باشد، باید سر قولی که دادی، بمانی. زهرا، پدرش را دید. خیلی حالش بد شد، فقط گریه می‌کرد.
سیل آذربایجان‌های شرقی و غربی، کردستان و زنجان را گرفتارکرد؛
باز هم سیل و بحران؛ باز هم مدیریت خسته دولتی/ سیل جان 30نفر را در آذربایجان گرفت؛ رئیس جمهور از تهران دستور پیگیری داد! / کارنامه دولت در مدیریت بحران ها نگران کننده است
مدیریت فشل دولتی درحالی است که در موارد پیشین که در کمتر از دوماه پیش در کرمان، هرمزگان، بوشهر و فارس هم اتفاق افتاده بود علی رغم پیش بینی های هواشناسی بسیاری را گرفتار و داغدار کرد.
روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم «سجاد طاهرنیا»:
همسر شهید: چند لحظه قبل از شهادت به یکی از دوستانش گفته بود «حالم بهتر از این نمی شود»/ در نامه آخرش نوشته بود: «صدای بچه‌های شیعه سوریه را می‌شنیدم و نمی‌توانستم بمانم»
گفتم: واقعاً دوست نداری بمانی؟ گفت: چرا! ولی آرزو هم داشتم که اسمم بین مدافعین حرم باشد. من به صورتش نگاه نمی‌کردم چون خیلی دوستش داشتم و اگر نگاه می‌کردم، دلم به حالش می‌سوخت. گفتم حالا بمان اگر نروی بهتر است. دیدم گریه کرد و به التماس افتاد. من هم...
بازخوانی وقایع نیجریه از منظر تحولات جمعیتی؛
نگرانی‌های غربی-عربی از تولد دوباره انقلاب اسلامی در آفریقا/ چگونه سومین کشور شیعه‌نشین جهان محل نگرانی آمریکا و آل سعود شده است؟
فهم چرایی طراحی های خاص محور عربی-غربی برای این کشور جوان، زمانی دقیق تر خواهد شد که الگوهای آینده پژوهی جمعیت این کشور را در کنار سایر متغیرهای مذهبی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... مورد تجزیه و تحلیل قرارداده و نگاهی دقیق به جایگاه جمعیتی نیجریه در آی...
عیدانه‌ای با شهید مدافع حرم «پویا ایزدی»؛
ماجرای جمله‌ای که آیت‌الله مرعشی در حرم حضرت معصومه(س) به «پویا» گفته بود/ دوست شهید: از آبروی خود برای کمک به مستحقین مایه می‌گذاشت
هميشه اوج احساساتش برای خانواده خرج می‌شد. یک بهانه کوچک کافی بود تا حتی یک شاخه گل در دست و برای شادمانی دل من و ریحانه وارد خانه شود. عید غدیر، عید ولایت و امامت را بسیار پر‌اهمیت می‌دانست و در این روز به من عیدی می‌داد. رضایت خداوند و بعد رضایت و...
از رذالت انگلیسی‌ها در خلق قحطی بزرگ تا اشتباه بزرگ «فرزند کمتر زندگی بهتر»/ دو کاری که باید انجام داد تا از خطر رشد منفی جمعیت فاصله بگیریم
در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد اشتباهی بزرگ در سیاستگذاری‌های کلان کشور به وقوع پیوست و طی یک فرهنگ‌سازی گسترده، «فرزند کمتر، زندگی بهتر» تبلیغ و نهادینه شد. نتیجه این شد که تناسب جمعیتی به هم خورد و علاوه بر کاهش جمعیت، کشور به سمت سالمندی حرکت...
عیدانه‌ای با شهید مدافع حرم «سید مهدی موسوی»:
همسر شهید: لحظه تحویل سال از خداوند برایش شهادت خواستم، دوست داشتم به آرزویش برسد
لحظه سال تحویل بهترین حس و حال معنوی را داشتیم. بعد سال تحویل سید مدام به من می‌گفت: خانم دعا کردی؟ برام دعا کردی که توفیق پیدا کنم دوباره به سوریه بروم. گفتم: بله دعا کردم خیالت راحت. گفت: «بگو دقیقاً چی گفتی.» گفتم: بین من و امام رضاست. کمی کنجکا...
آغاز عملیات بزرگ مردمی «نسیم کرامت رضوی» در خوزستان+ تصاویر
بنیاد کرامت امام رضا علیه السلام وابسته به آستان قدس رضوی، تلاش دارد تا با تکیه بر الطاف الهی و استمداد از نام مبارک حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، با سازماندهی نهضت خدمت رسانی مردمی برای محرومین در عرصه رفع محرومیت در پنج حوزه فرهنگی، تربیتی،...
عیدانه‌ای با شهید مدافع حرم «محرم ترک»؛
همسر شهید: قبل از رسیدن عید دغدغه خانه‌تکانی داشت؛ نگران من بود دست‌تنها کاری نکنم
قبل از تحویل سال قرآن می‌خواند و بعد قرآن را دست من می‌داد تا من هم بخوانم. بعد از سال تحویل تلفن را بر می‌داشت و به مادرش زنگ می‌زد و تبریک می‌گفت. به پدر و مادر من هم زنگ می‌زد، بعد شروع می‌کرد برنامه‌ریزی که کجاها باید برویم. معمولاً اول خانه پدر...
عیدانه‌ای با شهیدان «امینی» و «پورهنگ»؛
همسر شهید امینی: می‌گفت 10 عید هم که شده به خواستگاری‌ات می‌آیم تا پدر راضی شود/ همسر شهید پورهنگ: سال تحویل و جشن شروع زندگی‌مان یکی شد، یک جشن باشکوه کنار هزاران زائر
حسین دست به جیبش انداخت که عیدی‌ها را دربیاورد، اما از عیدی‌ها خبری نبود. به جیب دیگرش نگاه کرد، ته‌اش پاره بود. باتعجب گفت: "یعنی چه؟ اینجا چه خبراست؟ جیبم هنوز پاره است. پول‌ها نیستند". هیچی! خیاط به جای جیب پاره، جیب سالم راچرخ کرده بود....
عیدانه‌ای با شهید ابوالفضل راه چمنی؛
همسر شهید: یک سال که آقا ابوالفضل ماموریت نبود برایش جشن تولد گرفتم گفت شهدا قبل از رفتنشان اتفاق خاصی برایشان می افتد که تو هم برایم تولد گرفتی/ ایام عید که تماس گرفت، گفت تو در قدم هایی که من برمی دارم شریک هستی
آقا ابوالفضل دوربین را روشن کرد و گفت : خانم این عکس نگاه کن.گفت : ببین این شهید چقدر شبیه من هست.دوربین گرفتم و به عکس شهید نگاه کردم.به آقا ابوالفضل گفتم : واقعا شبیه هم هستید.به من گفت : این عکس را به کسی نشان نده.و این ماجرا را برای کسی تعریف نکن...
تولیت آستان قدس رضوی در مراسم عیدانه فاطمی
آیت الله رئیسی: آستان قدس به عرصه گره گشایی از زندگی محرومان ورود پیدا کرده است/اقدام و عمل جهادی با روحیه انقلابی ویژگی بسیجیان فعال در حوزه محرومیت زدایی
تولیت آستان قدس رضوی اقدام و عمل جهادی با روحیه انقلابی را ویژگی بسیجیان فعال در حوزه محرومیت زدایی برشمرد و بیان کرد: همان‌هایی که در دوران دفاع مقدس آن حماسه‌های جاوید را رقم زدند و در برابر دشمنان ایستادند، امروز نیز نمی‌توانند فقر یک خانواده را ت...

صفحات

آخرین اخبار اجتماعی